Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳۸٥/۱۱/٧ :: ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ

عشقم

  • آرش: مامان آرزو ِ من؟!! مامان آرزو ِ من؟!!
  • من:  (اول باورم نشد آنچه را كه شنيده بودم٬ دوباره گوش دادم)
  • آرش: مامان آرزوي من  

فدات بشم عزيز قشنگم. دوستت دارم هزار هزار  درد و بلات به جونم

اميدم

  • خاله فهيمه: آرش تو عشق مني.
  • آرش: نه من عشق مامان آرزو اَم  
  • بابا جلال: آرش تو چيه مني؟!
  • آرش: نخود

آرش قشنگ مامان

اينروزها در حال در حال آموزش اعداد به آرش هستم٬ البته فكر كنم هنوز يك كمي زود است چون مثل هميشه زود ياد نگرفته ولي خوب دارم سعي خودم را ميكنم. يكسري كف‌پوش از دوبي براش آورديم كه اعداد 0 تا 9 هستند و به صورت پازل و مستطيلي شكل به هم وصل ميشوند. آنها را با كمك آرش وصل كرديم و جلوي تختش گذاشتيم. (البته يك حسني كه داشت اين بود كه ديروز ديدم پازلهاي دو تكه‌اش را خيلي راحت به هم وصل ميكنه در حاليكه قبلاً كمي باهاشون كلنجار ميرفت و ميداد به من و ميگفت: آرش بلد نيست وصلشون كنه مامان شما وصل كن )

در ضمن يك بازي جديد هم اختراع كرديم كه عدد بازي نام داره و شرح بازي:

  • من: آرشم دو كدومه؟!
  • آرش: دو؟!! كجائي؟!! بعد يك نگاهي به اعداد ميكنه و ميره توي دو ميشينه البته گاهي هم سربه‌سرم ميذاره و اعداد مختلف را نشانم ميده و ميگه: اينه؟! اينه؟ بعد كه من  نگاهش ميكنم ميره توي دو ميشينه  الان فعلاً دو و سه را خوب يادگرفته بقيه را قاطي پاطي ميكنه.

هر وقت همش را يادگرفت فيلمش را براتون ميذارم

روزتـــــــــون به خيــــــــــر و ايــــــــــــام به كـــــــــــــــــام



موضوع مطلب :