Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳۸٩/۱٢/٢۱ :: ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ

۵شنبه ظهر مرخصی گرفتم و بدو بدو شروع شد تا ساعت 4 که آرش را از سالن ژیمناستیک برداشتم. با هم رفتیم امارات مال. ناهار خوردیم و بک کمی وسائل تزئینی تولد خریدیم و بعد رفتیم کلاس پیانو.

بعد از کلاسش رفتیم نان لواش ایرانی بخریم که یک آن چشمم خورد به ماشین و دیدم بله یک راننده نه چندان محترم در عقب و گلگیر عقب را داغون کرده و رفته!!! بدون هیچ نشانی!!! من هم که از صبح صد جا رفته بودم اصلاً نتونستم حدس بزنم که کجا این اتفاق افتاده ولی حالم شدید گرفته شد.

خلاصه با حال گرفته رفتیم دنبال باباجلال. آرش توی راه خوابید. از خواب بودنش استفاده کردیم و اول کادوش را خریدیم و بعد رفتیم کارفور. 12:30 بود که درب و داغون رسیدیم خانه.

کمی جمع و جور کردم و بیهوش شدم.

صبح زود بلند شدیم و باباجلال رفت سرکار من هم شروع کردم به نظافت و آرش هم مثل همیشه مشغول بریز و بپاش.

تا 12 مشغول بودم بعد کلاس آنلاین داشتم. آرش را گذاشتم تو سالن با کلی نصیحت که شیطنت نکنه و سر و صدا نکنه و تا دو مشغول درس دادن بودم بعد دوباره مشغول تمیز کاری و نظافت و آماده شدن.

جشن تولد آرش را در کنار ماهــــا، مــــهناز، عسل بانو و همسرش جشن گرفتیم. جای همگی خالی در کنار دوستان بهمون خیلی خیلی خوش گذشت. حسابی هم آرش را همگی خجالت دادند. دستتون درد نکنه. انشاءالله به شادی هاتون بتونیم جبران کنیم.

ما برای آرش امسال به پیشنهاد باباجلال یک Portable DVD Player ال جی گرفتیم که بسیار مورد پسندش واقع شد. حتی توی ماشین هم تمام مدت همراهش هست و از وقتش نهایت استفاده را میکنه.

پ.ن:

بدون شرح چشمک

شرح ماجرا در پست بعد. ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / تولد