Lilypie Kids Birthday tickers

گزارش سفر - قسمت دوم - وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed

شنبه شب از منزل نورا خانم با پارسا و پویا برگشتیم منزل مامانی ثریا. بچه ها کارتون Megamind را دیدند و بعد بیهوش شدند. تا ظهر آنجا بودیم و بعد که خاله الهه آمد بچه ها را بردیم HyperStar. مامانی ثریا برای پارسا و پویا یک XBox مدل مال آرش خریدند و همانجا ناهار خوردیم.

مامانی و دالتونهای شیطون

بعد خاله الهه من و آرش را رساند منزل مامان بزرگ آرش. عمه شبنم، عمه شادی، عمه شیما و آوا را هم دیدیم.

آرش، بردیای عمه شراره، آوای عمه شیما

وروجکها حسابی با هم بازی و شیطنت و بدو بدو کردند.

شب باغ گیلاس مهمان عمه اعظم بودیم. الهه اینا آمدند دنبالمون. رفتیم باباجلال و عموامیر را از سرکار برداشتیم و همگی پیش به سوی باغ گیلاس. شب خوبی را گذراندیم.

من و الهه و زهرا جون تمام مدت مشغول بچه داری بودیم و جلوی شیطنت دالتونها و کیمیا عسلی را می گرفتیم البته تا جائیکه امکان داشت.

بعد برگشتیم منزل خاله الهه اینا تا باباجلال بازی بچه ها را راه اندازی کنه. بعد که وصل شد شیطونکها یک دوری بازی کردند و چون دیر وقت بود خوابیدند.

صبح همه رفتند سرکار من ماندم و سه تا وروجک شیطون. تا ظهر با Xbox سرگرم بازی بودند. البته گاهی هم کار به دعوا و کتک کاری میکشید نیشخند عصری خاله الهه ما را رساند منزل مامان بزرگ آرش.

شام منزل دائی خلیل باباجلال دعوت داشتیم. آرش تا بعد از شام خواب بود و بعد به زور بیدارش کردم تا یک کوچولو با آوا بازی کنه. بعد از آنجا شب دوباره برگشتیم منزل مامان بزرگ آرش.

پ.ن: آرش طبق معمول همیشه که سفر میائیم سرما خورده آب ریزش بینی شدید داره، صداش هم کمی دورگه شده. امیدوارم این بیماری مثل همیشه به خروسک منجر نشه که گرفتار میشیم.



موضوع مطلب : آرش / تهران / دالتونها