Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram

تا سه شنبه بعدازظهر منزل مامان بزرگ بودیم. بعد خاله الهه و دالتونها آمدند دنبالمون. رفتیم عید دیدنی منزل پدربزرگ دالتونها. توی راه آرش خوابید و عیددیدنی بعدی را در خواب گذراند. برای شام هم منزل خاله نازیِ باباجلال دعوت بودیم و شب هم همانجا ماندیم.

چهارشنبه صبح من آرش را گذاشتم پیش خاله اینا و رفتم اکباتان خرید و برگشتم. بعد از ناهار خاله الهه و پارسا پویا آمدند دنبالمون رفتیم دنبال باباجلال اینا.

خاله الهه با سه تا وروجک شیطون رفتند خانه. ما هم رفتیم عصرنشینی منزل یکی از دوستان باباجلال. جای همگی خالی کلی هم گفتیم، خندیدیم و سربه سر عمومحمد گذاشتیم.

از آنجا برگشتیم منزل خاله الهه. سریالهای فارســــی و ا ن را دیدیم و بعد رفتیم منزل مامان بزرگ آرش.

صبح من و باباجلال رفتیم دنبال یکی دو تا کار بانکی و بعد برگشتیم منزل مامان بزرگ ناهار خوردیم تا عصری بودیم. من رفتم اکباتان حاضر شدم و آرش هم با باباجلال و مامان بزرگ اینا رفتند دو سه جا عید دیدنی.

بعد آمدند دنبال من و رفتیم منزل خاله الهه اینا. شب همانجا بودیم.



موضوع مطلب : آرش / تهران / دالتونها