Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳۸٥/۱۱/۱٤ :: ۱:٢٤ ‎ب.ظ

وروجك

  • روز: شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۵
  • مكان: اتاق مامان و بابا = بالش مامان آرزو
  • ساعت: ۵:۱۷ بامداد
  • توضيح: بـــــدون شرح (خودتون ميتونيد تصور كنيد تو اين وضعيت مامان آرزوي بيچاره كجا خوابيده!!!! احتمالاً به پائين تخت پرتاب شده ديگه نه!؟!! )

پ.ن.۱: بابا جلال خيلي بهتر شده. ممنون از همه دوستان و اظهار لطفشون

پ.ن.۲: ديروز ديدم بابا جلال و آرش جون صداشون كمي بالاتراز حد معمول رفته.

  • من: آرش؟ بابا جلال شما را دعوا كرد؟
  • آرش: من و بابا جلال دعوا نمي‌كنيم. داشتيم با هم شوخي ميكرديم
  • من:

 پ.ن.۳:  ديگه وروجكم اعداد از ۰ تا ۹ اعداد را كامل ياد گرفته و يكي از بازيهاي موردعلاقه‌اش همان عدد بازي است.

ديشب رفته بوديم خانه عمو ممد. سوار آسانسور كه شديم

  • من: آرش جان ۴ را بزن.
  • آرش: كدومه؟!!
  • من: نميدونم مامان٬ نگاه كن ببين كدامه همان را بزن.
  • آرش: يك مكثي كرد بعد دكمه چهار را فشار داد


موضوع مطلب :