Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳٩٠/٤/٢۳ :: ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ

چهارشنبه ساعت 1:50 به وقت دبی به سمت هلند پرواز کردیم. با Austrian Airlines  شش ساعت و نیم توی راه بودیم تا رسیدیم اتریش. آرش تا ساعت 3 یک فیلم کمدی نگاه میکرد و میخندید بعد دیگه خوابش برد تا رسیدیم اتریش. من و جلال هم بیشتر راه را خواب بودیم.

یک ساعت توقف در فرودگاه اتریش داشتیم و بعد با یک هواپیمای کوچکتر دو ساعت بعد فرودگاه آمستردام بودیم. تمام راه را آرش خوابید.

پرستو دختر عمه ام با همسرش آمدند دنبالمون. هوا بسیار بسیار سرد و بارانی بود.

رفتیم سمت منزلشون تو شهر Zeist. شهر بسیار زیبا، سبز و قشنگی است. تا بعدازظهر خانه بودیم و استراحت کردیم. بعد قدم زنان رفتیم سمت  Centrum نزدیک خونه شون.

قدم زدیم و گشتیم. جالبه که درست برعکس دبی بود. بیرون سرد و یخی، تو مغازه ها گرم و خوب بود. زبان

برگشتیم خانه. یک استراحت کوتاه کردیم و رفتیم گردش. یک منطقه بود پر از آهو.

آرش حسابی باهاشون کیف کرد و میرفت براشون برگ جمع میکرد و می داد میخوردند.

شب هم از خستگی بیهوش شدیم. ماچ

روز دوم را هم با پرستو رفتیم Utrecht. باران، سرما و باد خیلی سردی می وزید. خلاصه که تعطیلات تابستانی تبدیل به تعطیلات زمستانی شد.

یک چتر کوچولو براش گرفتیم. دیگه خودش را با چتر و باران بازی خفه کرد.

پ.ن: الان تو وبلاگ هستی جون خوندم که وبلاگ آرش سوم شده از محبت تک تک شما عزیزان که به وبلاگ شیطونکم رای دادید تشکر میکنم و به نوشین جون و مامان زهرا نازنازی عزیز هم صمیمانه تبریک میگم. ماچ



موضوع مطلب : آرش / هلند / سفر