Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳٩٠/٥/٤ :: ٢:٤۸ ‎ق.ظ

یکشنبه باران بسیار شدیدی بارید. تصمیم گرفتیم بریم استخر. انگار که همه همین تصمیم را گرفته بودند. از بس شلوغ بود پشیمان شدیم و همان دور و برها تو یک جنگل بسیار زیبا زیر بارون، تو ماشین ناهارمون  را خوردیم، چرخیدیم و برگشتیم خانه.

شب که سایتهای هواشناسی را چک کردیم متوجه شدیم هوای فردا آفتابی و معرکه است برای همین تصمیم گرفتیم بریم Efteling  یا همان شهربازی خودمون. با ماهـا هم تماس گرفتیم و قرار گذاشتیم.

دوشنبه صبح ساعت 11 رسیدیم Efteling. ماهـا کمی قبل از ما رسیده بود. با هم رفتیم داخل.

جای همگی خیلی خیلی خالی واقعاً محشر بود. محیط بسیار زیبا، بازیهای مهیج و جذاب، آب و هوای خوب، از شانس خیلی هم خلوت و عالی بود و تونستیم بازیها را یکی یکی با هم یکبار یا دو بار انجام بدیم.

آرش و ماهـا

و

اولین بازی یک ترن هوایی بود که با سرعت پائین میامد و وارد آب میشد و کمی خیس میشدی. حداقل قد برای این بازی 120سانتیمتر بود که آرش قدش کوتاهتر بود در نتیجه من و آرش خوش آخلاق منتظر نشستیم تا بقیه بیایند.

 

آرش گریان با لب و لوچه آویزان زیر متر 120 سانتی متری

بعد از کمی بازی  بازی و خنده دوباره خوش اخلاق و مشغول شیطنت شد.

بعد که همه آمدند رفتیم سراغ بازی بعدی که یک ترن هوائی بود و آرش هم میتونست سوار بشه. واقعاً وحشتناک بود.

آرش در صف انتظار جهت سوار شدن در ترن هوائی

اینم یک نما از ترن هوائی که خیلی سریع و وحشتناک بود. آرش کمی رنگش پریده بود ولی لذت برد و گفت که اصلاً نترسیده.

برای بازی بعدی هم آرش قدش کوتاه بود. ما نشستیم تا بقیه آمدند و ناهار خوردیم و مشغول ادامه سیاحت شدیم.

بعد از ناهار من، آرش و پرستو سوار این بازی شدیم و باباجلال و ماهـا و بقیه سوار بازی زیر شدند.

 آرمان و ماهـا که دو سه باری سواری کشتی شدند و لذت بردند.

بعد همه با هم رفتیم سوار یک قایق شدیم که با موج های خروشان حرکت میکردند و گاهی خیس میشدیم و در مجموع خیلی جالب بود. تقریباً شبیه تیوب سواری در پارک آبی آتلانتیس بود.

بعد رفتیم سراغ یک قسمت که با قایق از داخل کشور مراکش عبور میکرد. خیلی زیبا قسمتهای مختلف شهر را ساخته بودند و بسیار لذت بخش بود.

بعد رفتیم قسمت Lego که خودش یک شهر کوچک و بسیار زیبا بود.

از آنجا که دوربین رفیق نیمه راه شد گزارش افتلینگ نصفه کاره ماند تا عکسهای ادامه ماجرا به دستم برسه.

ادامه دارد....



موضوع مطلب : آرش / گزارش سفر / هلند