Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳٩٠/٧/٢ :: ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ

جمعه شب منزل خاله شهزاد دعوت داشتیم. 7:40 بود که رسیدیم. از آنجائیکه من بسیار فراموش کار هستم مایو آرش را فراموش کرده بودم ببرم، آخر سر با یک شلوارک و عینک شنای شارین راهی استخر شد. 

با اینکه استخر خیلی بزرگ نبود، فکر میکردم آرش تنهائی تو قسمت عمیق نره ولی خیلی راحت شیرجه میزد و میپرید تو آب و ...

اولین بار بود که این تنهایی را تجربه میکرد و خیلی عالی بود. کلی هم با شارین آب بازی کردند و به زور هر دو را از آب آوردیم بیرون.

 بعد از آب هم به هوای همدیگه و رقابت کلی شام خوردند و بدو بدو کردند.

شب خیلی خوبی را در کنار خاله شهزاد گل و خانواده شون گذراندیم.

شنبه صبح باباجلال رفت سر کار و من و آرش یکی دو ساعتی مشغول مرور درسهای هفته گذشته شدیم. بعد رفتیم Dewa برای کارهای انتقال آب و برق آپارتمان جدید. تمام مدت که تو نوبت بودیم، من و آرش به نوبت Angry Bird بازی کردیم و اصلاً متوجه نشدیم زمان چطوری گذشت. کارمون که تمام شد رفتیم امارات مال پیش خاله شهزاد اینا.

طبق معمول خاله شهزاد آرش را با کلی اسباب بازی جدید شرمنده کرد! دست گلت درد نکنه. قلب

تا عصری با هم بودیم. آرش وسط کار کلاس نقاشی ش را رفت و برگشت. بعد نزدیک 7 بود که بردیم رسوندیمشون و برگشتیم خانه. روی دور تند شامش را حاضر کردم و ... 8:30 بود که دیگه شیطونکم خوابید.

خاله شهزاد مرسی بابت  . خیلی خیلی دوستش دارم. ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان