Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳٩٠/٧/۳٠ :: ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ

سه شنبه چون باباجلال حسابی گرفتار کار شد، من یکی دو ساعت مرخصی گرفتم. رفتم آرش را بردم کلاس شنا و سریع برگشتم خانه. عمه مژگان و عمه شبنم را برداشتم، نیما را هم برداشتیم و رفتیم فرودگاه. سفر کوتاه عمه ها به سرعت تمام شد و آرش حسابی از رفتنشون دلگیر بود و یک کوچولو بغض داشت.

اما اخبار آخر هفته:

  1. دیکته و ریاضی ذهنی این هفته را نمره کامل گرفته بود.
  2. 5شنبه کلاس پیانو جالب نبود برای اینکه یک بار هم تمرین نکرده بود.
  3. 5شنبه شب ماها آمد خانه ما و تا شنبه صبح مهمان ما بود.
  4. جمعه ظهر حاضر شدیم و رفتیم دبی مال. سینما فیلم Johney English Reborn مستر بین را دیدیم. خیلی کمدی  و بانمک بود.
  5. جمعه شب رستوران آبشار جمیرا جشن عروسی خودمونی یکی از همکاران من دعوت بودیم که خوش گذشت و آرش با یک وروجک دیگه که هم سن و سال خودش بود حسابی آتش سوزاند.
  6. اخبار شنبه جداگانه و در پست بعدی.

پ.ن.1: آخرین خبر وروجکی اینکه شیطونکم کمی خروسکی شدهناراحت طبق معمول متفکر

پ.ن.2: نتیجه تلاش پسرک برای اینکه درست شبیه باباجلالش لباس بپوشه چشمک



موضوع مطلب : آرش / دبی / بیماری