Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳٩٠/۸/٧ :: ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ

5شنبه کلاس پیانو فوق العاده بود و معلمش خیلی ازش راضی بود چون تو طول هفته حسابی تمرین کرده بود. بعد از کلاس، به آرش گفتم بیا بریم واکسن آنفولانزا بزنیم. همانجا درمانگاه بود و رفتیم. آرش خودش تند تند به مسئول آنجا گفت و مدارک بیمه را دادیم و وقتی رفتیم داخل اتاق، آرش خواست که اول برای او بزنه و بعد برای من!!!! خلاصه خوابید روی تخت در کمال ناباوری هیچ گریه ای هم نکرد و مثل یک پسر شجاع واکسنش را زد و خوشحال و خندون از مطب خارج شد.

یادمه یکبار برای واکسن آنفولانزا با خاله نیلوفر و نازنین فاطمه رفتیم مطب دکتر ناطقیان. هر دو تا وروجک مطب را روی سرشون گذاشته بودند؟!!! یادته نیلوفر؟!!!!!

اعتماد به نفس آرش وقتی تو محیطهای انگلیسی زبان است بسیار بالاست و کلی با همه گرم میگیره و بگو بخند میکنه و از حالت خجالتی بودن درمیاد. آنجا هم بعد که رفتیم حساب کنیم، کلی با مسئولش شوخی کرد و سر به سرش گذاشت و آخر سر یک چیپس از خانمه جایزه گرفت.

از امروز معلم فارسی آرش آمد و  یک ساعتی باهاش فارسی کار کرد. فارسی اول دبستان. وقتی رفت آرش کلی خوشحال بود. خیلی علاقه مند است که هر چه زودتر خواندن و نوشتن فارسی را یاد بگیره همین کمکش میکنه که با سرعت پیشرفت کنه.

پ.ن: امتحانات دوره ای دوم مدرسه از 5شنبه شروع شد. نمیذارند این طفلکی ها یک نفس بکشند!!!!

 



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی