Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram

سه شنبه صبح با زن عمو مهین رفتیم تا دریاچه نزدیک خونه شون در Radolfzell. 

کمی قدم زدیم و گشتیم تا نزدیک ناهار که برگشتیم.

تا ناهار آماده بشه ما رفتیم مک دونالد که اینترنت رایگان داشت و آنلاین شدیم، با جلال صحبت کردیم و برگشتیم خانه.

ناهار و خواب بعد از ناهار و بعد هم با عمو مسعود و مهین خانم رفتیم یک شهر نزدیک. با ماشین رفتیم داخل کشتی شدیم و با کشتی رفتیم سمت شهر میدلزبورگ.

و

آرش با لب و لوچه آویزان دنبال مرغابی ها.

میخواست بهشون غذا بده دریغ از یک مرغابی روی دریاچه!!! خلاصه خدا رحم کرد که وقتی پیاده شدیم دو سه تا پیدا کردیم و آرش بهشون غذا داد و اخمهاش باز شد.

یواش یواش و قدم زنان تا آن بالا بالاها رفتیم و برگشتیم پائین. دیگه مسیر برگشت را با کشتی برنگشتیم و از چندین و چند شهر گذشتیم تا به رادولفزل رسیدیم.

از آنجا که  بی اینترنتی خیلی سخت و زجرآور است، ما دوباره قبل از شام رفتیم مک دونالد یک ساعتی اینترنت بازی کردیم و برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / گزارش سفر / آلمان