Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳٩۱/٥/۱٦ :: ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ

ما بالاخره برگشتیم سر خانه و زندگی مون.

کمی سخت بود از دمای بیست و چند درجه به دمای چهل و شش درجه دبی برگشتن با این حال داریم یواش یواش دوباره عادت میکنیم.

پرواز طولانی بود ولی من و آرش هر دو سرمون را با فیلم دیدن گرم کردیم و تا خود دبی مشغول تماشا بودیم و اصل طول راه را احساس نکردیم.

10 صبح راه افتادیم و یک ساعت تو فرودگاه اتریش توقف داشتیم و 10 شب هم رسیدیم دبی. آرش وقتی باباجلالش را دید حسابی هیجان زده شد و بعد از کلی ذوق کردن، یکدفعه رفت تو خودش و غمگین شد با بغضی سنگین.

با تعریف کردن از خاطرات سفر برای بابایی از آن حالت خارجش کردیم. بعد هم گفت که نمیتونه دوباره یک سال صبر کنه تا خاله پرستو را ببینه!

خاله پرستوی گل مرسی بابت همه چیز. به من و آرش خیلی خیلی در کنار شما خوش گذشت. امیدوارم که بتونیم جبران کنیم. ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / گزارش سفر