Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳٩۱/٧/۱٥ :: ٩:٠۱ ‎ب.ظ

آرش 5شنبه برای خودش پارتی گرفته بود. از اول هفته برای ماهـا یک کارت دعوت نوشته بود که بیاد دو سه روز پیش ما بمونه! بعد از کلاس پیانو رفتیم دنبال ماهـا. 

جمعه تا نزدیک ظهر خوابیدیم. بعد از صبحانه خانم معلم فارسی آرش آمد و بالاخره تشدید را بهش یاد داد. بعد از کلاس فارسی، باباجلال را رساندیم سرکار و من و آرش و ماهـا رفتیم امارات مال کارفور خرید هفتگی. عصری بود که دیگه برگشتیم خانه.

شام درست کردم و یک فیلم دیدیم و خوابیدیم.

شنبه صبح ماها را رساندیم سرکار. بابا جلال را هم نزدیک ایستگاه مترو پیاده کردیم تا بره مدرسه صبا. من و آرش هم رفتیم کلاس ژیمناستیک که خیلی عالی بود.

از این هفته کلاس شنا هم شروع شد. مربی آرش همان Ms. Gen است ولی محل استخرش از Emirates Gulf Club به Sheraton Beach Hotel تغییر کرد. 

از آنجائیکه رم دوربین را تو کامپیوتر جا گذاشته بودم عکسی از کلاسهای امروز ندارم.

بعد از کلاس با هم دوتائی رفتیم پارک صفا. کمی چرخیدیم و بعد رفتیم امارات مال کلاس نقاشی. نقاشی شون این ترم سریال شده، یک تابلو را باید تو چهار جلسه تمام کنند و هر هفته یک قسمتی ش را انجام میدن. آرش زیاد از کار خودش راضی نیست و میگه جالب از آب در نیامده!!

شیطونکم بعد از یک روز پر از کار و فعالیت دوش گرفت تا خستگیش در بره، پیانو زد کیفش را مرتب کرد، تمرینات فارسی را انجام داد، بعد به خودش یک برچسب جایزه داد و مشغول کارتون دیدن شد. عاشقتم عزیزدلم. خسته نباشی قلب

دیروز موقع صبحانه خوردن داشت شیطنت میکرد. من اخمهامو کردم تو هم و زل زدم تو چشمهاش که بشینه و صبحانه را تمام کنه. یک نگاه شیطون بهم کرد و با لحن سید در کارتون عصریخبندان گفت: چشمهات چقدر عسلیه زبان

دیگه نتونستم به اخم کردن ادامه بدم ابلهقهقهه



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی