Lilypie Kids Birthday tickers

آرش - وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
۱۳٩٦/٦/٢٠ :: ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ

شنبه‌ آخرین روز تابستان، با آرش راهی دبی‌مال شدیم و دوتایی رفتیم سینما. انیمیشن Captain Underpants را تماشا کردیم. بد نبود و آن‌چنان چنگی به دل نمی‌زد.

پ.ن: ترم جدید کلاس پیانو هم شروع شده. قرار شد که به صورت تفریحی تمرین کنه و میس الکساندرا زیاد به‌ش فشار نیاره که بیشتر از این زده نشود.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما
۱۳٩٦/٦/٢٠ :: ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ

مدت‌ها بود که تصمیم داشتیم تیم شنای آرش را عوض کنیم ولی خودش تمایلی نشان نمی‌داد و به خاطر دوستان‌ش مایل بود که همان‌جا با ابسولوت بماند.


آخر ترم وقتی که معلوم شد دوباره مربی عوض شده و منیر هم از ابسولوت رفته!!! آرش که از روش منیر خیلی راضی بود، خودش اظهار تمایل کرد که به تیم جدید منیر بره و ما هم از فرصت استفاده کردیم و سریع جابجاش کردیم. دو سه تا حسن داشت این جابجایی یکی این‌که مربی معرکه و آشنا بود و آرش باهاش راحت بود. دومی اینکه خیلی از دوستان قبلی‌ش که در German School با منیر تمرین می‌کردند هم به تیم جدید آمده بودند و آرش تنها نبود. تنها مشکل‌ش دوری محل تمرین‌ش نسبت به خانه‌ی ماست که سعی کردیم یک راه حل خوبی براش پیدا کنیم که زیاد اذیت نشیم.

حالا در تیم جدید آرش یک شناگر معمولی بین یک عالمه شناگر بهتر از خودش هست که انشاءالله بتوانند به آرش انگیزه‌ی لازم برای پیشرفت بیشتر را بدهند. 


تابستان فرصت خوبی بود. دو هفته با خود منیر خصوصی روی کرال سینه و قورباغه کار کرد تا اشکالات تکنیکی اساسی که روی این دو استروک داشت را برطرف کند. بعد تعطیلات بود که بخور و بخواب باعث شد که پسرک حسابی از فرم خارج و تپلی مپلی شود.

سه هفته آخر تابستان هم 5 روز پشت سر هم هر هفته تمرین داشتند که آرش 12 جلسه از 15 جلسه را شرکت کرد و حسابی لذت برد.

از یک‌شنبه ترم جدید به همراه مدرسه شروع شد. آرش را منیر عضو تیم اول گذاشته که از هفت جلسه تمرین شنا و بدن‌سازی در هفته 5 جلسه را حداقل باید شرکت کند. تنها روزی که تمرین صبح دارند دوشنبه‌هاست. جمعه بدن‌سازی دارند و شنبه‌ها تعطیل هستند. برنامه‌مون نسبت به پارسال کمی فشرده‌تر است!



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / oaktraining

قرار بود جلال سه چهار روزه بره تهران و برگرده ولی ناگهانی جور شد و من و آرش هم راهی شدیم تا من بتوانم به یکی دو کار مربوط به شرکت‌مون در تهران برسم. سه‌شنبه شب با پرواز ماهان راهی تهران شدیم. عموامیر و پارسا پویا آمده بودند فرودگاه دنبال‌مون. حدود 1 بعد از نیمه شب بود که رسیدیم منزل بابا.

این چند روز آرش همش مشغول بازی با پسرخاله‌ها، پسرعمه‌ها و دختر عمه‌ش بود. جلال مشغول دید و بازدید اقوام بود و من هم گرفتار کار.

جمعه صبح زود با یک قرار صبحانه داشتم در کافه ژوان که دیدار دوستان بعد از مدت‌ها خیلی لذت‌بخش بود و حسابی چسبید. 

مثل همیشه این سفر کوتاه هم به چشم بهم‌زدنی گذشت و شنبه بعدازظهر برگشتیم خانه.

البته جزء معدود سفرهایی بود که من دست به دوربین نزدم و تقریبا هیچ عکسی از این سفرِ کوتاه ندارم!!



موضوع مطلب : آرش / گزارش سفر / تهران / قرار وبلاگی

سه چهار روز بعد از اینکه ما از تهران برگشتیم خاله الهه، عموامیر و پارسا پویا آمدند پیش ما. آرش از خوشحالی روی ابرها بود.

5شنبه بعدازظهر رفتیم فرودگاه شارجه استقبال‌شون و مهمانان عزیزمون سریع آمدند و راهی خانه شدیم. بعد از جابجایی وسایل و رفع خستگی، دسته‌جمعی رفتیم ابن‌بطوطه و تا دیروقت آنجا بودیم.

قسمت خوبِ ماجرا این بود که دانشگاه هم تعطیلات تابستانی بود و جلال وقت‌ش کامل آزاد بود. 

برای جمعه به صورت سورپرایزی برای پسرها، یک روز هتل Lapita را رزرو کرده بودیم که یک هتل جدید و بسیار زیبا در منطقه‌ی Dubai Parks and Resorts بود و علاوه بر شام و صبحانه، دسترسی به تمام پارک‌های اون منطقه را برای دو روز داشتیم. سه تا اتاق گرفتیم و علاوه بر خودمون، ماهــا هم همراهی‌مون کرد.

جمعه صبح الی را بردم برای مانیکور و پدیکور و دو تایی کلی خوش گذروندیم. بعد از یک ناهار جمع و جور و سرپایی وسایل‌مون را جمع کردیم و راهی هتل شدیم.

و

و

و

و

بعد از پذیرش و گرفتن اتاق‌ها مشغول گشت در هتل شدیم. با اینکه هوا خیلی خیلی گرم بود ولی هتل بی‌نهایت زیبا و دیدنی بود و نمی‌شد از لذت تماشای قسمت‌های مختلف گذشت. اتاق‌ها هم تمیز و عالی بودند.

بعد از جاگیر شدن در اتاق‌هامون، اولین پارکی را که انتخاب کردیم پارک آبی لگولند بود که تا ساعت 7 بیشتر باز نبود. تا نزدیک 7 مشغول آب‌بازی، سرسره‌بازی و اینا بودیم و تو اون گرمای بی‌نهایت کلی خوش گذروندیم. بعد در راه برگشت ریورلند را هم تماشا کردیم و برگشتیم هتل.

و

شام بوفه‌ی رستوران هتل بود و تنوع‌ش خیلی خوب بود. بعد از شام هم قدم‌زنان برگشتیم اتاق‌هامون و کلی از دست عموامیر و کارهاش خندیدیم.

و

صبح بعد از صبحانه، تا نزدیک ظهر در استخر به بازی گذشت که همه تقریباً سوختند (سفیدها بیشتر). فقط یکی از اتاق‌ها را نگه داشتیم.

و

بعد از استخر رفتیم وسایل‌مون را جمع کردیم، دوش گرفتیم و آماده شدیم. چمدان‌ها را به هتل تحویل دادیم و راهی ریورلند شدیم. ناهار را در McDonalds همان‌جا خوردیم و بعد راهی Motiongate شدیم.

موشن گیت هم به سبک یونیورسال سنگاپور و دیزنی لند پاریس بود: زیبا و بسیار دیدنی با ترم از خروجی هتل دو سه دقیقه‌ای رفتیم تا رسیدیم به Motiongate.

و

و

و

اول قسمت Smurfها بود که سوار ترن هوایی شدیم و من شجاع کلی جیغ جیغ کردم و دیگه بعدش هیچ کدام از ترن‌هوایی ها را سوار نشدم. نیشخند 

بعد هم Columbia Pictures و Dreamworks و ... را دیدیم. رودخانه خروشان را خیلی دوست داشتیم. خلاصه تا حدود 9 شب آنجا بودیم و خیلی خیلی خوش گذشت.

و

و

خلاصه که دو روز و یک شب خیلی به یادماندنی‌ای شد برای همه‌مون.

بعد رفتیم بار و بندیل‌مون را از پذیرش تحویل گرفتیم و راهی خانه شدیم.

من از یکشنبه صبح راهی شرکت شدم و جلال با بچه‌ها صبح‌ها به جیم و استخر و ورزش و بعدازظهرها هر روز یک طرفی می‌رفتند. من هم کارم تمام می‌شد بهشون ملحق می‌شدم و تا نیمه شب بیرون بودیم. این برنامه کل هفته تکرار شد.

5شنبه که تولد الهه بود عصری با ترم راهی JBR شدیم و تولدش را در Bob's جشن گرفتیم. 

جمعه ظهر هم Nandos رفتیم و بعدازظهر رفتیم ساحل JBR و شب هم ماها آمد مهمونی که کیک بازی کردیم و تولد خواهری را جشن گرفتیم.

و

شنبه صبح بعد از صبحانه با دلی غمگین راهی فرودگاه شارجه شدیم و مهمونامون را به سلامتی راهی تهران کردیم و خودمون دلتنگ برگشتیم خانه. آرش یکی دو روز هم بهانه‌گیری کرد تا دوباره عادت کرد به تنهایی‌ش.



موضوع مطلب : آرش / مهمان / staycation / دبی

از طرف شرکت من مامور شدم و یک هفته تهران کار داشتم. با آرش جمعه و با ایرعربیا راهی تهران شدیم. پرواز خیلی تکان‌های شدیدی داشت و  ترسناک بود ولی شکر خدا به سلامتی نشست. بابابو، خاله الهه و خاله آزاده آمده بودند دنبال‌مون. 

اول رفتیم بهشت زهرا دیدن مامان‌م. عموامیر و پارسا پویا هم که مسابقه‌ی والیبال داشتند مستقیم آمدند آنجا و پسرخاله‌ها به هم رسیدند.


پارسا و پویا ماشاءالله حسابی درشت و قدبلند شدند و آرش در مقایسه باهاشون هنوز خیلی جوجه است.

حدود هفت بود که رسیدیم خانه. درست از روز شنبه کار من شروع شد. آرش هم بیشتر وقت‌ش را با پارسا پویا و یا بردیا، آوا و آراد گذراند تا من به کارهام برسم.

اون وسط مسط‌ها سه‌شنبه شب با بچه‌های دانشگاه در مجتمع تجاری گلستان قرار داشتم که رفتم و بعد از بیست سال از نزدیک دیدم‌شون. کلی خندیدیم و چقدر برای اون روزها دل‌م تنگ شده بود.

بعد از قرار هم الهه اینا آمدند دنبال‌م و رفتیم تئاتر کمدی موزیکال ارث و حرص را در مگامال اکباتان تماشا کردیم. خیلی خنده‌دار بود ولی به نظرم برای سن آرش اینا زیاد مناسب نبود و اشاره‌های زشتی داشت.

آرش با عموامیر اینا یک روز استخر و یک روز هم تمرین والیبال رفت. من بیشتر وقت‌م روزها به کار شرکت و شب‌ها به دید و بازدید از خانواده‌ی خودم و آقای همسر گذشت. علاوه‌براون کلی هم قدم زدم تا ورزش‌م را هم انجام داده باشم و کتاب‌های موردعلاقه‌ام را هم خریدم که حالا حالاها سرم را گرم می‌کنند. جمعه عصری هم دعوت بودیم که حال‌م زیاد روبراه نبود و نرفتیم.

تا شنبه بودیم و شنبه ظهر با آرش راهی فرودگاه شدیم و برگشتیم. پرواز برگشت شکر خدا راحت بود و اذیت نشدیم.



موضوع مطلب : آرش / گزارش سفر / تهران / دالتونها

وقتی از سنگاپور برگشتیم، جلال و آرش هر دو یک هفته تعطیل بودند و در خانه بیشتر استراحت کردند. من برگشتم سرکار.

آرش کلاس‌های تابستانی خصوصی را با مربی‌ش منیر شروع کرد که 10 جلسه‌ی یک ساعت و ربع رفت و منیر سعی کرد اشکال شنای قورباغه و کرال سینه‌ی آرش را رفع کنه. بعد هم دیگه تعطیلات تابستانی است و تا آخرهای آگوست کلاس ندارند.

بعد از سالها تیم آرش را داریم عوض می‌کنیم. امیدوارم که دوره‌ی افت‌ش کوتاه و موقت باشه یا اصلاً نباشه. از ترم آینده با تیم جدید‌ش تمرین می‌کنه و مسابقه می‌ده.

یک روز هم از ظهر با آنتونیو و والدین‌ش رفت امارات مال. فیلم جدید Spiderman را تماشا کردند.


یک روز هم دوتایی رفتیم انیمیشن جدید مینیون‌ها را دیدیم.


غیر از این بیشتر روزها را آرش در دانشگاه با باباجلال و بعضی روزها را هم شرکت ما به بازی و تماشای فیلم گذراند.

 



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / سینما

شنبه صبح بعد از صبحانه در هتل دوباره راهی جزیره‌ی سنتوسا شدیم و این‌بار مقصد موزه‌ی مادام توسو بود که چند سال پیش تو آمستردام هلند قسمت نشده بود بریم.

و

و  

و

و

و

و

موزه‌ی مادام توسو را دوست داشتیم و مجسمه‌ها واقعاً طبیعی و زیبا درست شده بودند. 

این هم مجسمه‌ی مادام توسو و موزه از نمایی دور

بعد با اتوبوس و MRT (متروی سنگاپور) برگشتیم سمت هتل. وسایل مون را جمع کردیم و با هتل تسویه حساب کردیم. بعد که خیال‌مون راحت شد رفتیم همان دور و بر به خرید و گردش. Gardens By the Bay را که تعریف ش را هم زیاد شنیده بودیم متاسفانه فرصت نشد بریم و ببینیم. ترسیدیم بریم و دیر بشه.  6 بود که دیگه راه افتادیم سمت فرودگاه و به موقع به پروازمون رسیدیم. پرواز برگشت هم با هواپیمای A380 امارات بود و از سنگاپور به دبی 6:15 طول کشید. نیمه شب به وقت امارات رسیدیم خانه.

سفر بسیار خاطره‌انگیزی برامون بود. هم مالزی و هم سنگاپور را دوست داشتیم و لذت بردیم.



موضوع مطلب : آرش / گزارش سفر / سنگاپور / گردش

جمعه صبح بعد از صبحانه در هتل، برنامه‌ی رفتن به جزیره‌ی Sentosa و یونیورسال استودیو را داشتیم. از همان سان‌تک‌سیتی مال بلیط‌های ورودی یونیورسال را خریدیم که شامل اتوبوس رفت هم بود. تا سنتوسا حدود 40 دقیقه در راه بودیم.

یونیورسال استودیو  یک پارک بازی شبیه دیزنی لند پاریس بود فقط تم‌ها متفاوت بودند.

شروع‌ش با مینیون‌ها و بسیار رنگی رنگی و زیبا بود. یک قسمت داشت که برای بچه‌ها تتوهای مینیونی موقت می‌زدند. کل سفر و یکی دو هفته بعدش دیگه این مینیون آرش را همراهی کرد.

و

شو The Sesame Street را هم دیدیم که کلی خاطرات بچه‌گی‌های آرش برامون تازه شد. اون موقع‌ها آرش عاشق کاراکتر المو بود.

همون اول کار آرش با جلال و ماها این بازی‌ را انجام دادند که حسابی وحشتناک بود. منم که شجاع خوشبختانه همراهی‌شون نکردم و برای خودم اون دور و برها گشتم تا لرزان و رنگ‌پریده آمدند. بعدش دیگه فقط قسمت‌های مختلف را دیدیم. بازی‌های بعدی صف‌های خیلی طولانی و خسته‌کننده‌ای داشت که از خیرشون گذشتیم.

بعدش دیگه قسمت‌های مصر باستان، ترانسفورمرها و دایناسورها، ماداگاسکار، شرک و ... بود که همه‌ش دیدنی و جذاب بود.

یونیورسال به روایت تصویر

و

و

و

و

و

و

و

و

اینم فیلم ورودی یونیورسال استودیو



موضوع مطلب : آرش / گزارش سفر / سنگاپور / گردش

پنج‌شنبه صبح بعد از صبحانه رفتیم سراغ اتوبوس‌های توریستی و راهی باغ‌وحش سنگاپور شدیم. نیم ساعتی طول کشید تا رسیدیم. باغ‌وحش سنگاپور هم بسیار زیبا و بزرگ بود.

سه چهار ساعتی طول کشید تا توانستیم 80% باغ‌وحش را ببینیم.

گزارش تصویری باغ وحش

و

و

و

و

و

و

اینم یک خرس قطبی که دو تکه دیده می‌شه!

بعد بدو بدو و درست دقیقه‌ی نودی به اتوبوس رسیدیم و برگشتم به سمت هتل. 

و

و

و

و

تو مسیر محله‌ی چینی ها را هم دیدیم که شلوغ پلوغ و زیبا بود.

بعد از یک استراحت کوتاه در هتل رفتیم مال‌های دور و بر هتل و تا دیر وقت برای خودمون گشتیم. برای شام هم رفتیم تو سان تک سیتی مال و کلی گشتیم تا مک دونالد را پیدا کردیم.



موضوع مطلب : آرش / گزارش سفر / سنگاپور / گردش

با اینکه ویزای سنگاپور را از قبل گرفته بودیم توی بازرسی گذرنامه در مرز کلی معطل‌مون کردند و بعد از چهار دفعه اثر انگشت گرفتن و یک عالمه سوال و جواب تکراری و الکی بالاخره مهر ورود را زدند. با این حال تجربه شد دیگه از مرز زمینی وارد کشوری نشیم! 

از فرودگاه تاکسی گرفتیم و راهی هتل Conrad Centennial Singapore شدیم که جزو هتل‌های هیلتون و بسیار تمیز و زیبا بود. شانسی که آوردیم هتل درست روبروی مرکز خرید Suntec City Mall و Millenia Walk بود و این کارمون را خیلی راحت کرده بود.

و

چهارشنبه صبح بعد از خوردن صبحانه‌ی هتل که تنوع عالی‌ی داشت و معرکه بود، از این مدل اتوبوس‌های توریستی دو روزه گرفتیم و با خط سبز راهی شدیم و اولین مقصدمون پارک ارکیده‌ی بسیار زیبای سنگاپور بود.

با توجه به اینکه هتل در منطقه‌ی Marina Bay بود به جاذبه‌های توریستی سنگاپور خیلی نزدیک بود. اولین ایستگاه اتوبوس‌ها چرخ و فلک سنگاپور بود.

بعد هم در شهر گشتیم و توضیحات هر قسمت را شنیدیم تا رسیدیم به Singapore Botanic Gardens و ما قسمت ارکیده‌ها را انتخاب کردیم. National Orchid Garden بسیار بسیار زیبا بود و دیدن یک عالمه ارکیده در رنگ‌های مختلف واقعاً لذت‌بخش بود.

و

و

و

و

و

خلاصه که خیلی زیبا و دیدنی بود. البته فقط ارکیده اونجا نبودها!! راسو و این مدل حیوانات هم آزادانه در پارک حرکت می‌کردند. 

بعد بدو بدو اتوبوس بعدی خط سبز را گرفتیم و رفتیم Orchard Road که یک خیابان بلند بالا با یک عالمه مرکز خرید بود. برای ناهار پیتزا خوردیم و کمی توی مال گشتیم. بعد از یکی دو ساعت با دردسر فراوان اتوبوس بعدی را یافتیم و برگشتیم سمت هتل‌مون. چون خسته بودیم و دیروقت شده بود کار خاصی نکردیم و همان حوالی هتل برای خودمون چرخیدیم و شام خوردیم.

 



موضوع مطلب : آرش / گزارش سفر / سنگاپور / گردش

صبح دوشنبه بعد از صبحانه، چمدان‌ها و اسباب و وسایل‌مون را جمع کردیم و نزدیک ظهر دسته‌جمعی و هشت نفری، روهم روهم سوار ماشین شدیم و راهی جوهور بهرو که یکی از شهرهای مالزی در مرز سنگاپور است، شدیم. راهی که سه چهار ساعته بود، از بس که جاده شلوغ و ترافیک زیاد بود، نزدیک 11 ساعت طول کشید ولی با اینکه طولانی شد آنقدر از دست آقا جواد خندیدیم که اصلاً اذیت نشدیم و کلی هم بهمون خوش گذشت.

 

شب را در هتل مارینا بی در جوهور بهرو ماندیم و صبح بلافاصله بعد از صبحانه راهی لگولند مالزی شدیم.

و

و

و

و

و

روز بسیار بسیار خوب و شادی بود با یک عالمه آب‌بازی و سرسره‌بازی. تا نزدیک غروب مشغول بودیم و حسابی لذت بردیم.

این آخرین لحظه‌های اقامت‌مون در مالزی بود و نیلوفرجون اینا زحمت کشیدند ما را نزدیک مرز پیاده کردند. 

یک دنیا ممنون از زحمات‌شون. سفر بسیار خاطره‌انگیز و زیبایی را برای ما رقم زدند. الهی که بتونیم در شادی هاشون جبران کنیم. قلب



موضوع مطلب : آرش / گزارش سفر / مالزی

صبح یکشنبه بچه‌ها به محض بیدار شدن و خوردن صبحانه راهی استخر شدند و با وجود سرمای آب یک ساعتی بازی کردند.

و

و 

بعد که برگشتند، سریع حاضر شدیم و راهی گنتینگ هایلند شدیم. تو مسیر اول دهکده‌ی فرانسوی‌ها را رفتیم. بعد معبد بهشت و جهنم چینی‌ها را دیدیم و از زیبایی‌های طبیعت نهایت لذت را بردیم ولی دیگه کارمون که تمام شد دیر وقت بود و دیگه تا اون بالاها نرفتیم. 

و

و

Colmar Tropicale را مدل دهکده‌های فرانسوی قدیمی درست کرده بودند و بسیار زیبا بود. 


بعد رفتیم Chin Swee Caves Temple معبد بهشت و جهنم چینی ها. 

و

و

و

 

و

مناظر اون بالاها بسیار بسیار زیبا و نفس‌گیر بودند.

بعد که یک عالمه گم شدیم و پیدا شدیم و ... رفتیم رستوران عمو مهرداد دوست باباجلال و شام را کنار یک رفیق قدیمی و صمیمی خوردیم که حسابی چسبید.

بعد از شام برگشتیم خانه و تا دو سه مشغول صحبت بودیم.



موضوع مطلب : آرش / گزارش سفر / مالزی / قرار وبلاگی

امسال از تعطیلات عید فطر استفاده کردیم و بلافاصله بعد از تمام شدن امتحانات به همراه ماها راهی سفر تابستانی به مالزی و سنگاپور شدیم. پروازمون A380 امارات بود و 7 ساعت و 15 دقیقه در راه بودیم. آرش طبق معمولِ همیشه دو سه تا فیلم دید و بعد تا برسیم مالزی کامل خوابید اما برای ما یک کوچولو سخت‌ گذشت. هواپیما تکان‌های شدیدی در قسمت‌هایی از مسیر داشت که خواب‌مون را کلاً پرونده بود!!

ویزای مالزی را دو هفته‌ای و مجانی تو همان فرودگاه زمان ورود دادند. بعد از بازرسی گذرنامه رفتیم برای چمدان‌ها که کلی معطل شدیم تا موفق شدیم همه را تحویل بگیریم. یکی از آن‌ها را یک خانم هندی اشتباهی برداشته بود که کلی باعث نگرانی‌مون شد ولی در نهایت شکر خدا همه را گرفتیم.

مالزی را مهمون دوست نازنینم نیلوفر، آقا جواد و نازنین‌های قشنگ‌شون بودیم. آقا جواد زحمت کشیده بودند و فرودگاه منتظرمون بودند. زحمات‌مون از همان ابتدای ورود شروع شد. با هم رفتیم منزل‌شون در پوتراجایا. بعد از مدت‌ها موفق شدم رفیق قدیمی‌م و نازنین‌های دوست‌داشتنی‌شون را ببینم که حسابی بهم چسبید. 

این نما دید از بالکن اتاق پذیرایی بود که بی‌نهایت زیبا بود. ساعت‌ها می‌تونستی به تماشا بشینی و خسته نشی.

شب اول با توجه به خستگی راه و تغییر ساعت و ... فقط همان اطراف پوتراجایا را گشتیم.

بچه‌ها هم که خیلی وقت بود همدیگر را ندیده بودند یک کوچولو طول کشید تا یخ‌شون باز بشه و مشغول بازی شوند.

شنبه صبح دسته‌جمعی راهی گردش شدیم. بعد از کلی گشتن اول رفتیم Batu Cave. 

کل پله‌ها را با سختی رفتیم بالا. دو طرف پر از میمون بود و ما هم که شجاع!! خلاصه بساطی بود. دو تا بسته موز کوچولو اون پایین خریده بودیم که آرش و زینب با شجاعت مشغول غذا دادن به میمون‌ها شدند.

و

اینجا بعد از این عکس میمونه یقه‌ی آرش را گرفت که بچه‌ام یک متر پرید هوا!

 

بعد از باتـــو کــیو راهی باغ پرندگان مالزی شدیم که بی‌نهایت زیبا بود. فقط چون نیلوفر اینا روزه بودن طفلکی‌ها خیلی اذیت‌ شدند.

و

و

و

 

و

 

و

و

و

اینم آقای دکتر که ماجراش مفصله

بعد هم از آنجا رفتیم KLCC Park و برج‌های دوقلوی پتروناس را دیدیم و بعد از ناهار و کمی گردش برگشتیم خانه.

بعد از کمی استراحت و افطار، برای شام مهمون نیلوفر جون اینا رفتیم Nando's و همان مرکز خرید کمی دور زدیم و پیاده برگشتیم خانه تولد آقا جواد را جشن گرفتیم.

پ.ن: علت تاخیر پست گزارش سفر، پریدن دو سال از وبلاگ آرش در پرشین بلاگ بود که بالاخره شکرخدا توانستم همه‌ش را برگرداندم.



موضوع مطلب : آرش / گزارش سفر / مالزی / قرار وبلاگی
۱۳٩٦/۳/۱٦ :: ٦:٤٠ ‎ب.ظ

شنبه قبل از کلاس پیانو رفتیم و این فیلم را دیدیم. خیلی خیلی خنده‌دار و بامزه بود و کل سالن سینما در حال خندیدن بودند.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما

این سری عکس‌ها را در سایت مدرسه در فیس‌بوک پیدا کردم:

آرش و مدیرمدرسه "آقای حسن"

تیم بسکتبال پسران گروه سنی زیر 12 سال مدرسه

تیم شنای پسران گروه سنی زیر 12 سال مدرسه



موضوع مطلب : آرش / دبی / مراسم / گواهی
۱۳٩٦/۳/٥ :: ٦:۳٥ ‎ب.ظ

روز چهارشنبه مراسم سالانه‌ی ورزش در مدرسه برگزار شد. اول در هر رده سنی، مرد سال ورزش، اخلاق و بیشترین پیشرفت و ... را لوح تقدیر می‌دادند و بعد هم تیم‌هایی که قهرمان شده بودند را روی سن دعوت می‌کردند و تقدیرنامه به تک به تک‌شون می‌دادند.

در رده سنی زیر 13 سال آرش را مثل پارسال به عنوان مرد سال ورزش یک بار دیگر انتخاب کردند و از مدیر مدرسه لوح تقدیرش را گرفت.

امسال با تیم بسکتیال مدرسه اول، با تیم فوتبال دوم، با تیم والیبال سوم و با تیم شنا هم بین مدارس شویفات امارات سوم شدند. ضمن اینکه آرش چهار مدال طلا در مسابقات شنای بین مدارس امارات و دو مدال هم در مسابقات منطقه ای در عمان گرفته بود.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه / گواهی

آخرین دوره‌ی مسابقات Hamilton Development Series روز جمعه در استخر 25 متری ورزشگاه حمدان در دو نوبت صبح و بعدازظهر برگزار شد. 

آرش 6 مسابقه داشت.

نوبت صبح

  • 100M Butterfly - زمان ورودی: 1.21.32 - زمان کسب شده: 1.19.46 - بهبود رکورد: 1.86 ثانیه - نفر اول گروه 11-12 ساله ها - مدال طلا
  • 100M Backstroke - زمان ورودی: 1.23.51 - زمان کسب شده: 1.22.50 - بهبود رکورد:1.01 ثانیه - نفر سوم گروه 11-12 ساله ها - مدال برنز
  • 50M Freestyle - زمان ورودی: 33.63 - زمان کسب شده: 33.02 - بهبود رکورد: 0.61 ثانیه

نوبت بعدازظهر

  • 100M Freestyle- زمان ورودی: 1.15.67- زمان کسب شده: 1.12.72 - بهبود رکورد: 2.95 ثانیه 
  • 50M Butterfly - زمان ورودی: 35.81 - زمان کسب شده: 35.44 - بهبود رکورد: 0.37 ثانیه - نفر دوم گروه 11-12 ساله ها - مدال نقره
  • 50M Backstorke- زمان ورودی: 38.31 - زمان کسب شده: 38.65 - افزایش رکورد: 0.34 ثانیه

از شش مسابقه، در 5 مسابقه رکورد ورودی خودش را شکست و سه مدال رنگارنگ (طلا، نقره و برنز) هم گرفت.

پ.ن: بین دو نوبت صبح و بعدازظهر مسابقات، دو تایی رفتیم Outlet Mall. هم آرش ناهارش را خورد هم کمی درس خواند.


موضوع مطلب : آرش / مسابقه / مدال / رکوردها

آرش برای تیم شنای مدرسه انتخاب شده بود که در مسابقات بین مدارس شویفات که در شویفات شارجه برگزار شد، دو مسابقه‌ی انفرادی و سه مسابقه‌ی تیمی داشت.


اولین مسابقه 100 متر مختلط انفرادی بود که دوم شد و دومین مسابقه 25 متر پروانه بود که اول شد.

در تمام مسابقات تیمی هم اول شدند.

و

در مجموع چهار مدال طلا و لوح بهترین شناگر 12 ساله‌ی تیم دوبی را از آن خودش کرد.

و

پ.ن: مهیج‌ترین مسابقه، مسابقه‌ی تیمی 8 نفره بود که دو تا شناگر از هر رده‌ی سنی بودند و کرال سینه انجام می‌دادند. آرش آخرین شناگر بود که وقتی شروع کرد شش هفت متر از شناگر تیم رقیب عقب بود که خودش را رساند و اول شدند.



موضوع مطلب : مسابقه / مدال / گواهی / آرش
۱۳٩٦/۱/٢٧ :: ٦:٥۱ ‎ب.ظ

آرش این روزها حسابی مشغول درس، امتحان و تمرینات شنا است و روزها همینطوری پشت سر هم و به چشم بهم زدنی دارند می‌گذرند.

برای تیم والیبال زیر 13 سال مدرسه انتخاب شده بود که شنبه با هم‌تیمی‌هاش و مربی‌شون راهی ابوظبی شدند و نیمه نهایی را به راس‌الخیمه باختند و در مجموع سوم شدند. آرش هم کمی پاهاش آسیب دیده بود که شکر خدا جدی نبود و زود خوب شد.

آخر هفته هم با تیم شنای مدرسه راهی عمان می‌شود و در یازدهمین دوره مسابقات منطقه ای مدارس شویفات، یکی از نمایندگان شنای شویفات‌های امارات خواهد بود.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مسابقه

 یک بار دیگه آرش با معدل 97 دانش‌آموز نمونه شد. تشویق آفرین به تلاش و همت‌ت عزیزدلم. قلب

این ترم یک روز غیبت داشت بابت مریضی‌ش و سه تا مورد انضباطی داشت که یکی مربوط به نداشتن تکلیف روز بعد از غیبت بود و دو تا هم حرف زدن سر کلاس یول!



موضوع مطلب : آرش / دبی / کارنامه
۱۳٩٦/۱/۱۳ :: ٦:٤٦ ‎ب.ظ

امتحانات پایانی ترم دوم آرش تا 5شنبه سوم فروردین ماه ادامه داشت. 5شنبه صبح من گذاشتم‌ش مدرسه و برگشتم خانه چمدان‌هامون را جمع کردیم و وقتی تماس گرفت که کارش تمام شده، با تاکسی رفتیم دنبال‌ش و از آنجا مستقیم رفتیم فرودگاه.

پروازمون Fly Dubai بود و راس ساعت انجام شد. خاله آزاده و بابابوی نازنین آمده بودند دنبال‌مون. آرش که نمی‌دانست رفقاش شمال هستند و نمیان فرودگاه تا متوجه شد شدید حال‌ش گرفته شد و اخم‌هاش حسابی درهم شد. 

 از فرودگاه اول رفتیم بهشت‌زهرا دیدن مامان‌م و بعد هم خانه‌ی بابا اینا. هوا حسابی سرد و بارانی بود. حدود 8 شب بود که رسیدیم خانه. خاله الهه اینا 12 شب بود که از شمال رسیدند و رفقا بعد از مدت‌ها بهم رسیدند و تا نزدیک صبح مشغول بازی بودند.

بابابوی گل و نوه‌ها

نزدیک ظهر رفتیم منزل مامان‌بزرگ آرش. آنجا هم بردیا، آراد و آوا بودند و حسابی آتش سوزاندند بخصوص آراد که شیطون بلا و بسیار دوست داشتنی است.

و

کل هفته به مهمون‌بازی و عید دیدنی گذشت. اگه از مریضی بابا جلال و گذراندن یک نصفه روز در بیمارستان بگذریم، در مجموع خیلی خوش گذشت.

علاوه بر عیددیدنی، تئاتر جنگ شب‌های کوروش - حامد آهنگی را هم رفتیم دیدیم و کلی خندیدیم. تولد سه سالگی آراد جون هم شرکت کردیم.

و

منزل عمه شراره‌ی آرش

منزل عمه اعظمِ من - پسرخاله‌ها با آرین جون

آرش و بردیا منزل عمه شادیِ آرش

تهرانی زیبا، تمیز، سرد و بهاری از پنجره‌ی خونه‌ی خاله الهه

و در نهایت وداعِ تلخ با سرزمین مادری، خانه‌ی پدری و تک‌تک عزیزان‌مون که مثل همیشه سخت و نفس‌گیر است.

شنبه 12 فروردین برگشتیم سر خانه و زندگی‌مون. آرش تا یکشنبه آینده مدرسه‌ش تعطیل است. من از پس فردا کار را شروع می‌کنم.



موضوع مطلب : آرش / گزارش سفر / تهران / تولد
۱۳٩٦/۱/۱ :: ٦:٤٥ ‎ب.ظ

برای نوروز آرش و جلال که تعطیل بودند و من هم نرفتم شرکت و سر فرصت سفره هفت‌سین را چیدیم و برای شروع سالی جدید آماده شدیم. موقع تحویل سال مثل این دو سه سال اخیر بی اختیار من فقط گریه کردم و شادی روح مامان‌م و سلامتی تک تک عزیزان‌م را آرزو کردم. 

امیدوارم که سال جدید برای همه‌ی عزیزانم سالی پر از شادی، سلامتی و موفقیت باشد.

عزیزدلم، دنیا را برات شادِ شاد و شادی را دنیا دنیا آرزو دارم. ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها / نوروز
۱۳٩٥/۱٢/۳٠ :: ٦:٤٥ ‎ب.ظ

این روزها آرش درگیر امتحانات پایان ترم است و از آنجایی‌که به فشار امتحانات عادت داره، یک یا دو امتحان در یک روز یا یک روز در میان براش خیلی راحت به نظر می‌رسند. فقط آخرین روز سخته که 6 تا امتحان انگلیسی را هم‌زمان دارد ولی بعدش دو هفته تعطیل است.

Beauty and The Beast

شنبه ظهر با باباجلال سه تایی رفتیم دبی مال. اول سینما فیلم دیو و دلبر را دیدیم. موزیکال بود و دوست‌ش داشتیم. بعد هم ناهار و کلاس پیانو. تا کلاس آرش تمام شود، ما همان دور و اطراف قدم زدیم و از هوای بهاری و ملایم لذت بردیم.

بعد از کلاس هم برگشتیم خانه و آرش مشغول درس خواندن شد.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما
۱۳٩٥/۱٢/٢٠ :: ۱:٠٥ ‎ب.ظ

وروجک خونه‌ی ما 12 ساله شد. قلب

عزیزدلم دنیا را برایت شاد ِ شاد و شادی را دنیا دنیا آرزو دارم. قلب



موضوع مطلب : آرش / دبی / تولد
۱۳٩٥/۱٢/٧ :: ٦:٤۳ ‎ب.ظ

مسابقات Aquatix Development روز جمعه 24.02.2017 در استخر مدرسه American Colligiate School برگزار شد. سطح مسابقات نسبت به مسابقات همیلتون پائین‌تر بود و وسطهای مسابقه باران هم می‌بارید با این حال تعطیل نکردند و تا آخر ادامه دادند.

و

و

آرش 4 مسابقه‌ی 100 متر داشت.

  1. 100M Butterfly - رکورد: 1.22.92 - نفر اول 
  2. 100M Backstroke - رکورد: 1.27.30 - نفر اول
  3. 100M Breaststroke - رکورد 1.41.47 - نفر دوم
  4. 100M Freestyle - رکورد: 1.15.67 - نفر اول

در مجموع امتیازات فینا بین شناگران 11-12 ساله آرش دوم شد و جام دومین بهترین شناگر را گرفت. یک نفر از H2o اول شد. بین شناگران پسر ابسولوت آرش بهترین شناگر بود و خیلی باانگیزه و قشنگ شنا کرد.

و



موضوع مطلب : آرش / مسابقه / رکوردها / جام

سال‌ها پیش یک بار که مامان‌م اینجا بودند، Global Village را رفتیم و از بس که شلوغ بود و درهم برهم، دیگه تو همه‌ی این سال‌ها نرفتیم.

این ترم پروژه‌ی درس تاریخِ آرش راجع به اهرام مصر بود. بعد از مسابقه تصمیم گرفتیم یک سری بریم گلوبال ویلیج، قسمت مصر تا ببینیم چی می‌تونیم گیر بیاریم.

نسبت به قبل، بسیار بسیار زیباتر و باشکوه‌تر شده بود و خیلی دیدنی بود.

ما زیاد وقت نداشتیم برای همین یک دور تند زدیم و غرفه‌های مربوط به ایران، مصر و ... را دیدیم تا سر فرصت دوباره بریم و همه‌ی دیدنی‌هاشو ببینیم.

قسمت مربوط به ایران

و

قسمت مربوط به مصر

و

پروژه‌ی اهرام مصر هم در نهایت این شکلی از آب درآمد و دو دقیقه سر کلاس برای بچه‌های کلاس در مورد اهرام مصر توضیح داده بود.

و



موضوع مطلب : آرش / دبی / گردش / پروژه

مسابقات فوتبال زیر 12 سال مدارس شویفات روز شنبه در شویفات دبی برگزار شد. آرش کل دو هفته گذشته را در تمرینات انتخابی تیم‌شون شرکت کرده بود و از بین 70 نفر انتخاب شده بود.

سه تا بازی در مجموع داشتند که شویفات دبی با دو مساوی و یک پیروزی پر گل 7-1 به مقام دوم رسیدند و جام را شویفات شارجه برد و حال‌شون حسابی گرفته شد.

و

برعکس پارسال که کل شویفات‌های امارات با هم بازی می‌کردند این دوره به دو دسته‌ی 4 تیمی تقسیم‌شون کرده بودند و هر تیمی فقط سه مسابقه داشت. آرش هم بیشتر بازیکن ثابت بود و خوب هم بازی می‌کرد. یک گل به ثمر رساند و چند تا پاس خیلی خارجی مدل پرسپولیسی هم داد.




موضوع مطلب : آرش / دبی / مسابقه

جمعه‌ی این هفته، سری دوم مسابقات Speedo Development Series در ورزشگاه حمدان برگزار شد که آرش با اینکه عالی شنا کرد ولی تنها در یک مسابقه موفق شد رکورد قبلی خودش را بشکند.

 

  1. 100M IM - رکورد ورودی: 1.25.36 - رکورد کسب شده: 1.25.59 - افزایش رکورد: 0.23 ثانیه
  2. 50M Backstroke- رکورد ورودی: 39.21 - رکورد کسب شده: 39.05 - بهبود رکورد: 0.16 ثانیه
  3. 50M Freestyle- رکورد ورودی: 33.63 - رکورد کسب شده: 34.36 - افزایش رکورد: 0.73 ثانیه

 

در مجموع 21 امتیاز از این مسابقات به دست آورد که بین 11 ساله‌های ابسولوت بالاترین امتیاز بود.

شنبه صبح زود تمرین شنا داشت. کریستین و گابریل را از قبل برای بازی دعوت کرده بود خونه‌مون که بعد از تمرین، آرش و کریستین را من آوردم خونه و با PS4 فیفا و کشتی کج بازی کردند تا گابریل را مامان‌ش یکی دو ساعت بعد آورد. تا نزدیک ساعت 4 با هم بازی و شیطنت کردند. ساعت 4 بردیم رساندیم‌شون و خودمون رفتیم کلاس پیانو. برای سه‌تایی‌شون روز خیلی خوبی بود. (برای من هم همینطور چشمکزبانکلافه)



موضوع مطلب : آرش / دبی / مسابقه / رکوردها

خبر تلخ آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو و فروریختن‌ش این روزها را حسابی غمگین و دردناک کرده و حال‌ و هوامون ابری و دل‌گیر است به شدت... دل شکسته

این هفته جمعه از سری مسابقات Speedo Development Series سه مسابقه در ورزشگاه حمدان برگزار شد که آرش تنها در یک مسابقه موفق شد رکورد قبلی خودش را بشکند.

 

  1. 200M Freestyle - رکورد ورودی: 2.43.46 - رکورد کسب شده: 2.41.38 - بهبود رکورد: 2.08 ثانیه
  2. 50M Butterfly- رکورد ورودی: 35.89 - رکورد کسب شده: 37.05 - افزایش رکورد: 1.16 ثانیه
  3. 50M Breaststroke- رکورد ورودی: 46.48 - رکورد کسب شده: 49.19 - افزایش رکورد: 2.71 ثانیه

 

و

و

و

هفته دیگه هم سری دوم همین مسابقات روز جمعه برگزار می‌شود و آرش سه مسابقه‌ی دیگه دارد.

آرش و برادران گامی‌یِرو بعد از مسابقه

پ.ن: دندان‌های پایین آرش هم امروز ارتودنسی شد و در حال حاضر بسیار دردناک و غیرقابل تحمل است.



موضوع مطلب : آرش / مسابقه / رکوردها / حوادث
۱۳٩٥/۱٠/٢۱ :: ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ

تولد باباجلال قلب

جلال عزیزم، دنیا را برایت شادِ شاد و شادی را دنیا دنیا آرزو دارم.

تن‌ت سلامت، دلت شاد و لب‌ت خندون تا همیشه. قلب



موضوع مطلب : آرش / دبی / تولد
۱۳٩٥/۱٠/٢٥ :: ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ

مدرسه و کلاس‌های آموزشی ترم زمستان شروع شدند و دوباره روی دور تند افتادیم. هر روز آرش حداقل 2 تا امتحان داره و گاهی روزها که به 6 تا هم می‌رسه!!! باز هم مثل قبل سعی می‌کنیم بیشتر درس‌ها را جمعه و شنبه مرور کنه که در طول هفته زیاد اذیت نشه.

کلاس شنا به جز جمعه‌ها هر روز تشکیل می‌شه که شامل شنا، بدن‌سازی و ژیمناستیک است. 14 ساعت در هفته است. 2 ساعت بدن‌سازی، 1 ساعت ژیمناستیک و 11 ساعت شنا. مارتین مربی دوست‌داشتنی آرش هم از ابسولوت رفت و سرمربی جدید منیر است و برعکس مارتین که روی سرعت و شناهای طولانی تمرکز می‌کرد، منیر تاکیدش روی تکنیک است و داره سعی می‌کنه مشکلات تکنیکی هر استروک را برطرف کنه. من روش جدید را بیشتر دوست دارم و مطمئن‌م در طولانی مدت اگه منیر زیر دست سارا دوام بیاره و بمونه، عالی جواب می‌ده.

کلاس پیانو هم ترم پیش در شعبه‌ی JBR برگزار می‌شد که تنها روز تفریحی هفته‌مون بود و با آرش زودتر از موعد کلاس با ترام می‌رفتیم و فیلم می‌دیدیم، ناهار می‌خوردیم و... این شعبه بسته شد و به منطقه Down Town منتقل شد. درست چسبیده به دبی مال و برج خلیفه. 


برنامه جدیدمون این شده که اول می‌ریم دبی مال، سینما و ناهار بعد میریم کلاس. تا آرش کلاسه، منم همون حوالی کنار آب و برج الخلیفه قدم می‌زنم و رقص نور و آب را تماشا می‌کنم و لذت می‌‌برم. در مجموع میشه گفت جای جدید از قبلی بهتر هم هست.

این دو هفته دو تا انیمیشن کارتونی دیدیم که هر دو قشنگ بودند:

و




موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / سینما
۱۳٩٥/۱٠/۱۸ :: ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ

هفته دوم تعطیلات با مهمانان عزیزمون به چشم بهم زدنی سپری شد. آرش با عمه اعظم و خاله آزاده هر روز صبح می‌رفتند استخر و بدن‌سازی. بعدازظهر وقتی من از شرکت بر می‌گشتم، می‌رفتیم جاهای مختلف تا نیمه شب که برمی‌گشتیم.

دو روز بعدازظهرها آرش دل درد شدیدی شد که آخر سر از دکتر در آوردیم و خوشبختانه مورد خاصی نبود و زود خوب شد.

تعطیلات سال نو امسال سه روز بود که یک روزش را رفتیم باغ گل (Dubai Miracle Garden). زیبا و بسیار دیدنی بود. روز دوم برای آتش‌بازی سال نو رفتیم ساحل JBR که خیلی شلوغ بود و حوصله نکردیم تا نیمه شب منتظر بمانیم. برای همین بعد از شام در Bob's برگشتیم خانه و گوشه‌هایی از آن را از بالکن تماشا کردیم و کامل‌ش را هم از تلویزیون.

شب آخر هم قدم‌زنان تا Marina Walk رفتیم و برای شام رفتیم Nandos که جای همگی خالی خیلی چسبید.

دوشنبه صبح آرش بعد از دو سه هفته ناراضی راهی مدرسه شد و من راهی سر کار. عمه اعظم و خاله آزاده هم با جلال راهی فرودگاه شارجه شدند و نزدیک ظهر برگشتند تهران.

جاشون حسابی خالی شد.



موضوع مطلب : آرش / دبی / تعطیلات / مهمان

قرار بود سه نفری سفری کوتاه به تهران داشته باشیم که بابا جلال موفق نشد مرخصی بگیره و من و آرش چهارشنبه ظهر دوتایی راهی سرزمین مادری شدیم.

بابابو و خاله آزاده آمده بودند فرودگاه دنبال‌مون. مستقیم از آنجا رفتیم بهشت زهرا دیدن مامان نازنین‌م دل شکسته و بعد رفتیم منزل بابا اینا. الهه، پارسا و پویا آنجا منتظرمون بودند.

 چهارشنبه شب آرش با عموامیر و پارسا، پویا راهی سالن والیبال باشگاه انقلاب شد و 11 بود که برگشتند.

از آنجایی‌که آرش شدید دنبال برف و برف بازی بود و از برف خبری نبود، 5شنبه صبح زود با پارسا، پویا و عموامیر راهی توچال شدیم و با تله‌کابین تا ایستگاه 5 رفتیم و تا نزدیک ظهر مشغول برف‌بازی بودیم.

و

و

و

و

و

و

خلاصه خیلی خیلی خوش گذشت. تا ظهر به برف بازی گذشت و شب هم تولد دایی خلیل ِ باباجلال بود که رفتیم منزل‌شون.

و

آرش و آرادِ شیرین زبان که آرش عاشق‌ش است.

جمعه تا 8 منزل بابا بودیم و بعد راهی منزل مامان‌بزرگِ آرش شدیم. آراد و بردیا هم آمده بودند و حسابی سه تایی با هم بازی کردند.

شنبه صبح هم با بابا به کارهای بانکی رسیدیم و نزدیک ظهر بابابوی گل ما را به فرودگاه رساندند و با عمه اعظم و آزاده راهی دبی شدیم.



موضوع مطلب : آرش / گزارش سفر / تهران / دالتونها

مسابقات پایانی این ترم، Hamilton Aquatics Winter Long Course بود که جمعه و شنبه 16-17 دسامبر در استخر 50 متر حمدان برگزار شد.

در این مسابقات که بین‌المللی هم بودند، شناگر المپیک Adam Peaty که رکورد جهانی 50 و 100 متر قورباغه را هم داره حضور داشت. همچنین شناگرانی از تیم ملی انگلیس و شناگران قطر، فیلیپین، ترکیه، عمان، امارات و ....

آرش و کریستین با آدام پیتی شناگر المپیک

آرش 6 مسابقه داشت.

جمعه 

  • نوبت صبح
  1. 400M Individual Medley - رکورد ورودی: 6.21.72 - رکورد کسب شده: 6.38.17 - افزایش رکورد: 16.45!!! مقام اول
  2. 200M Butterfly - رکورد ورودی: 3.18.18 - رکورد کسب شده 3.17.95 - بهبود رکورد: 0.23 ثانیه - مقام دوم
  • نوبت بعدازظهر
  1. 50M Backstroke - رکورد ورودی: 39.81 - رکورد کسب شده 40.12 - افزایش رکورد: 0.31 ثانیه
  2. 100M Butterfly - رکورد ورودی: 1.26.45 - رکورد کسب شده: 1.25.40 - بهبود رکورد: 1.05 ثانیه
شنبه
  • نوبت صبح
  1. 200M Backstroke - رکورد ورودی: 3.04.98 - رکورد کسب شده: 3.02.26 - بهبود رکورد: 2.72 ثانیه
  • نوبت بعدازظهر
  1. 50M Butterfly- رکورد ورودی: 36.59 - رکورد کسب شده 39.91 - افزایش رکورد: 0.32 ثانیه

در مجموع با یک مدال طلا، یک مدال نقره و سه تا شکستن رکورد کارش را خاتمه داد تنها شنای بحث برانگیزش 400 متر مختلط انفرادی بود که 16.45 ثانیه رکورد قبلی خودش را اضافه کرد! بقیه را عالی انجام داد.



موضوع مطلب : آرش / مسابقه / رکوردها / مدال
۱۳٩٥/٩/٢٦ :: ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ

بالاخره دندان‌های روهم روهمِ پسرک کار دست‌ش داد و دندان‌های بالایی‌ ارتودنسی شد تا یک ماه و نیم دیگه دندان‌های پائینی هم انجام شود. دو روز اول خیلی دردناک بودند و عملاً هیچی نمی‌توانست بخوره ولی الان دیگه خوب شده و مشکلی باهاشون نداره شکرخدا.

یک سال و نیم کل پروسه طول می‌کشد.



موضوع مطلب : آرش / ارتودنسی

آرش امسال در اولین سال ورود به دبیرستان نسبت به سال‌های گذشته افت محسوسی داشت ولی باز هم با معدل 95 دانش‌آموز Outstanding شد.

 



موضوع مطلب : آرش / دبی / کارنامه

دیروز مسابقات Hamilton Aquatics Development Series در مدرسه Horizon برگزار شد. روز بسیار طولانی و خسته کننده ای بود و آرش هم خیلی سنگین و خسته شنا کرد.

از شش مسابقه ای که داشت فقط یک رکورد ورودی خودش را در 200 متر کرال سینه شکست و یک مدال برنز در مسابقه 100M Individual Medley گرفت.

نه تنها آرش خیلی دیگه از بچه ها هم دیروز همین وضعیت را داشتند و حال همه شون از دم گرفته بود.



موضوع مطلب : آرش / مسابقه / مدال / رکوردها
۱۳٩٥/۸/٢٩ :: ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ

با وجود این‌که ما فکر نمی‌کردیم آرش برای عمان انتخاب شده باشه ولی هفته‌ی گذشته نامه انتخاب شدن‌ش را آورد و برای 11مین دوره‌ی مسابقات دوره‌ای شویفات که بین 28 مدرسه‌ی شویفات از 14 کشور دنیا آپریل سال آینده در عمان برگزار می‌شود، نماینده‌ی شنای شویفات دبی خواهد بود.

امتحانات ترم اول به صورت رسمی از سه‌شنبه این هفته شروع خواهد شد. یکشنبه و دوشنبه، مدرسه رفتن انتخابی بود که آرش یکشنبه را قرار شد بره و با معلم‌هاش و یکی دو تا از دوست‌هاش امتحانات را دوره کنه و دوشنبه با من بیاد شرکت و درس بخونه. بقیه روزها تا سه‌شنبه‌ی آینده هم فقط ساعت امتحان می‌ره مدرسه و برمی‌گرده.

شنبه از ظهر با جلال و آرش سه تایی با مترو رفتیم JBR. اول انیمیشن کارتونی Trolls را نگاه کردیم. پر از رنگ، موسیقی و شادی بود و لذت بردیم. بعد برای ناهار رفتیم Bobs و بعد از کلاس پیانو برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما

سه‌شنبه امتحانات ترم اول آرش تمام شد و بعد از امتحان با ایلیا و دو سه تا دیگه از دوست‌هاش با مترو رفتند امارات مال و تا عصر آنجا بودند. فیلم Dr. Strange را تماشا کرده بودند و در مجیک پلنت و گرویتی بازی کرده بودند و ... من بعد از شرکت رفتم دنبال‌ش. 

چهارشنبه بعد از کلاس شنا، الکس و آرش را بردم امارات مال. تو مجیک پلنت بازی کردند و بعد از شام بردیم الکس را رساندیم.

از آنجایی‌که پنج‌شنبه تعطیل روز ملی امــــارات بود، آخر هفته طولانی داشتیم که قرار بود بریم تهران که متاسفانه قسمت نشد و کلی حال‌مون گرفته شد. ماندیم و استراحت کردیم.


آرش تقریباً کل روز پنج‌شنبه را فیفا 2017 بازی کرد... جمعه آرش امتحانات هفتگی را مرور کرد و بعد رفتیم خرید هفتگی. شنبه هم صبح زود کلاس شنا و بدن‌سازی داشت. بعد برگشتیم خانه و بقیه درس‌ها را مرور کرد و کارش که تمام شد رفتیم JBR برای کلاس پیانو.


چون درسها را کامل مرور کرده بود و وقت داشتیم، بعد از کلاس پیانو، انیمیشن کارتونی Moana را تماشا کردیم. محصول دیزنی بود و خیلی هر دو دوست‌ش داشتیم.



موضوع مطلب : آرش / دبی / تعطیلات / سینما
۱۳٩٥/۸/٢۳ :: ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ

 مسابقات Regional Tournament Qualifiers - Choueifat Schools of U.A.E بین کل مدارس شویفات امارات شنبه در مدرسه‌ی شویفات شارجه برگزار شد. آرش برای تیم زیر 12 سال دبی انتخاب شده بود.


تا قینال مسابقات بالا رفت ولی در فینال با اختلاف 0.03 ثانیه نسبت به نفر سوم و با اختلاف نیم ثانیه نسبت به نفرات اول و دوم، چهارم شد و از راه‌یابی به مسابقات عمان بازماند.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مسابقه
۱۳٩٥/۸/۱٥ :: ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ

این روزها مسابقات فوتبال ساحلی جام بین قاره‌ای در دبی درحال برگزاری است. از خونه‌ی ما تا محل برگزاری مسابقات پیاده سه چهار دقیقه است. پنج‌شنبه آرش با همکاران باباجلال رفت بازی با روسیه را تماشا کرد. جمعه دوتایی با ماها و بابای ماها رفتیم و بازی با تاهیتی را تماشا کردیم. جای همگی بخصوص بابابوی آرش خالی، پر از هیجان و جذابیت بود.

خوشبختانه 8 بر 6 بردیم و خوش و خرم برگشتیم خانه. بازی فینال امشب با برزیل است.

و



موضوع مطلب : آرش / دبی / استادیوم

اولین سری مسابقات همیلتون در ترم جاری، جمعه 14م اکتبر 2016 در استخر 25 متری ورزشگاه حمدان برگزار شد. 

آرش 7 مسابقه در دو نوبت صبح و بعدازظهر داشت.

نوبت صبح

  • 100 متر پروانه: رکورد ورودی: 1.28.94 - رکورد جدید: 1.25.05 - بهبود رکورد: 3.89 
  • 50 متر قورباغه: رکورد ورودی: 47.60 - رکورد جدید: 46.48 - بهبود رکورد: 1.12
  • 50 متر کرال سینه: رکورد ورودی: 33.86 - رکورد جدید: 33.63 - بهبود رکورد: 0.23
  • 100 متر مختلط انفرادی: رکورد ورودی: 1.27.88 - رکورد جدید: 1.26.41 - بهبود رکورد: 1.47

نوبت بعدازظهر

  • 200 متر مختلط انفرادی: رکورد ورودی: 3.08.67 - رکورد جدید: 3.05.45 - بهبود رکورد: 3.22
  • 100 متر قورباغه: رکورد ورودی: 1.47.96 - رکورد جدید: 1.42.91 - بهبود رکورد: 5.05
  • 50 متر کرال پشت: رکورد ورودی: 41.07 - رکورد جدید: 39.91 - بهبود رکورد: 1.16
 
 
حاصل تلاش آرش علاوه‌بر شکستن هر هفت رکورد ورودی، دو مدال نقره در 100 متر پروانه و 50 متر کرال سینه در گروه پسران 11 و 12 ساله بود. 
  
 
اگه رده بندی گروه 11 ساله ها هم مثل بقیه گروه‌ها جدا بود، آرش از هفت مسابقه، دو طلا، سه نقره و یک برنز می‌تونست بگیره.
اینم عکس تیمی ابسولوت که کارش را با زیر 10 شناگر شروع کرد و الان دیگه حسابی بزرگ شدند.
 
 
خلاصه برگرفته از اینستای آرش: arashmerrikhi
 


موضوع مطلب : آرش / مسابقه / رکوردها / مدال

دوشنبه دو تا از شناگران قهرمان المپیک دیوید کری و همسرش کری آن پاین یک جلسه‌ی آموزشی سه ساعته با شناگران تیم‌های اول و دوم ابسولوت داشتند. یکی دو ساعت توی آب و یک جلسه‌ی پرسش و پاسخ با حضور والدین.

در آخر هم عکس و امضاء یادگاری برقرار بود.


جلسه‌ی پرسش و پاسخ به نظر من معرکه بود. اینکه چه چیزهایی باید شب قبل از مسابقه یا در فاصله‌ی بین دو مسابقه بخورند؟ چه کارهایی باید بکنند و چه چیزهایی براشون خوب نیست و ...

از کری آن پرسیدند: بزرگ‌ترین رقیب‌ت طی این سال‌هایی که حرفه‌ای شنا می‌کنی کی بوده؟! جواب داد خودم! گفت: من هیچ کنترلی روی اینکه بقیه چطوری تمرین می‌کنند؟ چه کارهایی می‌کنند؟ چه شرایط و اهدافی دارند و ... ندارم. اما روی خودم و هدف‌م کنترل کامل دارم. برای همین بزرگ‌ترین رقیب‌م همیشه خودم هستم...

به امید اینکه یک روز این مدال طلای المپیک قسمت خودت بشه وروجک پرتلاش ما ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / المپیک
۱۳٩٥/٧/۱٧ :: ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ

همکار قدیمی باباجلال از تهران با خانم‌ش آمده بودند ماموریت که پنج‌شنبه باهاشون شب رفتیم سیتی سنتر دیره و تا نیمه شب آنجا بودیم. ماها را هم بردیم.

جمعه تا شد امتحانات هفته‌ی آینده را آرش مرور کرد و ازش پرسیدم. وسط‌هاش دوتایی رفتیم کارفورِ امارات مال و خرید هفتگی را انجام دادیم و برگشتیم.

شنبه صبح من خواب ماندم و برای بار دوم آرش کلاس شنا را  در این ترم از دست داد ولی برای کلاس بدن‌سازی رسید. بعد از کلاس برگشتیم خانه. تا بعدازظهر آرش درس خواند و بعد رفتیم JBR. ناهار Bob's خوردیم و بعد رفتیم کلاس پیانو.

بعد از کلاس کنار ساحل بانجی جامپینگ را برای اولین بار امتحان کرد. با اینکه اول‌ش کمی سرگیجه گرفت ولی دوست داره دوباره امتحان کنه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان

اولین مسابقات فصل جاری، مسابقات 4th Lane Academy بود که به صورت دوره‌ای قرار هست که برگزار شود و در مجموع چهار دوره، در هر رده‌ی سنی شناگری که بیشترین امتیاز را بیاره، جام قهرمانی را خواهد گرفت.

شناگران زیر 11 سال، در قسمت انفرادی دو مسابقه‌ی 100 متر کرال پشت و 100 متر قورباغه و در قسمت تیمی، یک مسابقه‌ی 400 متر کرال سینه داشتند.


مسابقات در سالن Fit Republik برگزار شد. جمعه از ظهر آنجا بودیم تا ساعت 7 شب. روز طولانی و پایان ناپذیر بود...

و

و

و

آرش در مجموع خوب بود. رکورهای خودش را در هر سه مسابقه شکست و 6 امتیاز کسب کرد. در واقع تنها پسر 11 ساله‌ی ابسولوت بود که امتیاز گرفت.

تو دوره‌ی اول این مسابقات بین 45 نفر، هفتم شد. 

خلاصه‌ی نتایج

تیم پسران 11 ساله‌ی ابسولوت

به ترتیب از چپ: کریستین، آرش، لویی فیلیپ و عبدالله که در مسابقه‌ی تیمی دوم شدند.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مسابقه / رکوردها

پسرک هفته‌ای 12:30 تمرین شنا، بدنسازی و ژیمناستیک داره. علاوه بر آن روزی دو سه تا امتحان هم داره که فرصت نفس کشیدن برای خودش و من نیست و هر دو حسابی سرمون شلوغ پلوغه.

و

پ.ن: خاله آزاده شکر خدا خیلی بهتره و داره یواش یواش و با کمک، تمرین راه رفتن می‌کنه. خدا انشاءالله کمک‌ش کنه که خیلی زود سرپا بشه...



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی

از آنجایی‌که از آخرین مسابقات چند ماهی گذشته بود و برای مسابقات امسال، شناگران نیاز به رکوردهای جدید داشتند، مسابقات زمان‌گیری برگزار شد. آرش 5 مسابقه داشت. شناگران هم سطح با هم مسابقه می‌دادند و آرش با کریستین و آنالو هم‌گروه بود.

مسابقه اول 400 متر مختلط انفرادی بود که آرش با فاصله اول شد. بعد از آن 100 متر پروانه، 100 متر کرال پشت و 100 قورباغه را هم اول شد. تنها در 100 متر کرال سینه سوم شد. نقطه ضعف‌ش در حال حاضر کرال سینه است که باید برطرف بشه.

و

بعد از مسابقه وقت دندان‌پزشکی و پیانو را کنسل کردم و رفتیم خانه تا آرش امتحانات مربوط به هفته‌ی آینده را مرور کند.

پ.ن: تو هفته تعطیلات عید قربان هم یک روز مارتین همه‌ی شناگران تیم‌های ابسولوت را به Flip Out دعوت کرد و نصف روز بچه‌ها در کنار هم بازی کردند و لذت بردند.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مسابقه

تعطیلات عید قربان در امارات برای مدارس یک هفته و برای شرکت‌های خصوصی سه روز بود. پنج‌شنبه شب، عمه شیرینِ آرش به همراه دوست‌ش خانم اکبری آمدند پیش ما و سه چهار روز اول تعطیلات به گشت و گذار با آن‌ها گذشت. البته کلاس شنا تعطیل نشده بود و مثل همیشه برگزار شد که آرش به جز یکشنبه صبح که من خواب ماندم، بقیه را شرکت کرد.

مهمان‌های عزیزمون تا دوشنبه شب پیش ما بودند. آزاده شکر خدا تو این فاصله از بیمارستان مرخص شد و وضعیت‌ش کمی بهتر از قبل بود ولی من حال‌م هم‌چنان خوب نبود.

چهارشنبه و پنجشنبه را مرخصی گرفتم و سه‌شنبه ظهر با آرش دوتایی راهی تهران شدیم. سه چهار روزِ خیلی سخت را در کنار آزاده و عزیزان‌مون گذراندیم. 

جمعه عصری عموامیر با پارساو پویا زحمت کشیدند ما را رساندند فرودگاه و با پرواز 19:10 ایرعربیا برگشتیم.

جلال آمده بود فرودگاه دنبال‌مون. یک ساعتی طول کشید تا از فرودگاه خارج بشیم. راه شلوغ و کامل بسته بود. 

آرش تا غذاشو خورد و خوابید ساعت 11 شده بود و 6 صبح هم باید می‌رفتیم برای مسابقات زمان‌گیری داخلی آکادمی ابسُلوت.



موضوع مطلب : آرش / مهمان / گزارش سفر / تهران
۱۳٩٥/٦/۱٦ :: ٦:٤٧ ‎ب.ظ

این روزها حسابی درگیر مدرسه، امتحانات روزانه و کلاس‌های شنا هستیم. آرش هر روز بدون استثنا دو یا سه تا امتحان داره!!  امسال به نسبت سال قبل خیلی مشکل‌تر شده.

کلاس شنا، بدنسازی و ژیمناستیک هم هر روز به جز 5شنبه و جمعه یک یا دوجلسه داره و دو روز صبح تمرین ساعت 5:30 تا 7 است.

خبر خوب اینکه از طرف مدرسه برای انجمن دانش‌آموزانِ باهوش انتخاب شده و قرار است که با مدیر مدرسه جلسه‌ای داشته باشند. 

خبر بد اینکه خاله آزاده دوباره عمل مغزی شد و ما دل‌مون براش بی‌تابه گریهو از صمیم قلب آرزو داریم که مثل همیشه جنگنده‌ی شجاعی باشه  و از پس سختی‌های این عمل هم بربیاد و سرپا بشه. خدا پشت و پناه‌ش. قلب



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه / بیماری

جمعه به خرید لوازمِ مدرسه گذشت و شنبه که آخرین روز تعطیلات تابستانی آرش بود دوتایی رفتیم سینما و فیلم The Secret Life of Pets را تماشا کردیم.

قشنگ بود و دوست‌ش داشتیم. بعدش رفتیم کلاس پیانو. از کلاس سریع آمدیم خانه. آرش دوش گرفت و زود خوابید تا برای فردا و یک روز فوق‌العاده شلوغ آماده باشه. 

من هم تا ساعت 12 مشغول بدو بدو  و انجام کارها بودم: مرتب کردن وسایل شنای صبح، صبحانه‌ی بعد از شنا، کیف و لوازم مدرسه، کیف خوراکی‌های مدرسه، ساک وسایل شنای بعدازظهر، برچسب زدن کتاب، لوازم و یونیفرم آرش و ...

و

پ.ن: لیست کلاس‌ها را که شنبه شب اعلام کردند مشخص شد که آرش امسال کلاس 7A است. سریع رفت سراغ دوست‌هاش تا ببینه اوضاع تیم فوتبال کلاس‌شون در چه حاله!؟! گریه تنها چیزی که اهمیت داشت براش همین بود. از شانس خوب‌ش دوباره با میگل سالگادو و سیف که بهترین‌ فوتبالیست‌های مدرسه هستند، هم‌کلاس است. متفکر




موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه / سینما
۱۳٩٥/٥/۳٠ :: ٦:٤٥ ‎ب.ظ

کل هفته به مهمان‌بازی گذشت. تا چشم بهم زدیم 5شنبه شد و مهمان‌های عزیزمون بار سفر بستند و راهی تهران شدند.

آرش و آوای عمه شیما در مدینه جمیرا قلب

سعی کردیم نهایت استفاده را از فرصت کمی که هست بکنیم. از جاهای دیدنی فقط پارک پروانه‌ها و مدینه جمیرا را رفتیم و بقیه‌اش به بازارگردی و خرید گذشت. یک روز هم آرش با عمه‌هاش رفته بودند ساحل جمیرا و دریا که از بس گرم بوده، زود برگشته بودند.

جمعه را فقط استراحت کردیم. شنبه صبح به خرید هفتگی و بعدازظهر به کلاس پیانو گذشت. داریم یواش یواش آماده میشیم برای مدرسه. از یکشنبه‌ی آینده مدرسه، امتحان، کلاس‌ شنا، مسابقات و بدوبدوهای بی پایان ِ ما آغاز می‌شود. 



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان / گردش
۱۳٩٥/٥/٢٦ :: ٦:٤٤ ‎ب.ظ

پنج‌شنبه شب عمه شیرین و عمه شیمای آرش به همراه عمو پیام و آوا جون آمدند دبی و یک هفته‌ای مهمان ما هستند. جمعه و شنبه که ما هم تعطیل بودیم سعی کردیم نهایت استفاده از زمان را داشته باشیم. آرش هم کل هفته را کمپ نرفت تا در کنارشون باشه.

آرش و آوا روزهای اول چندان با هم نساختند و بیشتر مواقع مثل کارد و پنیر بودند ولی هرچی که گذشت روابط‌شون بهتر و بهتر شد ...

دبی مال

باغ پروانه‌ها

آرش این سری بالاخره موفق شد این پروانه‌ی زیبا، شیطون و آبی رنگ را بگیره



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان
۱۳٩٥/٥/۱۸ :: ٦:٤٤ ‎ب.ظ

هفته‌ای که گذشت، دانشگاه تعطیلات تابستانی بود و آرش و جلال هر دو بیشتر هفته را در شرکت ما گذراندند. باباجلال مشغول کارهای کامپیوتری و آرش هم مشغول تماشای فیلم و Pokemon بازی.

5شنبه بعد از شرکت با جلال سه تایی رفتیم امارات مال و The Legend of Tarzan 2016 را تماشا کردیم. خیلی زیبا بود و دوست‌ش داشتیم.

جمعه فقط به تمیزکاری خانه گذشت. 

 

شنبه صبح با آرش دو تایی رفتیم مدرسه و یونیفرم‌های سال آینده را گرفتیم. بعد برگشتیم خانه. قبل از کلاس پیانو با ترام رفتیم JBR و فیلم Ice Age Collision Course را تماشا کردیم. قشنگ بود و هر دو دوست‌ش داشتیم.

بعد هوا بهتر شده بود. رفتیم ساحل آرش کمی بازی کرد و بعد راهی خانه شدیم.

شب قبل از خواب مسابقات شنای المپیک را آرش تماشا کرد و ذهن‌ش حسابی مشغول شد که آیا می‌تواند برای المپیک 2020 انشاءالله شرکت کنه!

امیدوارم که خدا پشت و پناه‌ت باشه عشق من و به آرزوت برسی.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما

برای رفع خستگی و تشکر از ماها یک‌شنبه بعد از کار همگی رفتیم مارینا مال و فیلم Alice Through the Looking Glass را در Reel Cinema تماشا کردیم. بد نبود. خیلی تخیلی بود و من زیاد دوست‌ش نداشتم.

بعد دیگه تا آخر هفته، کار خاصی انجام ندادیم. آرش هر روز با باباجلال رفت دانشگاه چون این هفته کمپِ شنا تعطیل بود. سرش این روزها به شدت با Pokemon گرمه.

هوا گرم و شرجی است وحشتناک. دیروز برای کلاس پیانو شاید در مجموع نیم ساعت تو گرما بودیم ولی هر دو هلاک شدیم. آنقدر گرما زیاده که حتا دم ساحل که همیشه پر از جمعیت است، پرنده هم پر نمی‌زد!

پ.ن.1: فیلم Me Before You را دانلود کرده بودم و 5شنبه شب نگاه کردم. بی‌نهایت زیبا بود با اینکه تقریباً نیمی از فیلم را داشتم گریه می‌کردم. دوست‌ش داشتم. مدتها بود فیلم به این قشنگی ندیده بودم.

پ.ن.2: کتاب ساعت دلتنگی - سیمین شیردل را هم جمعه و شنبه خواندم. کشش زیادی داشت ولی به زیبایی کتاب ِ آرام سیمین شیردل نبود. از اون کتاب‌ها که دل‌ت بخواد هی تکرارش کنی، نبود.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما / رمان

خب این آخر هفته، خیلی سخت اما به خیر گذشت...

چهارشنبه خوش و خرم غرق ِ کار بودم که دوستم تماس گرفت و سوال کرد که کجا هستیم؟ وقتی جواب دادم گفت که ساختمان ما داره در آتش می‌سوزد!!! بلافاصله خبرها را چک کردم و از روی فیلم آتش‌سوزی حدس زدم که آتش به ما خیلی نزدیک ولی خلاف جهت ماست...

خلاصه با جان کندن و با علمِ به اینکه می‌دونستم برم هم کاری از دست‌م بر نمیاد سر کار ماندم و 5 راهی شدم. ماشین را گذاشتم دانشگاه و با آرش با ترام راهی خانه شدیم چون تمام جاده‌های منتهی به خانه‌ی ما مسدود بودند و نمی‌تونستم ماشین را ببرم.

وقتی پیاده شدیم، خیابان کامل بسته بود و از دور دود و آتش بود و هزاران خرده شیشه بر روی زمین و یک عالمه پلیس و ماشین آتش‌نشانی و ...

سه چهار ساعت تو گرمای وحشتناک میان غرغرهای گاه و بیگاه آرش همان‌جا نشستیم تا بالاخره آتش خاموش شد. جلال هم 9 بود که آمد.

یک کمی دیگه منتظر شدیم. حدود 11 اجازه دادند که مردم از طبقات پائین‌تر وارد ساختمان شوند. رفتیم ماشین را آوردیم تا حداقل آرش تو ماشین بخوابه و خودمون هم کمی خنک بشیم. تا نزدیک 1 هم صبر کردیم تازه تا طبقه 30 اجازه داده بودند و ما حالا حالاها نوبت‌‌مون نمی‌شد. اینه که دیگه راهی هتل شدیم و شب را آنجا ماندیم. 

صبح بعد از صبحانه آرش را گذاشتیم کمپ شنا و خودمون برگشتیم خانه. باز هم اجازه ندادند وارد شویم. ظاهراً صبح دوباره آتش فعال شده بود و پلیس مسیرهای ورودی را دوباره بسته بود.

رفتیم امارات مال و کارفور. کمی وسایل اولیه و مورد نیاز خریدیم که در صورتی‌که باز هم شب نتونستیم وارد خونه بشیم، لنگ نمونیم. برای آرش هم غذا و ... گرفتیم و بردیم بهش دادیم. دوباره برگشتیم خانه و چک کردیم. این‌بار گفتند راه باز است ولی فقط با پله می‌تونین تردد کنید. آسانسورها خرابه!! فکر بالا رفتن از اون همه پله هم دیوانه‌کننده بود!!!!!

با جلال رفتیم ابن بطوطه و همان‌جا گشتیم و ناهار خوردیم. بعد حدود 3 گفتیم یک سر بریم خانه، بعد آرش را برداریم. این‌بار دیگه آسانسورِ بار باز بود و مردم صف کشیده بودند. جلال رفت دنبال آرش و من هم تو نوبت ایستادم در حالی‌که شدید نگران بودم و دل و روده‌ام تو حلق‌م بود. نیم ساعتی طول کشید تا وارد طبقه خودمون شدم. همه جا پر از دوده بود و بوی دود وحشتناک زیاد. کلید را با ترس و لرز انداختم و در را باز کردم.

لحظه‌ای که وارد شدم اشک‌هام جاری بود و دستام می‌لرزید. شکر خدا همه‌چی همان‌طور بود که صبح روز قبل بود فقط با لایه ضخیمی دوده‌ی چرب پوشیده شده بود. خدا را صد هزار مرتبه شکر، آب روی وسایل‌مون باز نشده بود و کم‌ترین آسیب را دیده بودیم. با اینکه از طبقه‌ی ما به بالا و از سمت دیگه از همان طبقه به پائین یک عالمه ساختمان سوخته بود. واحدهایی بودند که آب از سقف‌ها باز شده بود و یک عالمه آب تو واحدشون جمع شده بود علاوه بر دوده. واحدهایی هم بودند که سوخته بود و زندگی‌شون کلاً نابود شده بود.

 

خلاصه از همان موقع شروع به تمیز کردن کردیم تا شنبه بعدازظهر. ماها هم آمد کمک. چهارتایی شستیم و تمیز کردیم و ...

با وجود اینکه بی‌وقفه کار کردیم ولی هنوز 70% کار هم انجام نشده ...



موضوع مطلب : آرش / دبی / حوادث

اولین روز بعد از برگشت از ایران، برای اینکه روحیه آرش بهتر بشه بعدازظهر سه‌تایی راهی JBR شدیم و فیلمِ جدید لاک‌پشت‌های نینجا را تماشا کردیم.

قشنگ بود و لذت بردیم. بعد هم قدم‌زنان رفتیم Bob's برای شام. دیروقت بود که دیگه برگشتیم خانه.

آرش هم کمپ شنا را از همان روز اول آغاز کرد. کمپ 5 روز در هفته از ساعت 8 صبح تا 3 بعدازظهر بود. هر روز، دو جلسه شنا، یک جلسه بدنسازی، یک جلسه ژیمناستیک و یک جلسه هم فیلم آموزشی شنا و عادات غذایی بود. این هفته فقط آرش، کیارا، کریستین و آدام از تیم بودند و مارتین هم مربی‌شون بود. بیشتر حالت خصوصی داشت و آرش خیلی لذت برد.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما / کمپ

از تعطیلات عید فطر استفاده کردیم و راهی تهران شدیم. شرکت ما 5 روز تعطیل بود و فرصت خیلی خوبی بود. سه‌شنبه عصر با پرواز امارات راهی تهران شدیم. وقتی رسیدیم متوجه شدیم که جاده‌های منتهی به فرودگاه ترافیک خیلی شدیدی داره و بابا و الهه اینا تو راه گیر کردند. یک ساعتی نشستیم تا رسیدند.

سفر جلال، 4 روزه و سفر من و آرش، 11 روزه بود. سه چهار روز اول را نصف به نصف بین دو خانواده تقسیم کردیم.

و

آرش نهایت لذت را از حضور پسرخاله‌ها، پسرعمه‌ها و دخترعمه‌ش برد و یک‌سره مشغول بازی و شیطنت بود. 

و

و

و

چهار روز به چشم بهم زدنی گذشت و باباجلال برگشت. 

بقیه سفر ِما هم به دیدار دوستان، تماشای تئاتر "من فقط عاشق اینم - احسان کریمی"، بازی، قرار وبلاگیِ گروه همدلان در رستوران ژوانی، قرار صبحانه در باغ صبا، مهمونی بازی، خرید و شام در شیک شک ... گذشت. 

آرش یک بار تنهایی با عموامیر و پارسا، پویا راهی منیریه شد و کلی خرج دست عموامیر گذاشت. یک‌شب باهاشون رفت استخر و یک بار هم باهاشون رفت باشگاه انقلاب برای والیبال.

منم سعی کردم نهایت لذت را از حضور عزیزان‌م ببرم و تا می‌تونم از لحظه لحظه‌هام استفاده کنم.

مثل همه سفرهای دیگه عمرِ این سفر ما هم کوتاه بود و شنبه عصری با بابا و الهه اینا همگی راهی بهشت زهرا شدیم. بعد از وداع با مامان‌م رفتیم فرودگاه و بعد از 11 روز برگشتیم سر خانه، زندگی‌مون. 



موضوع مطلب : آرش / گزارش سفر / تهران / دالتونها

شنبه کارنامه‌ی نهایی کلاس ششم ِ آرش را گرفتم و از نظر من بهترین کارنامه‌ی تمام سال‌های گذشته بود.

آرش این‌بار هم با معدل 99 شاگرد اول و دانش‌آموز Outstanding شد.

تنها مورد انضباطی‌ش همان حرف زدن در  AMS Hall بود که هفته اولِ ترم اول گرفته بود و بعد از آن دیگه چیزی بهش اضافه نشد. غیبت موجه یک روز و دو ساعت داشت که مربوط به مریضی و امتحان پیانوش بود. نکته جالب توجه این بود که برای اولین بار معدل انگلیسی‌ش 100 شد که بسیار درخشان بود و حاصل زحمات‌ش در 36 هفته و 36 امتحان برای هر موضوعی بود با وجود تمرینات سنگین شنا و مسابقات‌ش.

خستگی تمام یک سال گذشته را با این کارنامه از تن‌م دور کرد. آفرین به مرد کوچک من. قلب باعث افتخاری. ماچ

پ.ن: اولین امتحان دلف فرانسه را هم پاس کرده و سال آینده کلاس‌های سطح بعدی را شرکت خواهد کرد.



موضوع مطلب : آرش / دبی / کارنامه

آخرین پست مربوط به سفر سیشل و عکس‌های جامانده

آرش روبروی پذیرش هتل

و

سلفی تایم

عکس با لنز مورد علاقه‌ی من

و

و

شادیِ پیروزی به سبکِ آرش

و

و

و



موضوع مطلب : آرش / گزارش سفر / سیشل

روز سوم و چهارم را کامل در هتل گذراندیم. من هنوز حال‌م روبراه نبود و امکان بیرون رفتن را نداشتیم. 

آرش سر خودش را با والیبال، شنا، پینگ‌پنگ، قایق‌سواری، شطرنج و ... گرم کرد و ما هم تا می‌شد، استراحت کردیم و از آرامش و زیبایی ساحل نهایت لذت را بردیم.

و

و

و

و

و

و

 و

این هم یکی از جک و جانورهای رویت شده

تا ساعت 6:30 اتاق‌ها را داشتیم. بعد تحویل دادیم و ون آمده بود دنبال‌مون. 7:30 فرودگاه بارمون را تحویل دادیم و بعد از خرید یادگاری‌های سیشل با پرواز 9:45 امارات راهی دبی شدیم. آرش یکی دو تا فیلم دید و بعد خوابید. طول پرواز برگشت 4 ساعت بود.

در مجموع سفر بسیار دل‌چسب و آرامش‌بخشی بود. 



موضوع مطلب : آرش / گزارش سفر / سیشل

ادامه‌ی روز اول به گشت و گذار در هتل گذشت. محوطه هتل به معنای واقعی کلمه زیبا بود. البته انواع اقسام جک و جانور را هم داشت.

این اتاق‌هامون بود. از شانس به پذیرش هتل، استخر و رستوران‌هاش خیلی نزدیک بود. سه چهار دقیقه پیاده راه بود. 

و

و

و

و

و

شب آرش رفت استخر و ما هم آنلاین بازی والیبال را دنبال کردیم. برای شام هم رفتیم رستوران Windsong. 

شنبه، صبح روز دوم بعد از صبحانه، با اتوبوس رفتیم ویکتوریا (پایتخت سیشل). 40 دقیقه از هتل راه بود و از بس راه‌ش پر پیچ و خم، کوهستانی، شیب دار، باریک بود من سرگیجه گرفتم و حالم شدید خراب شد. تازه وقتی رسیدیم ویکتوریا بیشتر مغازه‌ها تعطیل بودند. شهر مدل خیلی قدیمی، آدم‌های شهر آرام و دوست‌داشتنی و مناظر بسیار زیبا و دیدنی بودند.

 یکی دو ساعتی اون اطراف گشتیم، ناهار را همان‌جا خوردیم و دوباره با اتوبوس برگشتیم هتل. دیگه وقتی رسیدیم هتل، من تبِ بالا، گلودرد و حال خیلی بدی داشتم که افتادم.

شب از پذیرش هتل قرص گرفتم که تا صبح حال‌م را بهتر کرد.




موضوع مطلب : آرش / گزارش سفر / سیشل

تابستان را با سفر به جزیره‌ی بسیار زیبای سیشل آغاز کردیم. زیبایی و آرامش این کشور بی‌نهایت بود و سفرِ خیلی جذاب و دل‌چسبی از آب درآمد. (سیشل کوچک‌ترین کشور آفریقاست. جزیره‌ای در اقیانوس هند و پایتخت آن ویکتوریا است. مجموعه‌ای از 115 جزیره‌ی کوچک و بزرگ که بزرگترین آن  Mahe است که ویکتوریا در آن قرار دارد.)

و

و

و

و

و

جمعه ساعت 9:35 با پرواز امارات به همراه ماها راهی سیشل شدیم. طول پرواز 4:40 دقیقه بود و آرش کل پرواز را کارتون تماشا می‌کرد. از قبل نیازی به گرفتن ویزا نبود و در همان بدو ورود در فرودگاه، ویزا را در پاسپورت‌مون مهر زدند.

ترانسفر فرودگاهی داشتیم. برای همین با مینی‌ون Creole از فرودگاه ما را به هتل رساندند.

جاده کوهستانی، بسیار باریک و دوطرفه بود با شیب‌های خیلی تند و زیاد. حدود 40 دقیقه در راه بودیم تا برسیم هتل. اتاق‌هامون را تحویل گرفتیم. رو به کوه بود با یک دریاچه‌ی زیبا. مناظر روبروش هوش از سر آدم می‌برد.

و

و

و

و

و

هوا خنک و مرطوب بود. باد خوبی می‌وزید و باران هم هر چند دقیقه یک بار با شدت می‌بارید، زود هم قطع می‌شد و آفتاب و آسمان آبی و ابرهای سفید زیبا پدیدار می‌شد.



موضوع مطلب : آرش / گزارش سفر / سیشل
۱۳٩٥/٤/۸ :: ۸:٠٠ ‎ب.ظ

5شنبه کلاس ششم تمام شد و آخرین روز، کتاب سال را هم تحویل دادند.



موضوع مطلب : آرش / دبی / کتاب سال

سه‌شنبه آخرین روز مدرسه بود و از چهارشنبه امتحانات پایانی شروع شد و فقط آرش می‌ره مدرسه امتحان می‌ده و برمیگرده.

برعکس هر سال هفته امتحان داره خیلی راحت می‌گذره! که این یا می‌تواند به این دلیل باشد که تو کلاس خوب گوش کرده و یا در طول سال خیلی خوب درس‌ها را مطالعه کرده. در هر صورت تا الان امتحانات فرانسه، علوم، گرامر، لغت و دیکته انگلیسی، ریاضی تمام شده.

5شنبه آخرین جلسه پیانو بود که آهنگ خواب‌های طلایی را کامل کرد. یک ماه وقفه داریم و بعد سطح سوم پیانو را شروع می‌کنند. با ماها رفتیم JBR و بعد از کلاس شام خوردیم و برگشتیم خانه.


جمعه و شنبه به جز ریاضی بقیه امتحانات را کامل مرور کردیم. برای رفع خستگی و تنوع سینما هم رفتیم. فیلم Finding Dory را دیدیم. قشنگ بود و  دوتایی لذت بردیم.

 تنها سه روز دیگه و 5 تا امتحان دیگه از کلاس ششم باقیمانده - تعلیمات اجتماعی، کامپیوتر، ادبیات انگلیسی، درک مطلب داستان هونگ وو و درک و مطالعاتِ ریاضی ...



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه / سینما
۱۳٩٥/۳/٢۳ :: ٧:٥٧ ‎ب.ظ

سال تحصیلی 2015-2016 داره نفسهای آخرش را می‌کشه و سه‌شنبه آخرین روز مدرسه است. از چهارشنبه این هفته تا پنج‌شنبه‌ی بعد آرش روزی یکی، دو تا یا سه‌تا امتحان داره تا کلاس ششم تمام بشه و یک نفس راحتی دوتایی بکشیم.

کلاس‌های شنا هم همان روز تمام میشه و تابستانِ ما بالاخره آغاز می‌شه.

این روزها به مناسبت ماه رمضان ساعات مدرسه به جای 8 تا 4، 8:30 تا 1:30 شده. ساعات کاری من هم 8 تا 3 شده برای همین وقت بیشتری برای استراحت و درس داریم. تنها حسرت این روزها جای خالی مامان‌م هست که همیشه تو ماهِ رمضان اینجا و پیش ما بودند و الان خیلی خیلی تنهایی‌مون را این جای خالی پررنگ‌تر می‌کند...

تا امروز امتحاناتِ انشاء انگلیسی و انشاء فرانسه، روخوانی انگلیسی، دست‌خط، درک مطلب انگلیسی، تعلیمات دینی و عربی تمام شده.



موضوع مطلب : آرش / دبی
۱۳٩٥/۳/۱۱ :: ٧:٥۳ ‎ب.ظ

امروز بعدازظهر مراسم ورزشی سال تحصیلی 2015-2016 در مدرسه برگزار شد. آرش را دو بار برای جام‌های قهرمانی فوتبال و والیبال معرفی کردند و دو تا گواهی گرفت. تیم ژیمناستیک را که اصلاً معرفی نکردند و شنا را هم چون دوم شده بودند، معرفی نکردند.

تیم فوتبال

تیم والیبال

بعد هم عنوان بهترین ورزشکار سال در گروه سنی زیر 11 سال را به آرش دادند تشویقتشویقتشویق و گواهی‌ش را از مدیر مدرسه گرفت. قلب

و

آرش و آقای حسن مدیر مدرسه



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه / گواهی

آخرین سری مسابقات Hamilton Aquatics Development در سال 2015-2016 روز جمعه در ورزشگاه حمدان برگزار شد و آرش اولین بار بود که در گروه 11 ساله‌ها مسابقه می‌داد و رده‌بندی گروه 11-12 با هم بود که این باعث می‌شد عملاً شانس زیادی برای کسب مدال نداشته باشد.

مسابقات در دو نوبت صبح و بعدازظهر برگزار شد. من برای خودم کتاب "در پس نقاب" را برده بودم که دور از بقیه نشستم و بعد از مدتها فرصت شد کتابم را بخونم‌ و لذت ببرم.

شرح مسابقات: 

نوبت صبح

  • 50 متر قورباغه - رکورد: 47.78 - افزایش رکورد قبلی: 0.18
  • 100 متر مختلط انفرادی - رکورد: 1.27.88 - کاهش رکورد قبلی: 2.85

نوبت بعدازظهر

  • 200 متر کرال پشت - رکورد: 3.03.70 - کاهش رکورد قبلی: 12.99
  • 50 متر کرال پشت - رکورد: 41.07 - کاهش رکورد قبلی: 0.33
آرش خیلی باانگیزه و زیبا شنا کرد و بعد از مدتها از تماشای مسابقات‌ش نهایت لذت را بردم. بیشتر رکوردهاشو هم شکست و خوشحال و خندون این روز طولانی و خسته‌کننده را به پایان رساند. به نظر می‌رسه که تغییر مربی خیلی به موقع و موثر بود.
 
 
 
به نفرات اول تا ششم هر گروهِ سنی مدال می‌دادند. جالبه که در سه مسابقه آرش با اختلاف خیلی خیلی کمی نسبت به نفرات پنجم و ششم تو گروه 11-12 ساله‌ها هفتم شد و شانس گرفتن مدال را از دست داد ولی بعد از مدت‌ها درجا زدن و عقب رفتن، شکستن رکوردها خیلی بهش احساس خوبی داد.تشویق


موضوع مطلب : آرش / دبی / مسابقه / رکوردها
۱۳٩٥/۳/۱ :: ٧:٥٢ ‎ب.ظ

این هفته هم مثل همیشه به درس و کلاس و ... ِ آرش گذشت. پنج‌شنبه برای اولین بار آرش با دو تا از دوستان نزدیک‌ش تنهایی رفت امارات مال. مدت‌ها بود که اصرار داشت با دوستان‌ش تنهایی بره که تا حالا زیر بار نرفته بودیم ولی دیگه گذاشتیم بره تا تجربه کنه. بعد از مدرسه، بابا جلال آرش را به همراه گرُانچ و مروان کوشی رساند مجیک پلانتِ امارات مال. دو سه ساعتی مشغول بازی بودند تا من رفتم پیش‌شون. بعد از بازی به‌شون ناهار دادم و دوستان‌ش را راهی کردم. 

بعد یکی از دوستان قدیمی مهمان‌مون بود که یکی دو ساعتی با هم همان‌جا بودیم و به یاد روزهای خوبِ قدیمی کلی گپ زدیم.

جمعه به درس خواندن گذشت. امروز هم تولدم بود که مثل همیشه گذشت.

ظهر با آرش ظهر دوتایی رفتیم JBR. فیلم پرندگان خشمگین را دیدیم. قشنگ بود.

و


بعد برای ناهار رفتیم Bobs، بعد هم کمی درس خواندیم تا کلاس پیانو. بعد از کلاس هم برگشتیم خانه و امتحانات فردا را مرور کردیم.

امسال شاید اولین سالی بود که هیچ حسِ خاصی نداشتم و  غمگین 41 ساله شدم. قلب باورش سخته ولی کودک درونم دیگه شور و شوقش را از دست داده و پا به سن گذاشته!!!  



موضوع مطلب : آرش / دبی / تولد / سینما
۱۳٩٥/٢/٢٦ :: ٧:٥۱ ‎ب.ظ

دیروز مسابقات شنای بین مدارس شویفات در شویفات شارجه برگزار شد. مستر کاتالین مربیِ آرش، او را در تیم زیر 12 سال گذاشته بود و در این گروه سنی، دو تا مسابقه انفرادی داشت و یک Relay تیمی.

دو تا از مسابقات‌ش را دوم و یکی را سوم شد. لوح بهترین شناگر زیر 12 سال شویفات دبی را هم گرفت.

دانش‌آموزان و مربیان شویفات دبی

برگشتیم خانه حدود ساعت 4 بود. قرار شد یک دوش بگیره و درس بخونیم که بعد از دوش حدود ساعت 5 عصری خوابید تا خودِ صبح ِروز بعد. امیدوارم که انرژی رفته بهش زودتر برگرده و سرحال و بانشاط بشه. امروز خودش را وزن کرد حدود یک کیلو و نیم تو همین یک هفته وزن کم کرده :(



موضوع مطلب : آرش / دبی / مسابقه / گواهی
۱۳٩٥/٢/٢٥ :: ٧:٥٠ ‎ب.ظ

ماجرای سرماخوردگی آرش درست تا 5شنبه ادامه‌دار شد و از پنج‌شنبه ظهر به بعد دیگه از شر تب راحت شد ولی تا همین الان هم اشتهاش درست نشده و چیزی نمی‌خوره. به شدت وزن کم کرده و زیاد توان نداره. 

روز جمعه جشن پایان سال آکادمی ابسولوت مثل هر سال در هتل هالیدی‌این برگزار شد که مراسم اهدای مدال‌های مربوط به مسابقات سالانه، معرفی کاپیتان‌های دختر و پسر سالِ آینده و جشن و شام بعد از آن بود.

آرش با اینکه روز مسابقه (فلش‌بک) سرحال نبود و نمایش خوبی نداشت، باز هم از هر هفت مسابقه‌ش مدال گرفت. 4 مدال طلا و 3 مدال نقره. 

و

و

و

آرش و مربی جدیدش مارتین

شناگران و مربیان ابسولوت در مراسم پایانی سال 2016



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدال / award

شنبه صبح آرش تا ساعت 10:15 کلاس شنا و بدن‌سازی داشت که من گذاشتم‌ش DAA و حدود ساعت 11 برگشتم دنبال‌ش و آمدیم خانه. یکی دو ساعتی آرش درس‌هاشو مرور کرد و بعد دوتایی رفتیم JBR. 

با توجه به اینکه امتحان سطح دوم پیانو را داده و تا جواب بیاد، چند هفته‌ای استراحت داره، قرار شد تو این مدت روی سه تا آهنگ ایرانی "گل گلدون من، سلطان قلب‌ها و خواب‌های طلایی" با معلم‌ش کار کند.

قبل از کلاس پیانو، رفتیم سینما. فیلم Robinson Crusoe را تماشا کردیم. قشنگ بود.

وقتی برگشتیم خانه کمی که درس خواند، متوجه شدم تب خیلی شدیدی داره و این شروع بیماری‌ش بود. شدیدترین تب چند سال اخیر را این یکی دو روز تجربه کرد!! از مدرسه یک‌شنبه زنگ زدند که تب و سردرد شدید داره. مرخصی گرفتم رفتم دنبال‌ش و بردم‌ش دکتر. تب ویروسی بود که دکتر گفت باید دوره‌اش را بگذراند. سه روز هم بهش گواهی داد. بعد از دکتر برگشتیم شرکت ما. تا 5 با هم بودیم و بعد رفتیم خانه. تا صبح فقط تب داشت، هذیان گفت و لب به چیزی هم نزد! حتا یک لحظه‌ هم تب‌ش پائین نیامد. دم صبح فقط کمی بهتر شد.

امروز هم مدرسه نرفت. تا 10 خانه ماندیم و آرش استراحت کرد. بعد آماده شدیم رفتیم شرکت ما.



موضوع مطلب : آرش / دبی / بیماری / سینما

عمو پدرام تا یکشنبه ظهر پیش ما بود و ایمانِ عمه هما دوشنبه بعدازظهر آمد که بعد از کلاس آرش رفتیم فرودگاه دنبال‌ش.

تا چهارشنبه عصری ایمان بود که با وضعیت کلاس‌ها و درس‌های آرش زیاد نشد بهش برسیم فقط سه‌شنبه شب بعد از درس‌های آرش رفتیم پیاده Nandos و برگشتیم.

چهارشنبه شب آرش با عبدالله دوست و هم‌تیمیِ شناش، احمد و لامیا مامان‌شون رفت افتتاحیه فیلم Captain America - Civil War. 

پنج‌شنبه تعطیل بودیم که کمی درس خواندیم بعد با آرش دوتایی رفتیم مردف سیتی سنتر هم یک دوری زدیم و هم آرش یک سری وسیله برای شناش لازم داشتیم گرفتیم و برگشیم خانه.

جمعه هم تعطیل بودیم که باباجلال رفت سر کار و من و آرش هم بعد از اینکه امتحانات هفته آینده را مرور کرد رفتیم امارات مال خرید هفتگی و برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما / مهمان
۱۳٩٥/٢/۱٢ :: ٧:٤٧ ‎ب.ظ

مسابقه‌ی Aqathlon Series  - Dubai 2016 دیروز در هتل فرمونت پالم دبی برگزار شد. آرش به همراه چهار تا از هم‌تیمی‌هاش در Junior Super Sprint شرکت کرده بود و مسابقه‌ش شامل 200 متر شنا در دریا و بلافاصله 2.5 کیلومتر دو در پیست دو و میدانی بود.

و

و

آرش و آنتونیو کاپیتان تیم‌شون

شناگران ابسولوت 

و این‌هم نتایج

آرش با زمان 18.31 در گروه پسرانِ زیر 13 سال هفتم شد. به عنوان تجربه‌ی اول عالی بود به خصوص اینکه از شنا کردن در دریا خیلی بدش می‌آمد و این مسابقه باعث شد ترس‌ و اکراه‌ش از شناکردن در دریا با آب  شور بریزد.

بلافاصله بعد از مسابقه گفت که دیگه هرگز این تجربه را تکرار نمی‌کند ولی یکی دو ساعت که گذشت نظرش عوض شد و گفت سالی دوبار شرکت خواهد کرد! چشمک



موضوع مطلب : آرش / دبی / مسابقه / مدال
۱۳٩٥/٢/۱٠ :: ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ

دیروز مارتین مربی جدیدِ آرش، یک برنامه بازی و تفریح برای شناگران قدیمی و شناگران جدید ابسولوت در ساحل ترتیب داده بود تا بچه‌ها بیشتر با هم دوست شوند و والدین هم با هم آشنا شوند.

من یک ساعت مرخصی گرفتم و رفتم آرش را از مدرسه برداشتیم و رفتیم ساحل قصر سیاه که خیلی هم نزدیک مدرسه بود.

و

مارتین انواع و اقسام بازی‌های گروهی را براشون تدارک دیده بود که خیلی عالی بود و بچه‌ها حسابی لذت بردند.

هوا هم ابری بود و باران نم نم می‌بارید برای همین گرما و آفتاب زیاد اذیت‌کننده نبود.

کل هفته گذشته به درس و کلاس شنای آرش گذشت. مربی جدید فضای تمرین‌ها را متحول کرده و آرش آنقدر لذت می‌بره که حتا کلاس سه‌شنبه صبح 5:30 تا 7 را که ما تا الان هیچ‌وقت نمی‌رفتیم را رفت و گفت که از این به بعد همیشه میره!

پ.ن.1: شنبه گذشته فیلم The Jungle Book را رفتیم دوتایی تماشا کردیم. صحنه‌های کمی ترسناک زیاد داشت و آرش تمام مدت نگران فیلم را تماشا کرد. در مجموع فیلم قشنگی بود.

پ.ن.2: عمو پدرام، سه چهار روزی مهمان ماست و آرش مثل همیشه از داشتن مهمان هیجان‌زده است. دیشب بعد از ساحل آمدیم خانه، آماده شدیم و رفتیم JBR. تا آرش کلاس پیانوش تمام بشه ما همانجا قدم زدیم. بعد برای شام رفتیم Bob's. 



موضوع مطلب : آرش / سینما / گردش / مهمان

مسابقات والیبال زیر 13 سال بین مدارس شویفات امسال در ابوظبی برگزار شد.

آرش را ساعت 7 صبح گذاشتم مدرسه‌ی خودشون تا با آقای کاتالین مربی‌ش و بچه‌های تیم‌شون راهی ابوظبی بشه. طبق معمول آرش از همه کوچک‌تر بود، هم از نظر سنی و هم از نظر جثه، بقیه بچه‌ها همه کلاس هشتمی و بلند قد بودند.

قرار شد ساعت 3:30 برم مدرسه‌ دنبال‌ش. 

نزدیک ظهر آرش زنگ زد و گفت که تیم‌شون قهرمان شده. چهار تا بازی با شویفات‌های مختلف انجام دادند، همه را بردند و اول شدند. به آرش هم بچه‌های تیم‌شون لقب Living legend را داده بودند.زبان 

پ.ن: در ضمن پسرک ورزشکار ما، لوح قابل انعطاف‌پذیرترین دانش‌آموزش کلاس ششم را هم از مربی ورزش‌ش دیروز گرفت.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مسابقه / گواهی
۱۳٩٥/۱/٢٧ :: ٧:٢۱ ‎ب.ظ

اولین هفته مدرسه و شنا، هفته‌ی سختی بود. هر روز آرش دو یا سه تا امتحان داشت و حسابی درگیر بودیم.

کلاس‌های شنا هم برنامه‌ش کمی عوض شده و دو روز در هفته در ورزشگاه حمدان تمرین دو ساعته دارند که از ما خیلی دور است و رفت و آمدش سخت شده. سر مربی جدید "مارتین تیلور" هم از آکادمی اکتیواسپورت آمده که تغییر خیلی خوب و به موقعی برای آرش بود و انشاءالله بتونه از این وضعیت نه چندان عالی آرش را دربیاره و به روزهای اوج برگردونه.


تو مدرسه این هفته تمرینات تیم والیبال را هم شرکت کرد و نیست که خیلی هم قدش بلنده!!! تنها کلاس ششمی است که جزو تیم مدرسه انتخاب شده!!!! از آنجایی‌که آخر اعتماد به نفس هم است به مربی‌شون گفته می‌دونین من چرا این‌قدر والیبالم خوبه؟ چون تیم ملی کشورم یکی از چهارتا تیم برتر دنیاست و من ازشون یاد گرفتم! نیشخند حالا برای تورنمنت والیبال زیر 13 سال بین مدارس شویفات فردا راهی ابوظبی می‌شود.

پ.ن: پرسپولیس امروز دربی را بسیار زیباتر از همیشه بازی کرد و 4 -2 برد. تشویق این نتیجه من را غرق خوشحالی کرد و حال آرش و باباجلالِ استقلالی‌اش را گرفت چشمکنیشخند



موضوع مطلب : آرش / دبی / داربی
۱۳٩٥/۱/٢٠ :: ٧:٢٠ ‎ب.ظ

مسابقات بین‌المللی دبی DIAC 2016 (مقدماتی ریو 2016) در ورزشگاه حمدان این هفته برگزار شد که از آکادمی ابسولوت فقط آرش و کیارا روز چهارشنبه 6 آپریل شرکت کردند. مسابقات به صورت زنده از کانال‌های Dubai Sports پخش می‌شد.

روزی که می‌توانست یک روز بزرگ باشد، با یک اشتباه، تبدیل به یک روزِ بد در تقویم ورزشی آرش شد! سارا به جای اینکه آرش و کیارا را در رده‌ی سنی خودشون وارد کند، در رده سنی آزاد وارد کرده بود که با شناگرانی 18 - 29 ساله باید مسابقه می‌دادند و نتایج هم در همان گروه بررسی می‌شد!!!  

و

و

و

اختلاف سایز آرش و رقیب‌ش در این عکس مشهود است. نیشخندرقیب حداقل دو سه دقیقه قبل از آرش به خط پایان رسید!

آرش سه مسابقه داشت که در هر سه مسابقه رقباش خیلی از خودش بزرگتر بودند. در هر سه مسابقه هم رکورد قبلی خودش را اضافه کرد که با توجه به شرایط موجود طبیعی هم بود. ناراحت

خلاصه که تجربه‌ی خوبی نبود. 

اولین مسابقه‌ی آرش "حکایت چند فیل و یک فنجون" چشمک

 



موضوع مطلب : آرش / دبی / مسابقه / فیلم

این هفته مدرسه به کل تعطیل است و آرش صبح‌ها با جلال می‌ره دانشگاه. ساعت 3 تا 5 هر روز کلاس شنای تکنیک‌های خاص با مربی جدید آلمانیِ ابسولوت داره که براش خیلی جذاب است. 

کارنامه ترم دوم را هم دیروز رفتم گرفتم. آرش یک بار دیگه با معدل 98 دانش‌آموز Outstanding شد. تشویقتشویقتشویق

نکته‌ی جالب اینه که همان یک Disciplineی را که بابت نبردن کتاب‌ش گرفته بود براش ثبت نکردند و این ترم کارنامه‌ش بدون مورد انضباطی بود.

همه نمرات‌ش به جز دستخط هم بالای 95 بود که به نظر من بسیار درخشان و قابل توجه است. قلب



موضوع مطلب : دبی / آرش / کارنامه

5شنبه بعدازظهر آرش آخرین امتحان ش را داد و دو هفته تعطیل شد. جمعه صبح راهی فرودگاه شارجه شدیم و با پرواز ساعت 12:20 ایرعربیا راهی تهران شدیم. بابا اینا و الهه اینا آمده بودند فرودگاه دنبال مون و دسته جمعی رفتیم بهشت زهرا پیش ِ مامانم.

بعد از آن راهی منزل بابا شدیم. شب عموها و عمه اعظم و پرستو اینا آمدند و دور هم بودیم. 

پسرخاله ها هم که بعد از چند ماه بهم رسیده بودند حسابی با هم بازی کردند. صبح بعد از صبحانه رفتیم منزل مامان بزرگِ آرش. این بار آرش با بردیا، آراد و آوا گرم بازی شد و کیف کرد.

تا حدود 7 آنجا بودیم و بعد راهی مهرشهر کرج، منزل عمومنصور اینا شدیم. آرش با بابابو و پسرخاله هاش رفت و ما هم با الهه اینا.

شب خوبی را در کنار عموها گذراندیم و بعد برگشتیم منزل بابا.

روز دوم هم همگی منزل بابا اینا بودیم تا عصری که یک سر به خاله های باباجلال زدیم و بعد هم برگشتیم منزل بابا. عمو محمد و خاله مرسده آمدند.

پ.ن: دور چشمِ آرش که از قبل خشک بود حساسیت نشان داد و ناجور قرمز و ملتهب شد. حسابی خوشگل شد. حالا با کرم استریل چشمی کمی بهتر شده شکر خدا.



موضوع مطلب : آرش / گزارش سفر / تهران / نوروز
۱۳٩٥/۱/۳ :: ٧:٠۸ ‎ب.ظ

این هفته فشار امتحانات باعث شد همه کلاس‌ها به جز پیانو را کنسل کنیم. شنبه هم تا بعدازظهر درس خواندیم، بعد رفتیم JBR. برای رفع خستگی قبل از کلاس پیانو، رفتیم سینما.

فیلم Kung Fu Panda 3 را دیدیم. خیلی دوست داشتنی و زیبا بود و هر دومون خیلی دوست‌ش داشتیم.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما

مسابقات سالانه موسسه‌ی ابسولوت روز جمعه 18 مارچ 2016 برگزار شد. از شانس از اون روزهایی بود که آرش زیاد روبراه نبود.  خسته و سنگین شنا کرد و تمام رکوردهای ورودی‌ش را اضافه کرد. به نظرم خستگی امتحانات و دیر خوابیدنِ کل هفته تاثیر مستقیم در عملکردش داشت. با وجود اینکه نتایج هنوز اعلام نشده و آرش مثل همیشه نبود ولی به نظر می‌رسه که سه چهار تا مدال طلا را برده باشه. نتایج روز جشن سالانه ابسولوت اعلام خواهد شد.

بابا جلال بین دو نوبت مسابقات آمد و حضورش باعث قوتِ قلب آرش شد و بعد از آن آرش کمی بهتر شنا کرد!!! 

و

و

و

عکس تیمیِ آکادمی ابسولوت سال 2015-2016


این هم یک عدد وروجک خیلی غمگین قلب

عشقِ من همیشه در ورزش از این بالا و پایین‌ها هست و نباید بذاری هیچ‌وقت شکست باعث ناامیدی‌ت بشه. خدا پشت و پناه‌ت عزیز نازنین من. ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / مسابقه
۱۳٩٥/۱/۱ :: ٩:٢٠ ‎ب.ظ

آغاز سال 1395 مبارک باد. قلب

سالی پر از شادی، سلامتی و خوشبختی برای همه‌ی عزیزانم آرزو دارم. قلب

پ.ن: ما روزهای خیلی خیلی شلوغی را داریم می‌گذرونیم. آرش روزی سه یا چهار امتحان داره... فشرده و سخت باید درس‌ها را مرور کنه. تا آخر هفته درگیر هستیم و بی‌صبرانه منتظر آخر هفته چشمک



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها / نوروز
۱۳٩٤/۱٢/٢٢ :: ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ

جمعه صبح زود من و‌ آرش رفتیم دنبال خاله هیوا اینا و راهی هتل آتلانتیس شدیم. اولین برنامه دلفین بازی در آب‌های کم‌عمق بود. اول نیم ساعت توضیح دادند راجع به دلفین‌ها و نکاتی که باید رعایت شود. بعد یونیفرم‌های یک شکل دادند و برنامه شروع شد.

آرش بی‌نهایت لذت برد و به عنوان برنامه‌ی آینده گفت که دوست داره شنا کردن با دلفین در آب‌های عمیق را هم تجربه کنه!

اسم دلفین گروه ما Blade بود.

بعد از دلفین بازی، برنامه‌ی بعدی پارک آبی هتل آتلانتیس AquaAdventure بود. 

و

و

و

برای اولین بار خودش SharkTank را به تنهایی تجربه کرد.

تا حدود 5 پارک آبی بودیم و آرش و هانا یک سره سرسره‌ها را بالا و پائین رفتند. بعد رفتیم داخل هتل هم جاهای دیدنی را دیدیم و بعد از رساندن هانا اینا به هتل برگشتیم خانه.

و



موضوع مطلب : آرش / دبی / تفریحی / مهمان
۱۳٩٤/۱٢/٢۱ :: ٧:٠۳ ‎ب.ظ

آخر هفته‌ای که گذشت از چهارشنبه و باران سیل‌آساش شروع شد.

من حدود ساعت 1 از شرکت درآمدم تا برای آرش بساط تولد آماده کنم، غافل از اینکه تا ساعت 4 یک راه 10 دقیقه‌ای طول کشید و با اینکه ساعت 2 از مدرسه پیامک آمده بود که به خاطر شرایط بد جوی مدرسه تعطیل است و باید بریم دنبال آرش، تا 4:30 به مدرسه نرسیدم!!! وقتی رسیدم دیگه فقط آرش مونده بود و خانم معلم‌ش نیشخند

بعد از برداشتن آرش، رفتیم دنبال جلال و آمدیم خانه. بعد از ناهار و کمی استراحت، (از آنجایی‌که 5شنبه مدرسه‌ها را به خاطر باران شدید و دریاچه‌هایی که در سطح شهر درست شده! تعطیل کرده بودند، آرش وقت‌ش آزاد بود و امتحان نداشت) برای همین من و آرش آماده شدیم رفتیم هتل دنبال دوست همدل و نازنین‌م هیوا و عروسک‌ش هانا جون. اول دو سه تا فروشگاه نزدیک هتل را سر زدیم و بعد خواستیم بریم ابن‌بطوطه که دیدیم ورودی‌ش دریاچه درست شده و راه باز نیست، برای همین برگشتیم امارات مال. همسرش هم آمد. بچه‌ها با هم بازی کردند و ما هم گپ زدیم. بعد از شام برگشتیم خانه.

آرش و هانا جون

5شنبه صبح من هم حالت سرماخوردگی شدید داشتم و هم حوصله‌ی ترافیک خیلی وحشتناک اتوبان شیخ زاید را نداشتم، این شد که 5شنبه را تعطیل کردم و دوتایی ماندیم خانه. تا ظهر تمیزکاری کردیم. بعد خواستیم بریم دنبال هیوا اینا که مسیر باز بسته بود. با آرش رفتیم مارینا مال و هدیه دوم‌ تولد را (یک بازی XBox) براش خریدم. بعد برگشتیم خانه.

درس‌خواندیم تا بعدازظهر که آرش کلاس پیانو داشت در JBR. با هیوا اینا همان‌جا قرار گذاشتیم. جلال هم از سر کار آمد و به ما ملحق شد.

اول یک ساعتی آرش و هانا بازی کردند و بعد رفتیم Bobs تولد پسرک را همان‌جا در کنار هم جشن گرفتیم. مرسی خاله هیوا و مرسی خاله نیلوفر نازنین بابت کادو قلب

بعد از کمی قدم زدن در JBR با ترام برگشتیم خانه. 



موضوع مطلب : آرش / دبی / تولد / مهمان
۱۳٩٤/۱٢/٢٠ :: ۱:٠٥ ‎ب.ظ

وروجکِ ما 20م اسفند 1394 یازده ساله شد. قلب

 

عشق من قلب دنیا را برایت شادِ شاد و شادی را دنیا دنیا آرزو دارم. ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / تولد
۱۳٩٤/۱٢/۱٦ :: ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ

آخر هفته‌ای که قرار بود در قطر سپری شود و قسمت نشده بود، را سعی کردم طوری برنامه‌ریزی کنم که آرش بهش خوش بگذره و زیاد غصه‌ی نرفتن‌ش را نخوره.

چهارشنبه شب با باباجلال رفتیم فروشگاه اپل و آرش کادوی تولدش را یک هفته زودتر گرفت و کلی ذوق‌زده و شاد شد.

پنج‌شنبه شب کلاس پیانو دو جلسه داشت که رفتیم. بین دو تا کلاس هم رفتیم نقاشی‌های سه بعدی بسیار زیبا و بی‌نظیر فستیوال DubaiCanvas را تماشا کردیم.

و

و

جمعه هم تا ظهر آرش درس خواند و بعد رفتیم امارات مال. آنالو و مارکو استار (هم‌تیمی‌های آرش) را دعوت کرده بودیم برای ناهار، بازی و سینما. اول رفتیم Johny Rocket ناهار خوردیم، بعد Magic Planet بازی و بعد هم سینما انیمیشن کارتونی Zootropolis را تماشا کردیم. 

و

بعد هم برگشتیم خانه و درس خواندیم.

شنبه صبح تا 11:30 آرش کلاس شنا و بدن‌سازی داشت. بعد از کلاس برگشتیم خانه. من شدید مریض احوال و داغون بودم. کمی استراحت کردم و بعد رفتیم JBR برای کلاس پیانو. امتحان سطح دو ABRSM ِپیانو نزدیک شده به همین دلیل تمرینات آرش فشرده‌تر از همیشه است. 

بعد از کلاس هم کل The Walk - JBR را قدم زدیم و نقاشی‌ها را کامل تماشا کردیم. فوق‌العاده زیبا بودند.

و

و

از آنجا هم قدم‌زنان برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما / گردش
۱۳٩٤/۱٢/۱٢ :: ٦:٤۸ ‎ب.ظ

آرش امسال مسابقات دوحه - قطر را به دلیل مشکل ویزا از دست داد. برای گرفتن ویزای کشورهای GCC، ویزای امارات حداقل باید شش ماه اعتبار داشته باشه و از آنجایی‌که اعتبار ویزای من فقط چهار ماه بود، با داشتن پاسپورت ایرانی هیچ راهی برای سفر وجود نداشت وگرنه بقیه راحت از طریق هتل ویزا گرفتند و راهی شدند. آرش هم که ویزاش روی ویزای من است، به تنهایی و بدون کفیل اجازه ورود نداشت!! این شد که مجبور شدیم هتل و بلیط و ... را کنسل کنیم. از دل‌شکستگی قهرمان کوچک که بگذریم، تجربه‌ی خوبی نبود.



موضوع مطلب : آرش / دوحه / مسابقه

شنبه صبح با باباجلال سه تایی راهی مدرسه شدیم تا مسابقاتِ ژیمناستیک بین مدارس شویفات امارات برای کلاس‌های پنجم و ششم را تماشا کنیم.

تیم دبی

آرش از تیم کلاس ششم شویفات دبی در حرکات زمینی (آکروباتیک)، ترامپولین و وُلت (باکس) اول شد و در مجموع حرکات مدال طلا گرفت.تشویقتشویقتشویق

این هم گزارش تصویری دیروز صبح:

و

و

و

و

و



موضوع مطلب : آرش / دبی / مسابقه / مدال
۱۳٩٤/۱٢/۱ :: ٩:٤٠ ‎ب.ظ

آرش هر روز حداقل با دو سه تا امتحان درگیر است و طفلکی فرصت نفس کشیدن هم نداره. آخر هفته‌هایی که مسابقه داره، وضع به مراتب بدتر است و کل هفته‌ی بعدش به شدت درگیر می‌شیم. با این حال اوضاع درسی با اینکه مثل ترم اول نیست ولی هنوز شکر خدا خیلی خوب و قابل قبول است. اولین دیسیپلین ترم 2 را هم برای نبردن کتاب جدید اجتماعی از معلم انگلیسی‌ش این هفته گرفت.

الهی که همیشه لبت خندون و دلت شاد باشه وروجک من قلب



موضوع مطلب : آرش / دبی

این سری در مسابقات آزاد بین‌المللی دبی، آرش فقط شش مسابقه داشت. دو تا صبح روز اول و چهارتا صبح و بعدازظهر روز دوم.

و

و

در هر شش مسابقه خوشبختانه رکوردهای ورودی‌ش را شکست.

شرح مسابقات: 

 روز اول نوبت صبح:

  • 50 متر کرال سینه - رکورد: 34.66 - بهبود رکورد قبلی: 1.60 ثانیه
  • 100 متر کرال پشت - رکورد: 1.30.35 - بهبود رکورد قبلی: 3.96 ثانیه
روز دوم نوبت صبح: 
  • 100 متر قورباغه -رکورد: 1.50.34 - DQ شروع اشتباهبهبود رکورد قبلی: 2.50 
  • 200 متر مختلط انفرادی - رکورد: 3.14.81 - بهبود رکورد قبلی: 1.23 ثانیه
روز دوم نوبت بعدازظهر:
  • 100 متر کرال سینه - رکورد: 1.20.88 - بهبود رکورد قبلی: 1.82 ثانیه
  • 200 متر پروانه - رکورد 3.27.58 - بهبود رکورد قبلی: 4.08 ثانیه - مدال طلا

نکته 1: در 100 متر قورباغه با یک اشتباه کوچولو موقع شیرجه (یک کوچولو زود حرکت کرد) DQ شد و رکوردش ثبت نشد.

نکته 2: در 200 متر پروانه آرش تنها شناگر زیر 12 سال بود که رکورد ورودی این مسابقات را کسب کرده بود و با شناگران تا 18 سال مسابقه داد. البته مسابقه خیلی کمدی بود چون آرش تقریباً نصف بقیه‌ی شناگران بود ولی یکی مانده به آخر به خط پایان رسید و از یک شناگر 14 ساله جلو زد!! در انتها چون تنها شناگر زیر 12 سال بود در رده سنی خودش مدال طلا گرفت.


و

آرش و اولین مدال طلایی که از همیلتون گرفته

بین مسابقات هم قرار بود بچه‌ها با سه شناگر المپیکی همیلتون (ولمیر، ایوان و محمد) عکس و امضا بگیرند که آرش به خاطر درس خواندن حاضر نبود و کلی بابت این موضوع غمگین شد ولی کاری از دست من بر نمی‌آمد و در درس‌ها حسابی عقب بود...

با وجود اینکه بیشتر آخر هفته در ورشگاه حمدان گذشت کلی هم درس خواندیم و هر دو خسته و هلاک به استقبال هفته جدید رفتیم.



موضوع مطلب : آرش / مسابقه / رکوردها / مدال

جمعه آرش تولد یکی از دوستان مدرسه‌ش ایلیا دعوت بود. جشن تولد در Fitness First مدوز ویلیج برگزار شد. اول یک ساعت و نیم فوتبال بازی کردند و بعد هم مراسم کیک و ناهار داشتند. 

بعدازظهر هم درس‌های مدرسه را مرور کردیم.

شنبه صبح کلاس شنا کنسل شد و کمی بیشتر خوابیدیم. بعد از کلاس بدنسازی تا بعدازظهر درس خوندیم و بعد با ترام رفتیم JBR.  انیمیشن کارتونی Capture the Flag را تماشا کردیم و هر دو خیلی دوستش داشتیم. بعد هم رفتیم کلاس پیانو.

پ.ن: آرش هفته قبل کاپِ طلایی دانش‌آموز نمونه‌ی هفته را از خانم معلم انگلیسی‌ش گرفت و یک هفته صاحب این کاپ خواهد بود.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما / تولد

تمرینات انتخابی تیم فوتبال مدرسه بعدازظهرها بود که آرش بیشتر روزها کلاس شنا داشت و نمی‌تونست شرکت کنه. تنها یک جلسه رفت که خوب طبیعتاً انتخاب نشد.

خیلی هم بابت این موضوع غمگین و ناراحت بود ولی چون جز روز اول بعد بهش اشاره نکرد، من فکر کردم فراموش کرده یا باهاش کنار آمده

دوشنبه به من گفت که وسایل شنا را براش بذارم تا در کلوپ شنای مدرسه شرکت کنه! برای اولین بار شرکت کرد. ظهرش دیدم از مدرسه زنگ زد که آقای کاتالین گفته که شناش فوق‌العاده هست و برای همه استروک ها انتخاب شده، بعد هم بهش یک شانس دیگه داده تا در تمرینات فوتبال سه‌شنبه و چهارشنبه شرکت کنه تا شاید انتخاب بشه!!!! لباس ورزش همراه‌ش نبود که ازش خواستم بلوز ورزشی را بخره و شرکت کنه.

نگو فکرهاشو کرده دیده تنها جایی‌که می‌تونه مربی فوتبال‌ش را گیر بیاره آنجاست و در نهایت بحث را کشونده به فوتبال و اجازه‌شو گرفته که یک بار دیگه در تمرینات شرکت کنه.

شرکت کردن دو روز پشت سر هم باعث شد که انتخاب بشه و در تورنمت بین شویفات‌های امارات در تیم دبی حضور پیدا کند.

شنبه صبح زود بردمش مدرسه. از آنجا با مربی و بقیه هم تیمی‌هاش راهی شویفات DIP شد. من هم برگشتم خانه. بعد از یکی دو ساعت استراحت رفتم شویفات DIP.

دور مقدماتی را زیاد جالب شروع نکردند. بازی اول را به شویفات العین 1 بر صفر واگذار کردند. بازی دوم را از شویفات راس‌الخیمه 2 بر صفر بردند و بازی سوم را با شویفات DIP یک بر یک مساوی کردند.

با وجود نتایج ضعیف، با اختلاف یک گل نسبت به شویفات DIP راهی مرحله‌ی نیمه نهایی شدند.

آرش هم مرد نیمه‌ی دوم بود و تمام بازی‌ها نیمه دوم را کامل بازی کرد. 

بازی نیمه‌نهایی با شویفات خلیفه‌ی ابوظبی بود که 5 بر صفر برنده شدند. سهم آرش هم یک گل زیبا بود. بعد راهی فینال شدند.

بازی فینال بین شویفات دبی و شویفات شارجه بود. تیم دبی 2 بر صفر برنده شد و به مقام قهرمانی رسید. باز هم سهم آرش یک گل بود.

خلاصه ساعت 4 خسته، هلاک، خوشحال و راضی برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مسابقه
۱۳٩٤/۱۱/۳ :: ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ

آرش روز جمعه در ابوظبی یک مسابقه داشت که حدود ساعت 10 باید در مدرسه یاسمینا حاضر می‌شد. این مسابقات را باشگاه Neptunes ابوظبی برگزار می‌کرد و آرش تنها 200 متر پروانه را برای اولین بار شرکت کرد تا رکوردش به طور رسمی ثبت شود و بتواند در مسابقات بین‌المللی در آینده ازش استفاده کند.

200 متر پروانه تنها سه شرکت‌کننده در سه رده‌ی سنی مختلف داشت که آرش از همه کوچولوتر بود. بین سه نفر دوم شد. رکورد قبلی خودش را که در تمرینات ثبت شده بود، 1.36 ثانیه شکست و با رکورد 3.27.50 در رده سنی خودش اول شد و مدال طلا گرفت.

و

بعد از مسابقه سریع برگشتیم خانه و تا شب درس‌های هفته‌ی آینده را تند تند مرور کردیم تا آرش شنبه با خیال راحت در تورنمت فوتبال مدرسه شرکت کند.

ماجرای انتخاب شدن‌ش در تیم فوتبال زیر 12 سال مدرسه و گزارش تورنمت در پست بعدی.



موضوع مطلب : آرش / مسابقه / رکوردها / مدال
۱۳٩٤/۱٠/٢٦ :: ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ

پنج‌شنبه آرش درگیر تب و بدن‌ درد خیلی شدیدی شد. با بروفن تب‌ش را کنترل کردیم ولی بی‌اشتها بود و تا زمانی که خوابید، خیلی اذیت شد. گردن‌ش هم این وسط درد گرفته بود و نمیتونست سرش را درست تکان بده، خلاصه نور علی نور بود.

جمعه هم تا ظهر تب‌دار بود. عصری رفتیم دکتر. دکتر گفت که یک سرماخوردگی ویروسی است و گلوش کمی التهاب داره. داروی خاصی جز همان بروفن بهش نداد. 

وقتی از دکتر برگشتیم، چشم چپ‌ش هم عفونت کرد. قرمز و ملتهب شد و تند تند قی می‌کرد. قبل از خواب براش تعریف کردم که وقتی 10 ماهه بود و کیش رفته بودیم، همینطوری شده بود و تو راه برگشت داخل هواپیما وقتی از خواب بیدار شد، چشم‌ش باز نمی‌شد و چسبیده بود به هم. ساعت 4 من را بیدار کرد و گفت یادته قبل از خواب برام یک استوری تعریف کردی! الان همونطوری شدم نیشخند خلاصه بیدار شدم براش شستشو دادم و قطره ریختم تا چشم‌ش باز شد و خوابید. دیگه صبح که بیدار شد تقریباً خوب شده بود.

شنبه صبح کلاس شنا و بدنسازی را تعطیل کردیم و با حوصله امتحانات هفته آینده را مرور کردیم. شکر خدا دیگه کامل خوب شده بود و هیچ اثری از بیماری در وجودش نبود.

ظهر با هم رفتیم JBR. اول ناهار Bob's، بعد سینما فیلم Norm of the North، بعد کلاس پیانو، بعد لب دریا و بازی بازی.

معلم پیانو جدید طبق معمول از دستش شاکی بود و قرار شده این هفته با صبر و حوصله‌ی بیشتری تمرین کنه.

این هم انواع و اقسام حرکات موزون در ساحل



موضوع مطلب : آرش / بیماری / سینما
۱۳٩٤/۱٠/٢۱ :: ٩:٢٩ ‎ب.ظ

تولد 47 سالگی باباجلال قلبهوراقلب

و

جلال عزیزم تولدت مبارک. قلب دنیا را برایت شادِ شاد و شادی را دنیا دنیا آرزو دارم. قلب



موضوع مطلب : آرش / تولد
۱۳٩٤/۱٠/٩ :: ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ

تعطیلات دو هفته‌ای آرش با سرعت برق و باد گذشت و داره نفس‌های آخرش را می‌کشه، همینطور سال 2015 میلادی.

تو این تعطیلات آرش سه روز در هفته تمرین تیمیِ شنا داشت و سه جلسه‌ی یک ساعته هم خصوصی با سارا اشکالات تکنیکی‌ش را برطرف کرد.

کلاس فرانسه هم با میس بریجیت هر هفته برگزار شد که به جای دروس مدرسه، بازی و تمرین مکالمه بود که آرش خیلی براش جذاب بود. یک کارتون (Monster in Paris) به زبان فرانسه هم از خانم معلم‌ش بابت سال نو کادو گرفت. قرار است که ببینه و براش تعریف کنه...

یک روز هم بعد از شنا با آنتونیو و مامان‌ش رفت امارات مال. فیلم جنگ ستارگان (Star Wars The Force Awakens) را در سینما VOX سه بعدی تماشا کردند.

بقیه تعطیلات را هم در دانشگاه و کنار باباجلال گذراند چون من شدید در شرکت درگیر انبارگردانی و کارهای آخر سال هستم.



موضوع مطلب : سینما / آرش / دبی
۱۳٩٤/۱٠/٥ :: ٤:٥٦ ‎ب.ظ

یلدا یعنی بهانه‌ای برای در کنار هم شاد بودن و زندگی یعنی همین بهانه‌های کوچکِ گذرا. 

در آغاز زمستان، هرگز زمستانی مباد بهار آرزوهای‌تان.

یلدا مبارک.

 پ.ن: عکس‌های آپلود شده مربوط به سه ماه اخیر کلاً پریده دل شکسته و منتظرم ببینم که درست می‌شه یا باید به مرور جایگزین‌شون کنم!!! 



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها

امروز صبح رفتم مدرسه و کارنامه‌ی ترم اول آرش را گرفتم. یک بار دیگه وروجکم با معدل 97 شاگرد ممتاز شد. تشویقتشویقتشویق

ترم اول تنها یک مورد انضباطی داشت که مربوط به حرف زدن سر کلاس بود و برای یک وروجک شیطون، بازیگوش و پرحرف خیلی هم خوب بود.

پ.ن: امسال از بین دانش‌آموزان کلاس پنجم و ششم، دانش‌آموزان برتر فرانسه را انتخاب کردند برای آزمون الیف. آرش یکی از 3 پسری است که از کلاس ششم انتخاب شده تا در کلاس‌های آمادگی و آزمون شرکت کند و در صورتی‌که موفق شود، با اون مدرک در آینده در هر دانشگاه فرانسه زبانی در فرانسه یا هر جای دیگه‌ی دنیا می‌تواند بدون گذراندن زبان شروع به تحصیل کند.



موضوع مطلب : آرش / کارنامه

این آخر هفته (11-12 دسامبر) مسابقات بین‌المللی Hamilton Aquatics Dubai Long Course در استخر 50 متری ورزشگاه حمدان برگزار شد. آرش در این دوره از مسابقات 10 مسابقه داشت و مسابقات‌ش سخت، نفس‌گیر و پشت سرهم بود.

برای مسابقات 50 متر و 100 متر، فینال برای گروه سنی 13 سال به پائین در یک گروه انجام می‌شد که عملاً برای شناگران کوچکتر شانسی برای راه‌یابی به فینال نبود. ولی برای مسابقات 200 متر و 400 متر رده‌بندی 11سال به پائین بود که آرش در 400 متر مختلط انفرادی مدال برنز گرفت. تشویقتشویقتشویق از 10 مسابقه فقط موفق شد که 5 تا از رکوردهای قبلی‌ش را بشکند.

شرح مسابقات: 

 روز اول نوبت صبح:

  • 400 متر کرال سینه - رکورد: 6.12.17 - افزایش رکورد قبلی: 2.47
  • 100 متر کرال پشت - رکورد: 1.35.96 - افزایش رکورد قبلی: 1.65
  • 50 متر کرال سینه  -  رکورد: 36.26   - بهبود رکورد قبلی: 0.40
روز اول نوبت بعدازظهر:
  • 200 متر مختلط انفرادی - رکورد: 3.16.04 - بهبود رکورد قبلی: 0.98
  • 100 متر پروانه - رکورد: 1.33.81 - افزایش رکورد قبلی: 3.47
  • 200 متر کرال پشت - رکورد: 3.19.09 - بهبود رکورد قبلی: 2.13 
روز دوم نوبت صبح: 
  • 400 متر مختلط انفرادی - رکورد: 6.54.66 - بهبود رکورد: 30.94 - مدال برنز
  • 50 متر کرال پشت - رکورد: 43.06 - افزایش رکورد: 1.06
روز دوم نوبت بعدازظهر:
  • 50 متر پروانه - رکورد: 38.92 - بهبود رکورد قبلی: 0.99
  • 200 متر کرال سینه - رکورد 2.55.37 - افزایش رکورد قبلی: 3.81
 
در حاشیه‌ی این مسابقات:
1- در این دوره تیم‌هایی از امارات، عمان، ترکیه، تانزانیا، قطر، مجارستان و ... حضور داشتند. 
2- نتایج نشان‌دهنده‌ی این است که آرش هنوز از نظر بدنی برای مسابقات پشت سر هم آماده نیست...
3-  قیافه‌ی خوشحال پسرک بعد از شکستن رکورد
 
 
4-  قیافه‌ی غمگین پسرک بعد از افزایش رکورد
 

5- یک عدد آرش خیلی خسته و مدال‌ برنزش:
 

 
6- آرش و آنتونیو تنها شناگرانی از ابسولوت بودند که موفق به کسب مدال در این دوره از مسابقات شدند و آرش با اختلاف خیلی کمی (0.31 ثانیه) نسبت به آنتونیو سوم شد.
 


موضوع مطلب : آرش / مسابقه / رکوردها / مدال
۱۳٩٤/٧/٢۱ :: ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ

این روزها یک‌سره مشغول بدوبدو، درس، امتحان، کلاس شنا، شیرجه و پیانو هستیم. جمعه‌ و شنبه‌های تعطیل را هم سعی می‌کنیم تمام امتحانات هفته آینده را مرور کنیم که در طول هفته کمتر اذیت شویم. چشم بهم زدیم هفته هفتم مدرسه تمام شد!!

خیلی از درس‌ها را دیگه آرش خودش تنهایی می‌خونه و من هیچ دخالتی نمی‌کنم و از نتیجه‌ی کار تا اینجا راضی هستم. دارم یواش یواش سعی می‌کنم مستقل بشه تا من هم وقت آزاد بیشتری داشته باشم.

آرش بالاخره جایزه‌ی هفته پنجم و 9 تا 100ش را گرفت. شنبه که پیانو داشت با ترام رفتیم JBR و آنجا با Balance Wheelش یکی دو ساعتی مشغول بازی شد. دو سه تا از هم‌تیمی‌هاش هم آنجا بودند که چهارتایی سواری و تمرین کردند.

پ.ن: پنج‌شنبه به مناسبت سال جدید قمری تعطیل هستیم و یک آخر هفته‌ی طولانی و پرکار در پیش داریم.



موضوع مطلب : آرش / دبی