Lilypie Kids Birthday tickers

آموزشی - وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
۱۳٩٦/٦/٢٠ :: ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ

مدت‌ها بود که تصمیم داشتیم تیم شنای آرش را عوض کنیم ولی خودش تمایلی نشان نمی‌داد و به خاطر دوستان‌ش مایل بود که همان‌جا با ابسولوت بماند.


آخر ترم وقتی که معلوم شد دوباره مربی عوض شده و منیر هم از ابسولوت رفته!!! آرش که از روش منیر خیلی راضی بود، خودش اظهار تمایل کرد که به تیم جدید منیر بره و ما هم از فرصت استفاده کردیم و سریع جابجاش کردیم. دو سه تا حسن داشت این جابجایی یکی این‌که مربی معرکه و آشنا بود و آرش باهاش راحت بود. دومی اینکه خیلی از دوستان قبلی‌ش که در German School با منیر تمرین می‌کردند هم به تیم جدید آمده بودند و آرش تنها نبود. تنها مشکل‌ش دوری محل تمرین‌ش نسبت به خانه‌ی ماست که سعی کردیم یک راه حل خوبی براش پیدا کنیم که زیاد اذیت نشیم.

حالا در تیم جدید آرش یک شناگر معمولی بین یک عالمه شناگر بهتر از خودش هست که انشاءالله بتوانند به آرش انگیزه‌ی لازم برای پیشرفت بیشتر را بدهند. 


تابستان فرصت خوبی بود. دو هفته با خود منیر خصوصی روی کرال سینه و قورباغه کار کرد تا اشکالات تکنیکی اساسی که روی این دو استروک داشت را برطرف کند. بعد تعطیلات بود که بخور و بخواب باعث شد که پسرک حسابی از فرم خارج و تپلی مپلی شود.

سه هفته آخر تابستان هم 5 روز پشت سر هم هر هفته تمرین داشتند که آرش 12 جلسه از 15 جلسه را شرکت کرد و حسابی لذت برد.

از یک‌شنبه ترم جدید به همراه مدرسه شروع شد. آرش را منیر عضو تیم اول گذاشته که از هفت جلسه تمرین شنا و بدن‌سازی در هفته 5 جلسه را حداقل باید شرکت کند. تنها روزی که تمرین صبح دارند دوشنبه‌هاست. جمعه بدن‌سازی دارند و شنبه‌ها تعطیل هستند. برنامه‌مون نسبت به پارسال کمی فشرده‌تر است!



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / oaktraining

وقتی از سنگاپور برگشتیم، جلال و آرش هر دو یک هفته تعطیل بودند و در خانه بیشتر استراحت کردند. من برگشتم سرکار.

آرش کلاس‌های تابستانی خصوصی را با مربی‌ش منیر شروع کرد که 10 جلسه‌ی یک ساعت و ربع رفت و منیر سعی کرد اشکال شنای قورباغه و کرال سینه‌ی آرش را رفع کنه. بعد هم دیگه تعطیلات تابستانی است و تا آخرهای آگوست کلاس ندارند.

بعد از سالها تیم آرش را داریم عوض می‌کنیم. امیدوارم که دوره‌ی افت‌ش کوتاه و موقت باشه یا اصلاً نباشه. از ترم آینده با تیم جدید‌ش تمرین می‌کنه و مسابقه می‌ده.

یک روز هم از ظهر با آنتونیو و والدین‌ش رفت امارات مال. فیلم جدید Spiderman را تماشا کردند.


یک روز هم دوتایی رفتیم انیمیشن جدید مینیون‌ها را دیدیم.


غیر از این بیشتر روزها را آرش در دانشگاه با باباجلال و بعضی روزها را هم شرکت ما به بازی و تماشای فیلم گذراند.

 



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / سینما
۱۳٩٥/۱٠/٢٥ :: ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ

مدرسه و کلاس‌های آموزشی ترم زمستان شروع شدند و دوباره روی دور تند افتادیم. هر روز آرش حداقل 2 تا امتحان داره و گاهی روزها که به 6 تا هم می‌رسه!!! باز هم مثل قبل سعی می‌کنیم بیشتر درس‌ها را جمعه و شنبه مرور کنه که در طول هفته زیاد اذیت نشه.

کلاس شنا به جز جمعه‌ها هر روز تشکیل می‌شه که شامل شنا، بدن‌سازی و ژیمناستیک است. 14 ساعت در هفته است. 2 ساعت بدن‌سازی، 1 ساعت ژیمناستیک و 11 ساعت شنا. مارتین مربی دوست‌داشتنی آرش هم از ابسولوت رفت و سرمربی جدید منیر است و برعکس مارتین که روی سرعت و شناهای طولانی تمرکز می‌کرد، منیر تاکیدش روی تکنیک است و داره سعی می‌کنه مشکلات تکنیکی هر استروک را برطرف کنه. من روش جدید را بیشتر دوست دارم و مطمئن‌م در طولانی مدت اگه منیر زیر دست سارا دوام بیاره و بمونه، عالی جواب می‌ده.

کلاس پیانو هم ترم پیش در شعبه‌ی JBR برگزار می‌شد که تنها روز تفریحی هفته‌مون بود و با آرش زودتر از موعد کلاس با ترام می‌رفتیم و فیلم می‌دیدیم، ناهار می‌خوردیم و... این شعبه بسته شد و به منطقه Down Town منتقل شد. درست چسبیده به دبی مال و برج خلیفه. 


برنامه جدیدمون این شده که اول می‌ریم دبی مال، سینما و ناهار بعد میریم کلاس. تا آرش کلاسه، منم همون حوالی کنار آب و برج الخلیفه قدم می‌زنم و رقص نور و آب را تماشا می‌کنم و لذت می‌‌برم. در مجموع میشه گفت جای جدید از قبلی بهتر هم هست.

این دو هفته دو تا انیمیشن کارتونی دیدیم که هر دو قشنگ بودند:

و




موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / سینما

دوشنبه دو تا از شناگران قهرمان المپیک دیوید کری و همسرش کری آن پاین یک جلسه‌ی آموزشی سه ساعته با شناگران تیم‌های اول و دوم ابسولوت داشتند. یکی دو ساعت توی آب و یک جلسه‌ی پرسش و پاسخ با حضور والدین.

در آخر هم عکس و امضاء یادگاری برقرار بود.


جلسه‌ی پرسش و پاسخ به نظر من معرکه بود. اینکه چه چیزهایی باید شب قبل از مسابقه یا در فاصله‌ی بین دو مسابقه بخورند؟ چه کارهایی باید بکنند و چه چیزهایی براشون خوب نیست و ...

از کری آن پرسیدند: بزرگ‌ترین رقیب‌ت طی این سال‌هایی که حرفه‌ای شنا می‌کنی کی بوده؟! جواب داد خودم! گفت: من هیچ کنترلی روی اینکه بقیه چطوری تمرین می‌کنند؟ چه کارهایی می‌کنند؟ چه شرایط و اهدافی دارند و ... ندارم. اما روی خودم و هدف‌م کنترل کامل دارم. برای همین بزرگ‌ترین رقیب‌م همیشه خودم هستم...

به امید اینکه یک روز این مدال طلای المپیک قسمت خودت بشه وروجک پرتلاش ما ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / المپیک

پسرک هفته‌ای 12:30 تمرین شنا، بدنسازی و ژیمناستیک داره. علاوه بر آن روزی دو سه تا امتحان هم داره که فرصت نفس کشیدن برای خودش و من نیست و هر دو حسابی سرمون شلوغ پلوغه.

و

پ.ن: خاله آزاده شکر خدا خیلی بهتره و داره یواش یواش و با کمک، تمرین راه رفتن می‌کنه. خدا انشاءالله کمک‌ش کنه که خیلی زود سرپا بشه...



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩٤/۱٠/۱۳ :: ٦:٢۸ ‎ب.ظ

سال 2016 میلادی در حالی آغاز شد که از دو سه ساعت قبل از تحویل سال، هتل آدرس در دبی مال و روبروی برج خلیفه آتش گرفت و همه‌ی برنامه‌های آتش‌بازی و ... را تحت تاثیر قرار داد.

ما هم که قرار بود نیمه شب پیاده بریم ساحل نزدیک خانه و آتش‌بازی هتل آتلانتیس و ساحل JBR را تماشا کنیم، نظرمون عوض شد. ماندیم خانه و اخبار را دنبال کردیم.

و این‌گونه بود که سال 2016 میلادی در میان شعله‌های آتش و دود آغاز گردید.

جمعه را به استراحت و خرید هفتگی گذراندیم. شنبه هم از صبح مشغول درس‌خواندن شدیم تا بعدازظهر. بعد با آرش با Tram دوتایی رفتیم JBR برای کلاس پیانو. 

معلم دوست‌داشتنی پیانوی آرش "میس مارتینا" رفته و به جاش یک معلم روسی آمده به نام میس الکساندرا که خیلی سخت‌گیر است و به نظرم آرش را کمی کلافه کرده. امیدوارم که بتونه باهاش کنار بیاد. 

از یکشنبه هم زندگی روی روال همیشگی افتاد. کلاس‌ شنای صبح زود، مدرسه، امتحان و بدو بدوهای همیشگی....



موضوع مطلب : مناسبتها / آموزشی
۱۳٩٤/٦/۱٤ :: ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ

جمعه تا بعدازظهر درس خواندیم و امتحانات هفته‌ی آینده را مرور کردیم. بعد یک قرار وبلاگی داشتیم که با آرش دو تایی رفتیم دنبال میترا جون و فرشته‌ی نازنین‌ش مهرناز کوچولو.

با هم رفتیم دبی مال و تا حدود 11 شب آنجا بودیم.

تقریباً ساعات آخر بود که دیگه شیطونکها با هم دوست شدند و مشغول بازی شدند. جای همه‌ی دوستانی که نبودند خالی، خیلی بهمون خوش گذشت.

شنبه صبح به دلیل طوفان شن و آلودگی استخر، کلاس شنا تعطیل شد. حدود 9 رفتیم برای کلاس بدنسازی. بعد از بدنسازی، آرش را بردم ورزشگاه حمدان. اولین جلسه‌ی کلاس شیرجه DuDive بود. نیم ساعتی حرکات ژیمناستیک و ... انجام دادند، بعد شروع به شیرجه کردند. اول تخته‌ی یک متری، بعد سه متری و آخر هم پنج متری.

آرش با آخری مشکل داشت و کمی ترسیده بود. یک بار هم که انجام داد، دیگه تست‌ش نکرد. ولی در مجموع ولی کلاس‌ش را خیلی دوست داشت و گفت کاش هر روز کلاس شیرجه داشتم!!

شیرجه 1، شیرجه 2، شیرجه 3

بعد از کلاس برگشتیم خانه و کمی استراحت کردیم. دوباره بعد از یک ساعت با ترم راهی JBR شدیم. خوشبختانه میس مارتینا برگشته بود و اولین جلسه‌ی پیانو برگزار شد. امروز روی آهنگ "گل گلدون من" کار کردند. قرار شد از هفته آینده برای امتحان سطح دو ABRSM آماده شوند.



موضوع مطلب : آرش / فیلم / آموزشی / قرار وبلاگی
۱۳٩٤/٥/٧ :: ۱:۳٢ ‎ق.ظ

روزهای تابستان دارند تندتند و بدون وقفه می‌گذرند. آرش این روزها با باباجلال میره دانشگاه و کل روز را آنجا مشغول بازی، تماشای فیلم و ... است. تنها کلاسی که میره شناست که آنهم سه روز در هفته از ساعت 4 تا 5 است.

برعکس پارسال که تمرینات تابستان براشون بازی بازی بود، امسال جدی است و اشکالات انفرادی‌شون را دارند رفع می‌کنند. بیشتر شناگران در تعطیلات تابستانی هستند و فقط چهارپنج نفر از جمله آرش و کریستین در تمرینات شرکت می‌کنند. برای همین بیشتر حالت خصوصی داره و خیلی خوبه.

از بس عادت کردیم که همیشه مشغول بدو بدو باشیم، این روزها حسابی حوصله‌مون سر میره. متفکر 



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩٤/۳/٤ :: ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ

این روزها مشغول بدو بدوهای بی‌پایان درس، امتحان و کلاس‌های آرش هستیم. نسبت به دو ترم گذشته کمی تو درس‌هاش افت داره که داریم سعی می‌کنیم جبرانش کنیم.

خبر خوب اینکه بالاخره یک معلم فرانسوی زبانِ اهل فرانسه پیدا کردیم. مدتها بود که دنبالش می‌گشتم. دو سه نفر هم آمدند ولی خیلی راضی نبودیم تا اینکه نیکلاس معلم پارسال آرش، مادام بریجیت را معرفی کرد که یک خانم مسن و خیلی مهربون فرانسوی است. بهترین معلمی که بشه تصور کرد.  تمام مدت باهاش فرانسه صحبت می‌کنه و ازش میخواد که به فرانسه جواب بده نه انگلیسی.

آرش وقتی از کلاسش آمد بیرون، ذوق‌زده گفت: اگه بخواد به معلمهاش نمره بده مارک 15، نیکلاس 75 و مادام بریجیت 100 میگیرند. چشمک

 پ.ن: آرش امتحان سطح اول پیانوی ABRSM را یکشنبه داد و نتیجه یک ماه آینده اعلام خواهد شد.

 Associated Board of the Royal Schools of Music-UK



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩۳/۱۱/۱۱ :: ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ

این هفته مثل همیشه به کار، درس، امتحان و بدو بدو گذشت. به جز سه‌شنبه صبح آرش تمام کلاس‌های شنا را صبح و بعدازظهر شرکت کرد.

این روزها دارند آماده می‌شوند برای مسابقات بین‌المللی دبی که دو هفته دیگه در ورزشگاه حمدان برگزار می‌شود. برای آرش این اوّلین تجربه‌ی بین‌المللی است و فقط در 50 متر پروانه به همراه کریستین و اسما شرکت می‌کند. در ضمن برای اولین بار هم هست که در استخر 50 متری به جای 25 متری مسابقه می‌دهند و از این نظر هم یک تجربه‌ی جدید است.

شنبه‌ها روز بدون والدین است برای همین امروز ساعت 7  پیاده‌اش کردم و برگشتم خانه. نزدیک 9 دوباره رفتم. کلاس بدنسازی داشتند.

کریستین بعد از دو هفته مریضی امروز تازه برگشته بود و کل کلاس دوتایی از هم جدا نشدند. آرش در نبود کریستین این مدت حسابی تنها مونده بود و از برگشتن‌ش خیلی ذوق‌زده بود.

کلاس‌های بدنسازی را همه‌شون خیلی دوست دارند و کیف می‌کنند

و

بعد از کلاس کمی با کریستین و پدرش الکسیس بازی کرد و بعدش تندی آمدیم خانه مشغول درس خواندن شدیم. یکی دو هفته است که سعی می‌کنیم کل امتحانات هفته رو جمعه و شنبه مرور کنیم، برای همین در طول هفته کمتر اذیت می‌شیم.

بعدازظهر هم دوتایی با ترام رفتیم JBR برای کلاس پیانو. هر هفته با ماشین می‌رفتیم و دو سه ساعتی الکی در ترافیک معطل می‌شدیم. الان راحت می‌ریم و برمی‌گردیم.

این فیلم هم مربوط به مسابقات هفته پیش است:

لینک



موضوع مطلب : آرش / آموزشی / فیلم
۱۳٩۳/٩/۳٠ :: ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ

شبنه آخرین جلسه‌ی کلاس بدنسازی بود که به جای کیارا (مربی بدنساز)، مت (مربی شنا) به شون تمرین داد و بچه ها کیف کردند.

و

و

تو این تمرین باید با چشمان بسته کل مسیر را می‌رفتند. اصلاً هم زیرچشمی نگاه نکردند. دروغگو

بعد آخرین جلسه شنا بود که نصف آخر جلسه مسابقات تفریحی بین بچه‌ها برگزار کردند. دو دسته شده بودند و مت به تیم آرش اینا کمک می‌کرد و سارا و مایک به تیم کریستین اینا. خلاصه که با کلی جرزنی، شوخی و خنده بچه‌ها نهایت لذت را از آخرین جلسه‌ کلاس‌شون بردند.

تو این مسابقه با دو تا نودل موتور درست کرده بودند و بچه ها باید تیمی مسابقه می‌دادند و هر گروه که زودتر به خط پایان می‌رسید برنده بود.

اینهم یک عکس هنری که من بی اختیار گرفتم‌ش نیشخند

بعد از کلاس رفتیم امارات مال. این روزها تزئینات کریسمس و سال نو خیلی همه‌جا رو زیبا کرده. جای مامانم واقعاً خالی است. هر سال یکی یکی مال‌ها رو با هم چک می‌کردیم. کمی با آرش گشتیم و بعد ناهار خوردیم. 

و

خرید هفتگی را انجام دادیم تا خاله شهزاد و شارین عسلی آمدند پیش‌مون. یک ساعتی هم با هم چرخیدیم و بعد رفتیم خانه.

از امروز طفلکی آرش کارمند شد و یک روز در میان قرار است با من و باباجلال بره سر کار. امروز چون باباجلال تعطیل بود سه تائی رفتیم شرکت ما. آرش در اتاق جلسات برای خودش سرگرم شد و باباجلال هم به کارهای کامپیوتری شرکت ما رسید.

پ.ن: یلدا رو هم سه تایی با هم یک جشن کوچولو گرفتیم.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩۳/٩/۱٥ :: ٥:٤٥ ‎ب.ظ

تعطیلاتِ کوتاه پسرک بالاخره تمام شد و از فردا دوباره مدرسه، درس و امتحان شروع میشه، دو هفته ادامه داره بعد دوباره تعطیلاتِ بلند سه هفته ای شروع می شود.

امروز آرش 8:30 تا 10 کلاس بدنسازی و 10 تا 11 کلاس شنا و 2 تا 3:30 کلاس نقاشی داشت.

گزارش تصویری کلاس های امروز

و

و

و

و

و

و

بعد از کلاس با آرش راهی امارات مال شدیم. خاله شهزاد و شارین عسلی رو آنجا دیدیم. تا 2 با هم چرخیدیم و گپ زدیم. آرش رفت کلاس نقاشی و ما هم همان جا برای خودمون وقت گذراندیم تا آرش کلاس ش تمام شد.

بعد از کلاس خاله شهزاد اینا رو رسوندیم و خودمون آمدیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩۳/۸/٦ :: ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ

وروجکِ ورزشکار

شناگران تیم‌های اول و دوم ابسُلوت در حال انجام تمریناتِ زمینی

و

و

این هفته هم مثل همه‌ی هفته‌های دیگه به درس، امتحان و ورزش گذشت. آنقدر در طول هفته مشغول بدو بدو هستیم که یک جورهایی در روزمرگی‌های زندگی گم شدیم.

و

پ.ن: مادرم دیده به سویت نگران است هنوز

                            غم نادیدن تو بار گران است هنوز

یک ماه و سه روز از آسمونی شدن مامانم گذشته و تو این مدت، سه بار خواب‌شون رو دیدم. 

من در کل تو فیلم گرفتن برعکسِ عکس گرفتن، آدمِ خیلی تنبلی هستم. چند روز پیش کل آرشیو دو سال گذشته را گشتم تا تونستم یک کوچولو فیلم تولد مامانم را پیدا کنم. صداشون را بارها و بارها گوش دادم و ساعتها گریه کردم.

اینم یک فیلم کوتاه از وروجک مربوط به سوم مهرماه 1385

 

فکرش را هم نمیکردم هشت سال بعد در همین تاریخ مامانم آسمانی شوند گریه



موضوع مطلب : آرش / آموزشی / دلتنگی / فیلم
۱۳٩۳/۸/۱ :: ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ

کلاس شنا این روزها هفت ساعت و نیم در هفته است که ما سه‌شنبه صبح‌ها رو که آرش امتحان داره و معمولاً شب قبل تا دیروقت مشغول مرور درسهاست نمیریم. با این حساب شش ساعت و نیم در هفته شنا میکنه.

و

شنبه ها قبل از شنا یک ساعت و نیم بدنسازی و تمرینات زمینی دارند.

و

و

علاوه بر اینها، پیانو و نقاشی هم داره. با وجود تمام این مشغله‌ها، در درس‌ها از اول سال افت قابل ملاحظه‌ای داشت که با توجه به غیبت‌ش و مدل جدید امتحاناتِ کلاس پنجم طبیعی بود. شکر خدا الان دیگه تا حدودی رفع شده و این هفته امتحانات‌ش را عالی داد و تقریباً تمام امتحانات را 100 گرفت. 

این هم اثر هنری وروجک مربوط به چند هفته‌ی اخیر

پ.ن: ﺑﯽ ﺗﻮ ﭼﻪ ﮐﻨﻢ ﻣﺎﺩﺭ؟!! دل شکسته ﭼﻪ ﮐﻨﻢ ﺑﺎ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ‌ﻫﺎﯾﻢ؟!!! دل شکسته ﭼﻪ ﮐﻨﻢ ﺑﺎ ﺍﺷک‌هاﯼ ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎﻧﻢ؟!! گریه 

چهارهفته از آسمانی شدن مامانم گذشته. چهارهفته از آخرین باری که تونستم صدای گرم و پرمهرشون را بشنوم. انگار سالهاست که آن صدای جذاب و مخملی به گوشم نرسیده !!! چهارهفته که سخت و دردناک گذشته... چهار هفته که غم عالم روی دلم سایه افکنده.... چهار هفته که مثل چند سال گذشته...

دلم آغوش پر مهر مادرم را میخواد نه آنطور که دیشب در خواب دیدم...



موضوع مطلب : آرش / آموزشی / نقاشی / دلتنگی
۱۳٩۳/٦/۳۱ :: ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ

خوب حرف هفته‌ی پیشم را پس می‌گیرم. اصلاً هم بهتر نیست که کل هفته امتحان دارند!!!! با اینکه دارم سعی میکنم دیگه خودش درس بخونه و من دخالتی نکنم ولی کار خیلی مشکلی است.

آرش طبق معمول بازیگوش است و سرکلاس به درس‌ها گوش نمیده. در حال حاضر افت قابل توجهی داره!!! ضمن اینکه اولین مورد انضباطی را هم از معلم علوم‌ش به خاطر عدم توجه به درس گرفته!!! امیدوارم یک کمی که بگذره و به سیستم جدید عادت کنه، درسهاش هم بهتر بشه.

هفته سوم مدرسه به سرعت برق و باد گذشت و اواسط هفته چهارم هستیم.

کلاسهای آموزشی (پیانو، شنا و نقاشی) خوب پیش میره...

اثر هنری جلسه‌ی دوم کلاس نقاشیِ آرشی

پ.ن: خانه مجازیِ ما هشت ساله شد. هورا



موضوع مطلب : آرش / آموزشی / نقاشی / دبی
۱۳٩۳/٦/٢۳ :: ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ

دوباره روی دور تند زندگی افتادیم. هفته دوم مدرسه تمام شد. امسال به نظرم این مدلی که امتحانات‌شون تو طول هفته پخش شده و هر روز یکی دو تا موضوع را امتحان دارند بهتر از امتحانات دوره‌ای هر سه هفته یک بارِ سالهای گذشته است.

تمرینات شنا و بدنسازی به خوبی در جریان است و از یک ماه دیگه دوباره مسابقات شروع میشه.

بچه های تیم الف شنا به همراه کیارا مربی جدید بدنسازشون

وروجک خسته، هپلی و گرمازده در حال شیطنت بالای نرده های Monkeybar

آرش و کریستین بعد از تمرین

شنبه بعد از کلاس بدنسازی، بچه ها یک ساعت شنا دارند. همان یک ساعت برای والدین کلاس بدنسازی گذاشتند که این هفته من بعد از مدتها تمرین نکردن، با والسکا و شیرین شرکت کردم. بدنم اصلاً آمادگی نداشت و آخرهاش دیگه رسماً غش کرده بودم. سرم گیج میرفت و آسمان و زمین دور سرم می چرخید :D بگذریم که امروز اصلاً اصلاً نمیتونستم از جام تکون بخورم. زبان خدا بخواد میخوام دوباره ورزشکار بشم و کمی سر خودم را گرم کنم. چشمک

بعد از کلاس هم کمی درس خوندیم و بعد آرش رفت کلاس نقاشی.

 

اولین اثر هنری آرش در ترم جدید



موضوع مطلب : آرش / آموزشی / نقاشی / دبی
۱۳٩۳/٦/۱٥ :: ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ

هفته اول مدرسه تمام شد. از امسال که آرش کلاس پنجمی شده کمی سیستم با سالهای قبل متفاوت است. امتحانات دوره ای که هر دو سه هفته یک بار برگزار میشد، برداشته شده به جاش هر سه‌شنبه امتحان دارند!!! بقیه امتحانات هم در طول هفته به صورت کامپیوتری برگزار میشه. اینطوری مثل این است که هر روز امتحان دارند و باید همیشه آماده باشند.

5شنبه کلاس پیانو عالی برگزار شد و خانم معلم‌ش از کارش خیلی راضی بود. جمعه استراحت کردیم و درس‌هاشو پسرک مرور کرد.

شنبه صبح 8 تا 11:30 کلاس بدنسازی، تمرینات زمینی و شنا بود که برعکس ترم گذشته که در سالن بدنسازی بود، این ترم در فضای باز برگزار میشد و آنقدر هوا گرم بود که بچه‌ها هلاک شدند و مربی جدید بدنسازشون "Ciara" نصفه کاره تمرین را تمام کرد و بچه‌ها را فرستاد استخر.

بعد از شنا، آرش، کریستین و گابریل را به هوای تولد نه سالگیِ کریستین بردم امارات مال. اول ناهار خوردیم و بعد هم رفتیم سینما.

فیلم 3D Teenage Mutant Ninja Turtles را دیدیم. قشنگ بود و همگی لذت بردیم.

بعد از فیلم هم رفتیم اسباب بازی فروشی و با اینکه کادوی کریستین را قبلاً داده بودیم، دوباره یک هدیه کوچک برای بچه‌ها گرفتم تا روزشون کامل بشه.

حدود ساعت 4:30 بردیم بچه ها را رسوندیم خونشون و بعد از خرید میوه برگشتیم خانه. والیبال را با شوق و ذوق تماشا کردیم، کلی خوشحالی کردیم و آماده شدیم برای یک هفته‌ی پر از فعالیت دیگه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / تولد
۱۳٩۳/٦/۱٠ :: ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ

دوشنبه اول سپتامبر، اوّلین روز مدرسه‌ی آرش بود. امسال کلاسش 5E است و معلم اصلی‌ش Ms. Smith است. خوشبختانه انگلیسی و بسیار خوش لهجه است. تنها مشکل آرش این است که هیچکدام از دوستان صمیمی سالهای قبل‌ امسال تو کلاسش نیستند که به این هم زود عادت میکنه و دوستهای جدید پیدا میکنه...

صبح آرش را گذاشتم مدرسه و خودم برگشتم شرکت. هنوز یکی دو ساعت نگذشته بود که از مدرسه تماس گرفتند و نرس‌شون گفت که موقع بازی با پیشونی خورده زمین و پیشونی‌ش ورم کرده و زخم شده!!! دکتر معاینه کرده و مشکل خاصی نداره ولی تا شب مراقب حالت‌هاش باشید. این سریعترین آسیب دیدگی در طول این پنج شش سال تحصیلی است. درست روز اول، زنگ تفریح اول نیشخند موقع بازی Catchers.

از آنجا که کلاس شنا هم از دیروز شروع شده، بعدازظهر طبق روال قبل کریستین اینا رفتند دانشگاه دنبال آرش و با هم رفتند کلاس شنا.  من هم بعد از شرکت رفتم دنبالش.

الکسیس پدر کریستین خیلی شوخ‌طبع است. هر وقت میره ماموریت و یک هفته نیست، وقتی میاد سربه‌سر آرش میذاره که دلت برای من تنگ شده؟! آرش هم هر بار میگه نه اصلاً !!! ولی اینبار بعد از یک ماه تعطیلات تابستانی تا ازش پرسیده بود که دلت برای من تنگ شده؟  گفته بود بله زبان با اینکه کلاً در روابط‌ش خیلی یخ و سرد است و احساساتش را اصلاً نشون نمیده ولی خوب واقعاً کریستین اینا را دوست داره و دلش براشون تنگ شده بوده که بیان کرده. 

این ترم شنا هفته‌ای هشت ساعت تمرین دارند که یکشنبه، سه‌شنبه و پنج‌شنبه 6 تا 7 صبح و یکشنبه بعدازظهر 4:30 تا 6:30 و دوشنبه 5 تا 7 تمرین دارند. شنبه هم از 8:30 تا 11 کلاس دارند که نیم ساعت اول بدنسازی، یک ساعت دوم Land Training و یک ساعت آخر شنا ست. 

 

 



موضوع مطلب : آرش / مدرسه / آموزشی / آسیب دیدگی
۱۳٩۳/٤/٤ :: ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ

آخرین جلسه کلاس بدنسازی ترم بهار دیروز برگزار شد و بچه ها با کاترین برای همیشه خداحافظی کردند. از ترم آینده یک مربی بدنساز جدید خواهند داشت. 

آرش این کلاسهاش را خیلی دوست داشت و واقعاً ازشون لذت می برد برای همین زیاد از شنیدن خبر تغییر مربیش خوشحال نشد. 

حالا باید ترم جدید و مربی بدنساز جدید بیاد و ببنیم چی میشه!!

و

و



موضوع مطلب : دبی / آرش / آموزشی
۱۳٩۳/۳/۱۱ :: ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ

باز دوباره هفته امتحان شروع شده و ما حسابی مشغول درس خوندن هستیم. جمعه از آنجائیکه هیچ برنامه‌ای نداشتیم مشغول مرور درسها شدیم تا طول هفته که هر روز کلاس داره اذیت نشه. علوم، گرامر و انتالوژی و لغتها را تمام کردیم.

شنبه صبح 9-11 آرش کلاس شنا داشت. هوا وحشتناک گرم و مرطوب شده و دو ساعت انتظار به سختی میگذره. بعد از کلاس رفتیم امارات مال. همانجا ریاضی را مرور کردیم.

آرش ساعت 2 رفت کلاس نقاشی و من هم همانجا برای خودم چرخیدم تا کلاس تمام شد و آمدیم خانه.

کمی تمیزکاری کردم تا نیکلاس آمد. درس‌های مربوط به فرانسه را با آرش مرور کرد و گفت که مشکلی نداره و اگه تمرکز کنه و سربه هوا نباشه میتونه همه را هم نمره کامل بگیره که این قسمت تمرکز کردن از محالات است. نیشخند

هفته پیش امتحان Readingش را برای اولین بار خراب کرده و تا اینجای کار یک نمره درخشان در کارنامه اش داره. 

اثر هنری سه چهار هفته اخیر کلاس نقاشی ِ وروجک:

به نظر من این کارش خیلی آرامش داره و قشنگه. قلب



موضوع مطلب : آموزشی / دبی / مدرسه / نقاشی

شنبه صبح آرش 9 تا 11 کلاس شنا داشت. دو دقیقه دیر رسیدیم سر کلاس و سارا اجازه نداد آرش تمرین کنه!! با حالی گرفته برگشتیم خانه.

تا 12 استراحت کردیم و بعد راهی امارات مال شدیم. کلاس نقاشی آرش که برگزار شد، رفتیم من یک کلینیک قرار داشتم. آرش منتظر شد تا کارم تمام شد و بعد برگشتیم خانه.

یکشنبه صبح آرش 6 تا 8 کلاس داشت. برای اینکه ماجرای دیروز تکرار نشه از نزدیک 5 بیدار شدیم و آماده شدیم. رفتیم دنبال کریستین و سه تائی راهی کلاس شنا شدیم. 

بعد از کلاس کریستین و گابریل با ما آمدند و رفتیم امارات مال.

اول رفتیم بلیط فیلم X-Men Days of Future را  برای ساعت 11 گرفتیم. بعد صبحانه، بعد خرید اسباب بازی از Toy Store که قسمت مورد علاقه‌ی این گردشهای دسته‌جمعی برای هر سه‌تاشون است. بعد هم سینما. بر خلاف انتظارم فیلم خیلی قشنگی بود و به همه‌مون خوش گذشت. گابریل تمام مدت رو پای من نشسته بود و نصف فیلم را هم خوابید نیشخند

 

بعد هم ناهارشون را دادم و رسوندمشون خونه پیش مامان‌شون. من و آرش هم تندی راهی خانه شدیم. دو ساعت وقت داشتیم که تمیزکاری کردیم.

نیکلاس ساعت 4:30 آمد برای کلاس فرانسه. من هم سردرد شدیدی داشتم که استراحت کردم.

نیکلاس که رفت با آرش رفتیم ابن‌بطوطه. شام را با خاله شهزاد اینا آنجا خوردیم. مرسی خاله شهزاد عزیز از هدیه بسیار زیبای تولدم. خیلی قشنگ بود.

بعد هم راهی فرودگاه شدیم. آرش توی راه تو ماشین خوابید و باباجلالش را تا صبح امروز ندید.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما / آموزشی

امتحانات دوره‌ای اوّل ترم سوّم کلاس چهارم از پنجشنبه شروع شد و تا 5شنبه آینده ادامه خواهد داشت. اولین روز طبق معمولِ همیشه انشاء انگلیسی و فرانسه داشتند که انشاء انگلیسی یک گزارش راجع به آتشفشان سال 1980 در آمریکا بود. به نظر من اوّلین انشاء خیلی سخت شون بود. 

عصر پنجشنبه کنسرت شهرام شکوهی در امارات مال بود که من و آرش با بچه های دانشگاه رفتیم. 

عکس خوب البته ندارم برای اینکه از بس دیر رسیدیم، دوربین را توی ماشین جا گذاشتم. جریان هم از این قرار بود که یک بار تا نزدیک امارات مال رفتیم بعد متوجه شدیم بلیط ها را جا گذاشتیم. دوباره برگشتیم و ترافیک هم نسبتاً زیاد بود، برای همین دیگه خیلی دیر شد.

 آرش همانروز صبح ساعت 6 کلاس شنا داشت که 5 از خواب بیدار شده بود، با اینکه خیلی شوق و ذوق داشت و آهنگها را یواش و زیرلبی تکرار میکرد، یک ساعت و نیم دوام آورد ولی بعد تو آن همه سر و صدا و بزن و برقــــــص خوابید تا آخر کنسرت. من امّـــا خیلی لذت بردم و به نظرم کنسرتش جذاب بود و اجرای زنده‌اش با موزیک‌های ضبط شده‌اش زیاد فرقی نداشت و خیلی دلنشین بود. 

 جمعه را تا جائیکه میشد درسها را مرور کردیم تا طول هفته کارمون راحت‌تر باشه و یک خرید هفتگی هم رفتیم.

شنبه صبح آرش کلاس شنا داشت. هوا این روزها دوباره گرم و نفس‌گیر شده و دو ساعت انتظار کنار استخر خیلی سخت میگذره. برای همین از سر بیکاری امروز مشغول عکاسی شدم.

و

و

و

بعد از کلاس شنا، رفتیم امارات مال و یکی دو ساعتی ریاضی خواندیم تا کلاس نقاشی شروع شد. بعد از کلاس نقاشی آمدیم خانه. بدو بدو مشغول تمیزکاری شدیم تا نیکلاس برای کلاس فرانسه آمد.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / کنسرت
۱۳٩۳/۱/۳۱ :: ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ

5شنبه 5:30 صبح با آرش رفتیم دنبال کریستین و راهی استخر شدیم. بعد از گرم کردن و یک کوچولو شنا کردن، تمام مدت سارا روی شیرجه بچه‌ها کار کرد و از پیشرفت محسوس و قابل توجه آرش و تلاش زیادش در طول کمپ یک هفته‌ای کلی تعریف کرد.

بعد از شنا آرش را رساندم مدرسه. زنگ ورزش هم شنا داشت و مربی‌شون دسته دسته از همه بچه‌ها مسابقه گرفته بود و آرش در تمام مسابقات برنده شده بود. اینگونه شد که وروجک به تیم شنای مدرسه هم راه پیدا کرد و اولین مسابقه‌ی مدرسه در تاریخ دهم ماه می برگزار خواهد شد. 

جمعه وروجک طبق عادت صبح زود بیدار شد و بعد از مدتی دیدم آمد سراغ من که حالم روبراه نیست. خلاصه از صبح تا ساعت 2 گلاب به روی همگی، بارها و بارها بالا آورد و کوچکترین چیزی نتونست بخوره. ناراحتبعد از آن یک کوچولو ماست خورد و دو ساعتی خوابید خوشبختانه سرحال بیدار شد و دیگه حالش کاملاً خوب شده بود.

برای ساعت 7 با خاله شهزاد اینا دبی مال قرار گذاشتیم و بعد از شام رفتیم Rio2 را سه بعدی دیدیم. به نظر من خیلی قشنگ بود.


بعد از فیلم با آرش دوتائی رفتیم هملیز. سرگرمی این روزها، بافتن دستبند و جاکلیدی و .... با نخ‌های رنگی و کش‌های رنگین کوچک با استفاده از یک وسیله به نام Loom است. خوشبختانه آنجا براش پیدا کردم و گرفتم.

حالا سرش حسابی گرم شده. میره از Y o u T u b e مدلهای جدیدش را درمیاره، درست میکنه و کلی هم کیف میکنه. 

شنبه 9 تا 11 کلاس شنا داشت. بعد آمدیم خانه و من مشغول تمیز کاری شدم تا بعدازظهر. 2 تا 3:30 کلاس نقاشی داشت و بعد بلافاصله آمدیم خانه و منتظر نیکلاس معلم فرانسه‌ی آرش شدیم که نیامد.

این هم اثر هنری این هفته:



موضوع مطلب : دبی / سینما / آموزشی / نقاشی
۱۳٩۳/۱/٢٥ :: ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ

این هفته اینجا خیلی از مدرسه ها تعطیل هستند برای همین سارا کمپ شنا گذاشته و تقریباً هر روز بچه ها صبح و بعد ازظهر تمرین دارند.

صبح ها ساعت 5:30 من و آرش میریم دنبال کریستین و سه تائی راهی استخر میشیم. بعد از شنا بلافاصله و بدو بدو آرش را میبرم مدرسه. بعدازظهر باباجلال آرش را از مدرسه برمیداره و ناهارش را تندی میده. بعد مامان کریستین میره دنبالش و میبردش استخر. آخرش هم دو حالت داره یا من بعد از شرکت میرم دنبالش و دوتائی میائیم خونه. شام را میخوریم و زودی میخوابیم تا برای روز بعد جون داشته باشیم یا کریستین اینا زحمت میکشند آرش را میرسونند دم خونه. من هم از فرصت استفاده میکنم تا برسه شام را آماده میکنم. امروز آرش صبح و بعدازظهر حدود 5 کیلومتر شنا کرد!! کل تمرکز این هفته روی شیرجه و Tumble Turn شون است که همشون واقعاً لازم داشتند.

5شنبه اوضاع از این هم بدتر خواهد بود چون زنگ ورزش تو مدرسه هم شنا داره نیشخند

 خدا قوت وروجک شیطون قلب

فیلم مسابقه 50 متر پروانه مربوط به جمعه هفته گذشته 

فیلم مسابقه 50 متر کرال پشت مربوط به جمعه هفته گذشته

پ.ن: آرش شناگر خط 5 با مایو سبز و سرمه ای است. تو مسابقه اول دوم شد و تو مسابقه دوم چهارم.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / فیلم
۱۳٩٢/۱٢/٥ :: ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ

شنبه ها تمرین تکنیکهای مسابقه است. این هفته شناگران تیم های A*، A، B و C حضور داشتند. 

مسابقه اول Individual Medley صد متر بود که تنها 4 نفر از بچه ها موفق شدند بدون خطا این مسابقه را به پایان برسونند که خوشبختانه آرش هم یکی از آنها بود و با اینکه از همه کوچکتر بود ولی تو گروه خودش سوم شد و disqualified هم نشد.

کرال پشت دومین مسابقه بود که آرش بعد از دو شرکت کننده گروه A* سوم شد.

بعد هم چون کلاس ژیمناستیک داشت ما تمرین مسابقه را با اجازه مایک نصفه رها کردیم و رفتیم سالن ژیمناستیک.

 بعد از ژیمناستیک، آرش یک خرید برای مدرسه داشت که رفتیم انجام دادیم و بعد بدوبدو رفتیم لیزر تگ شو برای تولد کوشا پسر دوستم کاترین. بعد از آنجا بدو بدو رفتیم بولینگ سنتر تولد آدام همکلاسی آرش. تا 6 آرش آنجا بود و من از فرصت استفاده کردم رفتم خرید هفتگی را انجام دادم. برگشتم دنبالش و راهی خانه شدیم.

پ.ن: دیروز تو مدرسه موقع فوتبال با صورت خورده زمین و درست کنار چشمم اندازه یک سکه کبود شده. نزدیک تولدش حسابی خوشگل شده.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / تولد
۱۳٩٢/۱۱/٢٧ :: ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ

از آنجائیکه رکوردهای جدیدِ هیچکدام از بچه ها سارا را راضی نکرده بود، یک ساعت اول تمرین روز دوشنبه را مسابقات گروهی برگزار کرد و رکوردهاشون را دوباره ثبت کرد. آرش اینبار سه تا از رکوردهاشو تغییر داد.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / رکوردها
۱۳٩٢/۱۱/٢٦ :: ٤:۱٥ ‎ب.ظ

این هفته دوباره هفته امتحان است و سرمون حسابی گرم مرور درسهاست. امروز  صبح کلاس شنا تعطیل بود. برای همین مستقیم رفتیم کلاس ژیمناستیک.

بعد از گرم کردن و تمرینات معمول ژیمناستیک، امروز مسابقه پرش، شنا داشتند که آرش نفر دوم شد و از آنجائیکه خیلی دلش مدال طلا را میخواست، بهترین ژیمناست شدن روز هم کمکی به حالش نکرد، حسابی غمگین شد و کمی هم گریه کرد!!!

کلی سر به سرش گذاشتم و بهش گفتم که همیشه تو زندگی شکست و پیروزی در کنار هم است مهم اینه که تو تمام تلاشت را کردی حالا اگه اول هم نشدی اصلاً مهم نیست. متاسفانه اصلاً جنبه باختن را نداره و کلی طول کشید تا تونستم از آن حالت خارجش کنم. زبان 

و

بعد هم رفتیم امارات مال. دو سه ساعتی با خاله شهزاد اینا آنجا گشتیم و ناهار خوردیم. بعد آرش رفت کلاس نقاشی و ما هم رفتیم کارفور خرید. قلب

بعد از کلاس، سریع برگشتیم خانه. الان هم نیکلاس معلم فرانسوی اش آمده و داره باهاش فرانسه تمرین میکنه.

پ.ن: 5شنبه موقع بازی فوتبال، با صورت خورده زمین و دور چشم و پیشونی اش کمی زخم و کبود شده. ظهر که از مدرسه تماس گرفتند تا ساعت 4 که برم دنبالش دلم زیر و رو بود. بعد که دیدمش و دیدم که زیاد شدید نیست تازه خیالم راحت شد.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / گواهی
۱۳٩٢/۱۱/٢٠ :: ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ

رکوردهای شنا را اعلام کردند و هنوز وروجک راه درازی را در پیش داره. بهترین رکوردهای مهارتهای مختلف شنای آرش که تاکنون ثبت شده:

امروز به خاطر بارش شدید باران کلاس شنا را تعطیل کردند. آرش هفتاد دفعه پرسید آخه برای چی تعطیل شده!!! بعد هم وقتی رسیدیم خانه، گفت بریم استخر خودمون که تمرین کنم. گفتم آب را چک میکنم اگه گرم بود میتونی بری وگرنه سرما میخوری. از اتفاق کارت ورودی جیم و استخر کار نمیکرد و نگهبان گفت که مشکل داره و فردا درست میشه. من هم از خدا خواسته بهش گفتم که امروز نمیشه! برگشتیم بالا. اصرار که بره وان را پر کنه تا کمی با Snorkelش تمرین کنه!! خلاصه وان را پر کردیم و نیم ساعتی برای خودش تو آب گرم مثلاً تمرین کرد تا خیالش راحت شد.

پ.ن: این قسمت آخر قابل توجه دوستان عزیزی که من را مادر سنگدلی میدونند و فکر میکنند که کلاسهاشو به زور میفرستم، نمیذارم بچگی کنه و بهش خیلی فشار میارم. چشمک 



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / رکوردها
۱۳٩٢/۱۱/۱٩ :: ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ

بالاخره سارا ما را از رو برد و تمام مخالفین طرح کلاسهای صبح، این هفته 5شنبه ساعت 6 صبح استخر بودند!! زبان من و آرش هم 5:30 از خانه در آمدیم و رفتیم دنبال کریستین و سه تائی راهی کلاس شدیم. هوا تاریک و بسیار سرد بود ولی آب استخر خوشبختانه گرم و دلچسب بود.

کلاس یک ساعته بود که بچه ها 1000 متر شنا کردند و ما مامانها هم یک ساعت کنار استخر لرزیدیم و گپ زدیم.  خوشبختانه بعد از کلاس چون مدرسه آرش، به مناسبت مسابقات دوچرخه سواری آنروز تعطیل بود، بردم گذاشتمش خانه پیش باباجلال و خودم راهی شرکت شدم. آرش هم یک ساعت بعد با باباش رفت دانشگاه و کل روز را آنجا خوش گذراند.

جمعه بیشتر استراحت کردیم و یک کوچولو هم درس خوندیم تا برای امتحانات هفته آینده آماده باشیم.

شنبه صبح ساعت هشت Time Trial شنا برای ثبت رکوردها بود که آرش در مجموع زیاد سرحال نبود و رکوردهاش جالب از آب در نیامد. هنوز بعد از مریضی ش به طور کامل سرحال نشده.

بعد از آن، تا ساعت 10 تمرین کردند.

Swimming Snorkel ابزار جدیدی است که الان بیشتر زمان تمرین را با این وسیله تمرین میکنند.

بعد هم رفتیم ژیمناستیک و نقاشی.

نقاشی این هفته با آبرنگ است که طرح روش را با کمک نمک این مدلی کردند.

بعد از کلاس نقاشی آمدیم خانه. آرش دوش گرفت و استراحت کرد تا ساعت 6:30 که رفتیم کلاس پیانو و بعد برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / نقاشی

دیروز جدول زمانبندی مسابقات شنا اعلام شد. اوّلین دوره مسابقات رسمی آرش تنها 4 روز بعد از 9 سالگی ش یعنی 14 مارچ 2014 در ابوظبی برگزار خواهد شد.

آرش یکی از دو شناگر پسری است که به تشخیص سارا در این دوره، در همه مسابقات 50 متر و 100 متر شنای کرال سینه، کرال پشت، قورباغه و 50 متر شنای پروانه می تواند شرکت کند. این یعنی اینکه به تشخیص سارا آرش تکنیک هر چهار استایل را کامل یاد گرفته.  قلب

اوّلین کلاس شنای آرش اردیبهشت 88 تشکیل شد.

لینک

سالهای اول هفته ای یک بار (نیم ساعت) تو گرما و سرما تمرین می کرد و پیشرفتش خیلی آروم و مورچه ای بود. یک موقع هایی پیش خودم فکر میکردم یعنی میشه که این پسرک بالاخره بتونه مثل ماهی شنا کنه!!!!

یک سال اخیر کلاسهاش زیاد شد و از هفته ای نیم ساعت به هفته ای دوساعت و نیم رسید. این ترم هم که به هفته ای هشت ساعت تبدیل شد.

از اولین روزها تا امروز حدود 5 سال گذشته. الان آرزوم برآورده شده. از این همه انرژی، وقت و هزینه ای که انجام شده نهایت رضایت را دارم. چون زحمات این 5ساله به ثمر نشسته و من خیلی خیلی برای آرش خوشحالم و بهش افتخار میکنم. خیال باطل



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩٢/۱۱/٦ :: ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ

شنبه پترا مربی ژیمناستیک آرش مریض احوال بود و کلاس این هفته را کنسل کرد، برای همین کلاس شنا دو ساعت کامل برگزار شد امّــا به طرز محسوسی آرش خسته بود و بدنش کشش نداشت. حالا یا تاثیر هفته امتحانات است که خوابش به اندازه کافی نبوده یا هنوز بدنش به مدل جدید کلاس های شنا (هشت ساعت در هفته) عادت نکرده! باید ببینیم این هفته اوضاع چطور است؟ 

5شنبه ها 6 تا 7 صبح هم سارا براشون کلاس شنا گذاشته!!!! من دو سه هفته است که از زیرش در میرم. دیروز بالاخره گیرم انداخت و گفت که ترجیح میده آرش یکی از کلاسهای بعدازظهر را شرکت نکنه و به جاش 5 شنبه ها بیاد چون به نظر میرسه که آرش از آن دسته افرادی است که صبحها براش پربارتره. حالا کی میخواد 5شنبه ها 5:30 صبح از خانه در بیاد و بره کلاس شنا کلافه



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩٢/۱٠/٢٩ :: ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ

امتحانات دوره ای اوّل ترم دوّم آرش از 5شنبه شروع شده و دو سه روز گذشته سخت مشغول مرور درسها بودیم. هفته پیش آرش نمره گرامر AMSش را برای اولین بار خیلی خیلی بد گرفته و فکر نکنم تا آخر این ترم هر چی هم 100 بگیره بتونه آن نمره و در نتیجه معدل انگلیسی ش را جبران کنه!!!

به عنوان تنبیه تماشای فیلم، کارتون و ... همینطور بازی را براش تا آخر هفته ممنوع کردم.

جمعه تا بعدازظهر درس خوندیم. بعد رفتیم دکتر. فرم مربوط به فدراسیون شنا را باید دکتر بعد از چک آپ مهر و امضاء میکرد. از 14 فوریه اوّلین دوره مسابقاتشون شروع میشه. 

برنامه های پر از فعالیت روزهای شنبه دوباره از سر گرفته شد. کلاس شنا 9 تا 11 است که از سارا اجازه گرفتم آرش را ساعت 10 برداشتم و بردم کلاس ژیمناستیک.

10:15 تا 11 کلاس ژیمناستیک داشت. بعد از یکی دو ساعت استراحت و مرور درسها ساعت 2 تا 3:30 کلاس نقاشی داشت.

حدود 4 رسیدیم خانه. دوباره مشغول درس خواندن شدیم. چون این هفته هر روز تقریباً بعدازظهرها یا کلاس شنا داره یا بدنسازی در طول هفته نمیشه زیاد درس بخونیم برای همین سعی کردم بیشتر درسها را مرور کنیم که عقب نباشه و از پس روزی سه چهارتا امتحان بربیاد.

امروز یکشنبه چهارتا امتحان ادبیات انگلیسی، گرامر، درک مطلب انگلیسی و درک مطلب فرانسه را با هم داشت!!!



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مدرسه
۱۳٩٢/۱٠/٢٠ :: ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ

از این هفته کلاسهای بدنسازی آرش شروع شد. سه شنبه از ساعت ناهار استفاده نکردم و به جاش ساعت 5 از شرکت در آمدم. رفتم خانه، دنبال آرش و مامانم و سه تائی رفتیم مدرسه Gems Wellington. تمرین 6 تا 7 بود که به موقع رسیدیم. سارا هم آمده بود و کار بچه ها با مربی بدنسازشون "کاترین" را نظارت میکرد.

کلاس جالبی بود و آرش از لحظه لحظه اش لذت برد. برای گرم کردن ده دوازده دقیقه روی تردمیل راه رفتند و دویدند. بعد حرکات مختلف بدنسازی را باهاشون تمرین کرد. آخر هم بهشون گفت که تغذیه شون باید چطوری باشه. چه چیزهایی باید بخورند و چه چیزهایی نباید بخورند و هفته ای یک بار هم بیشتر اجازه ندارند از فست فودها استفاده کنند و این خیلی نکته خوبی است چون آرش بدتر از من خیلی فست فود دوست داره و این خیلی بده.



موضوع مطلب : آرش / آموزشی / دبی
۱۳٩٢/۱٠/۱٦ :: ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ

از یکشنبه تقریباً همه چیز به وضعیت قبلش برگشت.

جلال از تهران برگشت و کلی پسرک را هیجان زده کرد. تعطیلات ِ سال نو من و آرش هم تمام شد و برگشتیم سر کار و زندگیمون.

صبح زود آرش را رساندم مدرسه و رفتم شرکت. مشغول کارهای اول سال شدم. تا ساعت 3:30 اصلاَ نفهمیدم چطوری گذشت!!! 3:30 مرخصی گرفتم رفتم دنبال مامان. دوتائی رفتیم مدرسه دنبال آرش. همانجا تو ماشین آرش ناهارش را خورد و بردیمش مدرسه DAA برای اولین جلسه کلاس شنا.

هوا سرد بود، باد خیلی سردی هم می وزید، این طفلکی ها تو آبِ نسبتاً سرد استخر میلرزیدند و ما هم کنار آب میلرزیدیم. با این حال سارا تمریناتش را ادامه داد و عملاً نگذاشت که اعتراضی کنند. فقط یکی از دخترها را که واقعاً سرما اذیتش کرده بود را فرستاد خانه. خودش هم تعجب کرده بود که آرش و کریستین هیچکدام شکایتی نکردند و تا آخر تمرین مشغول بودند!!!

تنها کاری که سارا کرد نیم ساعت زودتر تعطیلشون کرد و تمرین دو ساعته را یک ساعت و نیمه تمام کرد. آرش را سریع فرستادم حمام. زیر آب گرم بیست دقیقه ای ایستاد تا یخش باز شد!!!

با این وضعیت سارا کلاس امروز را هم کنسل کرد تا آن یکی استخر که آب ش گرمتر است آماده بشه.

پ.ن: هر چی به رفتن مامانم نزدیک تر میشه من قلبم سنگین تر و حالم گرفته تر میشه. تا چند روز بعد از رفتنشون هم معمولاً این حس را دارم تا دوباره به تنهایی و دوری عادت کنم.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه / آموزشی

سارا همانطور که گفته بود برای ترم بعد آرش را به تیم اول منتقل کرد. حالا برنامه ترم آینده را اعلام کرده و من اصلاً نمیدونم چطوری باید برنامه ریزی کنم!!!

در راستای حرفه ای سازی شناگران تیم اول، هشت ساعت کلاس شنا و یک ساعت کلاس بدنسازی در طول هفته براشون اجباری است. این در حالی است که آرش تا ساعت 4 بیشتر روزها مدرسه است و من هم تا ساعت 6 سر کار!!!  تازه دو سه هفته در میون یکسری امتحان هم دارند که نمیدونم آنها را کجای دلم بذارم!!

امروز مربی بدنساز (کاترین) آمده بود و گفت که بچه ها از 8 سال تا 14 سال هستند و تنها هشت ساله ها آرش و کریستین هستند و کلاسهای بدنسازی شون جدا است که بهشون فشار نیاد. گفت البته توانائی شون آنقدر بالا بوده که سارا به تیم اول منتقلشون کرده بنابراین راحت میتونند خودشون را با این کلاسها تطبیق دهند و جای نگرانی نیست. کلاسهای بدنسازی شامل رژیم غذایی (قبل از تمرین، بعد از تمرین، قبل از مسابقات، شام و ناهار چی باید بخورند؟ چی نباید بخورند؟ چرا نباید مک دونالد و ... بخورند و ...)، روانشناسی و تمرینات بدنسازی و شناخت بدن و ... است.

خلاصه که همش خدا خدا میکنم فعلاً این یک ماه یواش بگذره تا بتونم درست برنامه ریزی کنم که شیطونکم اذیت نشه. قلب

پ.ن: کنسرت سالانه موسسه موزیک بروکلین فردا در دبی مال  برگزار میشه که آرش بین ساعت 10 تا 11 اجرا داره. موفق باشی عزیز دلم. ماچ

نقاشی هفته قبل:



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / نقاشی
۱۳٩٢/٩/۸ :: ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ

امروز صبح آرش 9 تا 11 کلاس شنا داشت. اول نیم ساعتی گرم کردند و بعد سارا برنامه رکوردگیری داشت و رکوردهاشون را در انواع شناهای مختلف ثبت کرد تا با رکوردهای مشابه اول دوره مقایسه کنه و شرایطشون را بسنجه.

آرش در تمام مسابقاتش در Squad B اول شد و در مجموع خیلی عالی بود.

بعد از شنا برگشتیم خانه. من دوباره یکی از آن سردرد، سرگیجه های خیلی شدید را داشتم. دو سه ساعتی استراحت کردم تا کمی بهتر شدم. بعد از ناهار رفتیم بازار کامپیوتر، جلال یک سری وسائل لازم داشت خرید و بعد یک دوری زدیم و برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / تعطیلات
۱۳٩٢/٩/۱ :: ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ

پنجشنبه صبح آقای آرش خان را سر ساعت گذاشتیم مدرسه. حاضر و آماده برای سه تا امتحان که دو تاش انشاء انگلیسی و فرانسه بود و یکی ش هم ریاضی ذهنی کامپیوتری (AMS).

هوا بعد از مدتها به شدت گرفته و بارونی بود.

هنوز به شرکت نرسیده بودم که دیدم SMS آمد که مدرسه تعطیل شده و باید بریم دنبال وروجک! برای من که عملاً مقدور نبود برگردم و برش دارم، برای همین زنگ زدم به جلال بره دنبالش و ببردش دانشگاه.

خلاصه آرش با یک باد و باران ساده برای اوّلین بار تعطیل شد و یک روز خیلی خوب را در دانشگاه گذراند و فقط خدا میدونه که از کجاها سردرآورده!!!

بعدازظهر رفتم دنبالشون و سه تائی رفتیم کلاس پیانو. معلمش گفت که دو هفته دیگه آرش اوّلین کنسرتش را در دبی مال اجرا خواهد کرد و باید آهنگ Russian Waltz را بزنه.

پ.ن: کلاس شنای روزهای جمعه و شنبه همینطور برنامه Football Fun day که امروز قرار بود برگزار بشه، هم به دلیل بارش باران، آماده نبودن استخر و زمین فوتبال تعطیل شد و با خیال راحت مشغول مرور امتحانات هفته آینده شدیم.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مدرسه
۱۳٩٢/۸/٢٥ :: ٤:٤۳ ‎ب.ظ

جمعه باباجلال آرش بعد از مدّتها برای تماشای شنای وروجک آمد. آرش حسابی از حضور پدرش خوشحال بود و سعی کرد بهترین تمرینش را انجام بده و بابائی هم از پیشرفت پسرکش خوشحال و راضی بود. 

خبر نمیدونم خوب یا بد اینکه از ترم آینده سارا، آرش و کریستین را از تیم دوّم به تیم اولش منتقل میکنه. از این نظر که آنقدر پیشرفت کرده که به تیم اوّل بره، خیلی جای خوشحالی است ولی آنجا بچه ها همه حداقل چند سالی از آرش و کریستین هم از نظر سنی هم از نظر هیکلی بزرگتر هستند و نمیدونم نتیجه چه خواهد شد!!!

اینم آرش و کریستین در کنار نوتلا از تیم اول

از هفته آینده امتحانات پایان ترم اول شروع میشه و کلی سرمون دوباره شلوغ میشه!! کلاً فرصت نفس کشیدن هم آدم در مدرسه شویفات نداره!!!

اینهم اثر هنری این هفته آرش

پ.ن: دیروز هاله جون مامان ارشیای گل را در پارک صفا برای اوّلین بار دیدم و درست به همان خوبی و گلی ای بود که همیشه تصورش میکردم.

از دیدنت خوشحال شدم دوست خوب وبلاگی من. قلب



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / قرار وبلاگی
۱۳٩٢/۸/۱٩ :: ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ

این آخر هفته هم درست مثل همه آخر هفته های دیگه آروم و بدون هیچ اتفاق خاصی گذشت. آرش 2 ساعت جمعه و 1:30 شنبه، کلاس شنا داشت. کلاسهای ژیمناستیک، نقاشی و پیانو هم مثل همیشه به خوبی برگزار شد. 

جالبه که تو تمرین روز جمعه سارا کل بچه های تیم اولش را از آب آورد بیرون و به آرش گفت که حرکت شروع کرال پشت را براشون انجام بده تا ببینند و از یک شناگر هشت ساله تیم دوّم یاد بگیرند و خجالت بکشند!!! زبان این روزها به سریعترین شناگر تیم دوّم معروف شده البته یک شناگر جدید (کریستین) تقریباً هم قد و قواره و هم سن و سال آرش تازگیها پیدا شده که بعضی وقتها یک کوچولو سریعتر است.

تو تمرین روز شنبه هم 5 دور مسابقه کرال 100 متر بین بچه ها برگزار شد که آرش و کریستین یکی در میان اول میشدند و هر بار فقط به اندازه یکی دو ثانیه با هم اختلاف داشتند.

دیشب با سرگیجه و سردرد شدید، حال خیلی خرابی داشتم آنقدر که حتی نمیتونستم چشمهامو باز نگه دارم. آرش با مهربانی تمام گفت تو دراز بکش تا من بغلت کنم، زودی خوب بشی و دیگه درد نداشته باشی. بغل 

من همیشه میگم که آرش خیلی سرد است و احساساتش را اصلاً نشان نمیده (خدا به داد عروس آینده ام برسه نیشخند) ولی همین وروجک یخی گاهی با حرفهاش نگرانی ش و احساساتش را کاملاً نشونش میده و قلبم را گرم میکنه. خجالت



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩٢/۸/۱۱ :: ٧:٥٦ ‎ب.ظ

جمعه را بعد از کلاس شنا و خرید هفتگی، به استراحت گذروندیم تا خستگی امتحانات فشرده از تنمون دربیاد. امروز اما روز بسیار پرباری داشتیم. صبح یک ساعت و نیم کلاس شنا بود که عالی برگزار شد.

و

بعد هم بدو بدو رفتیم کلاس ژیمناستیک.

از آنجا رفتیم امارات مال. بعد از مدتها مانلی جون و هیراد کوچولو و درسا جون را دیدیم و یکی دو ساعتی با هم گپی دوستانه زدیم و من و آرش هم از تنهایی درآمدیم.

بعد از ناهار آرش را گذاشتم کلاس نقاشی و خودمون رفتیم کارفور یک دوری زدیم.

و کاردستی هنری ای که به مناسبت هالوئین درست کردند

پ.ن:  فردا را هم به مناسبت شروع سال جدید هجری تعطیل هستیم.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / نقاشی

روزها به سرعت برق و باد در گذر هستند و آرش حسابی در حال استراحت و تفریح است.

من این هفته فقط یکشنبه را رفتم سرکار. امروز اولین روز تعطیل بود که صبح آرش معلم فرانسه داشت. بعد از کلاسش با عموپدرام رفت استخر و تا ناهار بازی بازی کردند بعد از ناهار دسته جمعی رفتیم آرش را رساندیم استخر چون یک تمرین دو ساعته داشت. بعد خودمون رفتیم مدینه جمیرا.

بعد هم از آنجا رفتیم The one and only Royal Mirage هتل یک دوری زدیم و بعدش رفتیم دنبال آرش. بعدش دسته جمعی رفتیم خرید.

این هم اثر هتری این هفته آرشی



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مهمان
۱۳٩٢/٧/٦ :: ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ

کل هفته را درگیر امتحانات آرش بودیم و فردا هم آخرین امتحانش را میده و راحت میشیم. پنجشنبه شب اول رفتیم کلاس پیانو و بعد از کلاس با خاله شهزاد اینا رفتیم بیرون. 

از 5شنبه آرش کمی سرماخورده و مریض احوال است که زود رو آوردیم به دستگاه بُخور تا نفسش آروم بشه که مثل همیشه به سرعت اثر کرد و حالش خیلی بهتره شکر خدا.

بعد هم که کلاس شنا، ژیمناستیک، نقاشی و باز هم دیدن خاله شهزاد اینا و شارین عسلی.

این هم گزارش تصویری لحظه به لحظه

و

و

و

و

و

و

و



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مهمان
۱۳٩٢/٦/۳٠ :: ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ

این آخر هفته هم مثل همیشه به کلاسهای آموزشی آرش و البته مرور امتحاناتش گذشت. 5شنبه شب کلاس پیانو داشت که این جلسه آهنگ Russian Waltz را شروع کردند. 

جمعه صبح کلاس تئوری شنا داشت که مربیش سارا راجع به اینکه چه چیزهایی بخورند، چه چیزهایی نخورند، چه کارهایی انجام بدهند؟ روزهایی که تمرین دارند کی بخوابند و ... بهشون آموزش داده بود و داره حسابی برای مسابقات منطقه ای آماده شون میکنه.

بعد هم یک ساعت شنا کردند و برگشتیم خانه.

تا بعدازظهر زمانبندی کردم. نیم ساعت لغتهای درس Shaka Zulu را حفظ میکردیم و نیم ساعت استراحت داشت که آرش فیلم نگاه می کرد. دوباره کار از نو روزی از نو تا ساعت چهار بعدازظهر.

بعد آماده شدیم رفتیم منزل معلم فرانسوی آرش که دو ساعت کلاسش طول کشید. کل امتحانات فرانسه هفته آینده را باهاش تمرین کرد.

تو مدرسه متاسفانه طوطی وار داره فرانسه را یاد میگیره و این اصلاً خوب نیست. درست همان روشی است که ما انگلیسی و عربی را تو مدرسه یاد گرفتیم. کلی لغت و گرامر و ... بلدیم ولی عملاً از هیچکدامش نمیتونیم استفاده کنیم. حالا این معلم جدید فوق العاده است (اول اینکه فرانسوی است، دوم اینکه معلم دبیرستان و کاملاً مسلط به تدریس است). قرار شد هفته ای یک بار با آرش فرانسه واقعی کار کنه تا بتونه مثل انگلیسی، فرانسه را بفهمه و صحبت کنه.

دیروقت بود که دیگه برگشتیم خانه.

شنبه صبح هم یکساعت و نیم شنا کرد و بعد یک ساعت ژیمناستیک. بعد هم رفتیم امارات مال. همانجا بعد از ناهار، امتحان علوم را خوندیم. به نظرم خیلی خیلی سخت بود. درس امسال راجع به سیستم عصبی و سیستم گوارش است. حالا اسم و عملکرد تمام اعضاء این سیستمها را به انگلیسی دونستن، کار خیلی مشکلی است ولی خوبیش اینه که من هم کلی چیزهای جدید در کنار آرش دارم یاد میگیرم.

بعد هم رفت کلاس نقاشی. من همانجا چرخیدم تا کلاسش تمام شد و برگشتیم خانه.

تازه وقتی رسیدیم خانه دیدم که فردا 5 تا امتحان داره که اونهایی نیست که با هم کار کردیم. خلاصه که یکی یکی شروع کردیم. اول گرامر، بعد ادبیات انگلیسی، بعد درک مطلب انگلیسی، بعد روخوانی و در نهایت انشاء فرانسه را دوباره مرورکرد و دیگه هشت بود که هلاک کارمون تمام شد.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مدرسه
۱۳٩٢/٦/٢۳ :: ٤:٥٦ ‎ب.ظ

امروز از آن روزهای بسیار پرکار بود. صبح زود بیدار شدیم و دوتائی راه افتادیم. آرش 8:30 تا 10 کلاس شنا داشت که مثل همیشه عالی و معرکه بود.

بعد سریع دوش گرفت و آماده شد. بدو بدو رفتیم برای جلسه اوّل کلاس ژیمناستیک.

و

چون هم اوّلین تمرینش بعد از سه ماه بود و هم بلافاصله بعد از یک ساعت و نیم بی وقفه شناکردن بود، بدنش حسابی خسته و کوفته بود. برای همین  فاصله ی بین تمریناتش یک گوشه ای پیدا میکرد و غش میکرد. 

بعد از کلاس ژیمناستیک، یک قرار در بانک داشتم که دوتائی رفتیم و یک ساعتی طول کشید. تمام که شد رفتیم امارات مال. ناهارش را همانجا خورد و راهی کلاس نقاشی شد.

اثر هنری جلسه اوّل Spinney Fish



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / نقاشی
۱۳٩٢/٦/٢٢ :: ٥:٤٠ ‎ب.ظ

دیروز Mr. McKen معلم انگلیسی مدرسه، آرش را به عنوان شاگرد نمونه هفته انتخاب کرده بود و بهش یک مدال جایزه داده که تا چهارشنبه آینده صاحب این مدال است و باید چهارشنبه مدالش را ببره و به معلمش تحویل بده تا دوباره به نفر بعدی هدیه داده بشه. قلب

با توجه به میزان شیطنت و پر حرفی آرش سر کلاس خیلی بعید بود که اوّلین Student of the Week بشه و قرار شده یک عکس یک شنبه ببره تا معلمش بچسبونه به صفحه ای که روی دیوار کلاس به همین مناسبت قرار داده. از من هم طبق قرار قبلی جایزه یک لگوی کوچولو گرفت.

اوّلین جلسه کلاس پیانوش در موسسه بروکلین 5شنبه شب برگزار شد. باید چند جلسه ای بگذره تا ببینیم پیشرفتش چطور است.

امروز صبح ساعت 10 تا 11 کلاس شنا داشت و تمام مدت یک ساعت را شنای پروانه تمرین کردند. 16 دور فقط طول استخر را پای پروانه تمرین کردند، بعد دستها یکی یکی و در نهایت دوتائی اضافه شد. 

و

بعد رفتیم کارفور خرید هفتگی و بعد برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مدرسه
۱۳٩٢/٦/۱٦ :: ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ

کلاس شنای امروز صبح یک ساعت و نیم بود و آخراش دیگه بچه ها هلاک بودند از خستگی.

یک روزی اون قدیما وقتی هنوز به جای شنا شالاپ شولوپ میکرد، از ذهنم گذشت که یعنی میشه یک روز ببینم که مثل ماهی داره شیطونکم شنا میکنه!!!! حالا اون روز رسیده و من از ته دل خوشحالم. قلب

تو تمرین امروز کلی شیرجه تمرین کردند.

و

جالب اینجاست که آرش هنوز کوچولوترین شناگر این دوره است چه از نظر سنی و چه از نظر قد و قواره. 

بقیه کلاسها (ژیمناستیک و نقاشی) از هفته آینده شروع میشه و حسابی سرمون شلوغ میشیم.

درسهاش به نسبت سال گذشته خیلی سنگین تر شده. اولین کتاب داستان این ترم Shaka Zulu است که داستان زندگی رئیس یکی از قبایل آفریقایی است. آنقدر لغت جدید داره که من حیران موندم که این طفلکی ها چطوری میخواهند این همه لغت سخت و عجیب و غریب را حفظ کنند!!!

پ.ن: لنز دوربین آن روز که افتاد فقط ظاهرش آسیب دید، شکر خدا در  عملکردش مشکلی ایجاد نشد.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مدرسه
۱۳٩٢/٦/۱٥ :: ٤:٢٥ ‎ب.ظ

5شنبه بعد از شرکت رفتم دنبال آرش و جلال. سه تائی رفتیم JBR. کلاس تست پیانو در موسسه جدید Brooklyn برگزار شد و معلم آرش اینبار یک خانم روس است و آرش را تعیین سطح کرد. از هفته آینده 5شنبه شب ها کلاس پیانو شروع میشود.

بعد هم به مناسبت 11 مین سالگرد ازدواجمون رفتیم Bob's و یک جشن کوچولو برای خودمون سه تائی گرفتیم.

جمعه صبح اول باباجلال را رساندیم دانشگاه و بعد دوتائی رفتیم کلاس شنا. جلسه اول بود و این جلسه یک ساعته برگزار شد.

در آوردن و پوشیدن این فین ها هم دیگه ماجرائی شده و چند دقیقه ای باید باهاش سرگرم بشه تا بتونه انجامش بده.

وقتی هم که پاش میکنه انگار موتور جت بهش وصل کردند. با سرعتی دو سه برابر و با یک قیافه شیطون و بامزه کل استخر را زودی میره و برمیگرده.

مربی آرش سارا خواسته که من عکاس کلاس هاشون بشم و برای همین کل مدت تو این گرما مشغول عکاسی هستم. نیشخند 



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩٢/٤/۱ :: ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ

این آخر هفته مثل همه آخر هفته های دیگر گذشت. کلاسهای ژیمناستیک و نقاشی تمام شد و تا شهریور ماه تعطیل است. کلاس شنا امّـــا بهتر از همیشه بود و آرش فوق العاده بود. سارا گفت که میخواسته آرش را از ترم آینده به Squad A منتقل کنه چون از خیلی از بچه های A تکنیکش بهتر است ولی هنوز قدرت بدنیش کافی نیست و باید بیشتر روش کار بشه.

اینهم آرش فسقلی و هم تیمی هاش به همراه مربی شون سارا

اینهم گواهی مربوط به مسابقات هفته گذشته

تنها دو روز دیگر از مدرسه باقیمانده و دوشنبه آخرین روز مدرسه خواهد بود. بعد از آن تعطیلات تابستانی شروع خواهد شد. قلب



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / گواهی
۱۳٩٢/۳/٢٩ :: ٩:٥٥ ‎ب.ظ

من عاشق این نقاشی جدید آرش شدم. قلب

پ.ن: این روزها حسابی درگیر امتحانات هستیم. فردا که آخرین 5شنبه سال تحصیلی است، آرش چهارتا امتحان مشکل (علوم اجتماعی، تاریخ مصر باستان، کامپیوتر و لغت یابی فرانسه) داره و امروز مرخصی گرفتم و زودتر آمدیم خانه تا با هم درسها را مرور کنیم.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / نقاشی
۱۳٩٢/۳/۱۸ :: ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ

شنبه بسیار پرکاری را گذراندیم. 


صبح آرش یک ساعت کلاس شنا داشت که امروز مربی شون بیشتر روی شیرجه باهاشون کار کرد. آخرین جلسه ترم بهار بود و این جمعه مسابقه دارند.

بعد بالافاصله رفتیم کلاس ژیمناستیک. از آنجا رفتیم امارات مال. بعد از ناهار مشغول درس خواندن شدیم تا نزدیک 1:30.

بعد آرش را گذاشتم کلاس نقاشی و خودم رفتم کلاس شنا. بالاخره با همت لبخندجون طلسم این کلاس شکسته شد و دوّمین جلسه اش را این هفته گذراندیم که فوق العاده خوب بود و کلی احساس خوب بهم داد.

بعد دوباره برگشتم دنبال آرش.

بدو بدو آمدیم خانه. آرش دوش گرفت و آماده شد برای تولد همکلاسیش آدام. رفتیم دنبال یکی دیگه از دوستان آرش و با هم رفتیم سمت منزل آدام. 

آرش و یحیا دوستش رفتند تولد و من و مامان یحیا هم رفتیم آپ تاون مردف که همان نزدیکی ها بود، کمی گشتیم و خرید هفتگی کردیم و بعد رفتیم دنبال بچه ها که بهشون حسابی خوش گذشته بود، خسته و هلاک برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / تولد / آموزشی

از 5شنبه امتحانات دوره ای دوّم شروع شد و یک هفته ای درگیر خواهیم بود.

5شنبه بعدازظهر ساعت 4 در مدرسه شو ژیمناستیک بود که نمایش برای کلاسهای سوم تا نهم دختر و پسر برگزار میشد و دسته دسته حاصل یک سال تمرینشون را نمایش میدادند.

برنامه شاد و قشنگ بود و یک ساعتی طول کشید.

جمعه صبح کلاس شنا بود و بعدازظهر کلاس فوتبال. 

فوتبال هم امروز آخرین جلسه بود و بعد از این تعطیلات تابستانی شروع میشه و تا سپتامبر کلاسها تعطیل خواهد بود.

امروز مربی شون بچه ها را با ترکیبهای مختلف دو تیم چهارتائی میکرد و با هم مسابقه میدادند و امتیاز میداد که آرش در مجموع امتیازات دوّم شد. قشنگ هم بازی کرد و چندین و چند گل هم به ثمر رساند.

بعد از بازی هم مراسم اختتامیه دوره برگزار شد و گواهی شون را گرفتند و آرش لوح رایان گیگز را هم از مربی گرفت. بعد هم یک عکس یادگاری گرفتند و تمام.



موضوع مطلب : شو / دبی / آموزشی / گواهی
۱۳٩٢/٢/٢۱ :: ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ

بالاخره هفته سخت امتحانات به پایان رسید و یک جورائی هم باهاش کارکردم و هم کار نکردم، بیشتر گذاشتم خودش درسها را مرور کنه ولی در مجموع زیاد چشمم از نتیجه اش آب نمیخورد با اینکه خودش راضی است ولی بعید میدونم مثل همیشه باشه. 

این آخر هفته هم اتفاق جدیدی نیفتاد. 

یک عدد وروجک آفتاب سوخته ی تر و تمیز

کلاس شنای امروز صبح از همیشه بهتر بود و با Short Fin ِ آموزشی جدیدش بیشتر دورهای تمرین را از همه جلوتر بود و خودش میگفت که این ها Magic Fins بودند. مربی ش سارا هم کلی تشویقش کرد. امروز نیم ساعتی هم روی شیرجه کار کردند و کلاسش فوق العاده بود.

بعد از ظهر هم دوتائی رفتیم کلاس فوتبال. آرش مثل همیشه عاشقانه و پر از شور و نشاط سر کلاس ش حاضر شد و کلی لذت برد.

و

و

این هم عکس Magic fins جدید آرش که چندین و چند مغازه را گشتیم تا تونستیم سایزش پیدا کنیم.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩٢/٢/۱٤ :: ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ

جمعه صبح زود کلاس شنا را رفتیم و برگشتیم. آرش بعد از کلاس از خستگی بیهوش شد و یکی دو ساعتی خوابید. بعد از بیدار شدنش با هم درس علوم را دوره کردیم که تا برای امتحان یکشنبه آماده بشه. بعد تندی ناهار را خوردیم و رفتیم کلاس فوتبال.

من از صبح ضعف، سرگیجه و سردرد خیلی شدید داشتم با این حال دلم نیامد که نرم. هوا هم به شدت گرم بود. برای اینکه بچه ها اذیت نشوند مربی هر چند دقیقه یکبار بهشون استراحت میداد تا آبی بخورند و اذیت نشوند.

 وروجک هلاک 

آرش و دوست جدیدش دنیل در حال شادی بعد از زدن گل

هر هفته جایزه یک ستاره کوچولو و یک لوح است که به دو تا از بازیکنان مربی به تشخیص خودش میده. آرش مدتهاست دنبال آن ستاره کوچولوست که تا حالا قسمتش نشده! این هفته یکی دو تا حرکت قشنگ تکنیکی کرد که مورد تشویق مربیش قرار گرفت و نتیجه اش گرفتن لوح رایان گیگز از مربیش بود. 

جالب است که در سالهای دور که من به فوتبال علاقه مند بودم و به شدت بازیها را دنبال میکردم، رایان گیگز بازیکن مورد علاقه ام در تیم منچستر یونایتد بود زبان

بعد از فوتبال برگشتیم خانه. یکی یکی آماده شدیم برای مراسم دانشگاه آزاد به مناسبت روز معلم، روز زن و ... در باشگاه ایرانیان. 

آرش با یاسین و یکی دو تا دیگه از بچه ها تمام مدت طبقه پائین مشغول بازی بود و من هم بعد از مدتها همکاران و دوستان سابقم را دیدم و دیدارها تازه شد.

برنامه امروز هم اول کلاس شنا، بعد کلاس ژیمناستیک، بعد مرور درسها در امارات مال، بعد کلاس نقاشی و بعد برگشت به خانه بود.

این کار آرش خیلی خیلی زیبا از آب درآمده. ماچ

پ.ن: بالاخره یک معلم پیانو ی جدید به طور کاملاً اتفاقی تو همسایگیمون پیدا کردم و از یکشنبه گذشته کلاسهای پیانو وروجک خان دوباره از سر گرفته شد.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / گواهی
۱۳٩٢/٢/۱٤ :: ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ

جمعه صبح زود کلاس شنا را رفتیم و برگشتیم. آرش بعد از کلاس از خستگی بیهوش شد و یکی دو ساعتی خوابید. بعد از بیدار شدنش با هم درس علوم را دوره کردیم که تا برای امتحان یکشنبه آماده بشه. بعد تندی ناهار را خوردیم و رفتیم کلاس فوتبال.

من از صبح ضعف، سرگیجه و سردرد خیلی شدید داشتم با این حال دلم نیامد که نرم. هوا هم به شدت گرم بود. برای اینکه بچه ها اذیت نشوند مربی هر چند دقیقه یکبار بهشون استراحت میداد تا آبی بخورند و اذیت نشوند.

 وروجک هلاک 

آرش و دوست جدیدش دنیل در حال شادی بعد از زدن گل

هر هفته جایزه یک ستاره کوچولو و یک لوح است که به دو تا از بازیکنان مربی به تشخیص خودش میده. آرش مدتهاست دنبال آن ستاره کوچولوست که تا حالا قسمتش نشده! این هفته یکی دو تا حرکت قشنگ تکنیکی کرد که مورد تشویق مربیش قرار گرفت و نتیجه اش گرفتن لوح رایان گیگز از مربیش بود. 

جالب است که در سالهای دور که من به فوتبال علاقه مند بودم و به شدت بازیها را دنبال میکردم، رایان گیگز بازیکن مورد علاقه ام در تیم منچستر یونایتد بود زبان

بعد از فوتبال برگشتیم خانه. یکی یکی آماده شدیم برای مراسم دانشگاه آزاد به مناسبت روز معلم، روز زن و ... در باشگاه ایرانیان. 

آرش با یاسین و یکی دو تا دیگه از بچه ها تمام مدت طبقه پائین مشغول بازی بود و من هم بعد از مدتها همکاران و دوستان سابقم را دیدم و دیدارها تازه شد.

برنامه امروز هم اول کلاس شنا، بعد کلاس ژیمناستیک، بعد مرور درسها در امارات مال، بعد کلاس نقاشی و بعد برگشت به خانه بود.

این کار آرش خیلی خیلی زیبا از آب درآمده. ماچ

پ.ن: بالاخره یک معلم پیانو ی جدید به طور کاملاً اتفاقی تو همسایگیمون پیدا کردم و از یکشنبه گذشته کلاسهای پیانو وروجک خان دوباره از سر گرفته شد.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / گواهی

آخر هفته بسیار پربار و پرکاری را گذراندیم.

جمعه صبح آقای آرش خان کلاس شنا داشت. 9 تا 10 خواب آلود رفتیم استخر.

بعد از یک ساعت شنای بی وقفه برگشتیم خانه. آرش برای تولد دوستش گرانچ آماده شد و بردم رساندمش. دو سه ساعتی خودم نفس راحتی کشیدم بعد دوباره راه افتادم. اول دنبال جلال دانشگاه و بعد دنبال آرش. سه تائی بدوبدو رفتیم کلاس فوتبال و درست لحظه شروع کلاس رسیدیم.

و

آرش عاشق این کلاسش است و از لحظه لحظه اش لذت میبره. گاهی هم برای خود شیرینی چندتا بالانس و ... هم وسط تمرین میزنه.

این هم صحنه به ثمر رسیدن یکی از گلهای جام ملتهای اروپا زبان

این هم بازیکنان تیم منچستر یونایتد در رختکن مخصوصشون بین دو نیمه. چشمک

بعد از کلاس رفتیم خرید هفتگی و خسته و هلاک برگشتیم خانه.لبخند

شنبه صبح 9 تا 10 کلاس شنا بود.

10:15 تا 11 کلاس ژیمناستیک.

بعد رفتیم مارینا مال. آرش رفت پیش دوستش الکس موهاشو با کلی بازی و خنده کوتاه کرد. بعد ناهار خوردیم و کمی لغتهای درس رابین هود را حفظ کردیم تا ساعت یک که رفتیم مدرسه برای Dance Show 2013.

امروز پسرهای کلاس دوم تا هفتم برنامه نمایش حرکات مـــوزون داشتند که کلاس آرش اینا گروه سوم بود. 

امسال با آهنگ Now Or Never ، High School Musical 3 حرکات موزون را اجرا کردند و من از ته قلبم لذت بردم. آرش یک جورایی سردسته بود و قشنگ هم اجرا کرد.

بعد از مراسم کل دانش آموزان سالهای مختلف روی سن جمع شدند و از هر رده سنی دو سه نفر حرکات مخصوص اجرا میکردند که آرش هم یکی از آنها بود.

این هم آرش و خانم مربی حرکات موزونش بعد از اتمام مراسم

بعد از کلاس بدو بدو رفتیم امارات مال کلاس نقاشی. نصفه های کلاس رسیدیم. اثر هنری این دو سه هفته فوق العاده زیبا از آب درآمده بود ولی چون باران شدیدی می بارید گذاشتیم همانجا بمونه تا هفته آینده تحویلش بگیریم.

از آنجا برگشتیم خانه و مشغول نظافت و تمیزکاری شدیم. آرش هم روخوانی درس رابین هود را تمرین کرد. از آخر هفته دوباره امتحاناتش شروع میشه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / شو
۱۳٩٢/۱/٢۸ :: ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ

ترم سوم مدرسه از یکشنبه چهاردهم آپریل شروع شد و یواش یواش برگشتیم به دور تند و یکنواخت زندگی. هفته اول برگشتنمون از ایران آرش با باباجلالش ه روز رفت سرکار و انصافاً کارمند کوچولوی خوبی بود و زیاد باباجلال را اذیت نکرده بود!

جمعه دعوت شدیم تولد ماهـــا منزل یکی دیگه از همکاران که در جمع دوستان و همکاران سابقم حسابی خوش گذشت و آرش هم با دوستهای دوقلوش مشغول بازی بود.

روز بعدش سفارش یک نی نی پسر را داد که باهاش دوقلو بشه و بتونند دوتایی با هم بازی کنند!!!! متفکر

شنبه کلاسهای آموزشی نصفه و نیمه شروع شد. صبح ژیمناستیک را رفتیم. بعد دو تائی با هم رفتیم سینما. انیمیشن سه بعدی The Croods را دیدیم که بسیار بسیار زیبا و آموزنده بود.

بعد هم کلاس نقاشی داشت و تمام که شد خسته و هلاک برگشتیم خانه.

دیگه اتفاق خاصی نیفتاد تا زلزله!!!!

سه شنبه ظهر مشغول کار بودم که یک آن متوجه شدم میز، صندلی، در، تخته و ... داره تکان تکان میخوره!!! برای چند لحظه ای مغزم کامل از کار افتاده بود و تمام عزیزانم را جلوی چشمم تصور کردم تا بالاخره میان بهت و ترس ما لرزشها تمام شد و همه چیز ثابت شد!! تازه خوبه که دفتر ما طبقه همکف است. اگه آن موقع تو خونه و طبقه 63 بودیم که دیگه واویلا!!! استرس

عصری که جلال رفته بود دنبال آرش گفت که دو هزار تا بچه با لباسهای یک مدل تو زمین فوتبال مدرسه جمع شدند بعد از کلی گشتن آرش خان را به جای زمین فوتبال، تو سالن ورزش مشغول بازی پیدا کرده بود!!!!!! اینچنین بچه عاقلی داریم ما!!! متفکر

پ.ن.1: شنبه آینده مسابقات ژیمناستیک ِ بین مدارس شویفات تو ابوظبی برگزار میشه که آرش هم تو تیم مدرسه دبی انتخاب شده. تا امروز همه چیز عالی بود ولی تو تمرین امروزش رگ پاش کشیده شده و درد داره نمیدونم میتونه تا شنبه روبراه بشه یا نه؟!!

پ.ن.2: کارت اعتباری HSBC مون را فقط به خاطر مــــلـیـت ایـــــرانـــــی!!!! دیروز بستند. ناراحت



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / سینما

چهارشنبه کارمندهای ایرانی شرکت ما نصف روز بودند. صبح آرش را گذاشتیم مدرسه. هرکاری کردم که ظهر زودتر برم دنبالش تا سال تحویل را در کنار هم باشیم، راضی نشد و گفت که دلش نمیخواهد از درسش عقب بیفته. متفکر جلال هم آمد شرکت ما. تا یک بودیم و بعد رفتیم دنبال یک سری کارها در امارات مال. سال را هم همانجا تحویل کردیم. بعد رفتیم دنبال آرش و سه تائی در Bob's شروع سال جدید را جشن گرفتیم.

بعد از یکی دو ساعتی استراحت درسهای مربوط به امتحانات 5شنبه را مرور کردیم و حدود هشت آرش خوابید.

نیمه های شب متوجه شدیم که وروجک تب خیلی شدیدی داره. به سختی بیدارش کردیم و تب بر بهش دادیم. صبح تب آلود و بی حال رفت مدرسه و من هم همش گوش به زنگ تلفن بودم. خدا میدونه که چه کرده با امتحاناتش!!

حدود 12 پرستار مدرسه تماس گرفت که تبش شدید شده و گلوش هم درد میکنه، بریم دنبالش. از رئیسم اجازه گرفتم و بردمش دکتر. 

گلوش چرکی بود و دکتر بهش دارو داد. کارمون که تمام شد برگشتیم شرکت. تا نزدیک شش بودیم. حالا چطور وروجک تب دار، غرغرو و بیحال را من ساکت نگه داشتم خدا میدونه. 

6 تا 8 تولد یکی از همکلاسی هاش تو بولینگ سنتر ابن بطوطه دعوت داشت که هر کاری کردم منصرف بشه قبول نکرد. بدو بدو برگشتیم خانه و حاضر شدیم و رفتیم تولد.

یکی دو ساعتی در کنار دوستانش خوش گذراند و لذت برد. بولینگ بازی کردند و دنبال هم دیگه از اینور به آنور دویدند. من هم با مامان دوستاش کلی گپ زدم تا جشن تمام شد.

جلال از سر کار آمد ابن بطوطه و سه تائی رفتیم دبی مال. دیدن خاله شهزاد عزیز و شارین عسلی که دیگه برای خودش ماشاءالله حسابی بزرگ و خانم شده و بعد از مدتها میدیدمشون.

آرش توی راه خوابش برد و تبش هم کمی بالا رفته بود. برای همین مدتی حسابی بداخلاق بود بعد کم کم بهتر شد و مشغول بازی با شارین شد.

جمعه صبح کلاس شنا را به خاطر سرماخوردگی آرش کنسل کردم و نشستیم به علوم خوندن و دوره کردن بعضی درسهای مربوط به امتحانات هفته آینده. حجم درسها خیلی زیاد و سنگین است.

تا سه مشغول بودیم. بعد از ناهار رفتیم مدرسه فوتبال. آخرین جلسه کلاس بود. مربی بچه ها را به دسته های مختلف تقسیم میکرد و مسابقه میدادند و بهشون امتیاز میداد بابت بردن/باختن و تعداد گلهای زده.

آرش زیاد سرحال نبود با این حال به عشق فوتبال کلاس را گذراند و آخرش هم به برنده یک توپ منچستر یونایتد کوچولو جایزه دادند.

تو کارنامه این دوره برای آرش موفقیت ش را در ارائه کار گروهی خوب هنگام بازی اعلام کردند. بعد از کلاس رفتیم امارات مال پیش خاله شهزاد اینا و تا نیمه شب با هم بودیم.

آرش دیگه حالش بهتر شده و یواش یواش آثار بیماری داره از وجودش شکر خدا دور میشه. قلب



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان / آموزشی
۱۳٩۱/۱٢/۱٢ :: ٤:٥٤ ‎ب.ظ

این آخر هفته درست مثل همه آخر هفته های دیگه به کلاسهای آموزشی وروجک خان گذشت و کمی هم البته مصدوم شد.

جریان از این قرار بود که تو ژیمناستیک رگ گردنش تو یک حرکت کشیده شد و دردناک شد. آقای شجاع هم تا بخوابه حسابی مشغول آه و ناله بود. امیدوارم که زودی خوب بشه و تا تولدش سرحال بشه. ماچ

این هم نقاشی این هفته:



موضوع مطلب : آرش / آموزشی
۱۳٩۱/۱٢/٧ :: ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ

جمعه بعدازظهر باباجلال سرگیجه داشت و برای اولین بار من و آرش دوتائی رفتیم کلاس فوتبال. سعی کردم با GPS و از یک مسیر کوتاه تر برم که سر از جاده راس الخیمه درآوردم و دیگه وقتی داشتم فکر میکردم که واقعاً گم شدیم و هیچکدام از تابلوها آشنا نیست!!! ، دیدم که مدرسه Repton سمت راستمون است و GPS بیچاره درست ما را هدایت کرده. نیشخند

کلاس فوتبال مثل همیشه سرشار از شادی و نشاط بود و آرش از لحظه لحظه اش لذت برد.

بعداز کلاس هم زودی برگشتیم خانه.

شنبه صبح زود بیدار شدیم و رفتیم استخر. یک ساعت بی وقفه طول استخر را شنا کرد و آخراش دیگه حسابی از نفس افتاده بود.

بعد از استخر رفتیم کلاس ژیمناستیک. برای اولین بار بعد از Hand Stand - Bridge تونست از حالت Bridge با کمک دستهاش روی پاهاش بایسته و بلند شه که کلی مورد تشویق خانم مربیش قرار گرفت. تشویق

شنبه بعدازظهر کلاس نقاشی داشت که کار این چند هفته را تمام کردند و این هم اثر هنری جدید آرش خان:

بعد از کلاس هم خرید هفتگی را انجام دادیم و خسته و هلاک برگشتیم خانه. 



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩۱/۱٢/٤ :: ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ

امروز صبح ساعت هشت آرش با مربی جدید شنا (سارا) یک جلسه رکوردگیری داشت. وقتی رسیدیم استخر مدرسه Dubai American Academy دیدیم که بچه ها همه در رده سنی بالاتر از آرش هستند و مربی هم با دیدن آرش تعجب کرد و گفت که خیلی کوچولو است.

اول همه بچه ها نیم ساعتی طول استخر را بارها و بارها شنا کردند. بعد سارا سه تا سه تا براشون مسابقه میگذاشت و رکوردهاشون را ثبت میکرد.

آرش خیلی خیلی کوچولوتر از بقیه بود با این حال تو مسابقاتشون تو گروه خودش هر بار دوم شد. 

و

سارا به خوبی مربی قدیمی آرش (میس جن) به نظر میرسه و البته خیلی از او جدی تر و سخت گیرتر است. وقتی کارشون تموم شد همه بچه ها را یک گوشه جمع کرده بود و بهشون گفته بود که یک شناگر هفت ساله و کوچولو از نصف بیشتر شما ها بهتر شنا کرده!!!

بعد که رفتم سراغش. گفت که آرش شناگر فوق العاده محشری است و میتونه تبدیل به یک Super Star بشه و استعدادش عالی است. به جای هفته ای یک جلسه باید هفته ای دو جلسه ببرمش. این یعنی اینکه دیگه جمعه و شنبه صبح هم خواب تعطیل!!!متفکر

با این حال وصف حال خودم موقع شنیدن نظر خانم مربی ممکن نیست. مژه

عزیز دلم بهت از صمیم قلبم افتخار میکنم و آرزو میکنم که یک روزی واقعاً قهرمان جهان بشی. ماچ



موضوع مطلب : آرش / آموزشی
۱۳٩۱/۱۱/٢۳ :: ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ

روزها به تندی در گذر هستند. از 5شنبه امتحانات دوره ای دوّم ِ ترم دوم شروع میشه و یک هفته ده روزی سرمون حسابی شلوغ میشه.

کلاسهای روز شنبه ژیمناستیک و نقاشی به خوبی برگزار شد.

بعد از کلاس نقاشی تندی برگشتیم خانه و حاضر شدیم رفتیم تولد ایلیا همکلاسی ایرانی آرش که در Mini Monster برگزار میشد.

علاوه بر اینکه به آرش در کنار همکلاسی هاش کلی خوش گذشت، من هم لذت بردم و کلی دوستهای جدید پیدا کردم.

آرش و سمی بهترین دوست مدرسه اش که دو ساله با هم همکلاسی هستند.

این هفته مربی شنای آرش هم برای همیشه برگشت انگلستان و باید دنبال یک مربی جدید بگردیم. متفکر



موضوع مطلب : آرش / دبی / تولد / آموزشی
۱۳٩۱/۱۱/٢۱ :: ۸:٤٦ ‎ق.ظ

هفته پیش به سرماخوردگی خفیف آرش و شدید باباجلال گذشت. 5شنبه بعدازظهر رفتیم کلاس پیانو. میس بت معلم پیانوی آرش داره از آن موسسه میره و گفت که تا مدتی قصد تدریس نداره. حالا باید بگردیم یک معلم جدید براش پیدا کنیم. متفکر 

جمعه صبح کلاس شنا را معلمش کنسل کرد. کلاسهای فارسی را هم خودم موقتاً کنسل کردم برای همین استراحت کردیم تا بعد از ناهار که رفتیم کلاس فوتبال.

کلاسشون مثل همیشه پر از انرزی و شادی بود.

مربی اول نفری یک کاور بهشون داد تا مثل دم پشتشون بذارند. بعد باید میدویدند و دم های همدیگر را در می آوردند.

بعد از یکی دو بار همین حرکت را با توپ انجام دادند و حسابی گرم شدند.

کمی دریبلینگ بهشون تمرین داد و حرکتهای تکنیکی گیگز، رونی و نانی را تمرین کردند. بعد هم مشغول بازی شدند و اینبار هم آرش و یاسین هم تیمی بودند و همه تیمهای مقابلشون را بردند.





موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی

این آخر هفته هم مثل همیشه به کمی استراحت و کلاسهای مختلف آرش گذشت. 

این هم گزارش تصویری کلاس فوتبال این هفته:

و

و

این هفته با یاسین هم تیمی شدند و علاوه بر اینکه کلی جفتشون از این موضوع خوشحال شدند، تیم مقابل را هم بیچاره کردند.

یک بار 6 بر 1 و یک بار هم 5 بر 0 برنده شدند. هر کدام 5 گل هم به ثمر رساندند!!! هر بار آرش تعریف میکرد که تو مدرسه سه چهارتا گل زده من فکر میکردم داره به اصطلاح خالی میبندهزبان نگو بچه ام راست میگفته. قلب

و

تا اینجا که به نظر من استعداد خوبی در پست دفاعی داره و کم پیش میاد که کسی بتونه توپ را ازش رد کند. متفکر



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩۱/۱۱/٦ :: ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ

دو روز اول تعطیلی مون به سرعت برق و باد گذشت. 5شنبه بعدازظهر قرار بود بریم جائی که تو ترافیک گیر کردیم و دیر رسیدیم. کارمون نصفه کاره موند. بعد خودمون را رسوندیم سر قرار وبلاگی با دوستان گلمون لبخند جون، سنی جون و مریم جون به همراه همسرانشون و نیکان کوچولوی ناز. شب بسیار خوبی را در کنارشون گذراندیم. مرسی لبخند عزیز. واقعاً در کنار شما عزیزان به ما خوش گذشت. آرش هم عاشق کتابهای جدید Wimpy Kidش شد و امروز بیشترش را خوند.


جمعه صبح رفتیم کلاس شنا. امروز آب استخر حسابی گرم بود و آرش اصلاً اذیت نشد.


این ترم مربی ش داره روی استقامتش کار میکنه. امروز وادارش کرد بیشتر از دوازده بار طول استخر را پشت سر هم شنا کند و حسابی به نفس نفس افتاده بود. قلب

بعد باباجلال را گذاشتیم دانشگاه و خودمون رفتیم کارفور خرید هفتگی. بعد برگشتیم خانه و خریدها را جابجا کردیم. ساعت 3 راه افتادیم بابایی را برداشتیم و رفتیم کلاس فوتبال.

به موقع رسیدیم. تمرین خیلی عالی بود و آرش اینبار هم در بازی اول یک بار و در بازی دوم دوبار گلزنی کرد. تشویق

و

و

صحنه گل اول آرش

آرش این کلاسش را خیلی دوست داره و ما هم از روش آموزشی شون راضی هستیم و برای آرش خیلی خوشحالیم.  ماچ موفق باشی عزیزدلم. ماچ



موضوع مطلب : آرش / آموزشی / دبی / قرار وبلاگی
۱۳٩۱/۱۱/۱ :: ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ

5شنبه عصری آرش کلاس پیانو داشت که معلمش خیلی ازش راضی بود.

جمعه صبح ساعت 10 کلاس شنا داشت. ده دقیقه دیر رسیدیم. آب سرد بود و آرش لرزان و گریان شنا کرد و آخرش هم کلاس درست و حسابی از آب در نیامد.

بعد از کلاس یک ربعی زیر دوش آب گرم ایستاد تا سرما از وجودش خارج شد و دوباره مثل همیشه خوش اخلاق شد.

جمعه بعدازظهر کلاس فوتبال بود. آنقدر عاشق کلاسش است که عجله داشت به موقع برسیم و من و باباش را کشت تا رسیدیم. دوستش یاسین هم امروز ثبت نام کرد و دوتائی در کلاس شرکت کردند.

کلاس محیطش فوق العاده است و بسیار موقع بازی کمدی و خنده دار میشوند این وروجکهای شیطون.

اینهم گزارش تصویری از کلاس این هفته

و

و

و

و امــــّــا صحنه گل زنی آقای آرش پاطلائی زبان

بچه ام کلی حرفه ای شده از بس تو مدرسه زنگهای تفریح به جای اینکه یک چیزی بخوره با دوستهاش دنبال توپ دویده متفکر

موفق باشی عزیز دلم. ماچ

شنبه صبح کلاس ژیمناستیک داشت که مثل همیشه عالی بود.

شنبه بعدازظهر هم کلاس نقاشی داشت که با یکی از هم مدرسه ای هاش در کلاس آنقدر شیطنت کرده بودند که صدای خانم معلمش درآمده بود و وقتی رفتم دنبالش شکایتش را کرد. با همه این حرفها به کلاس بچه های بزرگتر منتقلش کرد و از هفته آینده تو کلاس بزرگترها میشینه.

اینهم اثر هنری این هفته:

 

حالا تصور کنین این هفته که هفته امتحانات است میان اینهمه کلاس، آرش چطوری بعضی درسهاشو دوره کرده!!! متفکر



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مدرسه
۱۳٩۱/۱٠/٢٦ :: ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ

شنبه های شلوغمون دوباره از این هفته شروع شد. آرش صبح کلاس ژیمناستیک داشت. بعد بدو بدو از این سر جمیرا رفتیم تا آن سر جمیرا برای کلاس پیانویی که 5شنبه به هوای تولد باباجلال کنسلش کرده بودیم.

بعد آمدیم خانه و یکی دو ساعتی استراحت کردیم و بعدازظهر رفتیم کلاس نقاشی.

این هم اثر هنری اولین جلسه ترم زمستانی:

 

امسال معلم ریاضی آرش (آقای نیکلسون) روش تدریسش فوق العاده است.

تکنیک های مختلفی برای حل مسئله ها، حفظ جدول ضرب و گرد کردن و ... بهشون آموزش میده که با بازی و تفریح به سادگی ملکه ذهنشون میشه.

آنروز دیدم برای امتحان جدول ضرب 9 یک روش خیلی جالب بهشون گفته که من تا حالا نشنیده بودم. 

به طور مثال برای ضرب 9 در 3 ده انگشت دست را جلوی صورتشون میگیرند و انگشت سوم را تا میکنند. سمت چپ 2 انگشت و سمت راست 7 انگشت باقی میماند بنابراین حاصل 27 میشود.

یا برای ضرب 9 در 7 انگشت هفتم را تا میکنند 6 انگشت سمت چپ و 3 انگشت سمت راست است که حاصل 63 میشود.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مدرسه

کارنامه آرش را پنجشنبه گرفتیم و وروجکم اینبار هم با معدل 96 دانش آموز OutStanding شد.  تشویقتشویقتشویق 

نقاشی اسب را هم شنبه کامل کردند و با خودش آورد. به نظر من که بسیار بسیار زیباست.



موضوع مطلب : آرش / کارنامه / دبی / آموزشی

جمعه صبح تمیرکاری های آخر را انجام دادیم و رفتیم فرودگاه. سری اول مهمانهای گلمون آمدند. مامانی ثریای عزیز و عمه اعظم گل. کلی هم ما را با هدایای قشنگشون شرمنده کردند.

آرش خیلی هیجانزده و خوشحال است. مدرسه اش از پنجشنبه سیزدهم دسامبر تا ششم ژانویه تعطیل شد و یقیناً در کنار مامانی اینا حسابی بهش خوش خواهد گذشت.

جمعه عصری بعد از ناهار و استراحت، رفتیم آپ تاون مردف و سیتی سنتر مردف. 

شنبه کلاسهای آرش را دسته جمعی رفتیم. اول ژیمناستیک، دوم شنا، سوم امارات مال و ناهار، بعد کلاس نقاشی و خرید هفتگی.

و

شش بود که دیگه خسته و کوفته برگشتیم خانه.

پ.ن: و امّــــا جمعه صبح برای اولین بار در آسمان دبی رنگین کمان قشنگی دیدیم و اینهم شاهد ماجرا از بالکن اتاق خواب:



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مهمان

این عکس از سفر تابستان جا مانده بود.

Montparnasse Tower - 56th Floor - Panomaric Floor

پ.ن: از آنجائیکه شیطونک این روزها عاشق فوتبال است، برای ترم زمستانی مدرسه فوتبال منچستریونایتد ثبت نامش کردیم و از 11 ژانویه انشاءالله کلاسهای فوتبالش شروع میشه. 



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / فرانسه
۱۳٩۱/٩/۱۸ :: ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ

باباجلال جمعه شب برگشت و دوباره جمع سه تائیمون جمع شد. هورا عکس العمل آرش خیلی عجیب بود. بعد از ذوق و شوق اولیه در فرودگاه، یک ساعتی در خودش فرو رفت و ساکت و غمگین بود، بعد دوباره شیطنتش را از سر گرفت و همان آرش همیشه شد و از سر و کول باباش بالا می رفت.

این هم کارمند کوچولوی یک هفته ای شرکت ما که انصافاً آقا بود و زیاد اذیت نکرد.

برنامه جمعه و شنبه مثل همیشه بود. کلاسها مثل همه هفته های گذشته به خوبی برگزار شد. این هفته، هفته آخر مدرسه است و بعد از آن تعطیلات سه هفته ای ترم یک آغاز خواهد شد.  از جمعه آینده مهمانهای بسیار عزیزی خواهیم داشت.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩۱/٩/۱٢ :: ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ

امروز دوم دسامبر که روز ملی امارات بود و ما تعطیل بودیم تا نزدیک ظهر استراحت کردیم. بعد از صبحانه با آرش آماده شدیم و دوتایی رفتیم لامسی پلازا. هم یک دوری زدیم هم آرش یک سری کتاب و کاغذ اُرگامی میخواست خریدیم. این روزها عشقش شده درست کردن چیزهای مختلف با کاغذ. 

هفته پیش با باباجلال از Y o u t u b e روش درست کردن ستاره ِ نینجا را یاد گرفتند و الان کلی ستاره کاغذی داریم یک طبقه، دو طبقه، تک رنگ، دو رنگ .... نیشخند

چند وقت پیش برای آرش یک دوچرخه گرفته بودیم که منتظر باباجلال بودیم تا سرش خلوت بشه و بهش دوچرخه سواری را یاد بده. از آنجائیکه باباجلال خیلی گرفتار است و هنوز فرصت آموزش پیش نیامده، برای همین تصمیم گرفتم از این تعطیلی استفاده کنم و خودم آموزش را شروع کنم.

برگشتنه رفتیم پارک الصفوح. هوا معرکه بود، باد خنکی می وزید و از گرما و رطوبت هم اصلاً خبری نبود. مسیر 500 متری را یکی دو بار رفتیم. من که زود از نفس افتادم و آرش هم از 500 متر فکر کنم 100 متری را خودش دوچرخه سواری کرد ولی هنوز کامل یاد نگرفته.

از آنجائیکه من هم بدنم حسابی تنبل شده، زود از نفس و کتف و کول افتادم و خسته و هلاک ولی خوشحال برگشتیم خانه.

زودی شام آرش را دادم و خوابوندمش تا فردا با هم بریم سر کار متفکر



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩۱/٩/۱۱ :: ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ

امتحانات آرش 5شنبه تمام شد و یک نفس راحت کشیدیم.

اینجا یکشنبه (دوم دسامبر) به مناسبت روز ملی امارات همه جا تعطیل است و مدرسه آرش هم تا سه شنبه تعطیله. از آنجائیکه باباجلال به مدت یک هفته از طرف دانشگاه رفته تهران و ما دوتائی تنها هستیم، باید آرش را با خودم ببرم سرکار.  

خلاصه که هفته ای در پیش داریم تماشائی. متفکر

جمعه به تمیزکاری و استراحت گذشت. امروز هم آرش صبح کلاس ژیمناستیک و بعد بلافاصله کلاس شنا داشت. مربی ش گفت که تصمیم داره به مسابقات واردش کنه و این خبر خیلی خوبی بود.

بعد رفتیم پارک صفا. یکی دو ساعتی چرخیدیم و بعد رفتیم امارات مال. ناهار خوردیم و آرش رفت کلاس نقاشی. هفته پیش نقاشی یک سر اسب را شروع کرده بودند که خودش گفت بیشتر شبیه Donkey شده تا اسب. ولی این سری که کاملتر شده بود رضایتش بیشتر بود.

بعد هم بلافاصله برگشتیم خانه. ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩۱/۸/٢٧ :: ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ

برنامه شنبه مون مثل همیشه بود. آرش صبح اول وقت ژیمناستیک و بلافاصله بعد از اون کلاس شنا. بعد از شنا کمی با دوست جدیدش شیرین کنار دریا بازی کرد و بعد رفتیم امارات مال.

از آنجائیکه از 5شنبه امتحانات پایان ترم اول شروع میشه، کمی روخوانی کتاب سیندرلا را تمرین کردیم و لغتهای جدیدش را یاد گرفتیم. بعد تمرین Handwriting حروف بهم پیوسته را هم انجام دادیم.

3:45 آرش رفت کلاس نقاشی و من هم همان دور و برها برای خودم چرخیدم تا کلاسش تمام شد.

برگشتیم خانه دیکته فارسی تمرین کردیم. اول بهش 5 جمله گفتم. به تعداد غلطهای ریز ریزش جمله های جدید بهش میگفتم. آنقدر این کار را تکرار کردیم تا بالاخره بدون بی دقتی جمله اش را کاملاً درست نوشت. هنوز خیلی احتیاج به تمرین داره تا راه بیفته.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩۱/۸/٢٦ :: ٤:٠٧ ‎ب.ظ

دیروز باباجلال رفت سر کار و من و آرش هم روز را به تمیزکاری و استراحت گذراندیم. امروز صبح هم کلاس جبرانی شنا در جمیرا بیچ هتل بود. 

امروز مایک مربی جایگزین بود که خیلی هم عالی بود. آرش نیم ساعتی شنا کرد. طول استخر را پشت سر هم رفت و برگشت. بعد آماده شد و راه افتادیم.

بفرمائید شطرنج چشمک

شطرنج کنار استخر را آرش مرتب کرد و چند دقیقه ای با باباجلال بازی کرد و بعد چون گرم بود بازی را کوتاه کردیم و آرش شـــاه باباجلال را از صفحه شطرنج خارج کرد و ..

و قهرمان شد. زبان

و

بعد رفتیم امارات مال خرید هفتگی، ناهار و برگشتیم خانه کلاس فارسی. امروز حرف "ث" را یاد گرفت.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩۱/۸/٢۳ :: ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ

امتحان های آرش چهارشنبه تمام شد و یک نفس راحت کشیدیم. این بار خیلی فشرده و تو هم تو هم بود و تو یک روز چهار پنج تا امتحان داشتند.

5شنبه به خاطر ترافیک نصف کلاس پیانو را از دست دادیم. جمعه کلاس فارسی بود که آرش حرف "ع" را یاد گرفت. فقط 5 حرف دیگه مانده تا کتابش تمام بشه ولی احتیاج به تمرین زیاد داره تا بتونه راحت امتحان کلاس اول را بده.

شنبه صبح ژیمناستیک معرکه بود و نکته ای که جالبه اینه که بطور محسوسی هر جلسه با جلسه قبل فرق میکنه و کلی بهتر میشه. 

بعد بلافاصله شنا داشت که معلمش گفت که تکنیک کرال سینه اش عالی شده و دیگه هیچ مشکلی نداره. یکی از دوستان هم دخترشون "شیرین" را که هم سن و سال آرش است آورده بودند که تست بده.

شیرین هم سطح آرش بود و قرار شد از هفته آینده با هم آموزش ببینند.

کلاس نقاشی هم اینبار یک پسر بچه را باید میکشیدند که مال هر کدوم از بچه ها یک مدل شده بود. بعضی ها تپلی، بعضی ها لاغر، بعضی ها گریان و بعضی ها شاد.

اینهم اثر هنری شیطونکم که مثل خودش لاغر و استخوانی بود:

 



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩۱/۸/۱۳ :: ٩:٥٠ ‎ب.ظ

برنامه آخر هفته ما تقریباً مثل همیشه بود. 5شنبه آرش کلاس پیانو داشت.

جمعه ظهر کلاس فارسی داشت. معلمش گفت که شش هفته دیگه فارسی کلاس اولش تمام میشه و آماده میشه برای امتحان.

احتمال زیاد و به امید خدا دی ماه تو امتحانات کلاس اول شرکت خواهد کرد. داریم برای ثبت نامش با مدارس ایرانی اینجا مذاکره میکنیم.

جمعه بعدازظهر هم میس جولیانا آمد و درسهای فرانسه را با هم مرور کردند.

شنبه صبح ژیمناستیک معرکه بود. حرکت پل را که هفته پیش مشکل داشت اینهفته به سادگی انجام میداد!!!! (بعنی ایستاده و با نگاه کردن به دستها به عقب خم میشوند تا پل بزنند و باید روی دستها فرود بیان) و پرش و ایستادن روی دستها برروی سکو را هم موفق شد دو سه باری انجام بده که مورد تشویق همه مامان و باباهای حاضر و مربیش قرار گرفت. 

بعد کلاس شنا داشت که رفتیم و تشکیل نشد. دو سه دوری شنا کرد و چون آب استخر سرد بود زود آمد بیرون و رفتیم لب دریا مشغول جمع آوری صدف شدیم.

بعد دوتائی رفتیم امارات مال. اول ناهار خوردیم بعد مشغول مطالعه شدیم. درسهای ریاضی، ریاضی ذهنی و کامپیوتر را که یکشنبه امتحان داشت مرور کردیم.

ساعت 3:45 آرش رفت کلاس نقاشی و من هم بدو بدو رفتم کارفور خرید هفتگی. بعد از آن باباجلال هم آمد و سه تائی برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩۱/۸/٧ :: ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ

تعطیلات چهار روزه ما به سرعت برق و باد گذشت و از فردا باید دوباره برگردیم سر کار. کار خاصی هم نکردیم. بیشتر وقت به استراحت و سریال دیدن گذشت.

یک شب تولد دختر همکار جلال، رستوران درکه دعوت داشتیم که آرش با دوقلوها حسابی سرگرم بود و شب خوبی را در کنار دوستان گذراندیم.

و یکی دو بار هم رفتیم Marina Walk یکی دو ساعتی پیاده روی کردیم و برگشتیم خانه.

بیشتر کلاسهای آرش این هفته تعطیل بود. فقط کلاس ژیمناستیک و شنا برگزار شد.

حرکت جدید

برای این حرکت هم باید از حالت ایستاده با نگاه کردن به انگشتان و خم کردن کمر به عقب پل بزنند که هنوز آرش کامل نمیتونه خودش انجام بده و نیاز به کمک داره.

بعد از ژیمناستیک هم بلافاصله شنا داشت. استخر هتل شرایتون آنقدر شلوغ بود که هر حرکتی میکرد سه نفر سر راهش سبز میشدند و اصلاً کلاس جالبی از آب در نیامد.

بعد از کلاس آرش نیم ساعتی در ساحل بازی بازی کرد و صدف جمع کرد بعد برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / تعطیلات
۱۳٩۱/۸/۳ :: ٧:٤۳ ‎ب.ظ

عید سعید قربان بر شما دوستان گلم مبارک.قلب

و امـــــّـــا بالاخره تعطیلاتی که از مدتها قبل انتظارش را میکشیدیم فرا رسید و ما از فردا تا یکشنبه تعطیل خواهیم بود و از دوشنبه باید دوباره بریم دنبال کار و زندگی.

اثر هنری آقای آرش خان حاصل چهارهفته ی گذشته ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / تعطیلات
۱۳٩۱/٧/٢٢ :: ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ

5شنبه آرش کلاس پیانو داشت که معلمش میس بت از روند پیشرفتش خیلی راضی بود.

جمعه را به تمیزکاری و استراحت گذراندیم. آرش ظهر کلاس فارسی داشت که وسط تمیزکاری انجام شد.

شنبه روز پرکاری داشتیم. صبح کلاس ژیمناستیک داشت. به طرز محسوسی شیطونکم پیشرفت کرده و بسیار نرم و انعطاف پذیر شده.

و

بلافاصله بعد از ژیمناستیک رفتیم استخر هتل شرایتون برای کلاس شنا.

آن کلاس هم خیلی عالی بود. کلی از تماشای ماهی کوچولوم لذت بردم.

از آن اول که کلاس شنا را شروع کرده بودیم و پیشرفتش خیلی کند و لاک پشتی بود، من دلم یک همچین روزی را میخواست و الان خوشحالم بابت تمام وقت و هزینه ای که صرف شده چون ارزش لحظه به لحظه اش را داشته.

بعد از کلاس نیم ساعتی آب بازی و شیطنت کرد.

بعد آماده شد، رفتیم امارات مال. ناهار خوردیم، خرید هفتگی را از کارفور انجام دادیم، آرش رفت کلاس نقاشی و من هم همانجا وقت گذرانی کردم تا کلاسش تمام شد.

بعد از کلاس برگشتیم خانه. تا من خریدها را جابجا کنم و شام بپزم، آرش کیفش را مرتب کرد. تمرین فارسی و پیانو را انجام داد و  به خودش برچسب جایزه داد و بعد مشغول کارتون دیدن شد.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩۱/٧/۱٥ :: ٩:٠۱ ‎ب.ظ

آرش 5شنبه برای خودش پارتی گرفته بود. از اول هفته برای ماهـا یک کارت دعوت نوشته بود که بیاد دو سه روز پیش ما بمونه! بعد از کلاس پیانو رفتیم دنبال ماهـا. 

جمعه تا نزدیک ظهر خوابیدیم. بعد از صبحانه خانم معلم فارسی آرش آمد و بالاخره تشدید را بهش یاد داد. بعد از کلاس فارسی، باباجلال را رساندیم سرکار و من و آرش و ماهـا رفتیم امارات مال کارفور خرید هفتگی. عصری بود که دیگه برگشتیم خانه.

شام درست کردم و یک فیلم دیدیم و خوابیدیم.

شنبه صبح ماها را رساندیم سرکار. بابا جلال را هم نزدیک ایستگاه مترو پیاده کردیم تا بره مدرسه صبا. من و آرش هم رفتیم کلاس ژیمناستیک که خیلی عالی بود.

از این هفته کلاس شنا هم شروع شد. مربی آرش همان Ms. Gen است ولی محل استخرش از Emirates Gulf Club به Sheraton Beach Hotel تغییر کرد. 

از آنجائیکه رم دوربین را تو کامپیوتر جا گذاشته بودم عکسی از کلاسهای امروز ندارم.

بعد از کلاس با هم دوتائی رفتیم پارک صفا. کمی چرخیدیم و بعد رفتیم امارات مال کلاس نقاشی. نقاشی شون این ترم سریال شده، یک تابلو را باید تو چهار جلسه تمام کنند و هر هفته یک قسمتی ش را انجام میدن. آرش زیاد از کار خودش راضی نیست و میگه جالب از آب در نیامده!!

شیطونکم بعد از یک روز پر از کار و فعالیت دوش گرفت تا خستگیش در بره، پیانو زد کیفش را مرتب کرد، تمرینات فارسی را انجام داد، بعد به خودش یک برچسب جایزه داد و مشغول کارتون دیدن شد. عاشقتم عزیزدلم. خسته نباشی قلب

دیروز موقع صبحانه خوردن داشت شیطنت میکرد. من اخمهامو کردم تو هم و زل زدم تو چشمهاش که بشینه و صبحانه را تمام کنه. یک نگاه شیطون بهم کرد و با لحن سید در کارتون عصریخبندان گفت: چشمهات چقدر عسلیه زبان

دیگه نتونستم به اخم کردن ادامه بدم ابلهقهقهه



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩۱/٧/۸ :: ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ

 

بالاخره این هفته به سختی گذشت. نهایت سعی م را کردم که تو درسها دخالتی نکنم ولی بعضی وقتها واقعاً نمیشد. میدونم تو بعضی درسها خیلی ضعیف عمل کرده ولی امیدم اینه که مثل سال گذشته مربوط به دوره اول امتحانات باشه و از دوره بعدی درست بشه. هنوز امتحان ریاضی مانده که فردا تمام میشه ولی در مجموع بعید میدونم کارنامه خوبی از آب در بیاد.

از روز دوشنبه کلاس حرکات موزون (Dance) مدرسه شروع شد.

سه روز در هفته کلاس دارند. دوشنبه ها بعد از ساعت مدرسه  (3:10 تا 4) و سه شنبه و چهارشنبه ها زنگهای تفریح و ناهار (12:10 تا 1) باید به کلاس بروند.

برای تیم ژیمناستیک مدرسه هم انتخاب شده که از شانس کلاسهای ژیمناستیکشون دقیقاً با کلاس حرکات موزون همزمان است و فعلاً بلاتکلیف هستیم.

صبحها اگه زود برسیم دم مدرسه تا کلاس میبرمش چون حمل کیفش و بالا بردنش از پله ها واقعاً مصیبت است ولی روزهایی که کمی دیر شده و اگه ببرمش سر کلاس خودم دیرم میشه، همان دم مدرسه با هم خداحافظی میکنیم و مرد کوچکم خودش تا کلاس میره. با اون جثه کوچولو، کیفی را که تقریباً نصف وزن خودش است را به سختی از پله ها باید بکشه بالا. :(

از این هفته کلاس فارسی هم شروع شد. معملش روز جمعه آمد و دوباره کار از نو روزی از نو.

سرگیجه شدید دو سه روزه بابا جلال باعث شد امروز آرش را بذاریم کلاس ژیمناستیک و خودمون بریم بیمارستان ایرانیان. شکر خدا مورد خاصی نبود و با دارو رفع شد. بعد برگشتیم دنبال آرش. باباجلال را رساندیم سر کار و خودمون رفتیم کلاس نقاشی.

بعد از کلاس دوباره رفتیم دنبال باباجلال و سه تائی برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : بیماری / دبی / مدرسه / آموزشی
۱۳٩۱/٧/۱ :: ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ

این هفته، هفته امتحان است. برای این سری از آنجائیکه دوست ندارم همیشه به درس خوندن با من عادت کنه، تصمیم گرفتم بذارم خودش درس بخونه. برای همین کاری به کارش نداشتم جز اینکه نظارت کردم علوم و اجتماعی و ... را مرور کرد. 

امتحان انشاء را 5شنبه داده بود. فردا هم امتحان علوم، درک مطلب انگلیسی و انشاء فرانسه داره. نگران خدا به همراهت وروجک نازنینم. ماچ

کلاس آموزشی هم 5شنبه پیانو، شنبه صبح ژیمناستیک و شنبه بعدازظهر نقاشی داشت که هر سه را با علاقه رفت و برگشت.

و مراحل کارت ویل

یک

دو

سه

اینم فیلمش



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مدرسه
۱۳٩۱/٦/٢٦ :: ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ

 

این روزها سرمون حسابی گرم مدرسه و درس و مشق است.

تعطیلات سه ماه تابستان باعث شده که شیطونکم کمی فراموشکار بشه و دیگه جدول ضرب را کامل از حفظ نیست و نواختن پیانو هم با مشکل روبرو شده است.

5شنبه استارت کلاس پیانو بود و آنقدر خوب بود که جمعه صبح به محض بیدار شدن خودش رفت سراغ پیانو و شروع به تمرین کرد!!! برای کنسرت آینده فعلاً آهنگ پلنگ صورتی را انتخاب کرده البته اگه نظرش عوض نشه. 

شنبه صبح استارت کلاس ژیمناستیک بود و با اینکه آرش خوب بود ولی به نظرم دو سه جلسه ای طول میکشه تا دوباره همان ژیمناست نرم و انعطاف پذیر بشه.

شنبه بعدازظهر استارت کلاس نقاشی بود که حاصل کار این بود:

 

از 5شنبه این هفته امتحانات دوره ای سری اول شروع میشه. اولین امتحانشون انشاء انگلیسی است. برای من که انشاء کابوس دوران مدرسه ام بود حالا باید ببینم وروجک با آن چه میکند؟!

دیروز کتاب سیندرلا را شروع کردیم. سه صفحه اول را خواندیم. بعد از روی کتاب لغاتش یکی یکی مترادف و معنی لغتهای جدید را حفظ کردیم. بعد به سی دی ش گوش دادیم و روی لغات جدید من ضبط را نگه میداشتم تا آرش معنی ش را بگه. این روش خیلی خوب و موثر بود و قشنگ تمام لغات را به سرعت از حفظ شد.

نکته عالی این که آرش معلم کوچولوی من شده. تلفظ ها و معانی لغاتی را که نمیدونم بهم یاد میده.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مدرسه
۱۳٩۱/٥/٢۳ :: ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ

5شنبه آرش کلاس Squad داشت که با باباجلالش رفت و یک ساعت مشغول شنا و آموزش بود.

و

جمعه را کامل استراحت کردیم. شنبه آرش وقت چکاپ دندان  داشت که هم دندانهاش را دکتر چک کرد و هم جرم گیری کرد و محافظ گذاشت.

این هفته را هم از 8:30 صبح تا 2 بعدازظهر کمپ DIA میره. شبها زودتر میخوابه و صبحها راحت بلند میشه. تو کمپ به نوبت شنا، فوتبال، بسکتبال، هاکی، وسطی، کامپیوتر و موزیک دارند و  حسابی از لحظه لحظه هاشون لذت میبرند.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩۱/٥/٢۱ :: ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ

تاثیر مسابقات المپیـک برای ما فوق العاده بوده. علاوه بر اینکه آرش رشته های مختلف را با دقت دنبال کرده و لذت برده، حسابی علاقه مند شده که خودش در رشته های شنا، شیرجه، وزنه برداری زبان و کمی هم ژیمناستیک در آینده به المپیک (انشاءالله) راه پیدا کنه و تمریناتش را در این راستا بیشتر کرده. نیشخند

جلسه گذشته که شنا داشت بعد از کلاس، نیم ساعتی طول استخر را کرال، قورباغه و پروانه شنا کرد و انواع و اقسام شیرجه ها را تست کرد.

نهایت سعیش را میکنه که ادای مایکل فیلپس Michael Phelps آمریکایی را در بیاره.

این روزها تمریناتشون روی شنای پروانه و زیبا و سریع سازی شنای کرال است.

به امید روزی که قهرمان المپیک بشی عزیزدلم. مژه



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩۱/٤/٢٤ :: ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ

هفته ای که گذشت آرش دو جلسه کلاس شنا داشت که با مامانی ثریا رفت و یک جلسه هم اسکواد داشت که با باباجلال رفت. کلاسهای اسکواد یک ساعت است که طول 25 متر استخر را بارها و بارها شنا میکنند و برای استقامتشون خیلی عالی است.

هر روز بعد از کار رفتیم یک طرفی و دیر وقت برگشتیم خانه.

آرش روزی دو صفحه دیکته فارسی مینویسه و هر بار که میریم بیرون هر چه تابلو هست را سعی میکنه که بخونه و خیلی خوب پیشرفت کرده.

روزها تند تند و بی وقفه دارند میگذرند و مامانم تا چهارشنبه این هفته فقط پیش ما هستند. ناراحت



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان / آموزشی
۱۳٩۱/٤/۱٢ :: ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ

روزها به تندی و شکر خدا به خوبی در گذر هستند...

آرش اوقات خوبی را در کنار مامانی ثریای عزیز داره میگذرونه. صبح ها تا ساعت 11 میخوابه و بعد هم بازی بازی تا ساعت 6 که من کارم تمام بشه و بریم بیرون.

از نظر آموزشی فعلاً روی فارسی تمرکز کردیم. پیانو همان هفته ای یک بار و شنای ترم تابستان هفته ای دو جلسه است. اینبار یک همکلاسی هم داره که از نظر هیکلی تقریباً دو سه برابر آرش است.

جمعه شب یک عروسی عربی تو هتل Grand Hayat دعوت داشتیم. من و مامان با ماهـا و مامانش و یک همکار دیگه رفتیم. آرش هم موند پیش باباجلال. خیلی سبک عروسی شون جالب بود و جای همگی خالی خوش گذشت. تجربه جالبی بود.

برای فینال جام ملتهای اروپا هم آرش و باباجلال با دو سه تا از همکارای دانشگاه شب نشینی داشتند و شاد و خوشحال و خندون از بردن اسپانیا برگشتند خانه.

کارنامه آقای وروجک را هم گرفتم و تو پست بعدی میذارمش.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان / آموزشی
۱۳٩۱/٤/٤ :: ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ

آرش این روزها با مامانی ثریا حسابی مشغول بازی و لذت بردن از لحظه لحظه تعطیلات تابستانی اش است. روزی دو سه ساعت میره استخر و با انواع و اقسام بازیها (فوتبال، تفنگ آبی، دزد و پلیس و ...) تو آب سرش گرم میشه.

آرش و مامانی ثریای مهربون، گل و دوست داشتنی

چند روز پیش ایمیلی داشتم در مورد کلاسهای تابستانی Swimming Squad موسسه Active Sport . این کلاسها در مورد آموزش بچه ها و آماده کردنشون برای شرکت در مسابقات شنا است.

تو فـیـس بـــوک قبلاً عکسهاشون را دیده بودم و به شدت دلم میخواست که آرش در این کلاسها شرکت کنه. بخصوص که برای مسابقات آماده میشه و میتونه تو مسابقات داخلی امارات و بین المللی در آینده انشاءالله شرکت کنه.

خلاصه وقت گرفتم و برای تست و تعیین سطح. دیروز صبح رفتیم استخر DIA. در کمال تعجب طول 25 متری استخر را آرش بدون خستگی و توقف شش دفعه رفت و برگشت! مربی ش گفت که شناش خیلی خوبه و از آنجائیکه آرش خیلی ریزه میزه و لاغر است مربی خودش را آماده کرده بوده که وسط کار بپره و بگیردش و باورش نمیشد که وروجکم توانسته باشه تا ته خط بره و برگرده. تنها شنایی را که هنوز آموزش ندیده و نتونست انجام بده شنای پروانه بود. قرار شد در کلاسهای Talent Development 1 شرکت کنه و هنوز تا قهرمان شدن راه درازی در پیش داره.

شب ها هم با باباجلال دو تائی میشینند به تماشای مسابقات فوتبال جام ملتهای اروپا. هنوز به ده دقیقه نرسیده باباجلال از خستگی غش میکنه و خوابش میبره، یک کمی از نیمه اول گذشته نوبت آرش میشه ابله.

صبح هم هر جفتشون دنبال نتیجه بازی هستند. سوال



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مهمان
۱۳٩۱/۳/٢۸ :: ۸:٥۳ ‎ق.ظ

چهارشنبه از آنجائیکه باباجلال گرفتار کار بود من زودتر مرخصی گرفتم. آرش را از مدرسه برداشتم و رفتیم استخر. این جلسه میس جن یک ربع روی استایل کرال با آرش کار کرد و یک ربع هم روی انواع شیرجه. مدادی، از روی تیوب، از زیر تیوپ و از بین تیوب!

خیلی جالب بود.

و

و

وقتی میبینم تو آب اینقدر راحته کیف میکنم مژه  و میبینم که ارزش اینهمه رفت و آمد و هزینه را داشته که اینطور اصولی و عمیق شنا را یاد بگیره.

امروز یک شنبه 17 ژوئن 2012 به مناسبت مبعث پیامبر تعطیل هستیم و از شانس من حسابی سرما خوردم و اصلاً رمق ندارم. 



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩۱/٢/۳٠ :: ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ

5شنبه آرش به قول خودش اوّلین Trip را از طرف مدرسه رفت و با همکلاسی هاش و بچه های دو سه تا از کلاسهای دوم دیگه بعد از مدرسه برای دیدن انیمیشن سه بعدی OutBack رفتند سینمای ابن بطوطه. ساعت 6:30 بعد از کار رفتم مدرسه دنبالش. پر از شادی و هیجان بود و معلمشون هم که دیگه گفتن نداره بنده خدا موهاش هرکدام به یک طرف سیخ سیخ بود. زبان

5شنبه بعدازظهر پیانو داشت که معلمش از آهنگهای کنسرتش راضی است و کنسرت قرار است 9 ماه ژوئن برگزار شود.

جمعه حرف "فـ ف" را در کلاس فارسی یاد گرفت و بعدازظهر درسهای مدرسه را در کلاس فرانسه مرور کرد.

شنبه صبح ژیمناستیک و بعدازظهر نقاشی داشت. عصری هم در آستانه سی و هفت سالگی من با هم رفتیم JBR برای عکاسی و حاصل کار معرکه بود.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / گردش

آقای آرش خان اینبار هم با معدل 95 یک دانش آموز Outstanding شد. با اینکه دو تا نمره زیر 90 داشت ولی در مجموع با توجه به سختی درسهاش بد نبود.

دیروز صبح اول رفتیم کلاس ژیمناستیک.

و

بعد برگشتیم خانه. دو سه ساعتی استراحت کردیم و اینبار رفتیم کلاس نقاشی.

Heron

بعد برگشتیم خانه و آماده شدیم برای یک هفته پر از کار و کار و کار...

پ.ن.1: دو سه روز پیش وقتی لباسهای فرم مدرسه آرش را تنش کردم دیدم داره دنبال کاپشن سایز متوسطش میگرده!!! برام عجیب بود چون معمولاً گرمائی است و هوا هم این روزها حسابی گرم شده!!!  وقتی ازش پرسیدم متوجه شدم به خاطر اینکه به دوستهاش نشون بده سایز متوسط هم اندازه اش میشه و فقط لباسهاش سایز کوچک نیست!!! تو اون گرما کاپشنش را پوشیده. بمیرم برات شیطونک ریزنقش من. ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / کارنامه / آموزشی
۱۳٩۱/٢/۱٧ :: ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ

امروز تو مدرسه مراسم شو موزیک بود. هر سه کلاس با همدیگر سه تا آهنگ اجرا میکردند. معلمشون با پیانو میزد و بچه ها دسته جمعی میخواندند. مراسم ساعت 3:30 بعدازظهر بود و من ساعت سه مرخصی گرفتم و بدو بدو رفتم مدرسه که درست به موقع رسیدم.

مراسم قشنگی بود و بچه ها پر از انرژی و زیبا اجرا کردند ولی چون زیاد جلو نمیشد رفت عکسهام جالب از آب در نیامد.

اینهم نقاشی این هفته پسرک:



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مدرسه
۱۳٩۱/٢/۱٦ :: ٢:٠٩ ‎ب.ظ

جمعه ظهر معلم فارسی آرش آمد و حرف "و" را به آرش یاد داد. بعد از ناهار رفتیم کلاس شطرنج. بعد برگشتیم باباجلال را برداشتیم و سه تائی رفتیم امارات مال. با بنیامین و آرمین کوچولو و بابا و مامان گلشون قرار داشتیم. عصر بسیار خوبی را در کنارشون گذراندیم.

یک کوچولو طول کشید تا بچه ها یخشون باز بشه ولی خیلی زود همه با هم صمیمی شدند و شروع به بازی و شیطنت کردند.

اول بچه ها بولینگ بازی کردند و بعد یک عالمه بازی دیگه تو Magic Planet و بعد هم شام.

شنبه صبح هم آرش کلاس ژیمناستیک داشت.

تلاش برای پل زدن

و در نهایت



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / قرار وبلاگی
۱۳٩۱/٢/۱۳ :: ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ

وقتی شنا و ژیمناستیک ادغام میشوند



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩۱/٢/۱۱ :: ۱:٠۳ ‎ق.ظ

آرش شنبه صبح کلاس ژیمناستیک داشت. مثل همیشه سر کلاس بسیار شلوغ، پرحرف و شیطون بود.

بعد از کلاسش رفتیم خرید هفتگی و سریع برگشتیم خانه. مشغول مرور Science و Social Studies (علوم و تعلیمات اجتماعی) شدیم. تمام که شد رفتیم امارات مال برای کلاس نقاشی. آخرین جلسه سری جدید کلاسش بود و سه هفته اخیر روی بوم با Fan Brush کار کرده بودند که حاصل تلاششون بسیار زیبا شده بود.

اثر هنری وروجک کوچولوی ما



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
 
 
اولین امتحانهای دوره ای ترم سوم از دیروز شروع شد و تا پایان هفته آینده درگیر خواهیم بود.
 
کلاسهای آموزشی ش این هفته همه عالی بودند. میس جن (شنا) - میس بت (پیانو) و خانم قاسمیان (فارسی) از پیشرفتش خیلی راضی بودند.
 
چندوقت پیش کوپن دو جلسه کلاس شطرنج براش گرفته بودم که امروز اولین جلسه اش را شرکت کرد و به نظر میرسه که خیلی علاقه مند شده و مایل است که کلاسها را ادامه بده. امروز همه مهره ها و نحوه حرکتشون را یاد گرفت.
احتمال زیاد اگه برنامه مون جور بشه این کلاس را هم ادامه میدیم.


موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه / آموزشی
۱۳٩۱/٢/۱ :: ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ

این روزها کماکان و با شدت آرش مشغول یادگیری جدول ضرب است. نمره ریاضی ذهنی هفته پیشش خیلی پائین بود ولی این هفته نمره کامل را گرفت.

برای تمرین عصرهایی که من زودتر از سر کار میام با هم میریم استخر هم آب بازی میکنیم و مسابقه میدیم هم با شعر و بازی جدول ضرب را آرش حفظ میکنه.

چهارشنبه کلاس شنا فوق العاده بود ولی آب سرد بود و آرش بهانه گیر. با اینکه عالی شنا کرد ولی یکسره غر زد که سردش است و میخواد از آب بیاد بیرون. این روزها درست مثل یک ماهی کوچولو شده و من غرق لذت از تماشای شنا کردنش.

پنجشنبه کلاس پیانو هم عالی بود و میس بت کاملاَ ازش راضی بود.

جمعه ظهر کلاس فارسی داشت که این هفته "کـ ک" را یاد گرفت. بعدازظهر هم کلاس فرانسه داشت .



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی

هفته مدرسه به خوبی گذشت و آرش بعد از سه هفته  تعطیلی خیلی راحت  خودش را تطبیق داد و بدون غر غر رفت. ریاضی ذهنی شون این ترم جدول ضرب است و تا 5 را یاد گرفتند. آرش هنوز صددرصد همه را از حفظ نشده برای همین این روزها از هر فرصتی برای تمرین استفاده میکنیم.

شنبه آینده مسابقات ژیمناستیک بین مدارس شویفات امارات برگزار میشه که این دوره در شویفات ابوظبی است. سال گذشته آرش دوم شد. باید ببینیم امسال چه میکنه؟! نقطه ضعف آرش Backward Roll بود که شنبه در کلاس ژیمناستیک مربی ش (میس پترا) باهاش کار کرد و الان به راحتی آن را هم انجام میده.

پنجشنبه با ماهـا و هدیه رفتیم باشگاه ایرانیان و فیلم "اخلاقتو خوب کن" را دیدیم کمدی و بانمک بود.

فیلم A Thousand Words  ِ ادی مورفی را هم هفته پیش دیدم. خیلی قشنگ و خنده دار بود.

پنجشنبه چون جلال شرکت ما کار داشت، آرش را هم بعد از مدرسه آوردیم شرکت ما. با پسر همکارم آنقدر آتش سوزاندند که نگو!!!



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی