Lilypie Kids Birthday tickers

تعطیلات - وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
۱۳٩٥/۱٠/۱۸ :: ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ

هفته دوم تعطیلات با مهمانان عزیزمون به چشم بهم زدنی سپری شد. آرش با عمه اعظم و خاله آزاده هر روز صبح می‌رفتند استخر و بدن‌سازی. بعدازظهر وقتی من از شرکت بر می‌گشتم، می‌رفتیم جاهای مختلف تا نیمه شب که برمی‌گشتیم.

دو روز بعدازظهرها آرش دل درد شدیدی شد که آخر سر از دکتر در آوردیم و خوشبختانه مورد خاصی نبود و زود خوب شد.

تعطیلات سال نو امسال سه روز بود که یک روزش را رفتیم باغ گل (Dubai Miracle Garden). زیبا و بسیار دیدنی بود. روز دوم برای آتش‌بازی سال نو رفتیم ساحل JBR که خیلی شلوغ بود و حوصله نکردیم تا نیمه شب منتظر بمانیم. برای همین بعد از شام در Bob's برگشتیم خانه و گوشه‌هایی از آن را از بالکن تماشا کردیم و کامل‌ش را هم از تلویزیون.

شب آخر هم قدم‌زنان تا Marina Walk رفتیم و برای شام رفتیم Nandos که جای همگی خالی خیلی چسبید.

دوشنبه صبح آرش بعد از دو سه هفته ناراضی راهی مدرسه شد و من راهی سر کار. عمه اعظم و خاله آزاده هم با جلال راهی فرودگاه شارجه شدند و نزدیک ظهر برگشتند تهران.

جاشون حسابی خالی شد.



موضوع مطلب : آرش / دبی / تعطیلات / مهمان

سه‌شنبه امتحانات ترم اول آرش تمام شد و بعد از امتحان با ایلیا و دو سه تا دیگه از دوست‌هاش با مترو رفتند امارات مال و تا عصر آنجا بودند. فیلم Dr. Strange را تماشا کرده بودند و در مجیک پلنت و گرویتی بازی کرده بودند و ... من بعد از شرکت رفتم دنبال‌ش. 

چهارشنبه بعد از کلاس شنا، الکس و آرش را بردم امارات مال. تو مجیک پلنت بازی کردند و بعد از شام بردیم الکس را رساندیم.

از آنجایی‌که پنج‌شنبه تعطیل روز ملی امــــارات بود، آخر هفته طولانی داشتیم که قرار بود بریم تهران که متاسفانه قسمت نشد و کلی حال‌مون گرفته شد. ماندیم و استراحت کردیم.


آرش تقریباً کل روز پنج‌شنبه را فیفا 2017 بازی کرد... جمعه آرش امتحانات هفتگی را مرور کرد و بعد رفتیم خرید هفتگی. شنبه هم صبح زود کلاس شنا و بدن‌سازی داشت. بعد برگشتیم خانه و بقیه درس‌ها را مرور کرد و کارش که تمام شد رفتیم JBR برای کلاس پیانو.


چون درسها را کامل مرور کرده بود و وقت داشتیم، بعد از کلاس پیانو، انیمیشن کارتونی Moana را تماشا کردیم. محصول دیزنی بود و خیلی هر دو دوست‌ش داشتیم.



موضوع مطلب : آرش / دبی / تعطیلات / سینما
۱۳٩٦/۳/۳۱ :: ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ

و اما امروز آرش آخرین امتحان کلاس هفتم را آرش داد و تعطیلات تابستانی‌ش به صورت رسمی شروع شد. امسال اولین سالی بود که من کامل رهاش کردم و گذاشتم خودش برای امتحانات درس بخواند. امیدوارم که نتیجه‌ی خوبی بگیره.

ماه رمضان امسال مدارس از 8 صبح بود تا 1:35 بعدازظهر. برای همین این ماه آخر آرش زود تعطیل می‌شد و می‌رفت استخر. هر روز تا 5 هم شنا داشت.



موضوع مطلب : آرش / مدرسه / تعطیلات
۱۳٩۳/۱٠/٦ :: ٩:٤۸ ‎ق.ظ

آرش هفته اول تعطیلات را بجز روز اول که شرکت ما بود، با باباجلال رفت دانشگاه. 

یک جورایی داره از تعطیلات‌ش لذت می‌بره. سرش اونجا به بازی و نقاشی گرم است. فقط روزی یک دو صفحه از لغات مربوط به مدرسه را حفظ می‌کنه تا در طول ترم کمتر اذیت بشه. داستان جانبی‌شون هم امسال Charlie and the Chocolate Factory است که برای اینکه بلای پارسال سرمون نیاد، روزی یکی دو فصل را به عنوان داستان قبل از خواب می‌خونیم. به محض اینکه ترم دوم شروع بشه، باید آن را امتحان بده.

سانتا امسال هم گذرش به خونه‌ی ما افتاد و یک جفت کفش نایک کریستین رونالدو برای آرش هدیه آورد که یک کوچولو تنگ بود که براش عوض کردم. پسرک بی‌نهایت خوشحال شد و گفت که بهترین هدیه‌ای است که تا حالا از سانتا گرفته!!!

دیروز جمعه رفتیم ایکیا. قرار است برای تغییر روحیه بعد از شش هفت سال کمی تغییرات در وسایل خانه ایجاد کنیم. من خیلی این روزها دلم غمگین است و چندین و چند مرتبه اونجا با یاد مامانم چشمهام پر از اشک شد، از بس که اونجا رو دوست داشتند و این روزها جاشون اینجا خالی است. دل شکسته


بعد ماها هم آمد و رفتیم فیلم آنی را دیدیم. فیلم‌ش موزیکال، کمدی و درام بود و بسیار زیبا بود.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما / تعطیلات
۱۳٩۳/٩/٢۸ :: ٦:۱٢ ‎ب.ظ

دیروز آخرین روز مدرسه بود و تعطیلات سه هفته‌ای زمستانی آغاز شد. من با دل خون به استقبال این تعطیلات رفتم چون همیشه و هرسال این موقع مامانم می‌آمدند و امسال جای خالی‌شون خیلی دردناک است.گریه

فردا آخرین جلسه‌ی کلاس شنا و بدنسازی هم هست و دو هفته یک نفس راحت می‌کشیم. به همین مناسبت امروز یک جشن کوچک در بولینگِ سوئیچ - ابن بطوطه برگزار شد و شناگران، والدین و مربیان با هم بولینگ بازی کردند و یکی دو ساعت رو با شادی و هیجان گذراندند.

و

و

بعد از بولینگ، دوتایی یکی دو ساعتی تو ابن بطوطه برای خودمون گشتیم و بعد آمدیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / تعطیلات

خوب بالاخره آرش آخرین امتحان‌ش را هم داد و مدرسه‌اش تعطیل شد. آنقدر احساس خوبی دارم که قابل وصف نیست. درست مثل آن موقع‌ها و آخرین روز مدرسه و اشتیاق برای شروع سه ماه تعطیلی تابستان. البته تعطیلات آرش دو ماه و یک هفته است ولی از الان کلی براش نقشه کشیدیم.

آخرین اثر هنری آرشی در ترم بهار

Having a place to go is Home

Having someone to love is Family

قلب Having both means Blessing



موضوع مطلب : آرش / دبی / نقاشی / تعطیلات

سه روز از تعطیلات چهار روزه ی ما طبق معمول و به سرعت برق و باد گذشت.

شب سال نو، با خاله شهزاد اینا در JBR قرار گذاشتیم. پیاده از خانه ما تا آنجا حدود نیم ساعت، سه ربع پیاده روی بود که رفتیم و شام را در کنار هم در Bob's خوردیم. بعد رفتیم ساحل. هوا بسیار سرد بود. با این حال تا ساعت 12 منتظر نشستیم و لرزیدیم تا سال نو شد و آتش بازی آتلانتیس و پالم را تماشا کردیم. شب بسیار خوبی را گذراندیم. بعد دوباره پیاده برگشتیم خانه. از تنبلی دوربین را با خودم نبرده بودم و شارژ گوشیم هم تمام شده بود اینه که هیچ عکسی از آن شب ندارم.

چهارشنبه اول ژانویه، بعد از ظهر آماده شدیم رفتیم Dubai Miracle Garden. خیلی خیلی شلوغ بود و حدود یک ساعت تو ترافیک بودیم تا رسیدیم آنجا.

جمعیت خیلی زیاد بود و هوا هم زود تاریک شد اینه که نشد خوب کل پارک را ببینیم و از عکسها هم خیلی راضی نشدم. با این حال من خیلی دوستش داشتم و به نظرم بسیار جای قشنگی بود. دفعه بعدی که بخوام برم حتماً برای صبح اول وقت برنامه ریزی میکنم.

و

و

و

و

و

بعد هم رفتیم فستیوال سیتی. با دوستان قدیمی دوران بسکتبالم مژی، محیا و ... قرار داشتیم که یکی دو ساعتی با هم آنجا چرخیدیم و کلی خاطرات قشنگ برام زنده شده. بماند که چقدر دلم آن دوران و صفا و صمیمتش را خواست!!

5شنبه هم رفتیم دنبال مژی اینا و بردیمشون Outlet Mall. تا عصری آنجا چرخیدیم بعد مژده اینا را رساندیم خانه و برگشتیم کلاس پیانو آرش.

امروز با یک دوست گل دیگه قرار داشتیم که صبح آماده شدیم رفتیم مردف سیتی سنتر. آرش، دوست جدیدش هیراد و بابای هیراد رفتند سینما. فیلم Frozen سه بعدی را تماشا کردند و ما خانمها هم با هم دیگه تو مال چرخیدیم تا فیلم بچه ها تمام شد. ناهار خوردیم و بعد از کمی خرید هفتگی برگشتیم خانه. روز بسیار خوبی را در کنارشون گذراندیم. مرسی دوستم قلب

بعد آمدیم خانه و مشغول درس خواندن شدیم. یکشنبه مدرسه شروع میشه و کتاب داستان Three Little Foxes را باید هر هفته امتحان بده و این چند هفته تعطیلات لای کتاب را باز هم نکرده بود. 



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان / تعطیلات

روز سوّم تعطیلات به مناسبت روز ملی امارات از ساعت 8 تا 11 در مدرسه آرش برنامه ای جالب و متنوع برگزار میشد که با وجود خستگی و خواب آلودگی زیاد، به اصرار آرش دوتائی راهی شدیم. 

آرش دوست صمیمی امسالش گرانچ را پیدا کرد و دوتائی مشغول بازی شدند. بازی هایی که شرکت کردند: شوت به دروازه، طناب کشی، برداشتن سیب بدون کمک دست از داخل سطل آب با کمک دهان و ... 

مهمان افتخاری مراسم میشل سالگادو بازیکن سابق تیم رئال مادرید بود که فرزندانش میگل و ماریا در مدرسه شویفات درس میخوانند و قسمت فوتبال و شوت به دروازه ها را مدیریت میکرد.

تا نزدیک 11 آنجا بودیم و بعد راهی خانه شدیم. 

بعدازظهر هم دوباره دو ساعت (5 تا 7) کلاس شنا داشت که من بیشتر از خودش هلاک شدم. دو ساعت شنا به نظرم خیلی طولانی تر و کشدارتر از همیشه بود. بعد از کلاس رفتیم دنبال جلال. منتظر شدیم تا کارش تمام شد و حدود 10 بود که دیگه راهی خانه شدیم.

تعطیلات مثل همیشه به سرعت برق و باد گذشت و امروز برگشتم سر کار. امــّا آرش و جلال هر دو امروز را هم تعطیل بودند. نزدیک 11 دوتائی آمدند شرکت ما. جلال به کارهاش رسید و آرش هم با بازی و شیطنت من را تقریباً از کار بی کار کرد و یک کوچولو هم البته امتحانات فردا را دوره کرد.

پ.ن: اقامت آرش شکر خدا برای سه سال دیگر 5شنبه تمدید شد و فعلاَ خیالمون راحت شد.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها / تعطیلات
۱۳٩٢/٩/۱۱ :: ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ

شنبه روز بسیار شلوغ و پرکاری داشتیم. صبح 9 تا 11 آرش کلاس شنا داشت. امروز هم ثبت رکورها بود با این تفاوت که آرش اینبار اول با بچه های ضعیف تر ِ تیم اول هم تیمی شد و در کمال تعجب کرال سینه و پشت را برنده شد و با اختلاف از آنها اول شد!!!

سارا قبل از شروع مسابقه بهشون گفته بود که مراقب باشند آرش ازشون جلو نزنه چون درست مثل موشک است. به آرش هم گفت که بهترین شناش را انجام بده تا بتونه شکستشون بده.

بعد برای کرال چهارصد متر که هشت بار طول استخر را شنا میکردند با بهترینهای تیم اول هم گروه شد که درست به اندازه یک طول ازشون در مجموع عقب بود.

بعد از کلاس برگشتیم خانه. کمی تمیزکاری و استراحت کردیم و دوباره رفتیم امارات مال. کلاس نقاشی. بعد از کلاس نقاشی برگشتیم خانه آماده شدیم رفتیم مارینا مال. آرش تولد همکلاسی ش Jad در Sega Republic دعوت بود. آرش را گذاشتم آنجا و خودم همان دور و اطراف چرخیدم تا تولد تمام شد. بعد دوباره برگشتیم خانه. آماده شدیم اینبار برای مهمانی جشن هفتمین سالگرد ازدواج سنی عزیز.

شب بسیار خوبی را در کنار دوستان نازنین سپری کردیم و نیمه شب بود که برگشتیم خانه.

پ.ن: فیلم مسابقه شنای کرال پشت آرش و دو نفر از تیم اول



موضوع مطلب : آرش / دبی / تعطیلات
۱۳٩٢/٩/۸ :: ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ

امروز صبح آرش 9 تا 11 کلاس شنا داشت. اول نیم ساعتی گرم کردند و بعد سارا برنامه رکوردگیری داشت و رکوردهاشون را در انواع شناهای مختلف ثبت کرد تا با رکوردهای مشابه اول دوره مقایسه کنه و شرایطشون را بسنجه.

آرش در تمام مسابقاتش در Squad B اول شد و در مجموع خیلی عالی بود.

بعد از شنا برگشتیم خانه. من دوباره یکی از آن سردرد، سرگیجه های خیلی شدید را داشتم. دو سه ساعتی استراحت کردم تا کمی بهتر شدم. بعد از ناهار رفتیم بازار کامپیوتر، جلال یک سری وسائل لازم داشت خرید و بعد یک دوری زدیم و برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / تعطیلات
۱۳٩٢/۳/۱۸ :: ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ

هفته گذشته به امتحانات آرش گذشت و از آنجائیکه پنجشنبه به مناسبت عید مبعث تعطیل شدیم، 4 تا امتحان پنجشنبه بعلاوه امتحان مربوط به داستان جک و لوبیای سحرآمیز که کتاب جانبی امسالشون بود، افتاد برای یکشنبه.


5شنبه را با خاله شهزاد اینا در دبی مال، مدینه جمیرا و ابن بطوطه گذراندیم و آرش با شارین عسلی و دوستش، آترین جون کلی بازی کرد.

جمعه صبح زود رفتیم استخر. این جلسه بیشتر روی Tumble Turn باهاشون کار کرد تا برای مسابقه هفته آینده کاملاً آماده شوند.

بعد برگشتیم خانه و مشغول درس خواندن شدیم. مهمانی نیکان کوچولو را هم متاسفانه از دست دادیم. خجالت شرمنده خاله لبخند جون خجالت هرچه فکر کردم دیدم  با توجه به برنامه فشرده فردا، نمیتونیم به مرور همه امتحاناتش برسیم.

بعدازظهر هم با خاله شهزاد اینا رفتیم دنبال یک کار و از آنجا هم امارات مال.

پ.ن: یک کاری که این اواخر انجام دادم و خیلی خیلی از نتیجه اش راضی هستم، خواندن داستانهای درسی آرش مثل ادبیات، تاریخ، رابین هود و جک و لوبیای سحرآمیز... به جای داستانهای موقع خواب برای آرش بود. نتیجه اش محشر بود. 



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان / تعطیلات
۱۳٩۱/۸/٧ :: ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ

تعطیلات چهار روزه ما به سرعت برق و باد گذشت و از فردا باید دوباره برگردیم سر کار. کار خاصی هم نکردیم. بیشتر وقت به استراحت و سریال دیدن گذشت.

یک شب تولد دختر همکار جلال، رستوران درکه دعوت داشتیم که آرش با دوقلوها حسابی سرگرم بود و شب خوبی را در کنار دوستان گذراندیم.

و یکی دو بار هم رفتیم Marina Walk یکی دو ساعتی پیاده روی کردیم و برگشتیم خانه.

بیشتر کلاسهای آرش این هفته تعطیل بود. فقط کلاس ژیمناستیک و شنا برگزار شد.

حرکت جدید

برای این حرکت هم باید از حالت ایستاده با نگاه کردن به انگشتان و خم کردن کمر به عقب پل بزنند که هنوز آرش کامل نمیتونه خودش انجام بده و نیاز به کمک داره.

بعد از ژیمناستیک هم بلافاصله شنا داشت. استخر هتل شرایتون آنقدر شلوغ بود که هر حرکتی میکرد سه نفر سر راهش سبز میشدند و اصلاً کلاس جالبی از آب در نیامد.

بعد از کلاس آرش نیم ساعتی در ساحل بازی بازی کرد و صدف جمع کرد بعد برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / تعطیلات
۱۳٩۱/۸/٧ :: ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ

تعطیلات چهار روزه ما به سرعت برق و باد گذشت و از فردا باید دوباره برگردیم سر کار. کار خاصی هم نکردیم. بیشتر وقت به استراحت و سریال دیدن گذشت.

یک شب تولد دختر همکار جلال، رستوران درکه دعوت داشتیم که آرش با دوقلوها حسابی سرگرم بود و شب خوبی را در کنار دوستان گذراندیم.

و یکی دو بار هم رفتیم Marina Walk یکی دو ساعتی پیاده روی کردیم و برگشتیم خانه.

بیشتر کلاسهای آرش این هفته تعطیل بود. فقط کلاس ژیمناستیک و شنا برگزار شد.

حرکت جدید

برای این حرکت هم باید از حالت ایستاده با نگاه کردن به انگشتان و خم کردن کمر به عقب پل بزنند که هنوز آرش کامل نمیتونه خودش انجام بده و نیاز به کمک داره.

بعد از ژیمناستیک هم بلافاصله شنا داشت. استخر هتل شرایتون آنقدر شلوغ بود که هر حرکتی میکرد سه نفر سر راهش سبز میشدند و اصلاً کلاس جالبی از آب در نیامد.

بعد از کلاس آرش نیم ساعتی در ساحل بازی بازی کرد و صدف جمع کرد بعد برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / تعطیلات
۱۳٩۱/۸/۳ :: ٧:٤۳ ‎ب.ظ

عید سعید قربان بر شما دوستان گلم مبارک.قلب

و امـــــّـــا بالاخره تعطیلاتی که از مدتها قبل انتظارش را میکشیدیم فرا رسید و ما از فردا تا یکشنبه تعطیل خواهیم بود و از دوشنبه باید دوباره بریم دنبال کار و زندگی.

اثر هنری آقای آرش خان حاصل چهارهفته ی گذشته ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / تعطیلات
۱۳٩٠/۸/۱٧ :: ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ

تعطیلاتمون بالاخره به چشم برهم زدنی تمام شد. از فردا صبح زود دوباره باید بریم سر کار و کار از نو و روزی از نو. آرش البته تا هفته دیگه یکشنبه تعطیل است و فردا و پس فردا با باباجلال میره سر کار.

یکشنبه باباچلال یکی دو ساعتی باید میرفت سر کار. آرش هم باهاش رفت و من کمی خرید داشتم انجام دادم و برگشتم دنبالشون. رفتیم جای همگی خالی Nandos ناهار خوردیم و برگشتیم خانه.

تازه رسیده بودیم خانه که متوجه شدیم توفیق اجباری شامل حالمون شده و دو تا بلیط VIP کنسرت داریوش و فرامرز اصلانی را یکی از دوستان هدیه داده که من و ماهـــا و آرش رفتیم.

داریوش

فرامرز اصلانی

جای همگی خالی محشر بود. آرش هم آخرهای کنسرت تو آن همه سر و صدا خوابید.

آهنگ آینه

کنسرت که تمام شد با ماهـا برگشتیم خانه ما.

دوشنبه تا ظهر که تقریباً خواب بودیم. آرش با باباجلالش رفت استخر و برگشت بعد فاطمه آمد و رفتیم جمیرا بیچ پارک.

خیلی خیلی شلوغ بود. ناهار خوردیم. آرش یک کمی فوتبال بازی کرد و برگشتیم خانه.

سه شنبه هم تا بعدازظهر خانه بودیم. نیما را بعدازظهر بردیم فرودگاه و ماهـا را رساندیم دبی مال پیش مامان و باباش و خودمون برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / گردش / تعطیلات