Lilypie Kids Birthday tickers

سفر - وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
۱۳٩۳/۱٢/۱۳ :: ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ

امروز تا ساعت دو شرکت بودم. بعد مرخصی گرفتم و رفتم پستخانه. یک بسته داشتم تحویل گرفتم و از آنجا رفتم مدرسه‌ی آرش. شو موزیک کلاس آرش قرار بود فردا برگزار شود  که با توجه به اینکه آرش مسافر است با کلاس پنجمی‌های دیگه امروز شو موزیک را اجرا کردند.


گروه آرش اینا شامل دو تا کلاس پنجم بود که چهارتا آهنگ اجرا کردند اولی با فلوت بود و بقیه را معلم‌شون پیانو می‌زد و بچه ها دسته‌جمعی می‌خواندند. بعد هم دو تا کلاس دیگه. آخر برنامه بچه‌های هر چهارتا کلاس یک آهنگ شاد اجرا کردند و برنامه تمام شد.

Dubai Canvas نمایشگاه نقاشی‌های سه بعدی در ساحل JBR تا شنبه بیشتر مهلت نداشت که با توجه به اینکه ما تا شنبه قطر هستیم و فرصت از دست می رفت، امروز رفتیم. خیلی زیبا بود ولی ما که رسیدیم هوا تاریک شده بود و من عکاسی شب‌م اصلا خوب نیست. 

و

و

پ.ن: فردا صبح راهی قطر میشیم تا اگه قسمت باشه آرش تجربه مسابقات بلند بین‌المللی را پیدا کنه. اگه قسمت هم نباشه و ویزا به ما ندادند، برمیگردیم. 



موضوع مطلب : آرش / دبی / شو / سفر

5شنبه بالاخره امتحانات آرش تمام شد و هفته خیلی سختی را جفت مون گذروندیم. شبها اغلب تا ساعت 11 مشغول مرور درسها بودیم و با همه تلاشی که کردیم، چند تا از امتحانات را اصلاً نرسیدیم که بخونیم!!! از بس که حجم درسها زیاد بود و روزی سه چهارتا هم امتحان همزمان داشتند. خلاصه که کلاً بی خیال شدیم. نیشخند

با این حساب ترم دوم هم تمام شد و بعد از یک تعطیلات دو هفته ای ترم سوم شروع خواهد شد. 

امروز صبح مسابقات Mattoni ASPS Snakes and Ladders Sprints Gala  بود. آرش بی نهایت خسته و خواب آلود بود و نسبت به همیشه خیلی سنگین بود.

در مجموع هیچ مقامی نیاورد ولی سه تا از رکوردهای خودش را چند ثانیه در شنای پروانه، قورباغه و کرال پشت کاهش داد.

و

مهمترین قسمت شرکت در مسابقات مختلف و تمرینات فشرده شنا، دوستی و صمیمیتی است که با هم تیمی هاش براش ایجاد شده و یک دنیا ارزش داره. میتونه خاطرات زیبائی باشه برای یک عمر. قلب

آرش،کریستین و دوست کوچولوی من گابریل  قلب

پ.ن: خوشبختانه بلیط گیرمون آمد و فردا من و آرش دوتائی راهی تهران خواهیم شد. الان حسابی ذوق زده و خوشحال هستیم و بیصبرانه منتظر دیدن عزیزانمون هستیم. قلب 



موضوع مطلب : آرش / دبی / سفر / مسابقه
۱۳٩۱/٤/٢٧ :: ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ

فردا چهارشنبه آخرین روز سفر مامانی ثریاست. آخرین بدو بدو ها را امشب انجام دادیم و فردا مامانم برمیگردند. از الان، از ته دل حسابی غمگین هستیم. دل شکسته

آرش و مامانی مهربون

مامانی عزیز یک دنیا از زحماتی که برای ما و بخصوص آرش کشیدین ممنونم. قلب امیدوارم که همیشه و همیشه تنتون سلامت، دلتون شاد و لبتون خندون باشه. دلمون براتون حسابی تنگ میشه. بغل

من و آرش هم از 5شنبه یک سفر 17 روزه را به تنهایی شروع میکنیم. نمیدونم چطور میشه همزمان هم خوشحال بود، هم غمگین و افسرده!!!! ولی الان درست همین حالت را دارم.

از یک طرف برای این سفر درست یک سال است که دارم برنامه ریزی میکنم، از این نظر که به نتیجه رسیده خوشحالم ولی چون بابا جلال گرفتار کار است و نمیتونه با ما بیاد غمگین هستم و اوّلین سفری است که تنهایی با آرش میرم و خیلی نگرانم.

امیدوارم که همه چیز خوب پیش بره و  علی رغم همه این حرفها سفر خاطره انگیزی از آب در بیاد. خیال باطل



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان / سفر
۱۳٩٠/٤/٢۳ :: ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ

چهارشنبه ساعت 1:50 به وقت دبی به سمت هلند پرواز کردیم. با Austrian Airlines  شش ساعت و نیم توی راه بودیم تا رسیدیم اتریش. آرش تا ساعت 3 یک فیلم کمدی نگاه میکرد و میخندید بعد دیگه خوابش برد تا رسیدیم اتریش. من و جلال هم بیشتر راه را خواب بودیم.

یک ساعت توقف در فرودگاه اتریش داشتیم و بعد با یک هواپیمای کوچکتر دو ساعت بعد فرودگاه آمستردام بودیم. تمام راه را آرش خوابید.

پرستو دختر عمه ام با همسرش آمدند دنبالمون. هوا بسیار بسیار سرد و بارانی بود.

رفتیم سمت منزلشون تو شهر Zeist. شهر بسیار زیبا، سبز و قشنگی است. تا بعدازظهر خانه بودیم و استراحت کردیم. بعد قدم زنان رفتیم سمت  Centrum نزدیک خونه شون.

قدم زدیم و گشتیم. جالبه که درست برعکس دبی بود. بیرون سرد و یخی، تو مغازه ها گرم و خوب بود. زبان

برگشتیم خانه. یک استراحت کوتاه کردیم و رفتیم گردش. یک منطقه بود پر از آهو.

آرش حسابی باهاشون کیف کرد و میرفت براشون برگ جمع میکرد و می داد میخوردند.

شب هم از خستگی بیهوش شدیم. ماچ

روز دوم را هم با پرستو رفتیم Utrecht. باران، سرما و باد خیلی سردی می وزید. خلاصه که تعطیلات تابستانی تبدیل به تعطیلات زمستانی شد.

یک چتر کوچولو براش گرفتیم. دیگه خودش را با چتر و باران بازی خفه کرد.

پ.ن: الان تو وبلاگ هستی جون خوندم که وبلاگ آرش سوم شده از محبت تک تک شما عزیزان که به وبلاگ شیطونکم رای دادید تشکر میکنم و به نوشین جون و مامان زهرا نازنازی عزیز هم صمیمانه تبریک میگم. ماچ



موضوع مطلب : آرش / هلند / سفر