Lilypie Kids Birthday tickers

سینما - وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
۱۳٩٦/٦/٢٠ :: ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ

شنبه‌ آخرین روز تابستان، با آرش راهی دبی‌مال شدیم و دوتایی رفتیم سینما. انیمیشن Captain Underpants را تماشا کردیم. بد نبود و آن‌چنان چنگی به دل نمی‌زد.

پ.ن: ترم جدید کلاس پیانو هم شروع شده. قرار شد که به صورت تفریحی تمرین کنه و میس الکساندرا زیاد به‌ش فشار نیاره که بیشتر از این زده نشود.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما

وقتی از سنگاپور برگشتیم، جلال و آرش هر دو یک هفته تعطیل بودند و در خانه بیشتر استراحت کردند. من برگشتم سرکار.

آرش کلاس‌های تابستانی خصوصی را با مربی‌ش منیر شروع کرد که 10 جلسه‌ی یک ساعت و ربع رفت و منیر سعی کرد اشکال شنای قورباغه و کرال سینه‌ی آرش را رفع کنه. بعد هم دیگه تعطیلات تابستانی است و تا آخرهای آگوست کلاس ندارند.

بعد از سالها تیم آرش را داریم عوض می‌کنیم. امیدوارم که دوره‌ی افت‌ش کوتاه و موقت باشه یا اصلاً نباشه. از ترم آینده با تیم جدید‌ش تمرین می‌کنه و مسابقه می‌ده.

یک روز هم از ظهر با آنتونیو و والدین‌ش رفت امارات مال. فیلم جدید Spiderman را تماشا کردند.


یک روز هم دوتایی رفتیم انیمیشن جدید مینیون‌ها را دیدیم.


غیر از این بیشتر روزها را آرش در دانشگاه با باباجلال و بعضی روزها را هم شرکت ما به بازی و تماشای فیلم گذراند.

 



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / سینما
۱۳٩٦/۳/۱٦ :: ٦:٤٠ ‎ب.ظ

شنبه قبل از کلاس پیانو رفتیم و این فیلم را دیدیم. خیلی خیلی خنده‌دار و بامزه بود و کل سالن سینما در حال خندیدن بودند.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما
۱۳٩٥/۱٢/۳٠ :: ٦:٤٥ ‎ب.ظ

این روزها آرش درگیر امتحانات پایان ترم است و از آنجایی‌که به فشار امتحانات عادت داره، یک یا دو امتحان در یک روز یا یک روز در میان براش خیلی راحت به نظر می‌رسند. فقط آخرین روز سخته که 6 تا امتحان انگلیسی را هم‌زمان دارد ولی بعدش دو هفته تعطیل است.

Beauty and The Beast

شنبه ظهر با باباجلال سه تایی رفتیم دبی مال. اول سینما فیلم دیو و دلبر را دیدیم. موزیکال بود و دوست‌ش داشتیم. بعد هم ناهار و کلاس پیانو. تا کلاس آرش تمام شود، ما همان دور و اطراف قدم زدیم و از هوای بهاری و ملایم لذت بردیم.

بعد از کلاس هم برگشتیم خانه و آرش مشغول درس خواندن شد.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما
۱۳٩٥/۱٠/٢٥ :: ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ

مدرسه و کلاس‌های آموزشی ترم زمستان شروع شدند و دوباره روی دور تند افتادیم. هر روز آرش حداقل 2 تا امتحان داره و گاهی روزها که به 6 تا هم می‌رسه!!! باز هم مثل قبل سعی می‌کنیم بیشتر درس‌ها را جمعه و شنبه مرور کنه که در طول هفته زیاد اذیت نشه.

کلاس شنا به جز جمعه‌ها هر روز تشکیل می‌شه که شامل شنا، بدن‌سازی و ژیمناستیک است. 14 ساعت در هفته است. 2 ساعت بدن‌سازی، 1 ساعت ژیمناستیک و 11 ساعت شنا. مارتین مربی دوست‌داشتنی آرش هم از ابسولوت رفت و سرمربی جدید منیر است و برعکس مارتین که روی سرعت و شناهای طولانی تمرکز می‌کرد، منیر تاکیدش روی تکنیک است و داره سعی می‌کنه مشکلات تکنیکی هر استروک را برطرف کنه. من روش جدید را بیشتر دوست دارم و مطمئن‌م در طولانی مدت اگه منیر زیر دست سارا دوام بیاره و بمونه، عالی جواب می‌ده.

کلاس پیانو هم ترم پیش در شعبه‌ی JBR برگزار می‌شد که تنها روز تفریحی هفته‌مون بود و با آرش زودتر از موعد کلاس با ترام می‌رفتیم و فیلم می‌دیدیم، ناهار می‌خوردیم و... این شعبه بسته شد و به منطقه Down Town منتقل شد. درست چسبیده به دبی مال و برج خلیفه. 


برنامه جدیدمون این شده که اول می‌ریم دبی مال، سینما و ناهار بعد میریم کلاس. تا آرش کلاسه، منم همون حوالی کنار آب و برج الخلیفه قدم می‌زنم و رقص نور و آب را تماشا می‌کنم و لذت می‌‌برم. در مجموع میشه گفت جای جدید از قبلی بهتر هم هست.

این دو هفته دو تا انیمیشن کارتونی دیدیم که هر دو قشنگ بودند:

و




موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / سینما
۱۳٩٥/۸/٢٩ :: ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ

با وجود این‌که ما فکر نمی‌کردیم آرش برای عمان انتخاب شده باشه ولی هفته‌ی گذشته نامه انتخاب شدن‌ش را آورد و برای 11مین دوره‌ی مسابقات دوره‌ای شویفات که بین 28 مدرسه‌ی شویفات از 14 کشور دنیا آپریل سال آینده در عمان برگزار می‌شود، نماینده‌ی شنای شویفات دبی خواهد بود.

امتحانات ترم اول به صورت رسمی از سه‌شنبه این هفته شروع خواهد شد. یکشنبه و دوشنبه، مدرسه رفتن انتخابی بود که آرش یکشنبه را قرار شد بره و با معلم‌هاش و یکی دو تا از دوست‌هاش امتحانات را دوره کنه و دوشنبه با من بیاد شرکت و درس بخونه. بقیه روزها تا سه‌شنبه‌ی آینده هم فقط ساعت امتحان می‌ره مدرسه و برمی‌گرده.

شنبه از ظهر با جلال و آرش سه تایی با مترو رفتیم JBR. اول انیمیشن کارتونی Trolls را نگاه کردیم. پر از رنگ، موسیقی و شادی بود و لذت بردیم. بعد برای ناهار رفتیم Bobs و بعد از کلاس پیانو برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما

سه‌شنبه امتحانات ترم اول آرش تمام شد و بعد از امتحان با ایلیا و دو سه تا دیگه از دوست‌هاش با مترو رفتند امارات مال و تا عصر آنجا بودند. فیلم Dr. Strange را تماشا کرده بودند و در مجیک پلنت و گرویتی بازی کرده بودند و ... من بعد از شرکت رفتم دنبال‌ش. 

چهارشنبه بعد از کلاس شنا، الکس و آرش را بردم امارات مال. تو مجیک پلنت بازی کردند و بعد از شام بردیم الکس را رساندیم.

از آنجایی‌که پنج‌شنبه تعطیل روز ملی امــــارات بود، آخر هفته طولانی داشتیم که قرار بود بریم تهران که متاسفانه قسمت نشد و کلی حال‌مون گرفته شد. ماندیم و استراحت کردیم.


آرش تقریباً کل روز پنج‌شنبه را فیفا 2017 بازی کرد... جمعه آرش امتحانات هفتگی را مرور کرد و بعد رفتیم خرید هفتگی. شنبه هم صبح زود کلاس شنا و بدن‌سازی داشت. بعد برگشتیم خانه و بقیه درس‌ها را مرور کرد و کارش که تمام شد رفتیم JBR برای کلاس پیانو.


چون درسها را کامل مرور کرده بود و وقت داشتیم، بعد از کلاس پیانو، انیمیشن کارتونی Moana را تماشا کردیم. محصول دیزنی بود و خیلی هر دو دوست‌ش داشتیم.



موضوع مطلب : آرش / دبی / تعطیلات / سینما

جمعه به خرید لوازمِ مدرسه گذشت و شنبه که آخرین روز تعطیلات تابستانی آرش بود دوتایی رفتیم سینما و فیلم The Secret Life of Pets را تماشا کردیم.

قشنگ بود و دوست‌ش داشتیم. بعدش رفتیم کلاس پیانو. از کلاس سریع آمدیم خانه. آرش دوش گرفت و زود خوابید تا برای فردا و یک روز فوق‌العاده شلوغ آماده باشه. 

من هم تا ساعت 12 مشغول بدو بدو  و انجام کارها بودم: مرتب کردن وسایل شنای صبح، صبحانه‌ی بعد از شنا، کیف و لوازم مدرسه، کیف خوراکی‌های مدرسه، ساک وسایل شنای بعدازظهر، برچسب زدن کتاب، لوازم و یونیفرم آرش و ...

و

پ.ن: لیست کلاس‌ها را که شنبه شب اعلام کردند مشخص شد که آرش امسال کلاس 7A است. سریع رفت سراغ دوست‌هاش تا ببینه اوضاع تیم فوتبال کلاس‌شون در چه حاله!؟! گریه تنها چیزی که اهمیت داشت براش همین بود. از شانس خوب‌ش دوباره با میگل سالگادو و سیف که بهترین‌ فوتبالیست‌های مدرسه هستند، هم‌کلاس است. متفکر




موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه / سینما
۱۳٩٥/٥/۱۸ :: ٦:٤٤ ‎ب.ظ

هفته‌ای که گذشت، دانشگاه تعطیلات تابستانی بود و آرش و جلال هر دو بیشتر هفته را در شرکت ما گذراندند. باباجلال مشغول کارهای کامپیوتری و آرش هم مشغول تماشای فیلم و Pokemon بازی.

5شنبه بعد از شرکت با جلال سه تایی رفتیم امارات مال و The Legend of Tarzan 2016 را تماشا کردیم. خیلی زیبا بود و دوست‌ش داشتیم.

جمعه فقط به تمیزکاری خانه گذشت. 

 

شنبه صبح با آرش دو تایی رفتیم مدرسه و یونیفرم‌های سال آینده را گرفتیم. بعد برگشتیم خانه. قبل از کلاس پیانو با ترام رفتیم JBR و فیلم Ice Age Collision Course را تماشا کردیم. قشنگ بود و هر دو دوست‌ش داشتیم.

بعد هوا بهتر شده بود. رفتیم ساحل آرش کمی بازی کرد و بعد راهی خانه شدیم.

شب قبل از خواب مسابقات شنای المپیک را آرش تماشا کرد و ذهن‌ش حسابی مشغول شد که آیا می‌تواند برای المپیک 2020 انشاءالله شرکت کنه!

امیدوارم که خدا پشت و پناه‌ت باشه عشق من و به آرزوت برسی.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما

برای رفع خستگی و تشکر از ماها یک‌شنبه بعد از کار همگی رفتیم مارینا مال و فیلم Alice Through the Looking Glass را در Reel Cinema تماشا کردیم. بد نبود. خیلی تخیلی بود و من زیاد دوست‌ش نداشتم.

بعد دیگه تا آخر هفته، کار خاصی انجام ندادیم. آرش هر روز با باباجلال رفت دانشگاه چون این هفته کمپِ شنا تعطیل بود. سرش این روزها به شدت با Pokemon گرمه.

هوا گرم و شرجی است وحشتناک. دیروز برای کلاس پیانو شاید در مجموع نیم ساعت تو گرما بودیم ولی هر دو هلاک شدیم. آنقدر گرما زیاده که حتا دم ساحل که همیشه پر از جمعیت است، پرنده هم پر نمی‌زد!

پ.ن.1: فیلم Me Before You را دانلود کرده بودم و 5شنبه شب نگاه کردم. بی‌نهایت زیبا بود با اینکه تقریباً نیمی از فیلم را داشتم گریه می‌کردم. دوست‌ش داشتم. مدتها بود فیلم به این قشنگی ندیده بودم.

پ.ن.2: کتاب ساعت دلتنگی - سیمین شیردل را هم جمعه و شنبه خواندم. کشش زیادی داشت ولی به زیبایی کتاب ِ آرام سیمین شیردل نبود. از اون کتاب‌ها که دل‌ت بخواد هی تکرارش کنی، نبود.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما / رمان

اولین روز بعد از برگشت از ایران، برای اینکه روحیه آرش بهتر بشه بعدازظهر سه‌تایی راهی JBR شدیم و فیلمِ جدید لاک‌پشت‌های نینجا را تماشا کردیم.

قشنگ بود و لذت بردیم. بعد هم قدم‌زنان رفتیم Bob's برای شام. دیروقت بود که دیگه برگشتیم خانه.

آرش هم کمپ شنا را از همان روز اول آغاز کرد. کمپ 5 روز در هفته از ساعت 8 صبح تا 3 بعدازظهر بود. هر روز، دو جلسه شنا، یک جلسه بدنسازی، یک جلسه ژیمناستیک و یک جلسه هم فیلم آموزشی شنا و عادات غذایی بود. این هفته فقط آرش، کیارا، کریستین و آدام از تیم بودند و مارتین هم مربی‌شون بود. بیشتر حالت خصوصی داشت و آرش خیلی لذت برد.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما / کمپ

سه‌شنبه آخرین روز مدرسه بود و از چهارشنبه امتحانات پایانی شروع شد و فقط آرش می‌ره مدرسه امتحان می‌ده و برمیگرده.

برعکس هر سال هفته امتحان داره خیلی راحت می‌گذره! که این یا می‌تواند به این دلیل باشد که تو کلاس خوب گوش کرده و یا در طول سال خیلی خوب درس‌ها را مطالعه کرده. در هر صورت تا الان امتحانات فرانسه، علوم، گرامر، لغت و دیکته انگلیسی، ریاضی تمام شده.

5شنبه آخرین جلسه پیانو بود که آهنگ خواب‌های طلایی را کامل کرد. یک ماه وقفه داریم و بعد سطح سوم پیانو را شروع می‌کنند. با ماها رفتیم JBR و بعد از کلاس شام خوردیم و برگشتیم خانه.


جمعه و شنبه به جز ریاضی بقیه امتحانات را کامل مرور کردیم. برای رفع خستگی و تنوع سینما هم رفتیم. فیلم Finding Dory را دیدیم. قشنگ بود و  دوتایی لذت بردیم.

 تنها سه روز دیگه و 5 تا امتحان دیگه از کلاس ششم باقیمانده - تعلیمات اجتماعی، کامپیوتر، ادبیات انگلیسی، درک مطلب داستان هونگ وو و درک و مطالعاتِ ریاضی ...



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه / سینما
۱۳٩٥/۳/۱ :: ٧:٥٢ ‎ب.ظ

این هفته هم مثل همیشه به درس و کلاس و ... ِ آرش گذشت. پنج‌شنبه برای اولین بار آرش با دو تا از دوستان نزدیک‌ش تنهایی رفت امارات مال. مدت‌ها بود که اصرار داشت با دوستان‌ش تنهایی بره که تا حالا زیر بار نرفته بودیم ولی دیگه گذاشتیم بره تا تجربه کنه. بعد از مدرسه، بابا جلال آرش را به همراه گرُانچ و مروان کوشی رساند مجیک پلانتِ امارات مال. دو سه ساعتی مشغول بازی بودند تا من رفتم پیش‌شون. بعد از بازی به‌شون ناهار دادم و دوستان‌ش را راهی کردم. 

بعد یکی از دوستان قدیمی مهمان‌مون بود که یکی دو ساعتی با هم همان‌جا بودیم و به یاد روزهای خوبِ قدیمی کلی گپ زدیم.

جمعه به درس خواندن گذشت. امروز هم تولدم بود که مثل همیشه گذشت.

ظهر با آرش ظهر دوتایی رفتیم JBR. فیلم پرندگان خشمگین را دیدیم. قشنگ بود.

و


بعد برای ناهار رفتیم Bobs، بعد هم کمی درس خواندیم تا کلاس پیانو. بعد از کلاس هم برگشتیم خانه و امتحانات فردا را مرور کردیم.

امسال شاید اولین سالی بود که هیچ حسِ خاصی نداشتم و  غمگین 41 ساله شدم. قلب باورش سخته ولی کودک درونم دیگه شور و شوقش را از دست داده و پا به سن گذاشته!!!  



موضوع مطلب : آرش / دبی / تولد / سینما

شنبه صبح آرش تا ساعت 10:15 کلاس شنا و بدن‌سازی داشت که من گذاشتم‌ش DAA و حدود ساعت 11 برگشتم دنبال‌ش و آمدیم خانه. یکی دو ساعتی آرش درس‌هاشو مرور کرد و بعد دوتایی رفتیم JBR. 

با توجه به اینکه امتحان سطح دوم پیانو را داده و تا جواب بیاد، چند هفته‌ای استراحت داره، قرار شد تو این مدت روی سه تا آهنگ ایرانی "گل گلدون من، سلطان قلب‌ها و خواب‌های طلایی" با معلم‌ش کار کند.

قبل از کلاس پیانو، رفتیم سینما. فیلم Robinson Crusoe را تماشا کردیم. قشنگ بود.

وقتی برگشتیم خانه کمی که درس خواند، متوجه شدم تب خیلی شدیدی داره و این شروع بیماری‌ش بود. شدیدترین تب چند سال اخیر را این یکی دو روز تجربه کرد!! از مدرسه یک‌شنبه زنگ زدند که تب و سردرد شدید داره. مرخصی گرفتم رفتم دنبال‌ش و بردم‌ش دکتر. تب ویروسی بود که دکتر گفت باید دوره‌اش را بگذراند. سه روز هم بهش گواهی داد. بعد از دکتر برگشتیم شرکت ما. تا 5 با هم بودیم و بعد رفتیم خانه. تا صبح فقط تب داشت، هذیان گفت و لب به چیزی هم نزد! حتا یک لحظه‌ هم تب‌ش پائین نیامد. دم صبح فقط کمی بهتر شد.

امروز هم مدرسه نرفت. تا 10 خانه ماندیم و آرش استراحت کرد. بعد آماده شدیم رفتیم شرکت ما.



موضوع مطلب : آرش / دبی / بیماری / سینما

عمو پدرام تا یکشنبه ظهر پیش ما بود و ایمانِ عمه هما دوشنبه بعدازظهر آمد که بعد از کلاس آرش رفتیم فرودگاه دنبال‌ش.

تا چهارشنبه عصری ایمان بود که با وضعیت کلاس‌ها و درس‌های آرش زیاد نشد بهش برسیم فقط سه‌شنبه شب بعد از درس‌های آرش رفتیم پیاده Nandos و برگشتیم.

چهارشنبه شب آرش با عبدالله دوست و هم‌تیمیِ شناش، احمد و لامیا مامان‌شون رفت افتتاحیه فیلم Captain America - Civil War. 

پنج‌شنبه تعطیل بودیم که کمی درس خواندیم بعد با آرش دوتایی رفتیم مردف سیتی سنتر هم یک دوری زدیم و هم آرش یک سری وسیله برای شناش لازم داشتیم گرفتیم و برگشیم خانه.

جمعه هم تعطیل بودیم که باباجلال رفت سر کار و من و آرش هم بعد از اینکه امتحانات هفته آینده را مرور کرد رفتیم امارات مال خرید هفتگی و برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما / مهمان
۱۳٩٥/٢/۱٠ :: ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ

دیروز مارتین مربی جدیدِ آرش، یک برنامه بازی و تفریح برای شناگران قدیمی و شناگران جدید ابسولوت در ساحل ترتیب داده بود تا بچه‌ها بیشتر با هم دوست شوند و والدین هم با هم آشنا شوند.

من یک ساعت مرخصی گرفتم و رفتم آرش را از مدرسه برداشتیم و رفتیم ساحل قصر سیاه که خیلی هم نزدیک مدرسه بود.

و

مارتین انواع و اقسام بازی‌های گروهی را براشون تدارک دیده بود که خیلی عالی بود و بچه‌ها حسابی لذت بردند.

هوا هم ابری بود و باران نم نم می‌بارید برای همین گرما و آفتاب زیاد اذیت‌کننده نبود.

کل هفته گذشته به درس و کلاس شنای آرش گذشت. مربی جدید فضای تمرین‌ها را متحول کرده و آرش آنقدر لذت می‌بره که حتا کلاس سه‌شنبه صبح 5:30 تا 7 را که ما تا الان هیچ‌وقت نمی‌رفتیم را رفت و گفت که از این به بعد همیشه میره!

پ.ن.1: شنبه گذشته فیلم The Jungle Book را رفتیم دوتایی تماشا کردیم. صحنه‌های کمی ترسناک زیاد داشت و آرش تمام مدت نگران فیلم را تماشا کرد. در مجموع فیلم قشنگی بود.

پ.ن.2: عمو پدرام، سه چهار روزی مهمان ماست و آرش مثل همیشه از داشتن مهمان هیجان‌زده است. دیشب بعد از ساحل آمدیم خانه، آماده شدیم و رفتیم JBR. تا آرش کلاس پیانوش تمام بشه ما همانجا قدم زدیم. بعد برای شام رفتیم Bob's. 



موضوع مطلب : آرش / سینما / گردش / مهمان
۱۳٩٥/۱/۳ :: ٧:٠۸ ‎ب.ظ

این هفته فشار امتحانات باعث شد همه کلاس‌ها به جز پیانو را کنسل کنیم. شنبه هم تا بعدازظهر درس خواندیم، بعد رفتیم JBR. برای رفع خستگی قبل از کلاس پیانو، رفتیم سینما.

فیلم Kung Fu Panda 3 را دیدیم. خیلی دوست داشتنی و زیبا بود و هر دومون خیلی دوست‌ش داشتیم.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما
۱۳٩٤/۱٢/۱٦ :: ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ

آخر هفته‌ای که قرار بود در قطر سپری شود و قسمت نشده بود، را سعی کردم طوری برنامه‌ریزی کنم که آرش بهش خوش بگذره و زیاد غصه‌ی نرفتن‌ش را نخوره.

چهارشنبه شب با باباجلال رفتیم فروشگاه اپل و آرش کادوی تولدش را یک هفته زودتر گرفت و کلی ذوق‌زده و شاد شد.

پنج‌شنبه شب کلاس پیانو دو جلسه داشت که رفتیم. بین دو تا کلاس هم رفتیم نقاشی‌های سه بعدی بسیار زیبا و بی‌نظیر فستیوال DubaiCanvas را تماشا کردیم.

و

و

جمعه هم تا ظهر آرش درس خواند و بعد رفتیم امارات مال. آنالو و مارکو استار (هم‌تیمی‌های آرش) را دعوت کرده بودیم برای ناهار، بازی و سینما. اول رفتیم Johny Rocket ناهار خوردیم، بعد Magic Planet بازی و بعد هم سینما انیمیشن کارتونی Zootropolis را تماشا کردیم. 

و

بعد هم برگشتیم خانه و درس خواندیم.

شنبه صبح تا 11:30 آرش کلاس شنا و بدن‌سازی داشت. بعد از کلاس برگشتیم خانه. من شدید مریض احوال و داغون بودم. کمی استراحت کردم و بعد رفتیم JBR برای کلاس پیانو. امتحان سطح دو ABRSM ِپیانو نزدیک شده به همین دلیل تمرینات آرش فشرده‌تر از همیشه است. 

بعد از کلاس هم کل The Walk - JBR را قدم زدیم و نقاشی‌ها را کامل تماشا کردیم. فوق‌العاده زیبا بودند.

و

و

از آنجا هم قدم‌زنان برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما / گردش

جمعه آرش تولد یکی از دوستان مدرسه‌ش ایلیا دعوت بود. جشن تولد در Fitness First مدوز ویلیج برگزار شد. اول یک ساعت و نیم فوتبال بازی کردند و بعد هم مراسم کیک و ناهار داشتند. 

بعدازظهر هم درس‌های مدرسه را مرور کردیم.

شنبه صبح کلاس شنا کنسل شد و کمی بیشتر خوابیدیم. بعد از کلاس بدنسازی تا بعدازظهر درس خوندیم و بعد با ترام رفتیم JBR.  انیمیشن کارتونی Capture the Flag را تماشا کردیم و هر دو خیلی دوستش داشتیم. بعد هم رفتیم کلاس پیانو.

پ.ن: آرش هفته قبل کاپِ طلایی دانش‌آموز نمونه‌ی هفته را از خانم معلم انگلیسی‌ش گرفت و یک هفته صاحب این کاپ خواهد بود.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما / تولد

آخر هفته را بیشتر به مرور امتحاناتِ سنگین هفته‌ی آینده گذراندیم. سعی کردیم تا جایی‌که میشه درس‌ها را سبک کنیم تا در طول هفته کمتر آرش اذیت شود.

علاوه بر آن دو بار کلاس پیانو رفتیم. کماکان آرش با خانم معلم جدید میس الکساندرا شدید درگیر است! 

شنبه قبل از کلاس پیانو هم برای اینکه خستگی‌ش در بره دوتائی رفتیم سینما و فیلم جدید آلوین و سنجاب‌ها را دیدیم. هر دو دوست‌ش داشتیم و لذت بردیم.



موضوع مطلب : سینما
۱۳٩٤/۱٠/٢٦ :: ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ

پنج‌شنبه آرش درگیر تب و بدن‌ درد خیلی شدیدی شد. با بروفن تب‌ش را کنترل کردیم ولی بی‌اشتها بود و تا زمانی که خوابید، خیلی اذیت شد. گردن‌ش هم این وسط درد گرفته بود و نمیتونست سرش را درست تکان بده، خلاصه نور علی نور بود.

جمعه هم تا ظهر تب‌دار بود. عصری رفتیم دکتر. دکتر گفت که یک سرماخوردگی ویروسی است و گلوش کمی التهاب داره. داروی خاصی جز همان بروفن بهش نداد. 

وقتی از دکتر برگشتیم، چشم چپ‌ش هم عفونت کرد. قرمز و ملتهب شد و تند تند قی می‌کرد. قبل از خواب براش تعریف کردم که وقتی 10 ماهه بود و کیش رفته بودیم، همینطوری شده بود و تو راه برگشت داخل هواپیما وقتی از خواب بیدار شد، چشم‌ش باز نمی‌شد و چسبیده بود به هم. ساعت 4 من را بیدار کرد و گفت یادته قبل از خواب برام یک استوری تعریف کردی! الان همونطوری شدم نیشخند خلاصه بیدار شدم براش شستشو دادم و قطره ریختم تا چشم‌ش باز شد و خوابید. دیگه صبح که بیدار شد تقریباً خوب شده بود.

شنبه صبح کلاس شنا و بدنسازی را تعطیل کردیم و با حوصله امتحانات هفته آینده را مرور کردیم. شکر خدا دیگه کامل خوب شده بود و هیچ اثری از بیماری در وجودش نبود.

ظهر با هم رفتیم JBR. اول ناهار Bob's، بعد سینما فیلم Norm of the North، بعد کلاس پیانو، بعد لب دریا و بازی بازی.

معلم پیانو جدید طبق معمول از دستش شاکی بود و قرار شده این هفته با صبر و حوصله‌ی بیشتری تمرین کنه.

این هم انواع و اقسام حرکات موزون در ساحل



موضوع مطلب : آرش / بیماری / سینما

پنج‌شنبه‌ای که گذشت آرش را از طرف مدرسه با همکلاسی‌هاش بردند صحرا. از ساعت 4 تا 8 صحرا بودند و حدود ساعت 9 رفتیم مدرسه دنبال‌ش.

همان روز در مدرسه، انتخابی تیم فوتبال زیر دوازده سال مدرسه بود که چون آرش لباس و کفش ورزشی مناسب همراه‌ش نبرده بود، نتونسته بود شرکت کند و حزو نفرات انتخابی نبود. از آنجائی‌که فوتبال را عاشقانه دوست داره، همین حال‌ش را حسابی گرفته بود و باعث شده بود که از صحرا لذت نبره و ضمن اینکه کل آخر هفته هم بهانه‌گیر و غمگین بود.

جمعه را به تمیزکاری گذراندیم. فقط غروب که باباجلال از سر کار آمد، قدم زنان رفتیم مارینا واک و Nandos.

شنبه 7 صبح تا 10:15 آرش کلاس شنا و بدن‌سازی داشت. بعد رفتم دنبال‌ش و برگشتیم خانه. امتحانات فردا را مرور کردیم و بعد رفتیم JBR. بعد از ناهار دوتایی رفتیم سینما. انیمیشن کارتونی The Good Dinosaurرا تماشا کردیم.

بسیار زیبا و جذاب بود ولی باید اعتراف کنم که یکی دو جاش بسیار گریه‌دار بود و هر دوتامون گریه کردیم.

بعد از سینما هم رفتیم کلاس پیانو.



موضوع مطلب : سینما / گردش
۱۳٩٤/۱٠/٩ :: ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ

تعطیلات دو هفته‌ای آرش با سرعت برق و باد گذشت و داره نفس‌های آخرش را می‌کشه، همینطور سال 2015 میلادی.

تو این تعطیلات آرش سه روز در هفته تمرین تیمیِ شنا داشت و سه جلسه‌ی یک ساعته هم خصوصی با سارا اشکالات تکنیکی‌ش را برطرف کرد.

کلاس فرانسه هم با میس بریجیت هر هفته برگزار شد که به جای دروس مدرسه، بازی و تمرین مکالمه بود که آرش خیلی براش جذاب بود. یک کارتون (Monster in Paris) به زبان فرانسه هم از خانم معلم‌ش بابت سال نو کادو گرفت. قرار است که ببینه و براش تعریف کنه...

یک روز هم بعد از شنا با آنتونیو و مامان‌ش رفت امارات مال. فیلم جنگ ستارگان (Star Wars The Force Awakens) را در سینما VOX سه بعدی تماشا کردند.

بقیه تعطیلات را هم در دانشگاه و کنار باباجلال گذراند چون من شدید در شرکت درگیر انبارگردانی و کارهای آخر سال هستم.



موضوع مطلب : سینما / آرش / دبی

تعطیلات عید قربان امسال برای ما 4 روز شد. از چهارشنبه تا شنبه تعطیل شدیم. البته فقط کار و مدرسه وگرنه کلاس‌های آرش همه‌ش برگزار شد.

روز پنج‌شنبه من، آرش را با کریستین و گابریل بردم امارات مال. اول رفتیم سینما. انیمیشن کارتونی Hotel Transylvania 2 را تماشا کردیم. قشنگ بود و لذت بردیم. بعد هم رفتیم Lego Shop که جدید باز شده. نفری یک کادوی کوچولو براشون گرفتم. بعد رفتیم ناهار Chilis.

بعد از ناهار هم کریستین اینا را رساندیم خانه و هلاک و خسته برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : سینما / دبی / مناسبتها
۱۳٩٤/٥/۳۱ :: ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ

امروز صبح با آرش رفتیم مدرسه. بعد از کلی معطلی، پرداخت هزینه‌ها و گرفتن کتاب‌های کلاس ششم، با هم رفتیم دبی مال. بعد از ناهار و کمی گردش و خرید، رفتیم سینما و انیمیشن کارتونی Inside Out را تماشا کردیم.

خیلی جذاب، دیدنی و پر مفهوم بود. در ضمن اصلاً هم گریه‌دار نبود. دروغگو هر دومون خیلی دوستش داشتیم.

پ.ن: دیروز جمعه می‌خواستیم جلال را برسونیم سر کار و خودمون بریم خرید هفتگی. آرش زودتر رفت که آسانسور را بزنه. وقتی ما رسیدیم دیدیم رنگش به شدت پریده و لب‌ش کبود است. می‌گفت که بازوش درد می‌کنه و حالت تهوع داشت!!! ظاهراً یک چرخ و فلک زده بود، مستقیم بازوش خورده بود به دیوار و در جا فشارش افتاده بود. سرش شروع کرده بود به گیج رفتن. سریع برگشتیم خانه. بعد از کلی بالا آوردن، رنگ و روش برگشت و حالش خوب شد. تازه اون موقع دیدیم که جای ضربه حسابی کبود است که براش یخ گذاشتیم. خداروشکر که به خیر گذشت. الان فقط کمی جای ضربه درد داره وگرنه دستش را راحت می‌تونه تکان بده...



موضوع مطلب : دبی / سینما / بیماری
۱۳٩٤/٤/٢۸ :: ٤:۳۳ ‎ق.ظ

برای تعطیلات عید فطر امسال برنامه‌ی خاصی داشتیم، تمام تلاش‌مون را هم کردیم ولی متاسفانه قسمت نبود، جور نشد و ما تنها موندیم.

عید فطر را در امارات روز جمعه اعلام کردند، بنابراین من تعطیلیِ اضافه ندارم و مثل هر هفته فقط جمعه و شنبه تعطیل هستم. ولی جلال این هفته کامل تعطیل است و با آرش دو تایی استراحت و تفریح می‌کنند.

آرش پنجشنبه با من و جمعه با باباجلال رفت استخر و کمی بازی کرد.

امروز شنبه باباجلال را رساندیم سرکار و خودمون رفتیم دبی مال. بعد از ناهار دوتایی رفتیم سینما و انیمیشن Minions را 3D تماشا کردیم. 

قشنگ بود و لذت بردیم. بعد از سینما هم تو دبی مال کمی برای خودمون گشتیم. حسابی شلوغ و غیرقابل تحمل بود.

بعد رفتیم دنبال باباجلال و سه تایی برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / سینما / دبی / مناسبتها
۱۳٩٤/٤/٢ :: ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ

مدرسه بالاخره تمام شد و تعطیلات تابستانی آرش شروع شد.

برای جشن گرفتن شروع تابستان، بعد از افطار بلیط فیلم  Jurassic World - 3D را گرفتیم و با کریستین‌اینا رفتیم سینما. 

فیلم خیلی جذاب، دیدنی و در عین حال ترسناک بود. آرش حسابی لذت برد و بعد از فیلم گفت فکر نکنم امشب بتونم بخوابم. نیشخند



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما
۱۳٩٤/٢/۱۳ :: ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ

آرش می‌خواست شنبه بعد از شنا و بدنسازی با کریستین اینا بره برای بازی. برای همین جمعه بی‌وقفه، بدون غرغر و با میل و رغبت درس خواند تا کل امتحانات هفته‌ی آینده را مرور کرده باشه. عصری سه تایی رفتیم ایکیا یک دوری زدیم و برگشتیم خانه.

شنبه صبح معلوم شد که کریستین قرار واکسیناسیون داره، برای همین آرش نمی‌تونست باهاشون بره. برگشتیم خانه. کمی بازی کرد، پیانو تمرین کرد، درس خواند، بعد زودتر از موعد رفتیم JBR.

ناهار در خوردیم. بعد از کلاس پیانو هم دوتایی رفتیم سینما.

انیمیشن Home را تماشا کردیم. خیلی قشنگ بود و هر دو لذت بردیم. بعد هم تندی برگشتیم خانه تا برای یک هفته پر از فعالیت آماده بشیم.


پ.ن: مسابقات شنای تیم مدرسه همزمان با مسابقات Long Course همیلتون که جمعه و شنبه‌ی آینده برگزار می‌شود، شده و آرش متاسفانه با اینکه انتخاب شده ولی نمیتونه شرکت کنه. در مسابقات هملیتون آرش تنها شناگر ابسولوت است که برای شرکت در 9 مسابقه رکوردهاش مجوز ورودی گرفته، بعد از آرش کریستین با 7 مسابقه نفر دوم است. مدل این مسابقات مثل مسابقات قطر است و بیشتر برای بهبود رکوردهای ورودی‌شون شرکت می‌کنند وگرنه امید کسب مقام نیست تا انشاءالله سالهای آینده. قلب



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما
۱۳٩۳/۱٠/٦ :: ٩:٤۸ ‎ق.ظ

آرش هفته اول تعطیلات را بجز روز اول که شرکت ما بود، با باباجلال رفت دانشگاه. 

یک جورایی داره از تعطیلات‌ش لذت می‌بره. سرش اونجا به بازی و نقاشی گرم است. فقط روزی یک دو صفحه از لغات مربوط به مدرسه را حفظ می‌کنه تا در طول ترم کمتر اذیت بشه. داستان جانبی‌شون هم امسال Charlie and the Chocolate Factory است که برای اینکه بلای پارسال سرمون نیاد، روزی یکی دو فصل را به عنوان داستان قبل از خواب می‌خونیم. به محض اینکه ترم دوم شروع بشه، باید آن را امتحان بده.

سانتا امسال هم گذرش به خونه‌ی ما افتاد و یک جفت کفش نایک کریستین رونالدو برای آرش هدیه آورد که یک کوچولو تنگ بود که براش عوض کردم. پسرک بی‌نهایت خوشحال شد و گفت که بهترین هدیه‌ای است که تا حالا از سانتا گرفته!!!

دیروز جمعه رفتیم ایکیا. قرار است برای تغییر روحیه بعد از شش هفت سال کمی تغییرات در وسایل خانه ایجاد کنیم. من خیلی این روزها دلم غمگین است و چندین و چند مرتبه اونجا با یاد مامانم چشمهام پر از اشک شد، از بس که اونجا رو دوست داشتند و این روزها جاشون اینجا خالی است. دل شکسته


بعد ماها هم آمد و رفتیم فیلم آنی را دیدیم. فیلم‌ش موزیکال، کمدی و درام بود و بسیار زیبا بود.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما / تعطیلات
۱۳٩۳/٩/۱۱ :: ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ

سه‌شنبه دوم دسامبر به مناسبت روز ملی امارات تعطیل بودیم. برای همین از آنجائیکه به آرش از قبل قول سینما داده بودم، برای دوشنبه 8:25 شب بلیط رزرو کردم.

از شرکت رفتم دنبال آرش. آخرهای کلاس شنا رسیدم. داشتند تمرین شیرجه می‌کردند. مت مربی جدیدشون شیرجه می‌زد و روش درست رو به بچه‌ها عملاً نشان می‌داد، بعد بچه‌ها گروه گروه سعی می‌کردند مدلِ او شیرجه بزنند. جالب است که آرش تنها کسی بود که میتونست درست انجام بده چشمک و مورد تشویق مایک و سارا قرار گرفت.

بعد از کلاس، رفتیم دنبال باباجلال و ماهـــا و با ترافیک شدیدِ شیخ زاید، بیشتر از یک ساعت و نیم طول کشید تا رسیدیم دبی مال. 

آتش بازی در برج‌العرب

البته درست دقیقه‌ی نود رسیدیم سینما و فیلم Penguins of Madagascar را تماشا کردیم. خیلی کمدی و بامزه بود و بزرگ و کوچک را خنداند.

بعد از سینما کمی آنجا قدم زدیم. آخرین باری که رفته بودم دبی مال با مامانم بود و قلبم تمام مدت فشرده بود. دل شکسته دیر وقت بود که دیگه ماهـا رو رسوندیم و برگشتیم خانه.

سه‌شنبه باباجلال رفت سر کار و من و آرش هم بیشتر استراحت و تفریح کردیم.

اثر هنری آرشی

پ.ن: آرش کماکان تعطیل است و با باباجلال‌ش میره دانشگاه.



موضوع مطلب : آرش / سینما / نقاشی / دبی
۱۳٩۳/٤/٧ :: ٤:٢٠ ‎ب.ظ

امروز رفتیم مدرسه کتاب سال 2013 - 2014 را گرفتیم.

کل فعالیتهای انجام شده در سال گذشته در کتاب به صورت مصور آورده شده. لیست کلاسها، فارغ التحصیلان و ....

عکس کلاس آرش در سال تحصیلی گذشته 4H

پ.ن: دیروز آرش با کریستین اینا رفت سینما، شام و گردش. ساعت 9 بود که برگشت خانه. والیبال را تماشا کردیم و کلی لذت بردیم. بعد آرش خوابید. نیم ساعت نگذشته بود که حالش همه جوره خراب شد!!!! یک ساعتی مشغول تمیزکاری بودیم!!!! خداروشکر زود خوب شد و امروز صبح روبراهِ روبراه بود.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما / کتاب سال
۱۳٩۳/۳/۱٧ :: ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ

خداروشکر آرش خیلی خیلی بهتر شده. تبش کامل قطع شده و خروسکش از بین رفته فقط گهگاه سرفه میکنه. نصف بیشتر امتحانات را تب دار و مریض داد و 5شنبه این سری تمام شد. 

امتحانات پایانی هفته دیگه شروع میشه و دوباره کار از نو روزی از نو.

این نقاشی آرش مربوط به ترم پیش است که به خاطر سفر نوروزی به تهران نصفه مونده بود و امروز کاملش کرد.

این آخر هفته برای تولد گابریل، سه تا پسرهای شیطون را بردم امارات مال. اینبار برنامه مثل همیشه بود با این تفاوت که فیلم How to train your dragon 2 را تماشا کردیم. قشنگ بود و شیطونکها لذت بردند.



موضوع مطلب : آرش / دبی / نقاشی / سینما

شنبه صبح آرش 9 تا 11 کلاس شنا داشت. دو دقیقه دیر رسیدیم سر کلاس و سارا اجازه نداد آرش تمرین کنه!! با حالی گرفته برگشتیم خانه.

تا 12 استراحت کردیم و بعد راهی امارات مال شدیم. کلاس نقاشی آرش که برگزار شد، رفتیم من یک کلینیک قرار داشتم. آرش منتظر شد تا کارم تمام شد و بعد برگشتیم خانه.

یکشنبه صبح آرش 6 تا 8 کلاس داشت. برای اینکه ماجرای دیروز تکرار نشه از نزدیک 5 بیدار شدیم و آماده شدیم. رفتیم دنبال کریستین و سه تائی راهی کلاس شنا شدیم. 

بعد از کلاس کریستین و گابریل با ما آمدند و رفتیم امارات مال.

اول رفتیم بلیط فیلم X-Men Days of Future را  برای ساعت 11 گرفتیم. بعد صبحانه، بعد خرید اسباب بازی از Toy Store که قسمت مورد علاقه‌ی این گردشهای دسته‌جمعی برای هر سه‌تاشون است. بعد هم سینما. بر خلاف انتظارم فیلم خیلی قشنگی بود و به همه‌مون خوش گذشت. گابریل تمام مدت رو پای من نشسته بود و نصف فیلم را هم خوابید نیشخند

 

بعد هم ناهارشون را دادم و رسوندمشون خونه پیش مامان‌شون. من و آرش هم تندی راهی خانه شدیم. دو ساعت وقت داشتیم که تمیزکاری کردیم.

نیکلاس ساعت 4:30 آمد برای کلاس فرانسه. من هم سردرد شدیدی داشتم که استراحت کردم.

نیکلاس که رفت با آرش رفتیم ابن‌بطوطه. شام را با خاله شهزاد اینا آنجا خوردیم. مرسی خاله شهزاد عزیز از هدیه بسیار زیبای تولدم. خیلی قشنگ بود.

بعد هم راهی فرودگاه شدیم. آرش توی راه تو ماشین خوابید و باباجلالش را تا صبح امروز ندید.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما / آموزشی
۱۳٩۳/٢/۱٩ :: ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ

امتحانات آرش پنجشنه تمام شد و دوتائی یک نفس راحت کشیدیم.

امروز صبح زود مسابقات Speedo برگزار شد. این مسابقات بیشتر برای شناگران تازه‌کار بود و هدف هم این بود که با فضای مسابقه آشنا شوند، مدال بگیرند و براشون انگیزه ایجاد شود. سطح مسابقات نسبت به مسابقات قبلی پائینتر بود. هر چهار مدل شنا بین پسران و دختران 6 تا 10 سال 25 متر برگزار شد.

اول تیم ها خودشون را گرم کردند و بعد دسته دسته مسابقات مختلف برگزار شد. آرش در گروه پسرهای 9 ساله، در شنای پروانه اوّل و در کرال سینه و کرال پشت، دوّم و در قورباغه با چند صدم ثانیه اختلاف چهارم شد و در مجموع یک مدال طلا و دو مدال نقره گرفت.

و

و

سارا، آرش، اسما و کریستین

و این هم کل مدال آوران موسسه Absolute Swiming Academy

بعد هم شناگران را به دسته های چهارتائی تقسیم کردند و Relay برگزار کردند و تیم چهارنفره ی آرش، کریستین، اسما و آنتونیو اول شدند و جایزه گرفتند.

بعد از مسابقه جلال را رسوندیم سر کار و من و آرش با کریستین و گابریل رفتیم امارات مال. کمی تو Toy Store چرخیدیم بعد فیلم The Amazing Spider Man 2 را دیدیم. قشنگ بود. تمام که شد رفتیم ناهار خوردیم و حدود 5 بود که دیگه مامان بابای کریستین آمدند دنبالشون. 

 

پ.ن:

در شنای پروانه آرش بین کل شناگران دختر و پسر 6 تا 10 ساله، اول شد.




موضوع مطلب : مدال / مسابقه / آرش / سینما
۱۳٩۳/۱/۳۱ :: ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ

5شنبه 5:30 صبح با آرش رفتیم دنبال کریستین و راهی استخر شدیم. بعد از گرم کردن و یک کوچولو شنا کردن، تمام مدت سارا روی شیرجه بچه‌ها کار کرد و از پیشرفت محسوس و قابل توجه آرش و تلاش زیادش در طول کمپ یک هفته‌ای کلی تعریف کرد.

بعد از شنا آرش را رساندم مدرسه. زنگ ورزش هم شنا داشت و مربی‌شون دسته دسته از همه بچه‌ها مسابقه گرفته بود و آرش در تمام مسابقات برنده شده بود. اینگونه شد که وروجک به تیم شنای مدرسه هم راه پیدا کرد و اولین مسابقه‌ی مدرسه در تاریخ دهم ماه می برگزار خواهد شد. 

جمعه وروجک طبق عادت صبح زود بیدار شد و بعد از مدتی دیدم آمد سراغ من که حالم روبراه نیست. خلاصه از صبح تا ساعت 2 گلاب به روی همگی، بارها و بارها بالا آورد و کوچکترین چیزی نتونست بخوره. ناراحتبعد از آن یک کوچولو ماست خورد و دو ساعتی خوابید خوشبختانه سرحال بیدار شد و دیگه حالش کاملاً خوب شده بود.

برای ساعت 7 با خاله شهزاد اینا دبی مال قرار گذاشتیم و بعد از شام رفتیم Rio2 را سه بعدی دیدیم. به نظر من خیلی قشنگ بود.


بعد از فیلم با آرش دوتائی رفتیم هملیز. سرگرمی این روزها، بافتن دستبند و جاکلیدی و .... با نخ‌های رنگی و کش‌های رنگین کوچک با استفاده از یک وسیله به نام Loom است. خوشبختانه آنجا براش پیدا کردم و گرفتم.

حالا سرش حسابی گرم شده. میره از Y o u T u b e مدلهای جدیدش را درمیاره، درست میکنه و کلی هم کیف میکنه. 

شنبه 9 تا 11 کلاس شنا داشت. بعد آمدیم خانه و من مشغول تمیز کاری شدم تا بعدازظهر. 2 تا 3:30 کلاس نقاشی داشت و بعد بلافاصله آمدیم خانه و منتظر نیکلاس معلم فرانسه‌ی آرش شدیم که نیامد.

این هم اثر هنری این هفته:



موضوع مطلب : دبی / سینما / آموزشی / نقاشی
۱۳٩٢/۱٠/٢۳ :: ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ

یکشنبه تعطیل بودیم. نزدیک ظهر با هما و هیراد گل و یک خانواده از دوستانِ هما تو دبی مال قرار داشتیم. پسرها بعد از ناهار با بابای بردیا رفتند سینما، فیلم Justin and the Knights of Valour را تماشا کردند و لذت بردند.

ما خانمها هم از فرصت استفاده کردیم و تو مال چرخیدیم تا فیلم تمام شد.  بعد از فیلم از هم جدا شدیم و من و آرش بعد از خرید هفتگی راهی خانه شدیم.

تا رسیدیم خانه به آرش گفتم کیفش را مرتب کنه و برنامه درسی فردا را بچینه. دوشنبه صبح هم یک نگاه تندی به کیفش کردم و به نظرم رسید که همه چیز مرتب است.

بعد از خواب بیدارش کردم که برای مدرسه آماده بشه لباسهای فرمش را که می پوشید پرسید امروز چند شنبه است؟!  تازه دوتائیمون متوجه شدیم که امروز دوشنبه است!! بدو بدو برنامه درسی روز دوشنبه را به جای یکشنبه چیدیم تو کیفش و راه افتادیم. خطر از بیخ گوشش گذشت چون فقط دو تا درس مشترک بین دو روز بود.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما
۱۳٩٢/٦/۱٠ :: ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ

آخر هفته بعد از مدتها با ماهـــا قرار گذاشتیم که بریم سینما. بعد از اینکه قرار را فیکس کردیم، یکی از همکارانم برای شام باربکیو کنار استخر دعوتمون کرد و مجبور شدیم سینما را کنسل کنیم چون هیچکدام از فیلمها ساعتش دیگه به برنامه مون نمیخورد، با این حال فقط در دبی مال کمی چرخیدیم و بعد راهی خانه شدیم، بعد از حاضر شدن با ماهـــا راهی مهمانی شدیم و شب خوبی را در کنار دوستان گذراندیم.

شنبه نزدیک ظهر اول باباجلال را رساندیم دانشگاه. بعد من و آرش دو تائی راهی امارات مال شدیم تا از آخرین شنبه راحت و بدون هیچ کلاس آموزشی قبل از شروع مدرسه ها لذت ببریم.

اول رفتیم سینما. 

فیلم Despicable Me 2 درست مثل قسمت اوّلش کمدی و بامزه بود. باعث شد کلی بخندیم. بعد هم رفتیم خرید هفتگی را انجام دادیم و برگشتیم خانه. 

امروز ظهر از ساعت ناهار استفاده کردم و رفتم دنبال آرش با هم رفتیم مدرسه تا کلاسش را پیدا کنیم. امسال کلاس 4H است و معلم دروس اصلی ش یک آقای خیلی جوان به اسم Mr. McKen بود که خوشبختانه لهجه ی خیلی خوبی هم داشت.

از بچه های سالهای قبل یکی دو تا شون با آرش همکلاس هستند و زیاد غریبی نخواهد کرد. 

کمی که حال و احوال کردیم معلمش پرسید کتابهای آرش را تحویل گرفتم یا نه؟!! تازه آنجا بود که متوجه شدم مثل پارسال نیست که همان روز اول سر کلاس کتابها را تحویل بگیرند!!!! باید خودمون کتابها را از قبل میگرفتیم و من حتی رسید پرداختش هم همراهم نبود!!!! خلاصه با بدبختی رفتیم حسابداری فیش پرداخت را مجدداً پرینت گرفتیم و رفتیم کوه کتابها را هم از کتاب فروشی مدرسه تحویل گرفتیم، سریع برگشتم آرش را گذاشتم پیش باباجلالش و خودم برگشتم سرکار.

پ.ن: ساعت 8 آرش خوابید تا فردا صبح زود سرحال بیدار بشه و بره مدرسه.

پ.ن: در اثر یک بی احتیاطی دوربین از دستم افتاد و لنز نازنین ش آسیب دید و کلی حالم گرفته شد.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما / مدرسه
۱۳٩٢/۱/٢۸ :: ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ

ترم سوم مدرسه از یکشنبه چهاردهم آپریل شروع شد و یواش یواش برگشتیم به دور تند و یکنواخت زندگی. هفته اول برگشتنمون از ایران آرش با باباجلالش ه روز رفت سرکار و انصافاً کارمند کوچولوی خوبی بود و زیاد باباجلال را اذیت نکرده بود!

جمعه دعوت شدیم تولد ماهـــا منزل یکی دیگه از همکاران که در جمع دوستان و همکاران سابقم حسابی خوش گذشت و آرش هم با دوستهای دوقلوش مشغول بازی بود.

روز بعدش سفارش یک نی نی پسر را داد که باهاش دوقلو بشه و بتونند دوتایی با هم بازی کنند!!!! متفکر

شنبه کلاسهای آموزشی نصفه و نیمه شروع شد. صبح ژیمناستیک را رفتیم. بعد دو تائی با هم رفتیم سینما. انیمیشن سه بعدی The Croods را دیدیم که بسیار بسیار زیبا و آموزنده بود.

بعد هم کلاس نقاشی داشت و تمام که شد خسته و هلاک برگشتیم خانه.

دیگه اتفاق خاصی نیفتاد تا زلزله!!!!

سه شنبه ظهر مشغول کار بودم که یک آن متوجه شدم میز، صندلی، در، تخته و ... داره تکان تکان میخوره!!! برای چند لحظه ای مغزم کامل از کار افتاده بود و تمام عزیزانم را جلوی چشمم تصور کردم تا بالاخره میان بهت و ترس ما لرزشها تمام شد و همه چیز ثابت شد!! تازه خوبه که دفتر ما طبقه همکف است. اگه آن موقع تو خونه و طبقه 63 بودیم که دیگه واویلا!!! استرس

عصری که جلال رفته بود دنبال آرش گفت که دو هزار تا بچه با لباسهای یک مدل تو زمین فوتبال مدرسه جمع شدند بعد از کلی گشتن آرش خان را به جای زمین فوتبال، تو سالن ورزش مشغول بازی پیدا کرده بود!!!!!! اینچنین بچه عاقلی داریم ما!!! متفکر

پ.ن.1: شنبه آینده مسابقات ژیمناستیک ِ بین مدارس شویفات تو ابوظبی برگزار میشه که آرش هم تو تیم مدرسه دبی انتخاب شده. تا امروز همه چیز عالی بود ولی تو تمرین امروزش رگ پاش کشیده شده و درد داره نمیدونم میتونه تا شنبه روبراه بشه یا نه؟!!

پ.ن.2: کارت اعتباری HSBC مون را فقط به خاطر مــــلـیـت ایـــــرانـــــی!!!! دیروز بستند. ناراحت



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / سینما