Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳٩٥/۱/۱ :: ٩:٠٠ ‎ب.ظ

آغاز سال 1395 مبارک باد. قلب

سالی پر از شادی، سلامتی و خوشبختی برای همه‌ی عزیزانم آرزو دارم. قلب

پ.ن: ما روزهای خیلی خیلی شلوغی را داریم می‌گذرونیم. آرش روزی سه یا چهار امتحان داره... فشرده و سخت باید درس‌ها را مرور کنه. تا آخر هفته درگیر هستیم و بی‌صبرانه منتظر آخر هفته چشمک



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها / نوروز
۱۳٩٤/۱٠/۱۳ :: ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ

سال 2016 میلادی در حالی آغاز شد که از دو سه ساعت قبل از تحویل سال، هتل آدرس در دبی مال و روبروی برج خلیفه آتش گرفت و همه‌ی برنامه‌های آتش‌بازی و ... را تحت تاثیر قرار داد.

ما هم که قرار بود نیمه شب پیاده بریم ساحل نزدیک خانه و آتش‌بازی هتل آتلانتیس و ساحل JBR را تماشا کنیم، نظرمون عوض شد. ماندیم خانه و اخبار را دنبال کردیم.

و این‌گونه بود که سال 2016 میلادی در میان شعله‌های آتش و دود آغاز گردید.

جمعه را به استراحت و خرید هفتگی گذراندیم. شنبه هم از صبح مشغول درس‌خواندن شدیم تا بعدازظهر. بعد با آرش با Tram دوتایی رفتیم JBR برای کلاس پیانو. 

معلم دوست‌داشتنی پیانوی آرش "میس مارتینا" رفته و به جاش یک معلم روسی آمده به نام میس الکساندرا که خیلی سخت‌گیر است و به نظرم آرش را کمی کلافه کرده. امیدوارم که بتونه باهاش کنار بیاد. 

از یکشنبه هم زندگی روی روال همیشگی افتاد. کلاس‌ شنای صبح زود، مدرسه، امتحان و بدو بدوهای همیشگی....



موضوع مطلب : آرش / مناسبتها / آموزشی
۱۳٩٤/۱٠/٥ :: ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ

یلدا یعنی بهانه‌ای برای در کنار هم شاد بودن و زندگی یعنی همین بهانه‌های کوچکِ گذرا. 

در آغاز زمستان، هرگز زمستانی مباد بهار آرزوهای‌تان.

یلدا مبارک.

 پ.ن: عکس‌های آپلود شده مربوط به سه ماه اخیر کلاً پریده دل شکسته و منتظرم ببینم که درست می‌شه یا باید به مرور جایگزین‌شون کنم!!! 



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها
۱۳٩٤/٧/٤ :: ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ

تعطیلات عید قربان امسال برای ما 4 روز شد. از چهارشنبه تا شنبه تعطیل شدیم. البته فقط کار و مدرسه وگرنه کلاس‌های آرش همه‌ش برگزار شد.


روز پنج‌شنبه من، آرش را با کریستین و گابریل بردم امارات مال. اول رفتیم سینما. انیمیشن کارتونی Hotel Transylvania 2 را تماشا کردیم. قشنگ بود و لذت بردیم. بعد هم رفتیم Lego Shop که جدید باز شده. نفری یک کادوی کوچولو براشون گرفتم. بعد رفتیم ناهار Chilis.

بعد از ناهار هم کریستین اینا را رساندیم خانه و هلاک و خسته برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها / سینما
۱۳٩٤/٤/٢۸ :: ٤:۳۳ ‎ق.ظ

برای تعطیلات عید فطر امسال برنامه‌ی خاصی داشتیم، تمام تلاش‌مون را هم کردیم ولی متاسفانه قسمت نبود، جور نشد و ما تنها موندیم.

عید فطر را در امارات روز جمعه اعلام کردند، بنابراین من تعطیلیِ اضافه ندارم و مثل هر هفته فقط جمعه و شنبه تعطیل هستم. ولی جلال این هفته کامل تعطیل است و با آرش دو تایی استراحت و تفریح می‌کنند.

آرش پنجشنبه با من و جمعه با باباجلال رفت استخر و کمی بازی کرد.

امروز شنبه باباجلال را رساندیم سرکار و خودمون رفتیم دبی مال. بعد از ناهار دوتایی رفتیم سینما و انیمیشن Minions را 3D تماشا کردیم. 

قشنگ بود و لذت بردیم. بعد از سینما هم تو دبی مال کمی برای خودمون گشتیم. حسابی شلوغ و غیرقابل تحمل بود.

بعد رفتیم دنبال باباجلال و سه تایی برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / سینما / دبی / مناسبتها
۱۳٩٤/۱/۱ :: ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ

سال نو مبارک قلب

محفل آریایی‌تان طلایی، دل‌تان دریایی، شادی‌های‌تان یلدایی و نوروزتان شیدایی باد.

آرزو دارم نوروزی که پیش رو دارید، آغاز روزهایی باشد که آرزو دارید. قلب

سال 1393 برای من تلخ‌ترین سال عمرم بود. سالی که عزیزترین و محکم‌ترین تکیه‌گاه‌م را از دست دادم. سالی که برای همیشه گوشه‌ی از قلب‌م جریحه‌دار شد و هر لحظه و هر دم یاد فرشته نازنین آسمانی‌ام قلب‌م را فشرده و چشمان‌م رو مملو از اشک می‌کند. نوروز امسال بدون حضور مامان نازنین‌م برای من تلخ‌ترین نوروز عمرم بود و با بغضی سنگین و قلبی دردمند به استقبال سال جدید رفتم. 

آرش امـــا این روزها درگیر امتحانات پایان ترم است. مدرسه‌اش تعطیل شده و فقط ساعت‌های امتحان میره مدرسه و یکی دو ساعت بعد برمی‌گردد. به محض تمام شدن امتحانات‌ آرش راهی تهران خواهیم شد تا چند روزی را در کنار عزیزان‌مون بگذرونیم. 

پ.ن.1: دور نهایی مسابقات فوتبال زیر 10 سال مدارس شویفات بین مدارس منتخب شویفات امارات (دبی و راس الخیمه)، قطر، مصر، آلمان، لبنان، عمان و ... دهم و یازدهم ماه آپریل در شویفات شارجه و DIP دبی برگزار خواهد شد. آرش با عشــق و علاقـه داره برای این مسابقات روز شماری می‌کند.

پ.ن.2: ورودی‌های مسابقات شنای بین‌المللی دو روزه‌ که هشتم و نهم ماه می در ابوظبی برگزار خواهد شد، مشخص شده و آرش برای 9 مسابقه جواز ورود گرفته. در واقع بیشترین ورودی بین کل شناگران Absolute را آرش داره و بعد از آرش، کریستین با 7 مسابقه. این در حالی است که خیلی از شناگران حتی نتوانستند در یک مسابقه شرکت کنند! 

پ.ن.3: چند سال پیش عکس آرش را برای یک مسابقه مربوط به یک موسسه‌ی مدلینگ فرستاده بودم که آرش برنده شد و یک کلاس مجانی به‌ش هدیه دادند. از کلاس که اصلاً خوشش نیامد ولی اسم‌ و مشخصات‌ش در آن موسسه ثبت شد. هفته پیش یک ایمیل گرفتم که برای یک آگهی تبلیغاتی دنبال کسی با مشخصات آرش می‌گردند و مربوط به شنا و ... است. 5شنبه آرش تست داد و اگه انشاءالله انتخاب بشه، از ایران که برگردیم باید بره برای فیلم‌برداری.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها / دلتنگی
۱۳٩۳/۸/٩ :: ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ

امروز را برای تغییر روحیه‌ی آرش با خاله هما، هیراد جون و یک گروه از دوستان‌شون در Al Areesh Club گذروندیم. جشن هالویین بود و آرش، هیراد و پسرها کلی با هم بازی کردند و ما هم گپ زدیم.

آخرش هم دسته‌جمعی رفتند Trick or Treat و بعد از یک ساعت با یک بسته پر از شکلات برگشتند.

دوستِ باباجلال، عموعباس هم دو سه روزی است اینجا مهمان ما هستند. بعد از مراسم رفتیم ایکیا پیش‌شون و دیر وقت بود که دیگه برگشتیم خانه.

پ.ن: مراسم چهلم مامانم هفته آینده است که من تنهایی میام و دو سه روزه برمیگردم. دل شکسته



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها / مهمان
۱۳٩۳/٢/٢۳ :: ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ

پدر راه تمام زندگیست، پدر دلخوشی همیشگیست.


روز مرد و روز پدر بر همه‌ی پدران ایران زمین بخصوص بر عزیزترینِ عزیزانم بابای گل و نازنینم که عاشقانه دوستشون دارم، جلال عزیزم و بزرگ مرد کوچکم آرش مبارک. 


زندگی‌ را نفسی ارزش غم خوردن نیست،

عزیز دلم آرزویم این است، آنقدر سیر بخندی که ندانی غم چیست.



موضوع مطلب : مناسبتها
۱۳٩۳/٢/٢۳ :: ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ

پدر راه تمام زندگیست، پدر دلخوشی همیشگیست.


روز مرد و روز پدر بر همه‌ی پدران ایران زمین بخصوص بر عزیزترینِ عزیزانم بابای گل و نازنینم که عاشقانه دوستشون دارم، جلال عزیزم و بزرگ مرد کوچکم آرش مبارک. 


زندگی‌ را نفسی ارزش غم خوردن نیست،

عزیز دلم آرزویم این است، آنقدر سیر بخندی که ندانی غم چیست.



موضوع مطلب : مناسبتها
۱۳٩۳/۱/۳ :: ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ

پنجشنبه:

ایام نوروز و سال نو، شرکت ما و مدرسه آرش تعطیل نیست اما دانشگاه جلال تعطیل است. برای همین 5شنبه جلال آمد شرکت ما. کارمندان ایرانی را خوشبختانه مثل هر سال نصف روز تعطیل کردند. حدود ساعت یک درآمدیم و رفتیم امارات مال. تا تعطیل شدن آرش سه ساعتی وقت داشتیم که عیدی های آرش را خریدیم و همانجا چرخیدیم تا ساعت 4 که رفتیم دنبال آرش.

از آنجا که عمر ماهی اولمون خیلی کوتاه بود و پسرکمون حسابی غصه دار بود راهی آبشار شدیم و ماهی دوم و کم و کسری های سفره هفت سین را خریدیم. حدود ساعت 6 رسیدیم خانه. سه تائی سفره مون را چیدیم و آماده شدیم. کلاس پیانو را هم کنسل کردیم تا با خیال راحت به کارهامون برسیم.

با آرزوی سالی پر از شادی، سلامتی و موفقیت برای همگی به استقبال سال جدید رفتیم. خیال باطل

آرش عیدی هاش را کلی دوست داشت و هیجان زده شد ماچ

جمعه:

صبح حدود ساعت 10 بیدار شدیم و درسهای مربوط به امتحان Anthology را مرور کردیم. بعد از ناهار راهی Hamdan Sports Complex شدیم برای مسابقات Fast Fifties که مربوط به FINA بود و در کنار مسابقات جهانی شیرجه  (FINA/NVC Diving World Series Dubai 2014) قرار بود برگزار بشه.

دو تا مسابقه 50 متر کرال سینه و کرال پشت برگزار شد. آرش در کرال سینه تو گروه خودش دوّم و در کرال پشت اوّل شد.

 فیلم مربوط به کرال پشت (آرش نفر سوم سمت چپ) : BackCrawl 50M Competitions

نکته خوب اینجاست که رکوردهای هفته قبل خودش را در کرال سینه 2 ثانیه و در کرال پشت 4 ثانیه کاهش داد و مورد تشویق مربی ش سارا قرار گرفت.

بعد از مسابقه رفتیم خرید هفتگی را انجام دادیم و فرصتی برای مرور بقیه درسها نشد. این بار نمیدونم چرا اینقدر خونسرد هستم. یک هفته پر از امتحان با سرفصلهای خیلی زیاد در پیش داریم ولی همه را به امان خدا رها کردم. نیشخند

شنبه:

صبح یک ساعت شنا بعد ژیمناستیک داشت. از آنجا رفتیم امارات مال و ادامه انتالوژی و کمی از گرامر را خواندیم تا کلاس نقاشی. بعد از کلاس نقاشی رفتیم جبرانی کلاس پیانو پنجشنبه. 5:15 دیگه رسیدیم خانه و بعد از کمی استراحت مشغول مرور بقیه گرامر شدیم. شام را هم دوتائی با همدیگه بین درسها درست کردیم. 

پ.ن: هنوز بلیط تهران گیرمون نیامده و سفرمون در هاله ای از ابهام است. دل شکسته



موضوع مطلب : آرش / دبی / مسابقه / مناسبتها
۱۳٩۳/۱/٢ :: ٩:٠۸ ‎ب.ظ

برایت رویاهایی "آرزو" میکنم تمام نشدنی !!!
و "آرزو"هایی پرشور که از میانشان چندتایی برآورده شود
برایت "آرزو" میکنم که دوست داشته باشی آنچه را که باید دوست بداری
و فراموش کنی آنچه را که باید فراموش کنی 
برایت شوق "آرزو" میکنم
آرامش"آرزو" میکنم
اما بیشتر برایت "آرزو" میکنم که خودت باشی..."آرزوی من"

سال نو مبارک قلب



موضوع مطلب : مناسبتها / دبی
۱۳٩٢/۱٢/٢۸ :: ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ

اسفند رو به پایان است
وقت کوچ کردن به فرودین است
وقت بخشیدن و صاف کردن دل
پس مرا ببخش : اگر سهواً با نگاهی یا صدایی یا زبانی بر دلت ترکی انداخته ام . . .

سال نو مبارک قلب



موضوع مطلب : مناسبتها
۱۳٩٢/۱٢/۱٦ :: ٢:٥۸ ‎ب.ظ

جشن تولد 9 سالگی آرش در رستوران Rainforest Cafe دبی مال در کنار تعدادی از دوستان عزیز و ماه و همکلاسی های مدرسه ش برگزار شد. 

اینم گزارش تصویری جشن:

نه سالگیت مبارک عزیز دلم قلب

قلب

قلب

قلب

قلب

قلب

با توجه به اینکه باباجلال دانشگاه گرفتار بود و در جشن آرش نبود، قرار شد که دوشنبه روز واقعی تولدش دوباره یک جشن کوچولوی سه نفری بگیریم و از آنجائیکه این روزها عاشق کفشهای فوتبال نایک است امسال دو جفت کفش (یک جفت سفید برای مدرسه و یک جفت آبی و سبز فسفری برای بیرون) از من و باباش کادو گرفته و انگار که همه دنیا را بهش دادیم. مبارکت باشه عزیزم.

مرسی خاله شهزاد و شارین گل، مرسی خاله هما و هیراد گل، مرسی خاله سنی، مرسی ماها جون و ... بابت هدیه های بسیار زیباتون. آرش تک تک ش را دوست داشت. انشاءالله در شادیهاتون جبران کنیم.

جای همه عزیزانی که نبودند خالی. قلب



موضوع مطلب : آرش / دبی / تولد / مناسبتها
۱۳٩٢/٩/۳٠ :: ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ

آخرین جلسه کلاس شنا شنبه صبح زود بود که با توجه به اینکه سیستم گرمایشی استخر مشکل داشت و آب خیلی سرد بود، سارا کلاس را تعطیل کرد و ما خوشحال و خندون برگشتیم خانه تا به ادامه خوابمون برسیم نیشخند

رکوردهای این ترم آرش:

  1. 50 متر کرال سینه: 50.92
  2. 100 متر کرال سینه: 1.53.21
  3. 200 متر کرال سینه: 4.23.95
  4. 50 متر کرال پشت: 1.14.16
  5. 100 متر کرال پشت: 3.30.10
  6. 50 متر قورباغه: 1.11.02
پارسال مامانم یک کفش فوتبالی رونالدو از نایک برای آرش گرفته بودند سایز 32. یک مدتی توی کمد بود و آرش پاهاش 30-31 مانده بود و هی آن را می آورد تست میکرد و من تا اندازه اش نشد اجازه ندادم بپوشه نیشخند 
 
دیروز متوجه شدم پاهاش شده 33.5!!! آنهم در عرض دو سه ماه!  آنقدر ریزه میزه است و تغییرات سایزش آروم است که اصلاً باورم نشد که بالاخره جوجه ی ما هم داره بزرگ میشه. قلب
 

در آغاز زمستان هرگز زمستانی مباد ، بهار آرزوهایتان

یلدا مبارک دوستان عزیزم قلب

پ.ن: در کنار مامانم بلدا را جشن گرفتیم و جای تمام عزیزانی را که نبودند خالی کردیم. کلی هم از دست آرش و نیت ش برای فال حافظ  که مثلاً یواشکی فقط به من گفت، خندیدیم. امیدوارم که به تک تک آرزوهای بزرگ و کوچک دلت برسی عزیزدلم. ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان / مناسبتها

روز سوّم تعطیلات به مناسبت روز ملی امارات از ساعت 8 تا 11 در مدرسه آرش برنامه ای جالب و متنوع برگزار میشد که با وجود خستگی و خواب آلودگی زیاد، به اصرار آرش دوتائی راهی شدیم. 

آرش دوست صمیمی امسالش گرانچ را پیدا کرد و دوتائی مشغول بازی شدند. بازی هایی که شرکت کردند: شوت به دروازه، طناب کشی، برداشتن سیب بدون کمک دست از داخل سطل آب با کمک دهان و ... 

مهمان افتخاری مراسم میشل سالگادو بازیکن سابق تیم رئال مادرید بود که فرزندانش میگل و ماریا در مدرسه شویفات درس میخوانند و قسمت فوتبال و شوت به دروازه ها را مدیریت میکرد.

تا نزدیک 11 آنجا بودیم و بعد راهی خانه شدیم. 

بعدازظهر هم دوباره دو ساعت (5 تا 7) کلاس شنا داشت که من بیشتر از خودش هلاک شدم. دو ساعت شنا به نظرم خیلی طولانی تر و کشدارتر از همیشه بود. بعد از کلاس رفتیم دنبال جلال. منتظر شدیم تا کارش تمام شد و حدود 10 بود که دیگه راهی خانه شدیم.

تعطیلات مثل همیشه به سرعت برق و باد گذشت و امروز برگشتم سر کار. امــّا آرش و جلال هر دو امروز را هم تعطیل بودند. نزدیک 11 دوتائی آمدند شرکت ما. جلال به کارهاش رسید و آرش هم با بازی و شیطنت من را تقریباً از کار بی کار کرد و یک کوچولو هم البته امتحانات فردا را دوره کرد.

پ.ن: اقامت آرش شکر خدا برای سه سال دیگر 5شنبه تمدید شد و فعلاَ خیالمون راحت شد.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها / تعطیلات
۱۳٩٢/٩/٦ :: ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ

امشب دبی میزبانی Expo 2020 را برد و به همین مناسبت مدارس و موسسات آموزشی را تعطیل کردند و اینگونه شد که فردا جلال و آرش هر دو تعطیل هستند ولی من بیچاره باید برم سر کار.

جمعه و شنبه هم که کلاً همیشه تعطیل است. یکشنبه و دوشنبه هم به مناسبت روز ملی امارات تعطیل است. در نتیجه آرش از فردا تا دوشنبه یکسره تعطیل خواهد بود و حسابی خستگی امتحاناتش از تنش در میاد . امتحانات فردا هم به سه شنبه موکول شد.  (البته ما فقط جمعه تا یکشنبه تعطیل خواهیم بود)

بنابراین یک آخر هفته طولانی و پر بار در پیش داریم. قلب



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها

مدرسه آرش کل هفته آینده را به مناسبت عید قربان تعطیل است و من هم از دوشنبه به بعد تعطیل هستم. دیروز عمه شیرین آمد پیشمون و امروز هم عمه شادی، عمو پدرام به همراه کوچکترین پسرعمه ی پنهانی که هنوز خیلی مونده تا رویت بشه آمدند.

با این حساب یک هفته ده روز آینده مهماندار هستیم و خوشبختانه آرش چون تعطیل است، میتونه نهایت استفاده را از حضور عزیزانش ببره. قلب

پ.ن: امروز آرش منزل یکی از دوستهای مدرسه اش سمی دعوت بود که 2:30 بردیم گذاشتیمش آنجا و 7 رفتیم دنبالش. کلی بهش در کنار دوستانش خوش گذشته بود.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان / مناسبتها
۱۳٩٢/۳/٤ :: ٥:۳٦ ‎ق.ظ

دختر که باشی میدونی اوّلین عشق زندگیت پدرته

دختر که باشی میدونی محکم ترین پناهگاه دنیا آغوش گرم پدرته

دختر که باشی میدونی مردانه ترین دستی که میتونی تو دستت بگیری و دیگه از هیچ نترسی دستای گرم و مهربون پدرته

هر کجای دنیا هم که باشم، قویترین فرشته ی نگهبان من هستین پدر مهربونم

پدر نازنینم روزتون مبارک قلب

روز مرد و روز پدر را به دوّمین عشق زندگیم، جلال عزیزم هم تبریک میگم و آرزو میکنم که همیشه تنت سلامت، دلت شاد و لبت خندون باشه.

و امــــّا سوّمین عشق زندگیم، آقای آرش خان، این روز عزیز بر تو بزرگ مرد کوچکم هم مبارک باد. آرزویم این است که نرود اشک در چشم تو هرگز، مگر از شوق زیاد. نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز. ماچ



موضوع مطلب : دبی / مناسبتها
۱۳٩٢/٢/۱۱ :: ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ

آبی‌ترین، دریایی‌ترین و آسمانی‌ترین تقدسِ زندگی‌ام

مامان گل و نازنینم، روزتون مبارک . . . قلب

این روز عزیز را به تک تک دوستان گلم تبریک میگم. خدا را هزار مرتبه شکر میکنم که من را هم لایق مادر شدن دانست و فرشته نازنینی را بهم هدیه داد.

پ.ن: دیروز با گرفتن هدیه بسیار قشنگی از آرش و باباجلالش کلی سورپرایز و ذوق زده شدم. مرسی عزیزان من.ماچ



موضوع مطلب : آرش / مناسبتها
۱۳٩۱/۱٢/۳٠ :: ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ

نوروز 1392 مبارک باد. قلب

چه دعایی کنمت بهتر از این
خنده ات از ته دل  ،   گریه ات از سر شوق  ،   روزگارت همه شاد  ،   سفره ات رنگارنگ  و تنت سالم و شاد ... که بخندی همه عمر
سال نو مبارک.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها
۱۳٩۱/۱٠/۱٢ :: ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ

دوشنبه صبح با احساس سرماخوردگی از خواب بیدار شدم، به روی خودم نیاوردم. بعد از صبحانه اول رفتیم مدینه جمیرا. کمی چرخیدیم و از هوا و منظره های زیبای آنجا لذت بردیم.

و

و

آرش و دندانهای یکی بود یکی نبود مرتب خرگوشیش چشمک

بعد برای ناهار جای همگی خالی رفتیم رستوران BOB's در JBR. بعد چند دقیقه ای رفتیم کنار دریا.

و

یواش یواش دیگه سنگین تر شدم. برگشتیم خانه. دوش گرفتم و کمی استراحت کردیم. بعد تصمیم گرفتیم بریم دبی مال برای تماشای آتش بازی.

هشت رفتیم ماشین را ابن بطوطه پارک کردیم و با مترو رفتیم دبی مال.

دفعه اوّل و آخری بود که تو این جور مراسم شرکت کردیم. خیلی شلوغ و بهم ریخته بود و به طور کامل هم نتونستیم از زیبایی مراسم شب سال نو لذت ببریم.

مراسم که تمام شد یک ساعتی پیاده روی کردیم تا رسیدیم به ایستگاه مترو و با مترو برگشتیم ابن بطوطه. ماشین را برداشتیم و دو بود که خسته و هلاک و مریض احوال رسیدیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها

شش سال پیش در چنین روزی یک ایمیل به دستم رسید که یک متن جالب از یک وبلاگ شخصی بود و همان ایمیل اولین جرقه شروع وبلاگ نویسی من بود. برای اولین بار با وبلاگ و دنیای وبلاگ ها آشنا شدم.

همزمان شروع به تحقیق راجع به وبلاگ های مختلف کردم و با وبلاگهای مادران و کودکان آشنا شدم. آن موقع آرش یک سال و نیمش بود و در اوج شیرین زبانی و شیطنتش بود و به فکرم رسید که وبلاگ آرش را درست کنم.

آرش یک سال و نیمه

الان درست شش سالِ پر بار و پر از لحظه های شادی و غم سپری شده. آرش یک سال و نیمه آن موقع الان تبدیل به یک پسر شیطون و بازیگوش کلاس سومی شده و مهاجرت را تجربه کرده. با زبانها و ملیت های مختلف آشنا شده.

در طی این شش سال، از طریق وبلاگ آرش، با دوستان بسیار زیادی آشنا شدم. با شادیهاشون شاد و با غمهاشون غمگین شدم و اشکم سرازیر شد. دوستانی که از دنیای مجازی به واقعیت تبدیل شدند و من به داشتنشون افتخار میکنم.

از صمیم قلبم خوشحالم که این خانه مجازی را برای وروجکم درست کردم و مطمئنم در آینده گنجینه ای ارزشمند برای آرش خواهد بود.



موضوع مطلب : مناسبتها / تولد

5شنبه شب بعد از شرکت رفتم دنبال مامان اینا و همگی رفتیم ایکیا. یک دوری زدیم و تا نیمه شب تو فستیوال سیتی و هایپرپاندا چرخیدیم و بعد برگشتیم خانه.

جمعه صبح بعد از صبحانه، اول رفتیم مدینه جمیرا.

با اینکه هوا بسیار گرم بود، یک دور کوتاهی زدیم و بعد رفتیم سمت Magic Planet امارات مال. بچه ها یک ساعتی بازی کردند. با امتیازهای بدست آورده، تبدیل به دزان دریایی شدند.

و

اینجا هم خاله آزاده بیچاره مورد تهاجم دالتونهای ناقلا قرار گرفته!

بعد مامانی اینا را همانجا گذاشتم و بچه ها را بردم سینمای دبی مال. فیلم Ice Age 4 را من و آرش برای دوّمین بار با دالتونها دیدیم و باز هم لذت بردیم.

فیلم که تمام شد سریع برگشتیم امارات مال. مامانی اینا را برداشتیم و ساعت 7 بود که دیگه آمدیم خانه.

بعد از آن روی دور تند افتادیم. چمدانها بسته شد و همه چیز برای وداعی سخت آماده شد.

همیشه این قسمت مهمان داشتن را دوست ندارم و دلم روزهای آخر به شدت گرفته است. اینبار هم مثل همیشه غمگین مسافرهامون را به امید دیداری دوباره بدرقه کردیم و دلگیر برگشتیم خانه. آرش توی ماشین خوابش برد.

پ.ن.1: امشب به مناسبت هفت و نیم ساله شدن آرش رفتیم رستوران Bob's در JBR و یک جشن سه تایی گرفتیم. مبارکت باشه عزیزم. ماچ

پ.ن.2: من طبق عادت هر دوره روی یک موضوع خاص تمرکز میکنم و کلی لذت میبرم. مثلاً یک زمانی دنبال جمع کردن رمانهای لاتین و کتابهای کودکان (از طریق سایت Bookcrossing) بودم الان بی اغراق حدود 1000 تا کتاب انگلیسی دارم، یک زمانی دنبال عروسکهای کوچولوی شانسی بودم، یک زمانی دنبال دوست مکاتبه ای، یک زمانی اسکناسهای کشورهای مختلف را Swap میکردم، یک زمانی برچسب های کارتونی و ...

آخرین علاقه مندی م عروسکهای چوبی معروف به یام یام است که با دستبرد به اموال مامانم و با گرفتن دو تا از آنها جمع آوری شون را شروع کردم و الان صاحب کلکسیون بالا شدم که پارسا ی هنرمندم نقاشی شون کرده.

پ.ن.3: و امّــــا تبریک مخصوص و ویژه به خاله آزاده گـــل که در کنکور کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد قبول شده و نتیجه یک سال تلاش و پشتکارش را گرفت.

مبارکت باشه خواهری. امیدوارم موفق باشی عزیزم. ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها / مهمان
۱۳٩۱/٦/۱٤ :: ٧:٠٠ ‎ب.ظ

به سرعت برق و باد ده سال گذشت.

برای همراه همیشگی، تکیه گاه امن و استوار زندگیم سلامتی، شادی و آرامش آرزومندم. قلب



موضوع مطلب : دبی / مناسبتها
۱۳٩۱/۳/۱٦ :: ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ

دلم برای کسی تنگ است که با مهربانی بی پایانش مرا در عشقش غرق می کند…
دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …
دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد…
دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…
دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد …
دلم برای کسی تنگ است که چشمانم، چشمانش را می طلبد …
دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…
دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است…
دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگی ام ست…
دلم برای کسی تنگ است……………..از میان فرسنگ ها فاصلـ ـ ـهـ …!

پدر نازنینم، عاشقانه دوستتان دارم. روزتان مبارک. ماچ 

 

جلالم! همراه لحظه لحظه های غم و شادی زندگی من،

تکیه گاه استوارم روزت مبارک. ماچ

بزرگ مرد کوچک من روزت مبارک. ماچ از صمیم قلب از خدا میخوام که وقتی بزرگ شدی، درست مثل بابابوی بی همتا و درست مثل باباجلال نازنینت بشی. مردی که بشه بهش تکیه کرد، افتخار کرد و عاشقانه دوستش داشت. خدا یار و یاورت عزیز نازنینم. ماچ

پ.ن: امروز من و آرش بعدازظهر رفتیم هدیه روز پدر برای باباجلال یک عطر Gentelman جیوانچی و یک شاخه گل رز گرفتیم. قلب



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها
۱۳٩۱/٢/٢۳ :: ۱:۳٩ ‎ب.ظ

امیدوارم زیباترین گلها زیر پاتون
قشنگترین چشمها بدرقه راهتون
زیباترین لبخند ها بر لبانتون و بالاترین دستها نگهبانتون

روزتون مبارک ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها
۱۳٩۱/۱/٢ :: ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ

سال نو مبارک. برای تک تک شما عزیزان سالی سرشار از شادی، سلامتی، خوشبختی و موفقیت آرزومندم. قلب

هفت سین 1391

روز اول فروردین از طرف شرکت به من دو سه ساعت مرخصی داده بودند، آرش مدرسه بود و  جلال هم تعطیل بود. بعد از تحویل سال، من و جلال راهی خرید شدیم تا تندی به کارهامون برسیم و بریم شرکت ِما که هرچه فکر کردم دیدم اصلاً حال نمیده که روز اول نوروز را برم سر کار اینه که زنگ زدم و مرخصی تمام روز گرفتم و با جلال تا تعطیل شدن آرش گشتیم و خرید بهاری کردیم بعد رفتیم دنبال شیطونکم.

آرش خانه که رسیدیم، سریع دوش گرفت و آماده گرفتن عیدیش شد.

براش از Gymboree یک ست کامل لباس بلوز، شلوارک و کاپشن و پیراهن روش را گرفته بودیم که خوشش آمد.

فردا انشاءالله آخرین امتحانش (دیکته) را میده و دیگه منتظر تعطیل شدن مدرسه نمیشیم، بعد از امتحان برش میداریم و راهی فرودگاه میشیم و تا چند ساعت دیگه به امید خدا بی حرف پیش در سرزمین مادری خواهیم بود. ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه / مناسبتها
۱۳٩٠/٩/۳٠ :: ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ

شب یلدا بر تک تک دوستان گلم مبارک باد قلب

چه دعایی کنمت بهتر از این که بخندی همه عمر، خنده ات از ته دل ، گریه ات از سر شوق، روزگارت همه شاد، سفره ات رنگارنگ و  تنت سالم و شاد ..... " عاشقتم عزیز دلم. ماچ

یکشنبه آرش با بابا جلال راهی دانشگاه شد و طبق معمول کارمند کوچولو شد. سه روز بعدی کمپ ورزشی ثبت نامش کردیم که خیلی راضی بود. یک روز برده بودنشون بولینگ و دو روز بعدی هم شنا، فوتبال، بسکتبال و ... که برای آرش بسیار مهیج بود.

امسال به اصرار آرش برای اولین بار درخت کریسمس گرفتیم و یک کوچولو تزئینش کردیم تا دل شیطونکم شاد بشه.

فردا ظهر انشاءالله مامانی ثریا، عمه اعظم و خاله پرستو میان پیش ما. امیدوارم این دو هفته براشون پر از خاطره های خوب خوب باشه، تنشون سلامت باشه و بهشون خیلی خیلی خوش بگذره. الهی آمین ماچ

این هم درخواست آقای آرش خان از جناب سانتا



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها
۱۳٩٠/۸/۱٠ :: ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ

امروز دهم آبان ماه دهمین سالگرد عقدمون بود. بعد از کار خسته و کوفته با یک کیک کوچولو سه تائی جشن گرفتیم.

آرش این روزها مشغول امتحانات است. وسواس عجیبی هم داره. مثلاً وقتی دیکته تمرین میکنه اگه یک کلمه هم یک کوچولو اشتباه بشه باید بره یک صفحه جدید از اول دوباره همه را بنویسه تا خوش خط و بدون اشتباه از آب در بیاد!!! گاهی دیگه من این مدلی میشم: کلافه

تو کلاسشون فکر کنم ازشون قول گرفتند که همه بچه ها نمرات فرانسه را بیست بگیرند و امروز داشتم کیفش را مرتب بمیکردم دیدم تو کیفش یک صفحه A4 پر از تمرین دیکته فرانسه است که گفت خودش انجام داده تا بتونه آن را هم بیست بگیره!!! امتحان اول فرانسه را که همه بچه های کلاس بیست شدند. فردا امتحان دوم است.

گزارش شنبه:

کلاس ژیمناستیک

و

کلاس بسکتبال

برای اولین بار سه به سه شدند و مسابقه دادند. آنقدر مسابقه خنده دار بود که معلم بداخلاقشون هم حسابی میخندید.

و کلاس نقاشی (به مناسبت هالوئین)



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مناسبتها
۱۳٩٠/٦/٢٢ :: ٩:٠٥ ‎ب.ظ

آخرین خبر اینکه وبلاگ آرش 5 ساله شد هورا

5 سال پیش به طور کاملاً اتفاقی با دنیای وبلاگ و وبلاگ نویسی آشنا شدم و تصمیم گرفتم برای آرش یک وبلاگ درست کنم و هدفم فقط ثبت خاطرات آرش بود.

بعد یواش یواش با دنیای مامانهای وبلاگ نویس آشنا شدم. یک دفعه متوجه شدم یک عالمه دوست ناشناس دارم که با شادیها و خوشی هاشون شاد و با غمها و مشکلاتشون غمگین میشم و اشکم سرازیر میشه.

قرارهای وبلاگی، تقدیر، سرنوشت و خیلی مسائل دیگه باعث شد که دوستی با چند تا از دوستان آنلاین فراتر بره و عمیق و خواهرانه بشه و من بینهایت از گرمی حضورشون، از حمایت و توجه شون، بودنشون و ... شکرگزار خداوند هستم.

درست است که این شیرینی گاهی با یک کامنت از یک آدم مریض، بد یا روان شاد، گاهی با یک قضاوت ناعادلانه و یک طرفه، گاهی با ... تلخ میشه ولی من قضاوت را به خدا میسپارم و نمیذارم تلخی بتونه جای شیرینی حضور اینهمه دوست گرم، صمیمی و مهربون را که عمیقاً در دل من جای دارند را بگیره.

برای تک تک تون بهترینهای دنیا را آرزومندم. بغل



موضوع مطلب : دبی / مناسبتها
۱۳٩٠/۳/٢٥ :: ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ
  •  پدر یعنی اصالت، شرافت، مهربانی، بزرگواری، از خودگذشتگی، وقار، صفا و ...
  • پدر یعنی درد کشیدن به امید لبخندی بر لبان فرزند دیدن
  • پدر یعنی دیوانه وار جوانی و عمر را در پای فرزند نثار کردن بی هیچ چشمداشتی
  • پدر یعنی ارزو داشتن آن چه خود نداشته برای فرزند
  • پدر یعنی قوت قلب اگه حتی صد سالت باشه و هر چی یا هرکی باشی
  • پدر یعنی عشق،عشق،عشق ...
آرش و بابابو بغل

 

پدرم دست پر مهرتون را می بوسم و از صمیم قلب عاشقتون هستم . دلم برای دیدن روی ماهتون و در آغوش گرفتنون یک ذره شده. دوستتون دارم. قلب
روزتون مبارک. بغل
جلالم روزت مبارک. من و آرش عاشقانه دوستت داریم و بهت افتخار میکنیم. ماچ


موضوع مطلب : دبی / مناسبتها
۱۳٩٠/۳/۱۱ :: ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ

روزت مبارک عشق من



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها
۱۳٩٠/۳/٢ :: ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ

بچه یعنی آغوش کوچکی از گرما و عشق و نیاز
یعنی نفسهای خفته خوشبو
یعنی آرزوهای کوچک از آینده‌ای بزرگ
یعنی دیدن عاشقانه‌ترین نگاه دنیا از بی‌تجربه‌ترین چشمها
*********
بچه یعنی تختخواب سه نفره
یعنی فراموش کردن زمزمه های شبانه
یعنی برای عشق ورزیدن تا فرصت خواب کوچک و نازکش منتظر ماندن
یعنی سراسیمه دویدن
*********
بچه یعنی عشق
یعنی بزرگترین تکه قلب دو نفر
یعنی تکه ای از قلبت ، برهنه در برابرت
یعنی عشق، عشق و عشق
*********
بچه یعنی آرزوی تنهایی دو نفره
یعنی اضطراب در وقت کوچکترین جدایی
یعنی" نمی دانم می خواهم بروم یا بمانم"
یعنی همه چیز با هم و در هم
*********
بچه بعنی غرور پروراندن یک مولود
یعنی افتخار کردن به قدمهای کوچک لرزان
یعنی بوسه چسبناک با طعم موز
یعنی " ماما دوچت دادم"
*********
بچه یعنی پوشک
یعنی هر روز غذا درست کردن
یعنی نگران هر لقمه غذای نخورده بودن
یعنی بوی مولتی ویتامین و قطره فروسولفات
*********
بچه یعنی تجربه لحظه های عجیب
یعنی نگاه کردن به قشنگترین موجود دنیا
یعنی تجربه خالصترین و بزرگترن عشق دنیا
یعنی کلمه زیبای"ماما" را اولین و آخرین دقیقه روز شنیدن
*********
بچه یعنی ...؟

مادر شین
قلب

روز مادر را اول از همه به مامان گلم و مامان گل همسرم و خاله نازیِ عزیز باباجلال که حکم مادر دوّم آرش را دارند تبریک میگم. یک دنیا سپاس از تک تک شما عزیزان. روی ماهتون را از دور می بوسم.قلب

بعد هم تبریک به تک تک دوستان گلم که سعادت مادر شدن را چشیدن. ماچ

روزتون مبارک. ماچ 

هستی من ز هستی اوست تا هستم و هست دارمش دوست ماچ



موضوع مطلب : دبی / مناسبتها
۱۳٩٠/۱/٢۱ :: ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ

فردا بعدازظهر مامانی ثریا، خاله آزاده و نورا خانم عزیز راهی سفر حج میشوند. از صمیم قلب براشون آرزوی سفری پر از خاطره های معنوی و زیبا دارم.

امروز دلم همش تهران و پیش شما عزیزان است و بغض سنگینی دارم.گریه البته آسمان هم حسابی باهام همراهی کرده و یک نفس باریده. یول

انشاءالله که به سلامتی به این سفر مقدس برین و برگردین. دوستتون دارم.ماچ

پ.ن: باز باران بارید، خیس شد خاطره ها، مرحبا بر دل ابری هوا، هر کجا هستی باش، آسمانت آبی و تمام دلت از غصه دنیا خالی. ماچ



موضوع مطلب : مناسبتها / تهران / دوری
۱۳۸٩/۱٢/٢٩ :: ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ

سالی که گذشت برای ما یک سال پر از فراز و نشیب بود. مژه

سال ٨٩ سالی بود که برای اولین بار در زندگی هشت نه سالمون یه جورایی به یک تار مو رسیدیم معلق وسط زمین و آسمون، بلاتکلیفاسترسگریه و البته متوکل به خدا ولی از آنجائیکه تا خدا نخواد هیچ برگی از درخت نمی افته برای ما هم اتفاق بدی نیفتاد و لطف خدا مثل همیشه شامل حالمون شد و تمام کارهامون روبراه شد یکی بعد از دیگری حتی بهتر از قبل! بغل

سال ٨٩ سالی بود که مادربزرگ عزیزم را برای همیشه از دست دادیم دل شکسته و یاد و خاطراتشون برامون تا ابد زنده خواهد ماند. روحشون شاد، یادشون گرامی قلب

سال ٨٩ سالی بود که برای آرش رشد و موفقیت بسیار زیادی را در برداشت. تو شنا، موسیقی، ورزش، درس و ...ماچ

سال ٨٩ سالی بود که آنچه را که همیشه ازش میترسیدم اتفاق افتاد و بالاخره وروجک آبله مرغان گرفت و مثل مامانش مارک دار شد. آخ

سال ٨٩ سالی بود پر از لحظه های شاد و غمگین. روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان به زمین افتاد و سالی دگر رسید.

سلامت
سعادت
سیادت
سُرور
سَروری
سبزی
و سَرزندگی
هفت سین سفره ی زندگیتان باد

سال نو مبارک. ماچ

پ.ن:

از آنجائیکه قطعاً فرصت نمیکنم به تک تک دوستان گلم سر بزنم، از همینجا سال 1390 را به شما عزیزان تبریک میگم. ممنون از اینکه همراه همیشگی من و آرش بودین. بهترین ِ بهترینها را براتون آرزومندم. امیدوارم که سالی سرشار از سلامتی، شادی، موفقیت و خوشبختی در پیش داشته باشین. ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها

سرفه های آقای آرش خان هنوز به طرز وحشتناکی ادامه داره و بخصوص شبها خیلی طفلکم را اذیت میکنه.

یکی دو روز بود که آرش میگفت دندون شیری فک پائینش درد داره. از دیروز متوجه شدیم که لق شده و امروز خودش خیلی راحت درش آورد و به این ترتیب حدود دو ماه مانده به شش سالگی اولین دندان شیریش را از دست داد قلب حالا دندونش را گذاشته زیر بالش و منتظر Tooth Fairy است تا براش هدیه بیاره. چشمک

آرش بی دندان چشمک

امروز عصر آرش کلاس پیانو داشت که با عمو محمد و خاله مرسده رفتیم. به خاطر مریض احوالیش و گرفتاری شدید من، این هفته زیاد تمرین نکرده بود و خانم معلمش تاکید کرد که باید بیشتر تمرین کنه چون قرار است آرش تو کنسرتی که میس بت برگزار میکنه یک آهنگ به انتخاب خود میس بت بزنه. مژه

بعد از کلاس رفتیم مرکاتو. آنجا با عمومحمدِ اوستا جون قرار داشتیم.

آرش و عمو محمدها چشمک

جای اوستا جون خیلی خالی بود تا با وروجک ما حسابی وروجک بازی در بیارن. قلب دو سه ساعتی گپ زدیم، شام خوردیم و بعد برگشتیم خانه. آرش همانجا از خستگی بیهوش شد و خوابید. خیلی هم این روزها بی اشتهاست. امروز نه ناهار خورده و نه شام. خدا خودش به خیر کنه. ناراحت

در ضمن امروز بلاخره مدال Student of the Week را از معلمش گرفت.

و امّا نکته آخر اینکه از یکشنبه این هفته کلاس شنا نیمه خصوصی آرش شروع شد و این بار با یک پسر بچه استرالیائی خیلی شیطون همسن و سال خودش هم گروه است که خیلی از جلسه اولش راضی بودیم. خوبیش اینه که هر دو تقریباً توی یک سطح هستند.

کلاسهای این دوره تو Emirates Gulf Club برگزار میشه که علاوه بر اینکه خیلی سرسبز و زیباست، آبش هم گرمه و اصلاً شیطونکم اذیت نشد.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان / مناسبتها
۱۳۸٩/۱٠/۱ :: ۱:۳۸ ‎ق.ظ

و امــــــّا

سریال مریضی در خانه ما همچنان ادامه داره و اینبار سراغ مامانم رفته است. استخوان درد، ضعف و ... که تازه روی صداشون هم اثر گذاشته. دل شکسته

با تمام این حرفها سه شنبه (30 آذرماه) وقتی از سرکار برگشتم اول رفتیم وافی.

و

و

تزئینات کریسمس در وافی امسال هم زیبا و باشکوه بود ولی پارسالی را من بیشتر دوست داشتم.

بعد هم رفتیم لامسی پلازا. تمام مدت مامان بدون اینکه اقرار کنند، مریض احوال بودند و من تنم در حال لرزیدن از خاطره تلخ سری قبل که دقیقاً همینطوری شروع شده بود و به کمای قند پائین ختم شده بود!!! و دعا به درگاه خداوند که دوباره اون لحظات تکرار نشه.

البته الان شکر خدا بهتر به نظر میرسند. انشاءالله که بیماری خیلی زود بره خیال باطلکه بتونند بیشتر از این دو هفته ای که اینجا هستند، لذت ببرند. الهی آمین. ماچ

♥♥♥♥♥یلداتون مبارک♥♥♥♥♥

چه دعایی کنمت بهتر از این که بخندی همه عمر، خنده ات از ته دل ، گریه ات از سر شوق، روزگارت همه شاد، سفره ات رنگارنگ و  تنت سالم و شاد ..... " 



موضوع مطلب : مناسبتها / آرش / بیماری / مهمان
۱۳۸٩/٤/٥ :: ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ

روز پدر بر تمام پدرهای گل، ماه و عزیز دنیا بخصوص بابابوی عزیز و باباجلال عزیزتر از جانمان مبارک باد. ماچ

کلاس شنای تابستانی شروع شده. دو جلسه اول محشر بود و با اینکه گرما و شرجی بودن هوا وحشتناک دیوانه کننده بود، حسابی لذت بردیم. 



و



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مناسبتها
۱۳۸٩/۳/۱۳ :: ٢:٠۸ ‎ب.ظ

در آسمان آبی دلم، جایی برای ابرها نیست.
مادرم! دعایم کن که با دعایت، دلم خانه دردها نیست.
عزیزترین عزیزانم، روزت مبارک.

روز مادر بر تک تک مامانهای گل و نازنین مبارک باد. ماچ 

هفته گذشته کلاس شنا

آرش و هوراد کوچولو

5شنبه هفته گذشته، الهه جون، هوراد کوچولو و مامان بزرگ مهربونش مهمانمان بودند. باهاشون کلی اینور و آنور رفتیم. آرش هم در فاصله کلاسهاش کلی با هوراد کوچولو بازی و شیطنت کرد و لذت برد. کلاس شنا و کلاس پیانو عالی برگزار شد.

جمعه صبح رفتیم دنبال هوراد جون اینا و بردیمشون Outlet Mall. تا ساعت 2 هم باهاشون بودیم، بعد رفتیم فرودگاه. بابابوی مهربون و مامان ثریای گل آمدند و کلی دل ما را شاد کردند.

شنبه صبح آرش توی مدرسه شو رقص داشت. با بابابو و مامانی رفتیم. خیلی بانمک بود.

   

 بعد رفتیم دنبال هوراد جون اینا. با هم رفتیم دریا. تا ساعت 3 آنجا بودیم. بعد برگشتیم خانه آماده شدیم. با باباجلال و دوستان خیلی ماهی رفتیم Dubai Mall. آنقدر تا شب خوش گذشت که حد نداشت. سینما فیلم Prince Of Persia را رفتیم. بعد قسمتهای دیدنی دبی مال را دیدیم. رقص نور و آب را ضمن خوردن شام دو سه بار تماشا کردیم. ولی واقعاً آدم از یک لحظه بعدش هم خبر نداره!!!!!

بعد با یک دنیا خاطره خوش برگشتیم خانه که تلفن زنگ زد و خبر فوت مادر بزرگ عزیزم نقطه پایان سفر کوتاه مامانی و بابابو بود.  تا صبح خوابمون نبرد.

یکشنبه صبح با دلی غمگین و چشمانی گریان راهی فرودگاه شدیم و با پرواز ساعت 11 مامان اینا برگشتند. آرش هنوز که هنوز است منتظر برگشتنشون است و دائم سراغشون را میگیره!!!!

این هفته آرش هر روز امتحان داشت. آخرین واکسنش را هم که هپاتیت A بود را بردیم زد. دیگه واکسنهاش رفت تا 12 سالگی.

پ.ن: مادر جونم روزتون مبارک، روحتون شاد. قسمت نشد برای آخرین بار این روز عزیز را به شما تبریک بگیم. دل شکسته



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها
۱۳۸٩/۱/۱ :: ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ

سلامی گرم و بهاری از سرزمین نسبتاً سرد مادری به تمامی دوستان گلم

سال نو مبارک. قلب

دریا دریا شادی و سلامتی و خوشبختی برای تک تک شما عزیزان آرزومندم.

5شنبه ساعت 8 شب پرواز داشتیم. آرش را از مدرسه که برداشتیم، تند تند رفتیم خانه حاضر شدیم، چمدانها را بستیم و رفتیم به سمت فرودگاه.

پرواز یک ساعت و نیم تاخیر داشت و به جای 8 شب 9:30 پرید. آرش دوستش هیراد را هم آنجا پیدا کرده بود و تمام یک ساعت و نیم را دو تائی شیطنت کردند.توی هواپیما هم برخلاف همیشه که میخوابید و اذیتی نمیکرد. تا نزدیک تهران بیدار بود و مشغول اذیت و آزار. نزدیک تهران خوابید و توی فرودگاه حسابی بداخلاق بیدار شد. پارسا و پویا هم نتوانستند سرحالش بیارند.

 توی راه خانه مامان ثریا هم هر سه بیهوش شدند. ماچ

دالتونهای بلا

نامه پارسا به آرش به مناسبت تولدش

نوروز 89 منزل مامان بزرگ

آرش، بردیای شیطون و آوای نازنازی



موضوع مطلب : آرش / تهران / مناسبتها / دالتونها

دیروز تولد اوستا جون دعوت بودیم. از صبح آرش رسماً من را کچل کرد از بس که پرسید کی میریم تولد اوستا؟!!! ساعت 6 میریم؟ الان ساعت چنده؟!!!! چرا الان نمیریم؟

آخر هم تا حاضر شدیم و راه افتادیم ساعت 7:30 شد خجالت

خلاصه که حسابی کلافه ام کرد. بعد رفت پشت پنجره یک ساعتی با لاک پشتهای نینجا بازی کرد و من به کارهایم رسیدم.

اوستا جون تولدت مبارک هورا

و

ساعت 9:15 که میخواستم برم فرودگاه دنبال بابا جلال، آرش حاضر نشد با من بیاد و ماند تا با دوستانش بازی کنه. من  هم رفتم دنبال باباجلال که هواپیماش چهل دقیقه ای تاخیر داشت. بعد با هم برگشتیم، آرش را برداشتیم و رفتیم خانه.

و امّا امروز چهاردهم شهریور 1388 مصادف با هفتمین سالگرد ازدواج ما مراسم افطاری در باشگاه ایرانیان دبی به دعوت دانشگاه برگزار شد. آرش  خان حسابی با دوستش هیراد شیطنت کرد. این روزها خیلی حرف گوش نکن و خود مختار شده و کلی با همدیگه مشکلات داریم متفکر

سال به سرعت برق و باد گذشت. خداوندا صدهزار مرتبه شکر که 7 سال سرشار از شادی، آرامش و عشق را به ما سخاوتمندانه هدیه دادی. سپاس و ستایش.  فرشته



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها / تولد
۱۳۸۸/٤/۱٥ :: ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ

میلاد مولود کعبه و روز پدر بر همگان بخصوص بر بابابوی عزیز که هرچه از خوبی هاشون بگم کم گفتم و باباجلال عزیز مبارک باد.

جمعه در دانشگاه کنکور برگزار میشد که ما باید میرفتیم دانشگاه. وروجک و مامانی و خاله آزاده را گذاشتیم فستیوال سنتر و خودمون برگشتیم دانشگاه. تا ساعت 8 دانشگاه بودیم و بعد رفتیم دنبالشون و برگشتیم خانه.

شنبه هم با اصرار فراوان با ما آمد دانشگاه و حسابی آتش سوزاند.

امروز هم کلاس شنا داشت که با توجه به رفتن اوستا جون به ایران کلاس به تنهایی برگزار شد و خیلی هم عالی بود.

و

و

و

مشکل آرش این دفعه این بود که موقع پا زدن فقط پای راست را میزد و پای چپ را ثابت نگه میداشت. بقیه کارها را نسبتاً خوب انجام داد. بغل



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها / آموزشی
۱۳۸٧/۱٢/۳٠ :: ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ

بهار یک نقطه دارد. نقطه آغاز، بهار زندگیتان بی انتها باد. سال نو مبارک. قلب

سال 1388 مبارک باد هورا



موضوع مطلب : آرش / تهران / مناسبتها
۱۳۸٧/٩/٢٦ :: ٧:٠٠ ‎ب.ظ

سلام سلام صدتا سلام ماچ

آرش در TLC

از آنجائیکه این هفته، آخرین هفته مهدکودک آرش است، امروز جشن کریسمس داشتند و سانتا (پاپانوئل) به مهد آمد و برای همه بچه ها هدیه آورد.

آرش و Ms. Janette و پاپانوئل

سانتا و آرش و هدیه اش

فیلم لحظه آمدن پاپانوئل

عید سعید غدیر بر همگان مبارک باد



موضوع مطلب : آرش / مناسبتها / مهدکودک
۱۳۸٧/٩/٩ :: ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ

پنجشنبه در مهد TLC جشن روز ملی امارات بود که شیطونکها حسابی لذت بردند.

میس جنت

Ms. Janette & Dancing Dinosaurs

حرکات موزون و پایکوبی

تمرینات موزون

صرف غذای ملی کشورهای مختلف که توسط مامان نی نی ها تهیه شده

و امّــــــا آخرین ساعات انتظار



موضوع مطلب : آرش / تهران / مناسبتها / مهدکودک
۱۳۸٧/۸/٩ :: ٦:٥٤ ‎ب.ظ

گزارش تصویری Halloween Party در مهد TLC:



موضوع مطلب : آرش / مناسبتها

از اول هفته گذشته وروجک و بقیه دایناسورها مشغول تهیه مقدمات جشن هالوئیــــــن ( و و ...) بودند و بالاخره روز ِ جشن فرا رسید. طبق قرار هرکدام از دایناسورها تبدیل به کاراکتر خاصی شدند و امّـــــــــــــا وروجک ما تبدیل شد به  

هری پاتر کوچولو

هـــــــــــــــری پاتــــــــر

هری پاتر کوچولو

پ.ن: دو سه روز پیش آرش گفت: مامان؟ ماشین فلانی چیه؟!!

من کمی فکر کردم با اینکه چندین دفعه سوار شده بودم یادم نیفتاد. احتمالات را در نظر گرفتم و گفتم: فکر کنم نیسان باشه. گفت: نه!!!!! آنروز توی دانشگاه من سوئیچش را دیدم هوندا بود.



موضوع مطلب : آرش / شیرین زبان / مناسبتها

سلام قلب 

آرش بلا

دیروز آرش تا ظهر حالش اصلاً خوب نبود و مرتب گلاب به روتون بالا می آورد آخ ولی از ظهر به بعد خوب شد، با اینکه کمی تب داشت ولی سرحال و بازیگوش بود. افسوسبغل

چند روزی است که مهدکودک نرفته (تعطیلات تابستانی + رنگ و نقاشی مهدشون) از روز یکشنبه قراره که بره. خدا خودش به من بیچاره رحم کنه کلافه که بعد از چند روز چطوری دوباره میخواد بره آنجا!!!

کماکان عاشق آهنگهای Mary Had a little Lamb + Baba Black Sheep + I LOVE you و ... است و یکسره میخواند.

اینهم عکسهای مراسم روز مادر در دانشگاه هورا

روز مادر

و

روز مادر

تقدیم به شما

این گل از طرف آرش تقدیم به همه مامانهای گل ماچ



موضوع مطلب : آرش / مناسبتها / دبی
۱۳۸٧/٤/٤ :: ۱:٤٩ ‎ب.ظ

  روز مادر مبارک هورا



موضوع مطلب : مناسبتها / آرش