Lilypie Kids Birthday tickers

نقاشی - وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
۱۳٩۳/٩/۱۱ :: ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ

سه‌شنبه دوم دسامبر به مناسبت روز ملی امارات تعطیل بودیم. برای همین از آنجائیکه به آرش از قبل قول سینما داده بودم، برای دوشنبه 8:25 شب بلیط رزرو کردم.

از شرکت رفتم دنبال آرش. آخرهای کلاس شنا رسیدم. داشتند تمرین شیرجه می‌کردند. مت مربی جدیدشون شیرجه می‌زد و روش درست رو به بچه‌ها عملاً نشان می‌داد، بعد بچه‌ها گروه گروه سعی می‌کردند مدلِ او شیرجه بزنند. جالب است که آرش تنها کسی بود که میتونست درست انجام بده چشمک و مورد تشویق مایک و سارا قرار گرفت.

بعد از کلاس، رفتیم دنبال باباجلال و ماهـــا و با ترافیک شدیدِ شیخ زاید، بیشتر از یک ساعت و نیم طول کشید تا رسیدیم دبی مال. 

آتش بازی در برج‌العرب

البته درست دقیقه‌ی نود رسیدیم سینما و فیلم Penguins of Madagascar را تماشا کردیم. خیلی کمدی و بامزه بود و بزرگ و کوچک را خنداند.

بعد از سینما کمی آنجا قدم زدیم. آخرین باری که رفته بودم دبی مال با مامانم بود و قلبم تمام مدت فشرده بود. دل شکسته دیر وقت بود که دیگه ماهـا رو رسوندیم و برگشتیم خانه.

سه‌شنبه باباجلال رفت سر کار و من و آرش هم بیشتر استراحت و تفریح کردیم.

اثر هنری آرشی

پ.ن: آرش کماکان تعطیل است و با باباجلال‌ش میره دانشگاه.



موضوع مطلب : آرش / سینما / نقاشی / دبی
۱۳٩۳/۸/۱ :: ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ

کلاس شنا این روزها هفت ساعت و نیم در هفته است که ما سه‌شنبه صبح‌ها رو که آرش امتحان داره و معمولاً شب قبل تا دیروقت مشغول مرور درسهاست نمیریم. با این حساب شش ساعت و نیم در هفته شنا میکنه.

و

شنبه ها قبل از شنا یک ساعت و نیم بدنسازی و تمرینات زمینی دارند.

و

و

علاوه بر اینها، پیانو و نقاشی هم داره. با وجود تمام این مشغله‌ها، در درس‌ها از اول سال افت قابل ملاحظه‌ای داشت که با توجه به غیبت‌ش و مدل جدید امتحاناتِ کلاس پنجم طبیعی بود. شکر خدا الان دیگه تا حدودی رفع شده و این هفته امتحانات‌ش را عالی داد و تقریباً تمام امتحانات را 100 گرفت. 

این هم اثر هنری وروجک مربوط به چند هفته‌ی اخیر

پ.ن: ﺑﯽ ﺗﻮ ﭼﻪ ﮐﻨﻢ ﻣﺎﺩﺭ؟!! دل شکسته ﭼﻪ ﮐﻨﻢ ﺑﺎ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ‌ﻫﺎﯾﻢ؟!!! دل شکسته ﭼﻪ ﮐﻨﻢ ﺑﺎ ﺍﺷک‌هاﯼ ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎﻧﻢ؟!! گریه 

چهارهفته از آسمانی شدن مامانم گذشته. چهارهفته از آخرین باری که تونستم صدای گرم و پرمهرشون را بشنوم. انگار سالهاست که آن صدای جذاب و مخملی به گوشم نرسیده !!! چهارهفته که سخت و دردناک گذشته... چهار هفته که غم عالم روی دلم سایه افکنده.... چهار هفته که مثل چند سال گذشته...

دلم آغوش پر مهر مادرم را میخواد نه آنطور که دیشب در خواب دیدم...



موضوع مطلب : آرش / آموزشی / نقاشی / دلتنگی
۱۳٩۳/٦/۳۱ :: ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ

خوب حرف هفته‌ی پیشم را پس می‌گیرم. اصلاً هم بهتر نیست که کل هفته امتحان دارند!!!! با اینکه دارم سعی میکنم دیگه خودش درس بخونه و من دخالتی نکنم ولی کار خیلی مشکلی است.

آرش طبق معمول بازیگوش است و سرکلاس به درس‌ها گوش نمیده. در حال حاضر افت قابل توجهی داره!!! ضمن اینکه اولین مورد انضباطی را هم از معلم علوم‌ش به خاطر عدم توجه به درس گرفته!!! امیدوارم یک کمی که بگذره و به سیستم جدید عادت کنه، درسهاش هم بهتر بشه.

هفته سوم مدرسه به سرعت برق و باد گذشت و اواسط هفته چهارم هستیم.

کلاسهای آموزشی (پیانو، شنا و نقاشی) خوب پیش میره...

اثر هنری جلسه‌ی دوم کلاس نقاشیِ آرشی

پ.ن: خانه مجازیِ ما هشت ساله شد. هورا



موضوع مطلب : آرش / آموزشی / نقاشی / دبی
۱۳٩۳/٦/٢۳ :: ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ

دوباره روی دور تند زندگی افتادیم. هفته دوم مدرسه تمام شد. امسال به نظرم این مدلی که امتحانات‌شون تو طول هفته پخش شده و هر روز یکی دو تا موضوع را امتحان دارند بهتر از امتحانات دوره‌ای هر سه هفته یک بارِ سالهای گذشته است.

تمرینات شنا و بدنسازی به خوبی در جریان است و از یک ماه دیگه دوباره مسابقات شروع میشه.

بچه های تیم الف شنا به همراه کیارا مربی جدید بدنسازشون

وروجک خسته، هپلی و گرمازده در حال شیطنت بالای نرده های Monkeybar

آرش و کریستین بعد از تمرین

شنبه بعد از کلاس بدنسازی، بچه ها یک ساعت شنا دارند. همان یک ساعت برای والدین کلاس بدنسازی گذاشتند که این هفته من بعد از مدتها تمرین نکردن، با والسکا و شیرین شرکت کردم. بدنم اصلاً آمادگی نداشت و آخرهاش دیگه رسماً غش کرده بودم. سرم گیج میرفت و آسمان و زمین دور سرم می چرخید :D بگذریم که امروز اصلاً اصلاً نمیتونستم از جام تکون بخورم. زبان خدا بخواد میخوام دوباره ورزشکار بشم و کمی سر خودم را گرم کنم. چشمک

بعد از کلاس هم کمی درس خوندیم و بعد آرش رفت کلاس نقاشی.

 

اولین اثر هنری آرش در ترم جدید



موضوع مطلب : آرش / آموزشی / نقاشی / دبی

خوب بالاخره آرش آخرین امتحان‌ش را هم داد و مدرسه‌اش تعطیل شد. آنقدر احساس خوبی دارم که قابل وصف نیست. درست مثل آن موقع‌ها و آخرین روز مدرسه و اشتیاق برای شروع سه ماه تعطیلی تابستان. البته تعطیلات آرش دو ماه و یک هفته است ولی از الان کلی براش نقشه کشیدیم.

آخرین اثر هنری آرشی در ترم بهار

Having a place to go is Home

Having someone to love is Family

قلب Having both means Blessing



موضوع مطلب : آرش / دبی / نقاشی / تعطیلات
۱۳٩۳/۳/۱٧ :: ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ

خداروشکر آرش خیلی خیلی بهتر شده. تبش کامل قطع شده و خروسکش از بین رفته فقط گهگاه سرفه میکنه. نصف بیشتر امتحانات را تب دار و مریض داد و 5شنبه این سری تمام شد. 

امتحانات پایانی هفته دیگه شروع میشه و دوباره کار از نو روزی از نو.

این نقاشی آرش مربوط به ترم پیش است که به خاطر سفر نوروزی به تهران نصفه مونده بود و امروز کاملش کرد.

این آخر هفته برای تولد گابریل، سه تا پسرهای شیطون را بردم امارات مال. اینبار برنامه مثل همیشه بود با این تفاوت که فیلم How to train your dragon 2 را تماشا کردیم. قشنگ بود و شیطونکها لذت بردند.



موضوع مطلب : آرش / دبی / نقاشی / سینما
۱۳٩۳/۳/۱۱ :: ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ

باز دوباره هفته امتحان شروع شده و ما حسابی مشغول درس خوندن هستیم. جمعه از آنجائیکه هیچ برنامه‌ای نداشتیم مشغول مرور درسها شدیم تا طول هفته که هر روز کلاس داره اذیت نشه. علوم، گرامر و انتالوژی و لغتها را تمام کردیم.

شنبه صبح 9-11 آرش کلاس شنا داشت. هوا وحشتناک گرم و مرطوب شده و دو ساعت انتظار به سختی میگذره. بعد از کلاس رفتیم امارات مال. همانجا ریاضی را مرور کردیم.

آرش ساعت 2 رفت کلاس نقاشی و من هم همانجا برای خودم چرخیدم تا کلاس تمام شد و آمدیم خانه.

کمی تمیزکاری کردم تا نیکلاس آمد. درس‌های مربوط به فرانسه را با آرش مرور کرد و گفت که مشکلی نداره و اگه تمرکز کنه و سربه هوا نباشه میتونه همه را هم نمره کامل بگیره که این قسمت تمرکز کردن از محالات است. نیشخند

هفته پیش امتحان Readingش را برای اولین بار خراب کرده و تا اینجای کار یک نمره درخشان در کارنامه اش داره. 

اثر هنری سه چهار هفته اخیر کلاس نقاشی ِ وروجک:

به نظر من این کارش خیلی آرامش داره و قشنگه. قلب



موضوع مطلب : آموزشی / دبی / مدرسه / نقاشی
۱۳٩۳/٢/٦ :: ٥:٠٧ ‎ب.ظ

5شنبه صبح زود بعد از کلاس شنا و رساندن آرش به مدرسه، ماشین را بردیم برای سرویس سالیانه که کارش طولانی شد و موند توی نمایندگی. ما موندیم با یک آخر هفته‌ی پر از برنامه و بدون ماشین.

شنبه صبح آرش شو رقص داشت. حدود ساعت 11 با تاکسی رفتیم مدرسه. برنامه 12:30 شروع شد. پسرهای کلاسهای دوم تا هشتم آموزش حرکات موزون سال تحصیلی را برای والدینشون به نمایش گذاشتند.

Hungarian Dance from Ballet "Swan Lake" -  Grade 4

برنامه را قشنگ اجرا کردند و آرش هم خوب و مسلط بود. آخرش هم همه روی سن جمع شدند و برنامه تمام شد.

این هم آرش و خانم معلم حرکات موزونش Ms. Diana Popovici

و اینهم آرش و دوست جدیدش دنیل که کلاس دوم است.

بعد از شو بدو بدو دوباره با تاکسی رفتیم امارات مال کلاس نقاشی. 

حاصل کار این هفته:



موضوع مطلب : آرش / شو / نقاشی / دبی
۱۳٩۳/۱/۳۱ :: ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ

5شنبه 5:30 صبح با آرش رفتیم دنبال کریستین و راهی استخر شدیم. بعد از گرم کردن و یک کوچولو شنا کردن، تمام مدت سارا روی شیرجه بچه‌ها کار کرد و از پیشرفت محسوس و قابل توجه آرش و تلاش زیادش در طول کمپ یک هفته‌ای کلی تعریف کرد.

بعد از شنا آرش را رساندم مدرسه. زنگ ورزش هم شنا داشت و مربی‌شون دسته دسته از همه بچه‌ها مسابقه گرفته بود و آرش در تمام مسابقات برنده شده بود. اینگونه شد که وروجک به تیم شنای مدرسه هم راه پیدا کرد و اولین مسابقه‌ی مدرسه در تاریخ دهم ماه می برگزار خواهد شد. 

جمعه وروجک طبق عادت صبح زود بیدار شد و بعد از مدتی دیدم آمد سراغ من که حالم روبراه نیست. خلاصه از صبح تا ساعت 2 گلاب به روی همگی، بارها و بارها بالا آورد و کوچکترین چیزی نتونست بخوره. ناراحتبعد از آن یک کوچولو ماست خورد و دو ساعتی خوابید خوشبختانه سرحال بیدار شد و دیگه حالش کاملاً خوب شده بود.

برای ساعت 7 با خاله شهزاد اینا دبی مال قرار گذاشتیم و بعد از شام رفتیم Rio2 را سه بعدی دیدیم. به نظر من خیلی قشنگ بود.


بعد از فیلم با آرش دوتائی رفتیم هملیز. سرگرمی این روزها، بافتن دستبند و جاکلیدی و .... با نخ‌های رنگی و کش‌های رنگین کوچک با استفاده از یک وسیله به نام Loom است. خوشبختانه آنجا براش پیدا کردم و گرفتم.

حالا سرش حسابی گرم شده. میره از Y o u T u b e مدلهای جدیدش را درمیاره، درست میکنه و کلی هم کیف میکنه. 

شنبه 9 تا 11 کلاس شنا داشت. بعد آمدیم خانه و من مشغول تمیز کاری شدم تا بعدازظهر. 2 تا 3:30 کلاس نقاشی داشت و بعد بلافاصله آمدیم خانه و منتظر نیکلاس معلم فرانسه‌ی آرش شدیم که نیامد.

این هم اثر هنری این هفته:



موضوع مطلب : دبی / سینما / آموزشی / نقاشی
۱۳٩٢/۱۱/۱٩ :: ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ

بالاخره سارا ما را از رو برد و تمام مخالفین طرح کلاسهای صبح، این هفته 5شنبه ساعت 6 صبح استخر بودند!! زبان من و آرش هم 5:30 از خانه در آمدیم و رفتیم دنبال کریستین و سه تائی راهی کلاس شدیم. هوا تاریک و بسیار سرد بود ولی آب استخر خوشبختانه گرم و دلچسب بود.

کلاس یک ساعته بود که بچه ها 1000 متر شنا کردند و ما مامانها هم یک ساعت کنار استخر لرزیدیم و گپ زدیم.  خوشبختانه بعد از کلاس چون مدرسه آرش، به مناسبت مسابقات دوچرخه سواری آنروز تعطیل بود، بردم گذاشتمش خانه پیش باباجلال و خودم راهی شرکت شدم. آرش هم یک ساعت بعد با باباش رفت دانشگاه و کل روز را آنجا خوش گذراند.

جمعه بیشتر استراحت کردیم و یک کوچولو هم درس خوندیم تا برای امتحانات هفته آینده آماده باشیم.

شنبه صبح ساعت هشت Time Trial شنا برای ثبت رکوردها بود که آرش در مجموع زیاد سرحال نبود و رکوردهاش جالب از آب در نیامد. هنوز بعد از مریضی ش به طور کامل سرحال نشده.

بعد از آن، تا ساعت 10 تمرین کردند.

Swimming Snorkel ابزار جدیدی است که الان بیشتر زمان تمرین را با این وسیله تمرین میکنند.

بعد هم رفتیم ژیمناستیک و نقاشی.

نقاشی این هفته با آبرنگ است که طرح روش را با کمک نمک این مدلی کردند.

بعد از کلاس نقاشی آمدیم خانه. آرش دوش گرفت و استراحت کرد تا ساعت 6:30 که رفتیم کلاس پیانو و بعد برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / نقاشی

تنها سه روز دیگه از مدرسه مانده و بعد از آن تعطیلات سه هفته ای سال نو میلادی مدارس شروع میشه. آرش هیجانزده است و بیصبرانه منتظر. من هم همینطور. چشمک

پ.ن.1:

نقاشی آرش به مناسبت کریسمس

پ.ن.2:

گواهی شرکت در کنسرت روز شنبه موسسه بروکلین ملودیز



موضوع مطلب : آرش / دبی / نقاشی / گواهی

سارا همانطور که گفته بود برای ترم بعد آرش را به تیم اول منتقل کرد. حالا برنامه ترم آینده را اعلام کرده و من اصلاً نمیدونم چطوری باید برنامه ریزی کنم!!!

در راستای حرفه ای سازی شناگران تیم اول، هشت ساعت کلاس شنا و یک ساعت کلاس بدنسازی در طول هفته براشون اجباری است. این در حالی است که آرش تا ساعت 4 بیشتر روزها مدرسه است و من هم تا ساعت 6 سر کار!!!  تازه دو سه هفته در میون یکسری امتحان هم دارند که نمیدونم آنها را کجای دلم بذارم!!

امروز مربی بدنساز (کاترین) آمده بود و گفت که بچه ها از 8 سال تا 14 سال هستند و تنها هشت ساله ها آرش و کریستین هستند و کلاسهای بدنسازی شون جدا است که بهشون فشار نیاد. گفت البته توانائی شون آنقدر بالا بوده که سارا به تیم اول منتقلشون کرده بنابراین راحت میتونند خودشون را با این کلاسها تطبیق دهند و جای نگرانی نیست. کلاسهای بدنسازی شامل رژیم غذایی (قبل از تمرین، بعد از تمرین، قبل از مسابقات، شام و ناهار چی باید بخورند؟ چی نباید بخورند؟ چرا نباید مک دونالد و ... بخورند و ...)، روانشناسی و تمرینات بدنسازی و شناخت بدن و ... است.

خلاصه که همش خدا خدا میکنم فعلاً این یک ماه یواش بگذره تا بتونم درست برنامه ریزی کنم که شیطونکم اذیت نشه. قلب

پ.ن: کنسرت سالانه موسسه موزیک بروکلین فردا در دبی مال  برگزار میشه که آرش بین ساعت 10 تا 11 اجرا داره. موفق باشی عزیز دلم. ماچ

نقاشی هفته قبل:



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / نقاشی
۱۳٩٢/٩/٤ :: ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ

این روزها سخت درگیر امتحانات پایان ترم آرش هستم. ساعتهای ناهار را استفاده نمیکنم و به جاش ساعت 5 از شرکت در میام تا زودتر برسم خانه و از پس مرور سه چهار تا امتحان آرش بربیام.

امروز تا من برسم آرش درس فرانسه اش را تمام کرده بود. دوتائی شروع کردیم به مرور مباحث علوم که خیلی هم سخت بود. سیستم عصبی، سیستم گوارشی، انواع غذاها، مواد غذایی، چرخه های غذایی، بازیافت و ...

تقریباً 8 بود که دیگه علوم تمام شد و رفتیم سراغ Social Studies. تا کتاب را باز کردم آرش در کمال خونسردی گفت که صفحه 23 تا 26 کتابش نیست و گم شده!!!! این که چه حالی شدم در آن لحظه بماند!!! کلافه

تنها راهی که به ذهنم رسید این بود که سریع زنگ زدم به مامان یکی از همکلاسی هاش و خواهش کردم از آن صفحات برام عکس بگیره و با Whatsapp بفرسته. به سختی از روی عکسها این درس را هم مرور کردیم و ساعت 10 بود که دیگه کارمون تمام شد.

خلاصه که همچین پسر منظم، مرتب و بی خیالی داریم ما! متفکر 

نقاشی این هفته وروجک:



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه / نقاشی
۱۳٩٢/۸/۱۱ :: ٧:٥٦ ‎ب.ظ

جمعه را بعد از کلاس شنا و خرید هفتگی، به استراحت گذروندیم تا خستگی امتحانات فشرده از تنمون دربیاد. امروز اما روز بسیار پرباری داشتیم. صبح یک ساعت و نیم کلاس شنا بود که عالی برگزار شد.

و

بعد هم بدو بدو رفتیم کلاس ژیمناستیک.

از آنجا رفتیم امارات مال. بعد از مدتها مانلی جون و هیراد کوچولو و درسا جون را دیدیم و یکی دو ساعتی با هم گپی دوستانه زدیم و من و آرش هم از تنهایی درآمدیم.

بعد از ناهار آرش را گذاشتم کلاس نقاشی و خودمون رفتیم کارفور یک دوری زدیم.

و کاردستی هنری ای که به مناسبت هالوئین درست کردند

پ.ن:  فردا را هم به مناسبت شروع سال جدید هجری تعطیل هستیم.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / نقاشی
۱۳٩٢/٦/٢۳ :: ٤:٥٦ ‎ب.ظ

امروز از آن روزهای بسیار پرکار بود. صبح زود بیدار شدیم و دوتائی راه افتادیم. آرش 8:30 تا 10 کلاس شنا داشت که مثل همیشه عالی و معرکه بود.

بعد سریع دوش گرفت و آماده شد. بدو بدو رفتیم برای جلسه اوّل کلاس ژیمناستیک.

و

چون هم اوّلین تمرینش بعد از سه ماه بود و هم بلافاصله بعد از یک ساعت و نیم بی وقفه شناکردن بود، بدنش حسابی خسته و کوفته بود. برای همین  فاصله ی بین تمریناتش یک گوشه ای پیدا میکرد و غش میکرد. 

بعد از کلاس ژیمناستیک، یک قرار در بانک داشتم که دوتائی رفتیم و یک ساعتی طول کشید. تمام که شد رفتیم امارات مال. ناهارش را همانجا خورد و راهی کلاس نقاشی شد.

اثر هنری جلسه اوّل Spinney Fish



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / نقاشی
۱۳٩٢/۳/٢٩ :: ٩:٥٥ ‎ب.ظ

من عاشق این نقاشی جدید آرش شدم. قلب

پ.ن: این روزها حسابی درگیر امتحانات هستیم. فردا که آخرین 5شنبه سال تحصیلی است، آرش چهارتا امتحان مشکل (علوم اجتماعی، تاریخ مصر باستان، کامپیوتر و لغت یابی فرانسه) داره و امروز مرخصی گرفتم و زودتر آمدیم خانه تا با هم درسها را مرور کنیم.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / نقاشی