Lilypie Kids Birthday tickers

نوروز - وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
۱۳٩٦/۱/۱ :: ٦:٤٥ ‎ب.ظ

برای نوروز آرش و جلال که تعطیل بودند و من هم نرفتم شرکت و سر فرصت سفره هفت‌سین را چیدیم و برای شروع سالی جدید آماده شدیم. موقع تحویل سال مثل این دو سه سال اخیر بی اختیار من فقط گریه کردم و شادی روح مامان‌م و سلامتی تک تک عزیزان‌م را آرزو کردم. 

امیدوارم که سال جدید برای همه‌ی عزیزانم سالی پر از شادی، سلامتی و موفقیت باشد.

عزیزدلم، دنیا را برات شادِ شاد و شادی را دنیا دنیا آرزو دارم. ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها / نوروز

5شنبه بعدازظهر آرش آخرین امتحان ش را داد و دو هفته تعطیل شد. جمعه صبح راهی فرودگاه شارجه شدیم و با پرواز ساعت 12:20 ایرعربیا راهی تهران شدیم. بابا اینا و الهه اینا آمده بودند فرودگاه دنبال مون و دسته جمعی رفتیم بهشت زهرا پیش ِ مامانم.

بعد از آن راهی منزل بابا شدیم. شب عموها و عمه اعظم و پرستو اینا آمدند و دور هم بودیم. 

پسرخاله ها هم که بعد از چند ماه بهم رسیده بودند حسابی با هم بازی کردند. صبح بعد از صبحانه رفتیم منزل مامان بزرگِ آرش. این بار آرش با بردیا، آراد و آوا گرم بازی شد و کیف کرد.

تا حدود 7 آنجا بودیم و بعد راهی مهرشهر کرج، منزل عمومنصور اینا شدیم. آرش با بابابو و پسرخاله هاش رفت و ما هم با الهه اینا.

شب خوبی را در کنار عموها گذراندیم و بعد برگشتیم منزل بابا.

روز دوم هم همگی منزل بابا اینا بودیم تا عصری که یک سر به خاله های باباجلال زدیم و بعد هم برگشتیم منزل بابا. عمو محمد و خاله مرسده آمدند.

پ.ن: دور چشمِ آرش که از قبل خشک بود حساسیت نشان داد و ناجور قرمز و ملتهب شد. حسابی خوشگل شد. حالا با کرم استریل چشمی کمی بهتر شده شکر خدا.



موضوع مطلب : آرش / گزارش سفر / تهران / نوروز
۱۳٩٥/۱/۱ :: ٩:٢٠ ‎ب.ظ

آغاز سال 1395 مبارک باد. قلب

سالی پر از شادی، سلامتی و خوشبختی برای همه‌ی عزیزانم آرزو دارم. قلب

پ.ن: ما روزهای خیلی خیلی شلوغی را داریم می‌گذرونیم. آرش روزی سه یا چهار امتحان داره... فشرده و سخت باید درس‌ها را مرور کنه. تا آخر هفته درگیر هستیم و بی‌صبرانه منتظر آخر هفته چشمک



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها / نوروز

سلامی گرم از شهر سرد و بارانی من

هفته اول تعطیلات سال نو با سرعت نور سپری شد. این چند روز ما حسابی درگیر دید و بازدید اقوام و دوستان بودیم.

دالتونهای بلا قبل از رفتن به منزل عمه اعظم

دالتونها و کیمیا شیطونک زیبا منزل عمه اعظم

آرش و بابابو قبل از رفتن منزل بابابزرگ پارسا و پویا

دالتونهای شیطون منزل مامان بزرگ پارساو پویا

آوای زیبا منزل خاله نازی

آرش حسابی با پسرخاله هاش و پسرعمه و دخترعمه اش بازی، رفاقت،جنگ و جدال میکنه و از لحظه لحظه سفر داره لذت میبره.

و امّــــا این لاک پشتهای نینجا هدیه خاله مهرک به آرش بود که آنقدر از داشتنشون لذت برده که لحظه ای ازشون جدا نمیشه. دست گلت درد نکنه خاله مهرک جون.



موضوع مطلب : آرش / تهران / دالتونها / نوروز
۱۳۸٧/۱/٧ :: ۱:۱۳ ‎ق.ظ

حلول سال ۱۳۸۷ بر تک تک شما عزیزان مبارک باد.

سفره هفت سین

دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم. از صمیم قلبم از خدا میخوام که این سال٬ سال سلامتی برای تک تک عزیزانم باشه.  الهی آمین.   

آرش

وروجک خوش اخلاق ما - روز اوّل فروردین سال ۱۳۸۷ 

اینهم دالتونهای شیطون ما - منزل مامانی ثریا- در حال آتش سوزاندن

دالتونها

آرش و پارسا این روزها خیلی به هم نزدیک شدند و پویای طفلکی را زیاد بازی نمیگیرند. آرش خیلی از پارسا نمونه برداری میکنه و گاهی احساس میکنم کاملاً مثل پارسا حرف میزنه٬ رفتار میکنه٬ لوس میشه و ....

آرش و پارسا

 نوروزتان پیروز  هر روزتان نوروز

آرش

و امّا ماجرای غیبت صغری من: بلافاصله بعد از تولد وبلاگی آرش٬ من و باباجلال رفتیم دبی. هشت روز بعد که از دبی برگشتیم٬ آرش گل ما تبدیل شده بود به یک پسر لجباز٬ گریان٬ هراسان٬ افسرده!!!! و گاهی اوقات بسیار بسیار عصبی که حمید نامیده شد. برای یک لحظه هم حاضر نبود من از جلوی چشمش دور بشم. این حالات یک هفته ادامه داشت. البته سرما هم خورده بود و آبریزش بینی شدید داشت و این هم مزید بر علت شده بود.

خدا را صدهزار مرتبه شکر که من آن چند روز تعطیل بودم و تمام وقت در کنارش ماندم و او روز به روز بیشتر از قالب حمیدش دور شد و به قالب آرش برگشت.

بمیرم برات عزیزدلم که اینبار از تمام دفعات قبل خیلی خیلی بیشتر اذیت شدی.  من و بابائی را ببخش وروجک قشنگمون. خودت میدونی که همه این کارها فقط و فقط برای آینده توست.   

الان که این پست را مینویسم حمید بد خانه ما دیگه رفته و فقط گاه گداری یادی ازش میکنیم! ....

ایام نوروز هم تا امروز به دید و بازدید گذشته و بسیار هم خوش گذشته است. بعد از تعطیلات نوروز هم ما راهی دبی میشویم تا زندگی جدیدمون را در سرزمین جدیدی شروع کنیم. ازتون میخوام که برامون دعا کنین.

پ.ن.۱: خاله مرجان- ماهان جونم و نی نی خان یک دنیا از هدیه های بسیار بسیار زیبائی که برای تولد آرش فرستادین متشکرم.

پ.ن.۲: خانم دکتر گل ثمین جان از شما هم یکدنیا ممنون که به یاد وروجکم بودی. از هدیه بسیار زیبایت هم سپاسگزارم.

پ.ن.۳: این هم زیباترین عکس خدا ....

 

مرسی رادین جونم که ما را به بازی دعوت کردی. عزیزم دلم برات تنگ شده.



موضوع مطلب : آرش / دالتونها / نوروز / دوری