دالتونها

دالتونها

گردهمايي دالتونها pirates5B15D_th.gif

ديشب نوبت ماماني ثريا بود كه عمومسعود اينا را دعوت كنند.15.gif همه آنجا بوديم و دالتونها حسابي آتش سوزاندند! بعد كه ساعت دوازده رسيديم خانه خودمان٬ يكساعت آبرنگ بازي كرديم و كتاب خوانديم تا آرش خان رضايت دادند كه بخوابند. 45.gif37.gif28.gif

/ 38 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان فاطمه زهرا

به به ...به اين پسرای وروجک ....چه قدر خوبه که هميشه کنار همديگه هستين...الان يه ماشاله بزرگ ميخوادا.........

مامان ديبا و پرند

سلام دوستم می بينم که شب زنده داری می کنيد و صبح توی شرکت خميازه می کشين. ولی عوضش کلی نقاشيتون خوب شده.

هستي موشه

سلام خاله من و مامانم بعد از کل گشتن به دنبال آتليه خاله مونا و پيدا کردنش هرچی به خاله مونا زنگ زديم نبود که در را به روی ما باز کنه با اينکه از قبل باهاشون قرار گذاشته بوديم بعدش هم هرچی مامان رو پيغام گير برای خاله مونا پيغام گذاشت جواب نداد ما هم رفتيم يه آتليه ديگه عکس گرفتيم آرش را از طرف من و مامان ببوسيد

ياسمن(مامان هيراد)

هيچي بابا...فعلا كه بچه اش سرجاشه و خودش هم مياد.تا شب عيد احتمالا مياد براي بعد از عيد بايد يك فكري كنم.دارم يك كمي دنبال مهدكودك ميگردم.ترجيح ميدم نزديك محل كار خودم باشه.راه رشد رو پيدا كردم كه توي بلوار درياي شهرك غربه ولي ميگه بايد يكسال قبل رزرو كنين

ليلا

سلام آرش جونم سلام مامان آرزو جونم من از امروز هستم هورااااااااااااااااااااااااااااااااااا ديگه دلم براتون تنگ نميشه چون هرروز بهتون سر ميزنم

دريا مامان شقايق

سلام ارزو جونم.اخی هميشه به خوشی.راستی پنج شنبه هم خوش بگذره يک سر بيا اينجا حتما می دونی کجا رو ميگم ديگه

نسترن

به به چه عکس نازی راستی اون هنرنمايی های مامان نازنين فاطمه هم آخرش بود خدا اين جمع دوستی رو برای هميشه حفظ کنه آمين

تينا

وايييييييی چه کيفی کرديننننننن خوش به حالتوننننن هوارتا بوسييی بوس بای