دو روز بعدی تعطیلات

دو روز بعدی تعطیلاتِ ما به سرعت برق و باد گذشت. جمعه بعدازظهر با مامانی ثریا رفتیم دنبال ماهـا و همگی با هم پیش به سوی دبی مال.

بلیط فیلم Monte Carlo را برای ساعت 19:45 گرفتیم و رفتیم توی مال چرخیدیم. بنیامین ِ عزیز، دوست جدید آرش و داداش کوچولو، مامان و بابای گلش را هم برای اولین بار دیدیم و کلی خوشحال شدیم. پسرها به سرعت برق با هم دوست شدند و انشاءالله که دوستان خیلی خوب برای هم باشند در آینده خیلی نزدیک.

بعد سریع شام خوردیم و رفتیم سینما.

فیلم بسیار زیبا بود و به دلمون نشست. بعد از فیلم، با یک صحنه خیلی جالب روبرو شدیم. حراج بی سابقه در فیلا:

من تا حالا در امارات با همچین صحنه ای روبرو نشده بودم. یکی دو ساعتی سرمون را گرم کرد. بعد ماها را رساندیم و نیمه شب بود که دیگه خودمون رسیدیم خانه.

شنبه صبح من باباجلال را رساندم سر کار و تندی کارهای بانکی را انجام دادم و برگشتم خانه. بعد از صبحانه با مامانی و آرش رفتیم Flea Market که این هفته داخل سالن پارک زعبیل بود.

بعد رفتیم کلاس پیانو آرش. کلاس پیانو هم تا یکی دو ماه دیگه رفت پیش کلاس نقاشی تا تعطیلات تابستان تمام بشه.

از آنجا رفتیم دبی مال. ناهار خوردیم و کمی گشتیم تا ساعت شد6:30. رفتیم دنبال باباجلال و همه با هم راهی خانه شدیم و من غصه دار که دیگه تعطیلی تمام شد. آخ 

/ 38 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیرا

فدای اون ژستای قشنگت برم من آرش خوش تیپه من آرزو جون عجب حراجی بودا جای من خالی

لیلی مامان یونا

سلام آرزو جان خوب هستی ؟ ای جانم وروجک اون وسطا چیکار میکنه [خنده]ببوسش برام این خوشتیپ خان رو [ماچ][بغل]

مامان الیانا

عسیسمممممممممم چه واسه خودش پریده اونوسطاااا[بغل]

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم چه آقای خوش تیپی.[قلب] خوش بگذره .[گل]

ارغوان و کوچولوها

ای وایییی قربونت برم من با اون عینکت[قلب]چه بالانسی هم زده[زبان] زیر دست و پا له نشد این فسقل[نیشخند]یا خدا همچین حراجی تو تهرانم نبوده تاحالا!فکر کنم حراجش 100%بوده دیگه اخه همه چی این وسطه...آتیش زده به مالش فروشنده[نیشخند]

یاس خاکی

سلام . اعیاد مبارک .....به به لذت بردم از عکس ها .....آرش رو ببوس. آرزو جان میشبه بگی مارک دوربینت دقیق چیه ؟ آخه من دوربینم خراب شده و دارم یکی دیگه میخرم.

فافا

قربون اون ژست گنگستری برم... وای حراج فیلا.....[بازنده]