2h2hvtx.jpg

ديروز من و آرش با هم ديگه رفته بوديم خانه ماماني بابابو. آرش مسواك خاله جيگر را برداشته بود و سعي داشت بكنه توي دهانش كه مثلاً مسواك كنه. من هم براش گفتم كه مامانم هركس بايد براي خودش يك مسواك داشته باشه و فقط مسواك خودش را بكنه توي دهانش و ... بعد ازش پرسيدم: خوب متوجه شدي گل گلكم؟!

آرش گفت: توضيح بده 25.gif؟!!!!!! آنقدر قشنگ گفت كه ميخواستم بغلش كنم و حسابي بچلونمش. ولي خوب جلوي خودم را گرفتم و خيلي جدي دوباره براش توضيح دادم جالب اينجاست كه در پايان صحبتهام مسواك خاله جيگر را داد و گفت بفرمائيد. 41.gif

ولي خوب از وقتي مريض شده خيلي بداخلاف و كمي تا اندكي لوس شده!! اصلاً ديگه مثل قبل حرف گوش كن نيست.38.gif همش خداخدا ميكنم زودتر كاملاً خوب بشه و اخلاقش انشاالله دوباره مثل قبل از مريضيش بشه.

/ 1 نظر / 7 بازدید