ایکیا و استخر

جمعه صبح زودتر بلند شدیم، رفتیم ایکیا.  بعد از صبحانه یک دوری زدیم. کاملاً شبیه ایکیای دبی بود. چه از نظر دکوراسیون چه از نظر قیمت.

بعد رفتیم خرید.  آرش خان موقع خروج از مغازه با صورت رفت تو در شیشه ای چرخون مغازه و بینی اش حسابی درد گرفت و کمی کبود شد.

بعدازظهر هم کمی قدم زدیم و از هوای بسیار تمیز Zeist نهایت لذت را بردیم. 

شنبه صبح هم چون هوا سرد و بارانی بود، بعد از صبحانه راهی استخر سرپوشیده شدیم. تا ساعت 5 آرش یکسره آب بازی و سرسره بازی کرد و لذت برد.

و

و

این روزها آرش یکسره مشغول دیدن تام و جری است. ماچ 

/ 34 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه...*ღ

همیشه از دیدن عکسای شاد این وبلاگ لذت می برم[قلب] آخیش قالبتون درست شد و دیگه به هم ریخته نیست چقدم خوشگله مبارکتون باشه[ماچ]

مامان نگار

به جای من حتما آرش وروجک و شیطون و بلا رو محکم ببوس اینم بوس برا مامان مهربونش[ماچ]

سحر مامان کیارش

سلام عزيزم[گل] هميشه به سفر و گشت و گذار[چشمک]اومدم برای تولد گل پسرم دعوتتون کنم[بغل]...با تشریف فرمایی تون خیلی خوشحالمون میکنید[ماچ]...دیر نکنید منتظریم[قلب]

مامان ماهک

سلام من اولین باره که می بینمتون خوش به حالتون اینشاء الله همیشه به گردش و سفر موفق باشید خدا آرش جونو براتون نگه داره

مامی سارا

امیدوارم همیشه شاد باشید عکس کنار دلفینو خیلی دوست دارم چون قیافه آرش کوچولو معلوم چقدر شیطونه . [ماچ]

مرضیه مرتضوی

[گل][ماچ]