آنچه که گذشت...

هفته گذشته مثل همیشه به مدرسه، دانشگاه و کار گذشت. سه شنبه بعد از مدرسه، آرش با خاله مرجان و اوستا جون رفت منزلشون که شیطونکها حسابی با هم بازی کرده بودند و شب که رفتم بگیرمش هر دو خواب بودند. به آرش کلی خوش گذشته بود. مرسی خاله مرجان قلب

5شنبه آرش کلاس شنا داشت و این اوّلین بار بود که در کلاس شنا من را غرق لذت کرد.

به راحتی دست و پای کرال و نفس گیری را انجام داد!!!!!! من این مدلی تعجبتعجبشده بودم.

 

بعد فهمیدم که تو مدرسه باهاشون قبلاً کار کردند. این بار اصلاً با تمام کلاسهای شنای قبلی که رفته بود، متفاوت بود و من نهایت لذت را بردم.

 

جمعه آرش تولد Aicha یکی از دخترهای کلاسشون توی پیک ِ بو Emirates Mall دعوت بود.

دو تائی رفتیم و آرش بر خلاف تولد قبلی که بیشتر زمان تولد را به من چسبیده بود، اینبار از اول مشغول بازی شد و حسابی لذت برد.

و

 

شنبه صبح زود رفتیم مدرسه برای جلسه هفتم کلاس تکواندو و شنا. بعد بلافاصله رفتیم Emirates Mall برای کلاس نقاشی. بعد هم خرید کردیم و برگشتیم خانه.

این هم اثر هنری آرش رامبراند

/ 43 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامانشون

salam arezoo joon tondtond baraye arash espanddood kon khanoomi ham az ghese goftanesh va ham shenash koly lezat bordam[هورا][ماچ][قلب][دست]

محدثه

هزار ماشالله به آرش گل و باهوش[قلب]

افسانه (پوریا-پرنیا)

[گل]سلام به آرش خان و مامان گل ماشاالله چه پسر هنرمندی زنده باشه الهی وبلاگ بسیار زیبا و متنوعی دارین [قلب][ماچ]

افسانه (پوریا-پرنیا)

سلام [گل] من لینکتون کردم [لبخند] دوست دارم هر روز به وبلاگ این گل پسر سر بزنم ممنون بابت حضورتون [ماچ][قلب]

مامی آدرینا

سلام عزیزم من عکسهارو نتونستم ببینم[ناراحت][گریه] آرش گلم رو ببوس[ماچ][بغل][ماچ][بغل][ماچ]

آروین و مامی

[ماچ]سلام خسته نباشی من که از خوندنش خسته شدو آخه من تنبلم[نیشخند] ماشالا به این آرش جون که حسابی پیشرفت کرده[قلب]

الی مامان سونیا

نازی ... چه پسر ناز و هنر مندی.... انشااله همیشه سالم و تن درست باشه...