آرش شیطونک

آرش عسل من

چهارشنبه که رفتم دنبال آرش دیدم خوش و خرم با صورت و دستهای رنگ شده دوید دم در و کلی شارژ و خوشحال بود. انگار نه انگار که صبحش آنهمه گریه کرده بود. متفکر

آرش با صورت رنگ شده

این هم آرش و صورت و دستهای رنگ شده زبان

پنجشنبه هم من و آرش رفتیم کلی گشتیم و کیف کردیم. ماچ

آرش در پارک الصفوح

آرش در پارک

پارک الصفوح

دیروز هم سر از Outlet Mall درآوردیم. علاوه‌براینکه ما کلی کیف کردیم، آرش و اوستا هم یکسره بدو بدو کردند و آتش سوزاندند. نیم ساعتی هم که از هم جدا شدیم، یکسره هر کدام جدا جدا آن یکی را خواستند و روی خط اعصاب مامان و باباشون گام برداشتند کلافهکلافه

آرش و اوستا جون

توی سایت  Baby Tv  میمون Oliver یک بازی داره که حالات غمگین و شاد و ترسیده و حیران و ... را یاد میده. یک روز دیدم آرش میگه: مامان میدونی هنگری چطوریه؟!!! من: هنگری؟!! گفت: اینطوری و منتظر کرد. تازه فهمیدم منظورش Angry است.

حالا ببینین چه بامزه این حالات را نشان میده؟!! به نظر من از همه قشنگتر Surprise است. 

/ 40 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان وروجکها

سلام جیگر قند عسل وای چقدر بامزه حرف میزنی عزیزم[ماچ][ماچ]

عطیه

چه بامزه دست و صورتش رو رنگی کرده... موش موشک[ماچ][ماچ]

لبخند

گفت دیگه هرگز بر نمی گردم ... راه خودش را گرفت و رفت ... تا می تونست دور شد ... غافل از اینکه کره زمین گرد بود ... سلام دوست من...روزمرگیهاتو ساده و زیبا مینویسی...واسه کوچولوتم یه اسپند دود کن... با مطلبی جدید با عنوان " هشت تیپ مردی که خانمها از آن پرهیز می کنند" به روز کردم.... خلاصه مطلب ........آیا تا به حال رفتار شما باعث رنجش خاطر همسرتان شده است؟ آیا نگرانید که رفتار شما ممکن است نتیجه عکس دهد؟ خانم ها به نوع خاصی از مردها علاقه دارند، به همین دلیل از مردهایی که دارای یک سری خصوصیات خاص هستند به شدت پرهیز می کنند. این امر در دوران اولیه ارتباط از اهیمت ویژه ای برخوردار است درست زمانی که خانم ها...... منتظر حضور سبزت هستم

مریم

آخی چه با مزه یاد گرفته آره همین حرکت که گفتی از همه بهتره نشون می ده خیلی دیگه سورپرایز می شه [ماچ]

لیلا مامان آرین

آفرین مامان باحوصله.با اینکه خسته هستی اما بازهم به آرش جون خوب می رسی. [ماچ]

محدثه

وای چه بامزه ادا درمیاره.ببوسینش زیاد.[ماچ][ماچ][ماچ] راستی بزنم به تخته شما چه حوصله ای دارین.بعد از کار و اونهمه خستگی بازم برای آرش وقت میذارین و می برینش جاهای دیدنی.خیلی خوبه.واقعا خسته نباشید و آفرین به شما مامان با حوصله.[دست][دست][دست][دست]

بهار

ارزو جان با کمال نا امیدی از اینکه بتونم نظر خودمو بعد از ارسال در جعبه نظرات وبلاگت ببینم! باز هم برات می نویسم!! واقعا نمی دونم چرا اینجا اینطوریه؟ به راستی من هر پیامی رو حداقل دو بار برات سند می کنم!! بهر حال... راجع به مهد زیاد نباید ناراحت باشی. همه بچه ها همینطورن. نمی تونن وابستگیشونو به راحتی کم کنن. خوب اینهم البته توی هر بچه ای کم و زیاد داره. همونطور که میبینی داره بهتر میشه. واقعا خوشحالم از این که می شنوم راحتتر داره کنار میاد. می فهمم چقدر جدا شدن از بچه ای که دادیش بغل یه غریبه در حال گریه کردن و رفتی سر کار سخته و چه عذاب وجدانی داره. من هم با بچم همین مشکلات رو داشتم. ولی یه چیز خیلی کمک کرد. اونهم وقتی بود که به باران درباره مربیهاش می گفتم. مخصوصا وقتی می گفتم مربیهات با من دوستای صمیمی هستند. احساس خوبی می کرد. کلا باید حس کنن به کسی می سپریشون که از نظر تو قابل قبول و دوست داشتنی و حتی رفیق تو هستند. امیدوارم اوضاعتون با این ترفند بهتر بشه دوستدار خودت و کوچولوی نازت بهار

پریسا

الهی قربونش برم با اون انگری بودنش.[ماچ] منم آپم