گزارش سفر - قسمت دوّم

جمعه صبح رفتیم کمی خرید کردیم و برگشتیم خانه حاضر شدیم و چمدانهامون را بستیم. آقا مجتبی که از سر کار آمدند، حدود ساعت سه راه افتادیم سمت آلمان. 

هوا آفتابی، کمی سرد و بسیار زیبا بود.  

و

تا منزل مهران ِ عمو مسعود در Mittelrain نزدیک Ulm آلمان حدود 650 کیلومتر راه بود. یک جاهایی آفتابی و زیبا بود و یک جاهای بارانی.

حدود 10 دقیقه از مسیر بارانی سیل آسا شروع به باریدن کرد بطوریکه چشم چشم را نمیدید و حتی یک قدم جلوتر هم معلوم نبود ولی خداراشکر زود تمام شد.

تا 10:30 شب توی راه بودیم، دو دفعه توقف داشتیم و آرش بیشتر راه را خوابید.

صبح حدود 10 صبح بیدار شدیم و با مهران و فهیمه جون دسته جمعی رفتیم گردش تو شهرشون.

هوا مثل هلند یک لحظه آفتابی و گرم و یک لحظه بارانی و سرد است. خلاصه که تکلیف مشخص نیست که باید لباس گرم بپوشیم یا لباس خنک.

ساعت سه و نیم بود که برگشتیم خانه .

خانه مهران اینا دور تا دورش بالکن است و دید فوق العاده ای داره.

تا فردا صبح اینجا هستیم و بعد به امید خدا راه میفتیم سمت Radolfzell شهر عمومسعود اینا.

/ 27 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شایگان و مامان مریم

[قلب]

سهیلا

10 بار تایپ میکنم موقع ارسال بی نتیجه میمونه برای پرشین بلاگ نظر نمیتونم بزارم[افسوس] برای پستای قبلی هر چی نظر گذاشته بودم نیست اشکال از ارسالای من بود الان با فایر فاکس گذاشتم سریع ارسال شد

سهیلا

امیدوارم سفر خوبی داشته باشید [لبخند]

soosooshi

ایشالله سالم برسینو خوش بگذره[ماچ]

نیروانا

مامان آرش جون عاشق عکسهایی ام که میگیری .[قلب]

مامان رايا

مثل هميشه عكساش عاليه البته سوژه هزار ماشاالله خوش تيپ و خوشگله [ماچ]

مامان گلدونه ها

سلام آرزو جون خوش بگذره عزیزم مارکوپولوی کوچولوی ما را ببوسید [ماچ][ماچ]

حسین میرزااسدی

سلام ممنون که پیگیری کردید. بابت روغن و دوربین در هلند نیز جستجویی انجام دهید. ممنون. تعطیلات با آرش خوش بگذرد.

فلفل بانو

وای امیدوارم همیشه بهتون خوش بگذره همراه این مرد کوچک الهی چه سخته بدون بابا جلال رفتین بعدم چرا هر جا میری یه روز بیشتر توقف نداری اینطوری که خیلی خسته میشی؟!