بیماری

من نمیدونم چه حکمتی است که هر بار که مهمان میاد برامون یک مریضی هم پیش میاد تا شادی در کنار هم بودن به کاممون تلخ بشه. متفکر اون از دفعه پیش که مامانم دوبار تو کمای قند رفتند و کار به اورژانس و بیمارستان و ... کشید و این هم از این دفعه که به جای یک مریضی، دو تا مریضی با هم پیش آمده و آزاده و عمه اعظم هر دو مریض احوال شدند کلافه 

البته خداراصدهزار مرتبه شکر الان هر دو بهتر هستند. مژه

آرش هم شکر خدا انگشتش بهتره و فقط ناخنش سیاه و کمی کبود شده ولی ورم انگشت از بین رفته. خودش هم مشغول شیطنت و بازی است.

هوا بسیار عالی است و جای همه اونها که نیستند، بسیار خالی است. چشمک

/ 62 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان امیررضا

بلا دور باشه عزیزم .ایشالله زودتر خوب شن گلم . و درکنار هم لحظات خوبی رو سپری کنید . به جای ما هم از هوای عالی استفاده ببر [قلب]ببوس گل پسریتو[ماچ]

جوجوک

جاي من هم خالي عزيزم روزگارت پرتقالي

عسل اشیانه عشق

یعنی اینا رو هم چشم زدین؟!![شیطان][زبان] حالا بی شوخی اکثر اونایی که میایین اینجا حداقل یه بارو مریض میشن. فک کنم به خاطر هواست! شب یلدا چطور بود؟ خوش گذشت؟

شیلا مامان نیما

الهی که زودتر بلاها و بیماری ها رفع میشه آرزو جون. مواظب خودتون باشید. چند وقت بود وقت نمی کردم ÷ست ها رو بخونم که تند تند خوندم و براتون خوشحال شدم.کریسمس یلدا و خلاصه شادیهاتون مبارک

بهار مامان کارن

سلام آرزو جان آرش گل چطوره ؟ امیدوارم کسالت خانواده محترمت بر طرف شده باشه و همیشه در کنار هم شاد و سلامت باشید . دوست دارم چند تا ماچ آبدار از لپ های این شازده پسر بانمک بگیرم ماشالله ببوسش و ممنون بهم سر می زنی . فعلا بای . اگه ایران اومدی خوشحال می شم ببینمت .

ندا مامان ستایش

اخه ایشالله که دیگه از این جور مشکلات پیش نیاد و همیشه خوش باشید