مرخصي مامان با وروجك

وروجكي با دندانهاي خرگوشي

وروجكي با دندانهاي خرگوشي!

آرش خان را ديروز سوم مهرماه هيچ كس نگه نداشت. خاله نازي سرگيجه داشتند. مامانم بنائي داشتند. مامان جلال هم برديا را نگه ميداشتند. اينه كه من ماندم و وروجك خان خودم.

مرخصي گرفتم و ماندم خانه ور دل پسرك قشنگم. كلي هم با هم حال كرديم. خاله جيگر هم با ما بود.

اول يكي دو ساعتي كه توي حمام با استخر بازي و صرف تخم مرغ عسلي-  شير و پيراشكي و شربت سانستول (مولتي ويتامين) گذشت بعد هم مدادرنگي بازي و كتاب خواندن...

پسرم ديروز ماشاءالله هزار ماشاءالله خيلي آقا بود و ظهر هم دو سه ساعتي خوابيد و من تونستم بعد از مدتها كتابم را بخوانم.

الان ديگه شيطونكم رنگها و اشكال را كامل بلده - اعداد را تا بيست ميشمره البته هنوز ۸ را جا مي اندازه- ديگه اينكه همه چيز را درست تلفظ ميكنه فقط به لبخند ميگه لخبند و به مثلث ميگه ملثلث! 31.gif

خلاصه خيلي چيزها يادگرفته و ميگه. 41.gif 

دالي بازي با خاله جيگر

براي ديدن عكس اول از نزديك اينجا كليك كنيد. 25.gif

براي ديدن عكس دوم از نزديك اينجا كليك كنيد.  49.gif

/ 2 نظر / 7 بازدید
محمد

این هم آخرش به خدا! ولی خدا وکیلی من موندم چرا مواش این رنگیه!!!؟!:-)

Marjan

baba in pesar e to nabegheh ast... man vaghti Mahan ra ba baghieh bacheh hay e ham sen o salesh moghayeseh mikonam , mibinam keh kolli jolotar ast, vali ba in hal az Arash kolli aghabeh! Espand yadet nareh.....