آخر هفته

جمعه ظهر معلم فارسی آرش آمد و حرف "و" را به آرش یاد داد. بعد از ناهار رفتیم کلاس شطرنج. بعد برگشتیم باباجلال را برداشتیم و سه تائی رفتیم امارات مال. با بنیامین و آرمین کوچولو و بابا و مامان گلشون قرار داشتیم. عصر بسیار خوبی را در کنارشون گذراندیم.

یک کوچولو طول کشید تا بچه ها یخشون باز بشه ولی خیلی زود همه با هم صمیمی شدند و شروع به بازی و شیطنت کردند.

اول بچه ها بولینگ بازی کردند و بعد یک عالمه بازی دیگه تو Magic Planet و بعد هم شام.

شنبه صبح هم آرش کلاس ژیمناستیک داشت.

تلاش برای پل زدن

و در نهایت

/ 21 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زیبا

قربون تلاشت برم[بغل][بغل]

ناهید مامان بنیامین و آرمین

سلام آرزو جان عکسها خیلی قشنگه به ما و همچنین بچه ها خیلی خوش گذشت آرمین و بنیامین که همش میگند کی آرش می آید باز هم با هم بازی کنیم خلاصه هر دو تاشون عاشق آرش شدندعصر روز جمعه خیلی خوبی بود.

مامان هانا

[قلب][گل][ماچ] [قلب][گل][ماچ] [قلب][گل][ماچ] [قلب][گل][ماچ]

مامان محمد فاضل

سلام خانم همیشه یه شادی و خوشی یه سری به ماهم بزن

شیوا

آرزو جون مرسی از کمکت. عزیزم. این پسر خوشتیپ و فعال رو از قول من ببوس. خوشحالم که مرحله به مرحله موفقیت هاش رو میخونم. Good Luck Honey

نهال

سلام عزیزممممم خیلی تبریک میگم برای داشتن همچین بسر گلی! با اجازه لینکتون کردم دوست داشتید لینکم کنید.خوشحال میشم به ما سر بزنید

مامان بهراد

انشاالله واسه عروسیت پل بزنی پسر خوشگل البته با ماشین...