گردهمائي دالتونها

دالتون‌ها

گردهمائي دالتـــــــــــــون‌ها (پارسا و پويا و آرش)

ديروز بعد از ظهر با آرش رفتيم منزل ماماني ثريا كه پارسا و پويا و خاله الهه را ببينيم. آرش تازه از خواب بيدار شده بود و پويا هم طبق معمول مشغول خوردن بود و با لب و لوچه كثيف در عكس ظاهر شد.

پارسا و آرش

دالتون بزرگ و كوچك 06.gif

و القصّه آخر و عاقبت اين گردهمائي يك خط كبود روي پيشاني آرش خان بود كه در اثر سقوط به همراه پارسا بر روي زمين در حين شيطوني ايجاد شد 17.gif

وقتي هم برگشتيم خانه آرش ۸ شام نخورده خوابيد و ديگه بعدش را حدس بزنيد 14.gif 

وروجك

ساعت ۴:۴۵ دقيقه بامداد

به محض گشودن چشمان قشنگش اينبار به جاي پيراشكي قهوه خواست 35.gif

فاميليا جنگلي و شير

آخر سر هم به خوردن يك پاكت كوچولو شير به همراه فميليا جنگلي (آقا سوسماره و آقا فيله و آقا شيره) + ۷ بار خواندن كتاب مي‌مي‌ني الهي بد نبيني و ‌Be My Friend و Dear Zoo با كلي ماچ و بوسه بازي با مامان آرزو خواب‌آلود 37.gif آخر سرخوابش برد 28.gif 

حالا تصور كنين من بيچاره الان در چه حالي هستم 45.gif37.gif

و اينــهم طبق قولي كه ديروز داده بودم (آهنگ درخواستي پذيرفته ميشود 15.gif)

فيلم مربوط به پ.ن.2

/ 41 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نيلوفر(نيلوفر ومهدي)

من سر کار اسپيکر ندارم که صدای اين پسر طلا رو گوش کنم.عجب دالتونهای خوش تیپی هستن اين سه تا. مامان بودن هم شب بيداری داره ارزو جاناين جوری ياست ديگه مادر

ثمين

وااااااای خدا جون ! البته آرزو جون در جايی که ممکن بود ساعت ۳ يا ۴ هم آرش خان بيدار بشن بايد خيلی خدارو شکر کنی که نزديک ۵ بيدارشده ! به هرحال خيلی هم زود نبوده ، شما نبايد دير می خوابيدی !

پسنجر

را سختی در پيش داره..! خدا حفظش کنه

نيلوفر

وای خاله قربون اون صدای قشنگ و طرز صجبت کردنت برم منننننننننننننننننننننننن

نونوش مامان الینا

سلام واقعا اون موقع صبح دوربین به دستت بود. بابا خیلی ایول داری. من که الینا بیدار میشه اصلا نمیتونم چشمامو باز کنم. راستی این اقا داره روز به روز خوشگل تر میشه . اسفند دودکن. از اتاقش هم خیلی خوشم میاد به نظر بزرگ و دلباز و نورگیر میاد. این طور نیست. ست کمد و خوابش همخیلی خوشرنگه.

مامان جینا

الهییی خدا این بچه ماهه تو رو خدا اسپند یادتون نره ها ببین من هر دفعه میگم !!!

.·´¯`·«(SoReNa)»·´¯`·.

سلام آرزو جان نميدونم پست خداحافظی ام رو خوندی يا نه اونجا از شما و مامان حسين عزيزم هم خداحافظی کردم نميدونم چی شد که يه سری از لينکام حذف شدند گويا يکی اش هم لينک شما بوده خيلی بلاگرد بيتربيته که اين کارو کرده دلم براتون تنگ شده بود دوباره لينکتون کردم اون آرش جيگر طلا خان رو هم از طرف من گااااااااااااااااااااا ببخشيد يه بوس محکم بکن

.·´¯`·«(SoReNa)»·´¯`·.

سلام مجدد آخيش حالا با خيال راحت پستتون رو خوندم اون دوتا جيگر دوقلوهستند وای خدا وقتی که فکر ميکنم داشتی برای جيگر طلا ديش ديش آماده ميکردی قيافه ات چه شکلی شده بود خنده ام ميگيره واقعا که مادر شدن چقدر سخته خدا رو شکر که من دوست دارم هميشه خاله باشم نمکش مال من زحمتش مال مامان