گزارش سفر به تهران - تابستان 1397

با ماها از فرودگاه آمدیم خانه‌ی ما. چمدان‌های مربوط به سفر مالدیو را باز و جابجا کردیم و دوباره چمدان‌ها را به قصد سفر به تهران بستیم. تا حدود 6 عصر مشغول بودیم. ماها زحمت کشید ما رو رساند فرودگاه و خودش رفت خانه.

با پرواز ساعت 9 هواپیمایی ماهان به تهران سفر کردیم. شکر خدا تاخیر نداشت و پرواز راحتی بود. امیر زحمت کشیده بود آمده بود فرودگاه دنبال‌مون. نیمه شب حدودا رسیدیم منزل بابا.

b_191209.jpg

الهه اینا هم آنجا بودند و تا نزدیک صبح به حرف و اینا گذشت. آرش هم رفقاشو بعد از مدتها پیدا کرد و باهاشون مشغول شد.

b_202705.jpg

کل سفر تهران شش روز و نیم بود. دو روز اول به دید و بازدید با عزیزان گذشت. روز سوم که منزل جدید الهه اینا بودیم، نیمه شب من حالم شدید خراب شد و دو سه روز بعد را کامل افتادم. یک نوع بیماری ویروسی و عجیب و غریب گرفته‌ بودم با دردهای خیلی شدید. همین هم باعث شد که هیچی از این سفر نفهمم.

5شنبه شب نصفه و نیمه سرپا شدم که رفتیم منزل دایی خلیلِ بابا جلال. جمعه هم نصف روز خونه‌ی مامان‌بزرگ اینا و نصف روز منزل بابابو بودیم. صبح‌ها هم البته به کارهای اداری و بانکی و کمی خرید گذشت.

b_124906.jpg

آرش بیشتر وقت‌ش را منزل جدید مامان‌بزرگ با بردیا، آراد و آوا گذراند. یک کمی هم منزل بابابو با پارسا و پویا. چون علاوه بر اینکه پارسا مدرسه می‌رفت و حسابی سرش شلوغ بود، با پویا یک عالمه کلاس‌های جانبی هم بعدازظهرها داشتند که فرصتی برای دیدار باقی نمی‌ماند.

b_190744.jpg

این سفر تهران سفر کوتاهی بود که به چشم بهم زدنی گذشت. بعد از مدتها هم این مدلی مریض شدم که سفر را کوتاه‌تر از آنچه که بود، کرد و خسته برگشتیم سر خونه و زندگی‌مون تا آرش آماده بشه برای سال نهم مدرسه.


/ 3 نظر / 404 بازدید
7030moarefy

با سلام یک درآمد بی دردسر یک سری به کلبه من بزنید. https://7030moarefy.persianblog.ir/

7030moarefy

با سلام یک درآمد بی دردسر یک سری به کلبه من بزنید. https://7030moarefy.persianblog.ir/