سفر به تهران - زمستان 1396

سه‌شنبه نزدیک ظهر راه افتادیم و با پرواز ایرعربیا راهی تهران شدیم. هوا بی‌نهایت آلوده، غمگین و گرفته بود. حدود ساعت 4 رسیدیم منزل بابا اینا.


همان روز اول برای بابابو جشن تولد گرفتیم و تولدشون را با چند روز تاخیر دور هم جشن گرفتیم. جای مامان‌م خیلی خیلی خالی بود. دل شکسته


روز دوم بعد از پیاده‌روی صبحگاهی در اکباتان و صبحانه راهی منزل مامان بزرگ آرش شدیم. عمه شبنم و عمومحمد هم از کانادا آمده بودند و همگی دور هم بودیم.


روز سوم آرش منزل مامان بزرگ مانده بود و ما هم به یاد قدیم‌ها رفتیم ولیعصرگردی و کلی پیاده‌روی کردیم. از فاطمی تا نزدیکی‌های میدان آزادی پیاده رفتیم ولی شدت آلودگی هوا باعث شد بقیه‌شو بی‌خیال بشیم و با تاکسی بریم خانه.

شب مهمون عموامیر اینا رفتیم کبابی فضلی در خیابان بهار که بی‌نهایت لذید و خوشمزه بود. شب خوبی را در کنار الهه اینا گذراندیم.

روز چهارم جلال راهی شرکت قدیم‌ش شد و من و آرش هم ظهر رفتیم کافه فلورانس روبروی پارک گفتگو. با خاله نیلوفر و نازنین‌های دوست‌داشتنی قرار داشتیم. دو سه ساعتی با هم بودیم و بعد راهی خانه شدیم. عصری هم مریض احوال شدیم. هم من و هم آرش هر دو تب‌دار شدیم با گلودرد شدید. خاله الهه هم که با پسرها آمد حال‌ش از من و آرش هم بدتر بود. تا عصری منزل بابابو بودیم و بعد حاضر شدیم و رفتیم منزل مامان بزرگِ آرش. با خانواده‌ی عمو محمد برای اولین بار آشنا شدیم. تا نزدیک نیمه‌شب آنجا بودیم و بعد برگشتیم منزل بابا اینا.


روز پنجم صبح عمه شادی اینا آمدند دنبال‌مون و زحمت کشیدند ما را به فرودگاه رساندند. پرواز ایرعربیا یک ساعت تاخیر داشت و حدود ساعت 6 رسیدیم دبی.

مقایسه‌ی وضعیت هوا کمی قبل از تهران و نزدیک تهران!

/ 0 نظر / 253 بازدید