گزارش تصويري

عشق مامان آرزو

 كل ديروز ِ من و فسقلي به بازي بازي گذشت و من نهايت لذت را بردم 11.gif آرش را نميدونم 07.gif

پيكاسو

عسلكم در حال نقاشي كردن با مداد شمعي‌هاي عمه شادي

ديروز داشتيم مدادرنگي بازي ميكرديم بابا جلال به آرش گفت: بابابو و پارسا نردبان كشيده بودند. آرش كه معمولاً فقط روي كاغذ نقاشي ميكند٬ بلند شد رفت و روي ديوار شروع كرد به نردبان كشيدن كه بتونه از آن بره بالا!!!!!! 13.gif 

من و بابا جلال:‌ از طرفي 14.gif34.gifاز طرفي:‌ 35.gif06.gif

بادكنك بازي به شيوه پرتاب موشك 50.gif

بادكنك بازي

قبل از پرتاب 03.gif

بعد از پرتاب

بعد از پرتاب 15.gif

حروف بازي

 حروف بازي

  • آرش:S مثل سارا٬ مثل ماماني ثريا
  • آرش: Z مثل زينب٬ مثل ابرا؟!! 
  • من: آرشم!! ابرا نه مامان٬ زبرا
  • آرش: زبرا يعني گور‌خر 35.gif

قشنگم

جديداً موقع كتاب خواندن و بازي كردن و نقاشي كشيدن اين مدلي دراز ميكشه و يكي دو دقيقه بعد هم ميگه: مامان تنم درد گرفت 34.gif

رامبراند

و اينهم اثر هنري آرش هنرمند  11.gif كه بعد از اتمام عمليات٬ مثل آقاها ايستاد و اجازه داد كه مامان آرزو يك عكس يادگاري از آرش جون و اثر هنريش بندازه 04.gif

فسقلي

و امّــــــــا اين هم صبح روز شنبه ساعت ۶:۴۵ دقيقه بامداد وروجك سرحال و قبراق و بانشاط بسته شكلات در يك دست و ساك وسائلش (شامل بادكنك‌ها و گل و ....) در دست ديگر عازم منزل خاله نازي بنده‌خدا 09.gif كه احتمالاً (يقيناً) از ديدن آرش بيدار بانشاط14.gifخواهند شد 09.gif

پ.ن.۱: چندوقت پيش داشتم از آرش فيلم ميگرفتم. نوار را برگرداندم عقب و با آرش نگاه ميكرديم٬ فيلم تولد پارسال بابا جلال بود و پارسا و پويا هم بودند. آرش يكي دو دقيقه‌اي نگاه كرد بعد اصرار اصرار كه بره پيش پارسا و پويا توي فيلم و باهاشون بازي كنه. پاهاش را بلند كرده بود بكنه توي دوربين تا بتونه بره پيششون. هرچه هم من توضيح دادم كه آن يك زمان و يك مكان ديگه است فايده‌اي نداشت كه نداشت آرش: 38.gifپارسا 20.gif پويا 20.gif

پ.ن.۲: توي موبايل بابا جلال فيلم آرش كه آهنگ گنجشكك اشي مشي را خوانده بود٬ ضبط كرده بوديم. (فردا ميگذارمش) پنج‌شنبه آرش منزل مامان بزرگ بود و من و بابا جلال يكسر رفتيم منزل ماماني ثريا. پارسا و پويا هم آنجا بودند. دلشان هم براي آرش تنگ شده بود. عمو جلال فيلم آرش را براشون گذاشت. پارسا با لذت تماشا كرد بعد گوشي موبايل را نزديك دهانش برد و گفت:‌آرش؟!! آرش؟!! آهوئي دارم خوشگله را بخون. (آهنگ‌هاي درخواستي 10.gif

من و بابا جلال و بابابو و ماماني ثريا: 21.gif24.gif

/ 37 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ثمين

آرزو جون تو نمی تونی تصور کنی که من چقدر از ديدن اين پسر عزيز وخوشگل ، کيف ميکنم ! يه جورايی آرش هم مثل آيسان ويکی دوتای ديگه شده جزوی از خونوادم ! الهی هميشه سالم و سلامت وشاد وموفق و سربلند باشه ! وااااااای وقتی تصور ميکنم تقلای اين پسر ناز رو واسه ی ورود به دوربين و بازی با بچه ها در فيلم از خنده می ميرم مواااااااااظب خودتون باشيد

ثمين

من عاشق اين صداقت کودکانه ام ! يادش بخير !

آفتاب گردون

سلام آرش جون؛ خوشحالم که حالت خوب شده... اميدوارم اگه بچه ام قراره پسر باشه... عين تو خوراکی بشه.....

طيبا

سلام وای آرزو جونم برای قند عسل فرشته کوچولو اسپند دود کن خدا حفظش کنه باهوش ناز نازی مهربون با تربيت من خيلی آرشو دوست دارم از طرف من ميشه يک دنيا بوسش کنيد

طيبا

راستی آرزو جون روز مهندس را به شما تبريک می گويم اميدوارم هميشه در کار و زندگی موفق باشيد

شهرزاد

آخی... اونجايی که مريضه چقدر گناهيه

مامان تينا و سينا

سلام آرزو جون چه عکسهای خوشگلی گذاشتين از آرش جون واقعا که اين پسر خيلی خيلی دوست داشتنيه در مورد اون روتختی هم نظر لطفت بوده عزيزم اصلا قابل شما رو نداره بخدا اگه گلدوزی بلد بودم ، روبالشيش خيلی ناز ميشد چون طرحش خيلی خوشگله . قسمتهای داخلی موش رو با دست گلدوزی کردم . راستش اصلا دم موش رو کاری نکردم و همه ی موشها بدون دم هستن در ضمن واقعا ازت ممنونم برای طرحشون

فافا

آرش فسقلی با تمام هوش و ذکاوتش دوست داشتنيه..حتی شيطنت هاش ...کاش ميشد اطاقش رو ورق های برگ بچسبونيد تا بتونه برای خودش يکعالمه نردبان بکشه....البته چون می دونم فسقلی خيلی مودبه و امکان نداره قسمت های ديگه ديوار ها رو نقاشی کنه!!!!!اين پيشنهاد رو دادم... در ضمن اون کوچولويی رو که گفته بودم رو حق داری نشناسی...بچه پسر عمه ام هست که خوب پسر عمه ام برام مثل برادره و خيلی ذوق داشتم که الکی الکی من هم عمه بشم که خب مثل اينکه خيلی به من ربطی نداشته!!!! و من الکی خودمو نخود هر آشی کرده بودم! آرش رو ببوس خيلی زياد

نيلوفر(نيلوفر ومهدي)

ارزو جونم من چقدر پسر گلت رو دوست دارم.يه دنياخيلي خيلي مواظب اين گلمون باش.چقدر استعداد زبان يادگرفتنش خوبه.خيلي خوشحالم كه اينقدر به فكر پرورش وش و اسعتدادش هستيراستي تو شاغلي؟

شمسی خانوم

راستی آرزو جونم هی تو فيلم ميذاری و من سر کار اسپيکر ندارم دلم می سوزه!!! چقدر اين پ. ن. دو بامزه بود!