آرش سه سال و هشت ماه ِ

دیروز بعد از چند روز مریضی آرش خان راهی مهد شد و دیدیم که Ms. Janette هم برگشته. کلی خوشحال شدیم. هورا

وروجک امّا در کمال تعجب گریان رفت!!! دو سه ساعت بعد دیدم زنگ زدند که برم آرش را تحویل بگیرم. هرکاری کرده بودند یکسره گریه کرده بود. رفتم دنبالش و یک وروجک این مدلی  با چشمهای قرمز و پف کرده را برداشتم آوردم دانشگاه. یک چیزی خورد و بالافاصله 4 ساعت تمام خوابید. 

عصری هم با ماها رفتیم Dubai Mall که هفته گذشته افتتاح شده بود. آرش بیشتر از همه از آکواریومش خوشش آمد. البته هنوز نصف بیشتر مغازه هاش بسته بود.

بعد هم رفتیم یک Toy Shop بزرگ به نام Hamleys که آرش تمام وسائل حمل و نقل و  و  و را تست کرد و کلی کیف کرد. ماها هم کلی آرش را خجالت داد و یک دوچرخه خوشگل براش گرفت. ماها جان دست گلت درد نکنه. ماچ 

پ.ن: چهل روز از درگذشت احسان (خدابیامرز) گذشت و ما هنوز رفتنش را باور نداریم. دل شکستهگریه

احسان خدابیامرز و آرش

روحش شاد فرشته یادش گرامی فرشته

لطفاً برای شادی روحش خیال باطل فاتحه بفرستین.

/ 31 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پیمانه

سلام . همیشه بعد از چند روز خانه ماندن همینطور است . نگران نباش عزیزم . دوباره روی غلطک می افتد . بوسش کن [ماچ] دلم لرزید ! عجب جوان رعنایی بوده . خدا به داد پدر و مادرش برسد [گریه]

نوشین

احسان کی بود؟ خدا بیامرزه.... راستی چقدر عکساش قشنگه مثل همیشه.....[قلب]

پگاه

آرشم کاشکی پیشم بودی جیگرم خیلی دوستت دارم بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوس[ماچ][ماچ]

هلیا

خدا رحمت کنه احسانه عزیزو امیدوارم آرش هم همیشه سلامت باشه ببوسش دوچرخ ام مبارکت باشه گلم[ماچ]