ماجراهای سفر ما

پیست اسکی امارات مال

ما برگشتیم. اینبار من و بابا جلال تنها رفتیم مأموریت و آرش وروجک هم پیش خاله های مهربون بابا جلال مانده بود. 11.gif این هم گزارش لحظه به لحظه مأموریت خاطره انگیز  44.gif‌ ما 15.gif:

شنبه ساعت ۱۷:۴۵ با ایران ایر پرواز داشتیم که طبق معمول ۴ ساعت تاخیر داشت و ما نصفه شب رسیدیم دبی دبی.

یکشنبه به خاطر سفر بوش به امارات کل مسیرهای ورودی و خروجی شیخ زائد بسته بود و ترافیک بسیار بسیار وحشتناکی بود. 42.gifمسیر ۴۵ دقیقه ای ۴ ساعت طول کشید. 14.gifباران هم میبارید و تقریباً سیل در شهر جاری شده بود. 34.gifتاکسی اصلاً پیدا نمیشد. 33.gif

16_ae_meganrain3_gn_4.jpg

دوشنبه به کل تعطیل شد!!!! 19.gif

سه شنبه و چهارشنبه درگیر یک کار اداری بودیم که درست دقیقه نود خدا را صد هزار مرتبه شکر درست شد که تنها ره آورد مثبت و فرح بخش این سفر بود. خدایا شکرت 25.gif

وروجک هم به جز تغییر ساعات خوابش که به چهار بامداد تغییر یافته بود 43.gifاذیتی نکرده بود و بهانه دوری ما را نگرفته بود ولی من و بابا جلال دلمون سخت و شدید براش تنگیده بود 12.gifو حسابی ازدوری عزیز دلمون اذیت شدیم. 20.gif

پرواز برگشت ساعت ۲۱:۱۵ بود که ساعت ۱:۳۰ 14.gifبا حدود ۴ ساعت تاخیر انجام شد که ما ۴ صبح رسیدیم منزل خاله نازی. وروجک بیدار بود 11.gif

آرش و سوغاتیش

اینهم ماجراهای یک سفر دو نفره بسیار بسیار خاطره انگیز 35.gif

/ 53 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شيلا

خدا رو شکر که همه چيز بخير گذشت

مرجان

سلام آرزو ميشه لطفاْ يه دعوتنامه پرشين گيگ به آدرس میلم بفرستی برام ممنون میشم

سارا

رسيدن به خير. لابد الان در تدارک رفتن هستيد! و حسابی مشغول... اميدوارم همه کارها خوب پيش بره. باريکلا به اين گل پسر خوش اخلاق که بدون مامان و بابا٬ پيش خاله مونده اوووه چه سيلی راه افتاده تو دبی!!!

قاصدک

عجب ماموريت سختی بوده ها

انجل

پس شما هم روزبوش اينجا بودين نه؟ ولی عجب بارونی بودا. دعای بارون اينا اثر خودشو کرده بود

اسيه

سلام به سلامتی وخوشی باشه سفر عجب عکسی گذاشتی از بارون وهوايی دلپذير

سلام...خوبی خوشی...بابا چه پسر سر به راهی داری ...چقد خوب که کسيو داری که آرش جونو پيشش بزاری خدا خاله خانومو براتون نگه داره

مامان اکرم

سلام آرزو جون باز هم گلی به جمال آرش که اینقدر آقاست و بدون شما هم طاقت میاره. خوب باشید همیشه