سفر کوتاه زمستانی به سرزمین مادری

قرار بود سه نفری سفری کوتاه به تهران داشته باشیم که بابا جلال موفق نشد مرخصی بگیره و من و آرش چهارشنبه ظهر دوتایی راهی سرزمین مادری شدیم.

بابابو و خاله آزاده آمده بودند فرودگاه دنبال‌مون. مستقیم از آنجا رفتیم بهشت زهرا دیدن مامان نازنین‌م دل شکسته و بعد رفتیم منزل بابا اینا. الهه، پارسا و پویا آنجا منتظرمون بودند.

 چهارشنبه شب آرش با عموامیر و پارسا، پویا راهی سالن والیبال باشگاه انقلاب شد و 11 بود که برگشتند.

از آنجایی‌که آرش شدید دنبال برف و برف بازی بود و از برف خبری نبود، 5شنبه صبح زود با پارسا، پویا و عموامیر راهی توچال شدیم و با تله‌کابین تا ایستگاه 5 رفتیم و تا نزدیک ظهر مشغول برف‌بازی بودیم.

و

و

و

و

و

و

خلاصه خیلی خیلی خوش گذشت. تا ظهر به برف بازی گذشت و شب هم تولد دایی خلیل ِ باباجلال بود که رفتیم منزل‌شون.

و

آرش و آرادِ شیرین زبان که آرش عاشق‌ش است.

جمعه تا 8 منزل بابا بودیم و بعد راهی منزل مامان‌بزرگِ آرش شدیم. آراد و بردیا هم آمده بودند و حسابی سه تایی با هم بازی کردند.

شنبه صبح هم با بابا به کارهای بانکی رسیدیم و نزدیک ظهر بابابوی گل ما را به فرودگاه رساندند و با عمه اعظم و آزاده راهی دبی شدیم.

/ 0 نظر / 98 بازدید