یکشنبه تعطیل

یکشنبه آرش به مناسبت ایستر تعطیل بود، من هم مرخصی گرفتم و دو تایی ماندیم خانه.

یک عالمه خوابیدیم، بعد من خانه را تمیز کردم و آرش با XBox و PSPش بازی کرد، بعد کل کتابهای مربوط به امتحانات هفته آینده را مرور کردیم، درسهای پیانو را تمرین کردیم، اینترنت بازی کردیم و ...

خلاصه یک روز خیلی پربار، پرکار و عالی را با هم گذراندیم. خانه هم از تمیزی برق افتاد کاری که مدتها بود مامان خانم تنبل فرصت نکرده بود درست و حسابی انجامش بده. خجالت

بعد از اینکه باباجلال آمد، من با اینکه خیلی خسته بودم، تصمیم گرفتم تندی برم کارفور خرید هفتگی و برگردم. سوار ماشین شدم و هرکاری کردم ماشین روشن نشد که نشد. خلاصه باباجلال با کمک یکی از دوستان، ماشین را روشن کردند و رفتند باطری را عوض کردند و برگشتند. خدا خیلی رحم کرد. اگه صبح با ماشین بدون باطری روبرو میشدیم، از کار و زندگی حسابی می افتادیم.بخصوص که ما همیشه دقیقه نود راه می افتیم و قطعاً به مدرسه آرش نمی رسیدیم.

تکه های پازل زندگی همیشه خوب کنار هم جور میشه. خدایا شکرت. بغل

پ.ن: مامانی ثریا و خاله آزاده هم با یکدنیا خاطره خوش و معنوی از سفر مکه برگشتند.

حجتون مقبول. ماچ دوستتون دارم ماچ

/ 29 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زیبا

سلام آرزو جون[گل] روز تعطیل خوبی داشتید خدا رو شکر همیشه دلت شاد ولبت خندون باشه[خنده] عزیزم خسته نباشی از برق انداختن خونه خانمی,اصلا تنبل نیستی ماشاا... خیلی هم اکتیوی مامان ثریا و خاله آزاده حجشون قبول باشه آرزو جون آرش جونم دوستتون دارم[ماچ][بغل]

لیلا مامان پویان

چشمتون روشن آرزو جان قسمت شما بشه[قلب]

مرضیه مرتضوی

[ماچ][قلب]حجشون قبول باشه[لبخند] آرش جونم امیدوارم مثل همیشه موفق باشی

مریم

سلام ارزو جون...چشمتون روشن که مسافرهای عزیزتون از سفر حج برگشتند و زیارتشون قبول .پسر خوشتیپ ما هم که مثل همیشه عکسهاش عالیه ...ببوسش و امیدوارم امتحانهاش را عالی بده .

مامان پارسا پگاه

آفرین به مادر و پسر پرکار و فعال[دست][دست] زیارت مامانی و خاله آزاده قبول باشه[گل]

سهیلا

خدا رو شکر حج مامانی و خاله آزاده مقبول حق[گل]

نیلوفر

ایشاالله همیشه شاد باشید [گل] زیارت مامان و خالتون قبول باشه[گل]