خاطرات سفر به مالزی - قسمت آخر

صبح دوشنبه بعد از صبحانه، چمدان‌ها و اسباب و وسایل‌مون را جمع کردیم و نزدیک ظهر دسته‌جمعی و هشت نفری، روهم روهم سوار ماشین شدیم و راهی جوهور بهرو که یکی از شهرهای مالزی در مرز سنگاپور است، شدیم. راهی که سه چهار ساعته بود، از بس که جاده شلوغ و ترافیک زیاد بود، نزدیک 11 ساعت طول کشید ولی با اینکه طولانی شد آنقدر از دست آقا جواد خندیدیم که اصلاً اذیت نشدیم و کلی هم بهمون خوش گذشت.

 

شب را در هتل مارینا بی در جوهور بهرو ماندیم و صبح بلافاصله بعد از صبحانه راهی لگولند مالزی شدیم.

و

و

و

و

و

روز بسیار بسیار خوب و شادی بود با یک عالمه آب‌بازی و سرسره‌بازی. تا نزدیک غروب مشغول بودیم و حسابی لذت بردیم.

این آخرین لحظه‌های اقامت‌مون در مالزی بود و نیلوفرجون اینا زحمت کشیدند ما را نزدیک مرز پیاده کردند. 

یک دنیا ممنون از زحمات‌شون. سفر بسیار خاطره‌انگیز و زیبایی را برای ما رقم زدند. الهی که بتونیم در شادی هاشون جبران کنیم. قلب

/ 0 نظر / 85 بازدید