روز سوّم مهدکودک

امروز صبح آرش را که بردم مهد کلی گریه و زاری گریهکه نرو، مامان پیشم بمون و ... خلاصه دل من و خودش را خون کرد دل شکسته ولی من بهش قول دادم که زود برم دنبالش که آرام شد و مشغول بازی با دوستان جدیدش شد. چشمک

اینهم گزارش تصویری روز سوم مهدکودک زبان

آرش در مهد

آرش و نیکلا تعجب

آرش در مهد

امان از دست وروجک بلا هیپنوتیزم

آرش در مهد

در حال شعر خواندن چشمک

آرش در مهد

در حال نقاشی کردن تشویق

آرش در مهد

در حال غذا خوردن بای بای

/ 0 نظر / 5 بازدید