بیماری و سینما

وقتی از ایران برگشتیم من به شدت مریض بودم اما شلوغی کارهای آخر سال و انبارگردانی شرکت باعث شد نتونم استراحت کنم و با همان حال خراب حسابی گرفتار کار بودم. آرش هم از روز دوم بیماری‌ش شدت گرفت و نیمه شب تب‌ش به نزدیک 40 رسید. 

بردم‌ش کلینیک که یک خانم دکتر ایرانی خیلی ماه آنجا بود و دست‌ش هم انگار سبک بود. آرش به محض مصرف داروهاش تب‌ش قطع شد و حال‌ش سبک شد و یکی دو روزه هم خوبِ خوب شد شکر خدا.

شنبه بعدازظهر دوتایی با ترام رفتیم JBR. اول ناهار را در Bob's که رستوران موردعلاقه‌ی جفت‌مون هست خوردیم و بعد هم رفتیم سینما. انیمیشن کارتونی Ferdinand را تماشا کردیم. بامزه بود و خوش‌مون آمد.

یکشنبه آخرین روز سال 2017 بود و ما تا سه سر کار بودیم. شب با یکی از دوستان دبیرستانی بابا جلال قرار شام بیرون داشتیم. چون شب قبل از سال نو بود و همه‌جا وحشتناک شلوغ بود تصمیم گرفتیم همان دور و بر خانه بریم و پیاده رفتیم مارینا واک و رستوران Nandos.

شب خوب  و آرامی بود. دیگه بعدش حوصله نکردیم بریم تماشای آتش‌بازی در JBR و از همان تلویزیون مراسم برج خلیفه را تماشا کردیم.

سال 2018 هم بالاخره آغاز شد. انشاءالله که سالی بهتر از همه‌ی سال‌های پیش برای همگی باشد.

/ 0 نظر / 234 بازدید