آرش بلا

امروز صبح بعد از حدود ده روز وروجک خان ما راهی مهدکودک شد.

وروجک سبیلو

برای اینکه براش سخت نباشه من یک ساعتی باهاش ماندم و بعد از یک ساعت فقط با کمی گریه از هم جدا شدیم. خوشبختانه تا آخر هم خوب مانده بود. 4 که رفتم دنبالش سرحال بود.

هوراهوراهوراهورا

بغل عمو امیر جون تولدتون مبارک بغلدریا دریا شادی، سلامتی و خوشبختی برای شما در کنار خاله الهه جون، پارسا جون و پویا جون آرزومندیم و دلمون حسابی برای شما عزیزان تنگ شده. بغل

هوراهوراهوراهورا

پ.ن.1: دیروز باباجلال اینا یک عالمه وسائل شبکه و کامپیوتر برای دانشگاه خریده بودند. آرش دَم‌باریک را دیده بود و از باباجلال پرسیده بود:

  • آرش:  بابا جلال این چیه؟!!
  • بابا جلال: دَم‌باریک پسرم.
  • آرش کمی فکر میکنه متفکرو میگه: پس این را باید بدیم به بابابو تا بزنه به پویا دیگه !!!!! ابله
  • بابا جلال: خندهخندهخندهخنده

جریان از این قراره که پویا (دالتون شماره دو) وقتی شیطونت می‌کنه، از بابابو به شوخی تی‌پا میخوره و بابابو میگن پویا بیا بهت دَم‌بُرنیخ بزنم! شیطونک ما هم دَم‌باریک را با دم‌بُرنیخ اشتباه گرفته بود.نیشخند

پ.ن.2: دیروز از اسپینس هات‌داگ گرفته بودیم، یکی بدون پیاز برای من و یکی هم با پیاز برای بابا جلال. آرش هم که غذاش را خورده بود، تو ساندویچ ما دو نفر شریک بود. اصرار داشت که مثل باباجلال با پیاز بخوره. آرش سر بازی توماس بود که ساندویچ بابا جلال تمام شد. گریه و اصرار که من با پیازش را میخوام و هرکاری کردم ساندویچ من را قبول نمی‌کرد. همانطور که داشت با باباجلال صحبت میکرد من یواشکی از پشتش ساندویچم را دادم دست باباجلال که بهش بده. همانطور که داشت با باباش صحبت میکرد با یک لحن خیلی بانمک گفت: ساندویچ مامان را گرفتی؟!!!! ابرو 

من میگم این بچه پشت سرش هم چشم داره میگن نه!!! از خود راضی

پ.ن.3:

آرش جیگر

حالا به نظر شما آرش علاوه بر سبیل یک طرفه‌اش چه فرقی کرده؟!!!! چشمک

/ 53 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حدیثه

سلام آرزو جون.[قلب] خدارو شکر که گریه نکرد و به مهد کودک رفت[تایید]بخاطر دم باریک کلی خندیدم[خنده]ببوس وروجک عزیز رو[ماچ]

ندامامان ستایش

دیدی خانمی نمیتونی بچه رو گول بزنی این وروجکها صد تای من و شما رو درس میدن با این هوششون[ماچ]

پریسا

سلام به ارش خان چطولی ؟ دیگه فک کنم حسابی برا خودت بزگ و مرد شدی ؟ [خنده][خنده][گل][هورا][دست][گل][دست][شوخی][چشمک][نیشخند][بغل][ منم پس مهد رفتنتو بتبریکم [دست][دست][خنده]خوب خوب من دوست دارم که باهمه دوس بشم فکر کنم توهم دوست خوبی برای من بشی ارش کوچولوی مهد کودکی و دوست دارم که بیشتر باهم دوست بشیم . با لینک موافقی ؟ اگه موافق بودی خبرم کن راستی وبلاگت تا اخر واسم پر نشد نتونستم کاملا همه ی وبلاگت رو ببینم [ناراحت بدوبدوبیا وبلاگم که اگه بیای یه اپ عجیب غریب رو می بینی خوشحال میشم بیشتر باهم اشنا شیم منتظرتم دیر نکنیه هااااااااا [زبان]]

مامان فاطمه زهرا(طاهره)

ای جووونم...من قربون اون چشمات برم که برق میزنه از شیطنت........کلی پست عقب افتاده بودم ..خوندم همه رو..کلی هم ذوق عکسهای وروجک خانو کردم....مامان آرزو مراقب گل پسرمون باش دیگه[نیشخند]

نسیمه-مامان آرتا

آخی !نازی زمین خود ناراحت شدم.انشالله که همیشه با آرامش بره مهد [بغل][لبخند]

مهسا مامان ملودی

بالاخره باز شد پستها عزیزم کلی ناراحت شدم صورت آرش کبود شده انشالا زودتر خوب بشه از طرف من ببوسش این پسرک خوش تیپ و باهوش رو[گل]

ثمانه مامان مهدیار

[قلب][ماچ]قربونش برم من.... سیبیلشو[خنده].... چه بدجور خورده زمین طفلکی[ناراحت] به نظرم...یا موهاشو کوتاه کردین یا خودش جلوش موهاشو کوتاه کرده

شبنم مامان آوین

چه کیف خوشگلی داری[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] فکر کنم موهاش هم کوتاه شده[چشمک]