گردهمائي

earthhug.gif
زمان: پنج‌شنبه ۱۵/۰۹/۱۳۸۶ ساعت: ۱۶
مكان: خانه بازي مجتمع بوستان ميدان پونك
شركت‌كنندگان: آرش وروجك٬ آنديا خانم خوش‌رو و نازنازي٬ فاطمه‌زهرا جون بانمك و دوستش پرنيان جون.
گزارش گردهمائي به روايت تصوير:
earthhug.gif

/>

بعد هم از آنجا با هم رفتيم باشگاه حجاب تمرين تيم سابقم٬ 813.gifكلي من و آرش لذت برديم و صد البته من حسابي افسوس خوردم كه بسكتبال را كنار گذاشتم.845.gif يك عالمه دلم خواست. كاش فرصتش بود دوباره شروع ميكردم و كاش اينهمه تنبلي نكرده بودم. 12.gif
بعد هم رفتيم خانه خاله فهيمه تولد بازي 15.gif
جمعه هم وروجك از ۷:۳۰ شب يكسره خوابيد تا ۵:۳۰ صبح. همزمان خواب ميديدم كه يكي از عكسهاي آرش مربوط به روز گردهمائي بوستان كه بچه‌ها انداختند٬ خيلي زيبا شده و من عكسش را بــــوسيــــدم كه احساس كردم آرش تكان خورد نگو بلند شده و از تختش آمده پائين و پيش ما و من راست راستكي بوسيـــــــــــــــدمش. 06.gif ديگه بغلش كردم و حسابي چلوندمش. خيلي گرسنه‌اش بود. بهش پفيلا و شير و آب و بيسكوئيت ... داديم٬ بعد آماده شدم آمدم سركار. آرش هم دوباره بعد از رفتن من خوابيد. 25.gif
/ 31 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان آرتا

منم افسوس روزهاي ورزشي رو ميخورم!‌بدمينتون!‌وايييييييييييييييييييييييييي ولي ديگه نميشه رفت!‌

فاطمه

سلام ارش قشنگم ميبينم که اين مامان مهربونت خيلی به فکر تفريح وسرگرميته قدرش رو حسابی بدون

هستی جوجو

خوشا بحالت آرش جون که مامان به اين خوبی داری قدرشو بدون

مژگان (مامان آندیا جون)

ما هم از دیدن شما بینهایت خوشحال شدیم و خیلی خیلی بهمون خوش گذشت. از عکسهای قشنگی که گذاشتین ممنون . مثل همیشه محشره .

سارا

آرزوجون چه کيفی کردی نصفه شبی

مامان اكرم

سلام خوب تنها تنها ميريد گردهمايي خب مي گفتين شايد ما هم مي تونستيم بياييم. جيگرطلا رو بماچ

مامان نيروانا

آي چقدر دلم سوخت كه نتونستيم بيائيم آخه يه روز بعداز ظهر پنجشنبه رو بيكار بودم كه اونم تدريس پرش كرد

ارغوان

ارشی جونم خوش گذشت عزیزم؟؟ همیشه به گردش گلم