آرش شیطونک و کنسرت

چهارشنبه شب بعد از دانشگاه آرش را بردم مارینا مال و موهاش را کوتاه کردم. یکدفعه شیطنتش انگار چند برابر میشه وقتی موهاش کوتاه میشه متفکر

مدرسه شکر خدا بزنم به تخته به خوبی داره پیش میره. وقتی تکالیف هفتگیش را نگاه میکنم از تفکری که پشت حل تمرینات شیطونکم هست، غرق لذت میشم. بغل

جمعه صبح آرش حسابی مریض احوال بیدار شد. ناراحت تا ظهر یکسره بالا آورد و لب به چیزی نزد. سبز از ظهر یکدفعه خود به خود حالش خوب شد. خیال باطل

عصر جمعه رفتیم منزل همکارمون خانم شاهرخی، تولد کیمیا جون دخترشون بود و باربکیو و ... آرش یکسره توی فضای سبز جلوی خانه بدو بدو و شیطنت کرد و لذت برد.

آرش و کیان و کسرا (دوقلوهای خانم شاهرخی)

شنبه صبح آرش را بردم کلاس تکواندو و فرانسه. جلسه پنجم هم به خوبی برگزار شد. برگشتم خانه، گفتم یک کوچولو بخوابم و بعد برم دنبالش. یک آن با زنگ تلفن بیدار شدم و به ساعت نگاه کردم وحشتزده دیدم ساعت نزدیک 11 است و من باید 10:40 آرش را برمیداشتم. خلاصه با سرعت نور حاضر شدم و رفتم دنبالش. در این فکر بودم که الان رستوران مدرسه را روی سرش گذاشته، برخلاف انتظارم دیدم ساکت یک گوشه ایستاده و منتظر است که من بیام دنبالش. کلی کیف کردم. همیشه این بچه غیرقابل پیش بینی است. بغل

ساعت 2 رفتیم Emirates Mall برای کنسرت The Singing Kettle که یک گروه اسکاتلندی هستند. آنجا تصادفاً اوستا جون اینا را دیدیم. برنامه خیلی شاد و جذاب بود و وروجکها و صد البته ما بزرگترها هم کلی لذت بردیم. جای همگی خالی. ماچ

و

و

و

 

/ 47 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزاله

ماشالا چه پسمله نازی.چه خنده رو.خوشحال میشم وبلاگ منم ببینی.ماشالا خیلی دوست جون داره.اگه منم لینک کنی خوشحال میشم

مامان تینا و سینا

ماشالله هزار ماشالله مثل همیشه سرحال و پر انرژی با عکسهای خوشگل [بغل][ماچ]

من و فندق

الهییییییییییی! دیگه زود که میخوابه خدا رو شکر و تکالیفشم که درست و با دقت انجام میده! دیگه ماشالله آقا شده آرش جون! از طرف من حسابی بچلونش[ماچ]

لیلا مامان مارتیا

من نتونستم عکسهای عسلک رو ببینم حیف[نگران]

مامان و نی‌نی‌ش

خب دیگه وروجکمون موهاش که کوتاه میشه.. سرش سبک میشه.. میتونه راحت بپر بپر کنه.. [نیشخند] چه کنسرت جالبی بود.. چه آب و رنگی.. شاد شاده [قلب]

یک دسته گل بنفشه

ای جان چه گل پسری و چه مامان خوب و پرکاری که پسرکش رو همه جا میبره. خدا وقت آرزو جون.

پویان و مامان

چه برنامه های جالبی دارید اونجا ها ما که اینجا اصلا از این چیزا نمی بینیم. خوش باشید.

شیرین فروتن

سلام[لبخند] جیگرشو با اون موهای کوتاه کرده اش.[ماچ] می دونی چند وقته نیومده بودم اینجا[ناراحت] خوبی آرزو خانوم خیلی مهربون؟[گل]