گزارش سه روز دوم

از یکشنبه من دوباره رفتم سر کار و تا ساعت شش درگیرم. از شانس ِ مامان اینا روزهای پایان سال است و من حسابی گرفتار کارهای انبارگردانی شرکت هستم.

برنامه روزهای کاری من به این صورت است که من ظهرها ناهار میرم خانه و بعد دوباره برمیگردم شرکت. آرش و مامان اینا هم بعدازظهرها را به استخر، سونا، ورزش و استراحت میگذراندند تا من کارم تمام بشه. بعد از کار میرم دنبالشون و میریم گردش.

یکشنبه رفتیم دبی مال.

و

دوشنبه رفتیم امارات مال.

سه شنبه هم رفتیم آپ تاون مردف و سیتی سنتر مردف

سه روز دوم هم به سرعت برق و باد گذشت. تعجب

/ 32 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
masi

مثل همیشه عکسهای آرش گلی به آدم روحیه میده. آرزو جون خسته نباشی از کارهای آخر سال امیدوارم سال جدید و خوبی رو شروع کنید.[گل][قلب]

مينا

[ماچ]ووووووووووووووووييييييييييييييييي اين پسره چقدر تو عكسا ناناز شده.

سحر

سلام عزیزم.من سحر مامان یزدان جون هستم .مدتیه که به وبلاگت سر میزنم.آرش جونم خیلی دوست دارم مثل گل می مونه. خدا حفظش کنه. منم یه وبلاگ کوچولو برای پسرم درست کردم خوشحال میشم یه سری بزنی.

سحر

راستی عکسهات فوق العاده هستن.معلومه عکاس ماهری هستی البته نباید فراموش کنیم که آرش عسلی هم مدل خوبیه

سمانه

خوب چی میشه منم بذارید تو لینکدونیتون بخدا شما 6 ماهه تو لینکدونی ما هستید [گریه]

مامان بارین و باران

سلام عزیزم...ماشالا چه پسر نازی...من 2تا دخمل 2قلو دارم...شما رو با اجازه لینک کردم...خوشحال میشم بهمون سر بزنی...[ماچ]

هدیه

سلام من 12 سالمه و هر روز میام نگاه میکنم که آپ کردین یانه......خوش به حالتون چه پسری.....اینم وبلاگ های من http://dokhmara123.loxblog.com http://hedyejoon123.persianblog.ir http://hedye123.loxblog.com http://hedyemahmoudi123.loxblog.com http://hedyemahmoudi123.persianblog.ir