ديشب فسقلي و باباش رفته بودند آب تني. وقتي آرشم از حمام آمد٬  تند تند لباسهاش را تنش كردم كه سرما نخوره يك دفعه دلم براش ضعف رفت. همينطور كه تند تند داشتم مي‌بوسيدمش و باهاش شوخي ميكردم٬ يكدفعه ديدم يك خنده خيلي قشنگي كرد و گفت: دوستت دارم.

نميتونم درست شرح بدم كه آنموقع چه احساسي كردم. 06.gif31.gif25.gif

عزيز دلم٬ نازگلم٬ قشنگم٬ نازنينم٬ آرشم من هم عاشقانه دوستت دارم. 11.gif

/ 4 نظر / 7 بازدید
شراره

سلام ارزو جون مرسی از اين که به وبلاگم سر زديد خيليل خوشحالم کرديد.مطالب وبلاکتون خوندم خيلی پسر بامزه ای داريد من که عاشق چشاش با اون مژه هاش شدم،ظاهرا خيلی هم باهوشه، بهتون به خاطر داشتن همچين پسری تيريک ميگم در هر صورت از اشنائيتون خيلی خوشحالم ...ارش قشنگمم عوض من ببوسيدش..

مامان پرنيان

سلام آرزو جون پسرت ماشاالله خيلی خوردنی و خوشگله .خدا برات حفظش کنه .به من هم دوست داشتی سر بزن

نگين

فقط ميتونم بگم چقدر بچه ها شيرينن....

ثريا

سلام ماشاءالله پسر زیبا و شیرین زبونی دارید .