ماجراهاي خونه مامان بزرگ

عشق مامان آرزو

پ.ن:

  • بابا جلال مشغول تلفن صحبت كردن٬ حواسش نبود و پاش را روي ميز گذاشته بود.
  • آرش: بابا جلال؟!! پاتو رو ميز گذاشتي؟!!! 23.gif 
  • بابا جلال: ببخشيد پسرم حواسم نبود 17.gif21.gif

پ.ن:

  • آرش: برديا؟!
  • برديا: اـ
  • آرش: برديا نمي‌گه بله!!! ميگه اـ  35.gif

فسقلي و لپ لپي

پ.ن:

  • هواي اتاق خيلي گرم شده بود عمه مژگان پيش دستي را برداشته بود و داشت خودش را باد ميزد. آرش: عمه مژگان؟!!!! اونكه بادبزن نيستش كه!؟!!43.gif

پ.ن:

  • مامان بزرگ براي آرش يك شيريني گذاشتند و از آرش سوال كردند كه آرش جون يكي ديگه ميخواهي؟!! آرش: نه همين يكي كافيه 06.gif

آرش و برديا

/ 31 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان ماهان2

مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی اون جیگر را هم حسابی بوس بوسی کن.

زینب

کربلا همین اینجاست درد و داغ ما ای دوست از شماره بیرون کم نمی شود هرگز آنچه روز افزون است درد و دل مکن با ما تاب گریه در ما نیست در سراچه موران شبنمی شبیخون است اپم و منتظر حضور گرمت

شهرزاد مامان حسين

سلام خانمی. ممنون از لينکت. چقدر اين پسر شيرين و دوست داشتنيه. چقدر اين عکس آخرش ماهه. خيلی ببوسش عزيزم.

مهدی

سلام آرزو خانم من يه فتو بلاگ دارم ميخواستم لطف کنيد به من هم اين آلبوم متحرک رو ياد بديد.. خيلی ممنون ميشم

مرجان

آفرین و صد آفرین به آرش جون مودب

گيلدا

اخييی قربون حرف زدن اين وروجک مو طلایی برم من راستی آرزو جون من یه خورده بی سوادم من میخوام ping کنم ولی نمیدونم باید چه جوری کنم ؟ اگه برات زحمتی نیست یه کمی منو بیشتر راهنمایی کن مرسی

مامان صفا

سلام عزيزم. چقدر اين دوتا كوچولو نازن. مي خورمشون آخرش. اين آرش خان چقدر با ادب و دقيقه. الهي دورش بگردم.

نازنين

ماشاا... به اين ادب و دقتت . آرش جون يه پا آقا شده مخصوصا؛ كه وقتي كنار بردياست و اشتباهاتشو مي فهمه . كاش پيش دخمل منم بودي تا ازت ياد ميگرفت .

الهام مامان دل آرام

آرزو جان سلام اول از همه اين پسر ناز تو محکم بچلونش دلم خنک شه...بعدشم خواستم بگم خنگ تر از من ديدی ؟!چون نمی دونم چطوری رمز عبورم و عوض کنم و برات ميل کنم؟!