گزارش سفر = قسمت سوّم

دیروز ظهر مهمان عمه اعظم بودیم و شب همان کیمیا جون اینا بودیم. آرش، پارسا، پویا و البته کیمیای شیطون بلا و شیرین زبان رستوران را روی سرشون گذاشته بودند. زبان

بعد هم رفتیم منزلشون و ادامه وروجک بازی.

جای همگی خالی حسابی خوش گذشت ماچ

/ 39 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شبنم مامان آوین

وای عزیزم چقدر این کیمیا خانوم بامزه است ببوسیدش[ماچ] همیشه خندان باشی آرش جان[قلب]

مرجان - مامان شهراد

سلام آرزو جون خوبی؟ وای خیلی وقت بود نتونسته بودم بهتون سر بزنم ماشالا به این وروجک ها یک از یک خوشگل تر خدا حفظشون کنه امیدوارم ایران هم بهت خوش بگذره آرش گل و نازت رو ببوس

جيك جيك

سلام خوش به حال این کوچولوها که هیچ دغدغه اي ندارن ببوس اين گل پسزتو فعلا باي [ماچ][گل]

سحر مامان کیارش

سلا آرزو جون خوبی عزیزم؟[لبخند] همیشه به گردش وسفر اونم از نوع دیدن عزیزان[چشمک]...شاد باشید و سفر حسابی خوش بگذره[قلب]آرش نازت رو ببوس[ماچ][ماچ][خداحافظ]

شهین مامان نوید

سلام خانومی خوبین آرش جون خوبه عکسای نازی بودن همشه شاد و خوشحال باشید منتظرتونم