آرش و بيماري

عروسك مامان

درد و بلات به جونم عزيز مهربونم 05.gif

ديشب وروجك ساعت ۱۱:۳۰ ٬ تو ماشين خوابيد. خانه كه رسيديم من از فرصت استفاده كردم و شروع كردم به اتوكاري و بابا جلال هم معده‌درد داشت و استراحت مي‌كرد.

ساعت ۱:۳۰ داشتم آماده مي‌شدم كه بخوابم٬ ناگهان آرش با سرفه‌هاي وحشتناك بيدار شد٬ درست شبيه خروسك بود و نفسش تنگ بود. خلاصه سريع برديمش بيمارستان كودكان علي‌اصغر كه تشخيص كروپ دادند و تا ساعت ۵ صبح بخور آب سرد و در نهايت آمپول دگزامتازون براش زدند و ۵ آمديم خانه. وروجك شكر خدا خيلي بهتر شده بود. البته هنوز خس خس داشت.

حالا تصور كنين يك مامان و باباي گيج خواب و يك وروجك بلا كه خواب هم از سرش پريده!!!! 14.gif خلاصه تا ۶ باهاش خميربازي كردم و كتاب خواندم. آخر خوابش برد. 28.gif

من و بابا جلال هم الان 37.gif37.gif37.gif  و آرش 28.gif28.gif28.gif

/ 65 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان نيما

از آرش جون ما چه خبر؟خودت تونستی بخوابی؟خسته نباشی

مامان آرتا

خدارو شکر که بيدار بودی و سريع برديش بيمارستان و پسر گل حالش خوب شد

آزیتا مامان آرتین

امیدوارم که هرچه زودتر خوب بشه این نازنین. کلی با عکس هاش حال کردم.

صنم

خسته نباشی آرزو جون... خداروشکر که حالش خوب شد امیدوارم هميشه خوب و خوش باشين

مامان

آخی خدا رو شکر که الان بهتره تو خودت خوبی آرزو جون ؟ آخه بعد از خوب شدن بچه ها مامانا واقعا خسته ن مواظب خودت باش

ثمين

احوال وروجک خوشگل ما امروز چطوره ؟ بهترشده گل پسرمون ؟ مطمئنم امروز ديگه خوبه خوب شده ... يه خبری بده آرزو جونم

اسيه

اخی ايشالله الان که خوبه .من توی اين موارد خيلی هول می کنم .پسر خوشگل مامان

ارغوان و تينا

اخی ارش کوچولو دوباره مريض شد؟. خدا رو شکر که ارش خوب شد.